close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
مرکز مشاوره کنکور علیرضا افشار - 15

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

دسترسی سریع

عضویت در کانال

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 453
    کل نظرات : 27216
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 8
    تعداد اعضا : 11730

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 380
    باردید دیروز : 3,052
    گوگل امروز : 15
    گوگل دیروز : 103
    بازدید هفته : 36,689
    بازدید ماه : 90,549
    بازدید سال : 282,608
    بازدید کلی : 10,037,242

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه

آم


خب همایش انگیزشی _ مشاوره ای 26 آذر (طولانی و کاربردی) ، خیلی داغ و تازه به بهانه نزدیکی به امتحانات نوبت اول سال چهارمی ها برای شما آماده شده است . در این جلسه به توضیح و تشریح اهمیت دوره امتحانات و بهترین کاری که میشه برای کنکور انجام داد تا از تست و آزمون ها عقب نمونی پرداختیم و برای اکثر درس ها و اکثر طیف داوطلبان دانش آموز کنکوری ( از ضعیف تا قوی ) مدل خاصی برای پرداختن همزمان به تست و تشریح

(جمع بندی تک درس) مثال زدم .

در بخش دیگری از این برنامه به مدل سازی مطالعاتی مشابه برنامه فارغ التحصیلان به ایام امتحانات دی ماه کنکوری ها پرداخته شده و در بخش آخر مباحث انگیزشی و چند سوال متدوال ...

اما قبل از دریاقت صوت جلسه مشاوره مون متن زیر بخوانید ....

متن زیبای ارسالی از طرف نازنین زهرا هست .این دل نوشته خیلی با حس نوشته شده


انگار که چیزی تغییر نکرده باشد. هنوز روزها خورشید از سمتِ همیشگی‌اش بیرون می‌آید و شب‌ها از آن سمتِ همیشگی می‌رود و باز پیراهن آسمان، ستاره باران می‌شود. هنوز بلبل‌ها می‌خوانند، گنجشک‌ها در جست‌وجوی غذا، زمین را می‌جویند و در جست‌و‌جوی جفت خویش، دنبال هم می‌کنند. درختان سبز اند و آسمان آبی‌ست. گهگاهی هم ابری، بارانی، بادی شاید. هنوز زمین گرد است و به دور خودش می‌چرخد و به دور خورشید. و باز دوباره باز می‌گردد همان جای قبلی‌اش، همان جایی که بود. هنوز هم سیب را که به آسمان بیاندازیم، هزار چرخ می‌خورد و باز به زمین باز می‌گردد. هنوز حرف گالیله درست است و قانون نیوتن پابرجاست. هنوز هم آدم‌ها دو پا دارند و الاغ‌ها چهار پا. انسان‌ها راه می‌روند، پرنده‌ها پرواز می‌کنند و دوزیستان می‌خزند. هنوز ابریشم را از کرم‌ها می‌گیرند، آن مرد در باران می‌آید، صد دانه یاقوت یک‌جا می‌نشینند. هنوز کبری تصمیم می‌گیرد، چوپان دروغ می‌گوید، گرگ گوسفندان را میدرد، روباه پنیر از کلاغ می‌دزدد، ریزعلی پیراهنش را آتش می‌زند و بابا نان می‌دهد.


هنوز می‌خندم، گریه می‌کنم، نمی‌خندم. خوابم، بیدارم، و دوباره می‌خوابم. می‌نشینم، راه می‌روم، و باز می‌نشینم. درست مثلِ همیشه… اما نه، انگار چیزی در من، و شاید در تمامِ دنیا تغییرکرده باشد. چیزی که نه کسی متوجه آن می‌شود و نه می‌توان به کسی گفت حتی. نمی‌فهمندش. درست مثلِ گفتنِ خاطره‌ی پرواز برای یک مرغ تخمگذار، یا آن پرنده‌ی قفسی که به قفس عادت کرده باشد. یا مثلِ توضیحِ قانونِ پرواز برای یک کرم، پیش از آنکه پروانه شود. گفتن از عشق برای زاهدِ ظاهرساز؟! نباید، نمی‌شود، نمی‌فهمند. اما انگار چیزی تغییر کرده باشد. آری، چیزی باید رخ داده باشد، چیزی شبیه یک فاجعه… انگار که زمین و زمان زیر و رو شده باشد!

به خودم که خوب فکر می‌کنم… هر چه که بود، از ابتدا این نبود. از ابتدا اینطور نبود. این یکی را دیگر مطمئنم. قرار هم نبود اینطور باشد، اما یا بعدا قرار شد، یا قرار بود و ما نمی‌دانستیم. یادم می‌آید روزهایی را که همه چیز معمولی بود. معمولیِ برای آن روزها و رویایِ اکنون. آن روزهای رویایی که معمولی گذشتند، روزهایی که رویایِ غیر معمولیِ حالایمان شد، چیزی شد شبیهِ یک خاطره‌، یک خوابِ خوش. روزهایی که همه چیز درست بود، همه چیز زیبا بود… ما کودک بودیم.
خوب یادم می‌آید، روز اول مدرسه بود. کلاس اول می‌رفتم. چقدر «حمد و قل هو الله» خواندم زیر لب. گفته بودند هفت بار، اما من بیشتر خواندم. فکر کردم اگر چندتایی از آن قبول نشد یا اشتباه شد، کمتر از هفت تا نشود! همیشه بیشتر می‌خواندم، کار از محکم کاری که عیب نمی‌کرد. هر چه بود، من واقعا به آنچه زیر لب می‌خواندم، معتقد بودم. اولین روز مدرسه بود. قاصدکی را که دمِ در مدرسه گرفتار شده بود، با دقت برداشتم و حواسم بود که آسیبی نبیند. و به آرامی فوت کردم. به خیالم نجاتش دادم و در دلم گفتم برایم دعا کن قاصدک… دعا کرد یا نه؟ نمیدانم. آنوقت ها باور داشتم که آن قاصدک برایم دعا کرد… یادم نمی‌آید، حتی شاید صدای دعایش را هم شنیده باشم.

کودک که بودم، کوچک بودم، خوشحالی‌ام اما بزرگ بود. آن وقت‌ها گاهی هم می‌ترسیدم. مثلا دلم هری پایین می‌ریخت، وقتی معلم کلاس اول می‌گفت: بنویسید «زنبق». خدای من، این دیگر چه گلی‌ست! املایش چقدر سخت است! این همه گل، آخر چرا زنبق؟! مثلا سوسن و یاسمن چرا نه؟ یا نیلوفر، لاله، یا بنفشه. یا اصلا زنبق چه جور گلی بود؟ گل‌هایش چه رنگی می‌توانست باشد؟ آیا خودش هم مثل اسمش عجیب و غریب بود؟! یا مثلا من هم می‌توانستم در خانه‌مان یک زنبق داشته باشم؟! و یا مثلا متوجه نبودم، املای «گنجشک» درست‌تر است یا «گنجشگ». زنگ املا بود، معلم می‌گفت و من به گنجشک‌های لب پنجره خیره می‌شدم. تا شاید یادم بیاید گنجشک بودند یا گنجشگ! کاش معلم بیشتر از سه بار تکرار می‌کرد، تا من می‌توانستم بیشتر ببینم… شاید گنجشک‌های لب پنجره هم اسم‌شان را می‌گفتند! یقین داشتم که برای همین پشت پنجره آمده بودند… چقدر ذوق می‌کردم از شمردن تعداد بیست‌های دفتر املا، چه با افتخار ورق می‌زدم. روزهای امتحان، گل بسم‌الله زیر زبانم می‌گذاشتم تا نمره امتحانم بیست شود، همکلاسی‌هایم که می‌گفتند جواب می‌دهد. در کوچه با دوستانم فوتبال بازی می‌کردیم و همیشه‌ی خدا، آرنج یا زانویم زخمی بود. توپ پلاستیکیِ دو لایه درست می‌کردیم و همه‌مان در حسرت توپ چهل تیکه بودیم. از همان‌ها که پسر همسایه‌ی کوچه‌ی آن طرفی داشت! ما بهشان می گفتیم: توپ قانونی! و پیش خودمان به این فکر می‌کردیم، که راستی، چرا پسرهای کوچه‌ی ما، مثل خود ما، توپ قانونی نداشتند تا ما هم با آن بازی کنیم؟ همیشه توپ‌های گران، دوچرخه‌های کمک فنردار و دنده‌دار، دفتر‌های فانتزی و باباهای پولدار، مالِ کوچه بغلی بود! و ما هم چقدر باید التماس می‌کردیم، و منتظر می ماندیم که تابستان برسد و کارنامه‌مان بیست شود، تا برایمان توپ بخرند و ما با آن پز بدهیم و بعدش، به این فکر می‌کردیم که چه خوب، بالاخره کوچه‌ی ما هم توپِ قانونی دارد…

بچه بودیم. کم سواد بودیم. انگار حالی‌مان نبود، در نظرشان احمق بودیم! اما چقدر خوشحال بودیم، خوشبخت بودیم. آدم بزرگ‌ها فکر می‌کردند حالی‌مان نیست، اما خودشان حالی‌شان نبود! ما کلی حالی‌مان بود، کلی بارمان می‌شد. مثلا حالی‌مان بود خنده‌ی از ته دل یعنی چه، خوشحالی بی‌دلیل چه جوریست. حالی‌مان بود لذت ببریم از زندگی‌مان. چقدر با داشتنِ یک توپ، خوشحال می‌شدیم، انگار دنیا را در آن حجمِ گرد به ما داده باشند. حالی‌مان بود قاصدکی را نرنجانیم، که قاصدک‌ها را باید نجات داد. که قاصدک‌ها راستی راستی دعا می‌کنند. قاصدک‌ها را می‌فهمیدیم. آنقدر به چیزی که زیر لب می‌خواندیم معتقد بودیم، که خودِ آدم بزرگ‌هایی که به ما می‌گفتند، نبودند! معجزه برایمان نزدیک بود، محال نبود. به معجزه ایمان داشتیم، در هر حادثه ای منتظرش بودیم، باورش داشتیم که معجزه رخ می‌دهد. و واقعا هم رخ می‌داد. خدا را باور داشتیم، خدا را نه در ارتفاعِ آسمان خراش‌ها، نه در گنبد و گلدسته‌ها، که در حیاط مدرسه می‌دیدیم، در زنگ تفریح، در کنار آبخوری، در کوچه، در زنگ املا، انشا، در نمره‌ها، در بیست‌ها. خدا در لقمه‌هایی بود که با دوستمان قسمت می‌کردیم. صبح با خدا قهر می‌کردیم و شب نشده، آشتی. خدایِ کودکی‌هایمان، مثلِ خودمان مهربان بود. حتی بیشتر از خودمان.

گل‌ها را می‌دیدیم، گل‌ها را بو می‌کردیم، گل‌ها را می‌فهمیدیم. چه زنبق بود، چه هر گل دیگری. گنجشگ‌ها را می‌دیدیم، گنجشگ‌ها را می‌فهمیدیم. حالا چه فرقی می‌کرد که گنجشک می‌نوشتندشان یا گنجشگ؟! چقدر نمره‌ها، بیست‌ها، کارنامه‌ها، زنگ‌های املا، انشا، معلم‌ها، کودکی ما را کوچک می‌کردند… چه ظلم بزرگی… و به جای آنکه در زیر آسمان، لابه‌لای درخت‌ها بدویم و دست بکشیم بر پوست درختان و بر روی چمن‌های مرطوب دراز بکشیم و گل‌ها را ببوییم و قاصدک‌ها را آزاد کنیم تا دعایمان کنند و با گنجشگ‌ها بازی کنیم و برایمان آواز بخوانند، ‌بر روی اجساد درخت‌هایی که به شکل نیمکت در آمده بودند، می‌نشستیم و با صدای معلم که سه بار با صدای بلند تکرار می‌کرد، می‌نوشتیم: گنجشک. می‌نوشتیم: زنبق، درخت، آسمان، کودک، خدا… رویای کودکیِ ما پاره می‌شد، و حنجره‌ی معلم!

بچه که بودیم، بلد نبودیم بنویسیم: «عشق». اصلا، هنوز در کتابِ فارسی، به حرفِ «عین» نرسیده بودیم! عشق را اِشق می نوشتیم. غلط می‌نوشتیم و درست می‌فهمیدیم. وقتی بچه بودیم، راست راستکی عاشق بودیم، اصلا «آشق» بودیم… هر لحظه‌مان عشق بود، عشق می‌نوشیدیم، عشق نفس می‌کشیدیم، عشق می‌نوشتیم، می‌خواندیم. و نمی‌دانستیم… بلد نبودیم برای کسی بنویسیم که عاشقش هستیم، دروغ گفتن بلد نبودیم. و تا از دهان آدم‌ها اسمِ عشق می‌آمد، گونه هایمان گل می‌انداخت و سرمان را می‌انداختیم پایین. با خودمان فکر می‌کردیم که این حرف‌ها مالِ آدم بزرگ‌هاست، زشت است برای ما. خجالت می‌کشیدیم. و واقعا هم که این حرف‌ها مالِ آدم بزرگ‌ها بود. زشت بود برایِ ما! و عشقِ آدم بزرگ‌ها با عشقِ بچه‌ها، تومانی صد زار توفیر داشت… اصلا یک چیزِ دیگری بود برای خودش و فقط اسم‌شان شبیه به هم بود. گفتم که، بچه‌ها، بر خلاف اسم‌شان، خیلی هم حالی‌شان می‌شود…

فاجعه از روزی آغاز شد، که ما بزرگ شدیم و درسِ فارسی‌مان، به حرفِ «عین» رسید! یاد گرفتیم بنویسیم «عشق». یاد گرفتیم عشق خوب است! با نوشتنش می‌توان دلِ ساده‌ای را غنج آورد، قند در دلش آب کرد. با گفتنش می‌توان قاپِ کسی را دزدید! پی بردیم که عشق منفعت دارد، عاشقی سود دارد، لذت دارد: عشق خوب است! که عشق یعنی خنده، یعنی تنها نیستیم، نه درد و اشک دارد و نه دوری و جدایی و تنهایی. یاد گرفتیم چرا و چه وقت و برای چه کسی گل بخریم. گلِ سپید از برایِ مرده بر سرِ مزار بردیم و گلِ سرخ از برای ربودنِ دلِ تازه واردی. همه‌ی کارایمان هدف دار بود، ما نقشه می‌کشیدیم، ما داشتیم آدم بزرگ می‌شدیم…

زنبق فراموش شد، یاد گرفتیم که می‌شود با دسته‌های اسکناس سبز، دسته دسته گل‌های سرخ و سپید خرید. بی آنکه مثل کودکی‌هایمان، خم شویم، لمس کنیم، ببوییم و علف هرزِ لب جوب، یک گل معمولی را با عشق، با دست بچینیم…

یاد گرفتیم که خواهر بنویسیم و خاهر بخوانیم. خورشید بنویسیم و خُرشید بخوانیم. عشق بنویسیم و…. آخ، آخ از آدمی که عشق را عشق نمی‌خواند. که عشق را نمی‌فهمد، نمی‌داند، نمی‌بیند…

از بازی با عروسک‌های کودکی‌هایمان، تنها دماغ‌ عروسکی یادمان ماند. فهمیدیم دماغ را می‌شود عمل کرد! می‌شود زیبا شد! کفش پاشنه بلند، قد را بلندتر نشان می‌دهد! آرایش چشم، چشم را بزرگتر جلوه می‌دهد! یاد گرفتیم که ظاهر خودمان و آدم‌ها چقدر مهم است. یاد گرفتیم که ارشد از کارشناسی بهتر است و کارشناسی از کاردانی! چرا؟! که هر چه بالاتر، بهتر! جز آن، دیگر چیزی نداشتیم که به آن برسیم. یاد گرفتیم که ماشین شاسی بلند، با کلاس‌تر است، چون گرانتر است. یاد گرفتیم که صفرهای حساب بانکی چقدر مهم است و صفر اصلا عددی بی‌ارزش نیست! اصلا ارزش‌ها در عددها خلاصه شدند، عددها ارزش شدند، ارزش‌ها بی ارزش. و شروع کردیم به همدیگر را متر کردن: قد، وزن، سن، مدرک، پول، مدلِ گوشی، زیربنایِ ساختمان، نمره، معدل کل…

دلم برای کودکی تنگ شده… برای آن معصومیت‌های دوست داشتنی، برای روزهایی که زندگی می‌کردیم، می‌خندیدیم، می‌رقصیدیم، می‌فهمیدیم. چقدر آن گل‌هایی که از لبِ جوب و پیاده‌روها می‌چیدیم، قشنگ بودند… واقعی بودند، راستی راستی که گل بودند، عشق بودند… گل‌هایی که می‌چیدم، همیشه تقدیم به مادرم می‌شد. چقدر ذوق می‌کردم از گل دادن به مادرم، همین که خوشحال می‌شد، انگار دنیا را به من داده باشند… چرا بزرگ که شدم، یادم رفت… چقدر کودکی خوب بود… چقدر بغل شدن خوب بود… بوسیدن، چقدر این بوسیدن خوب بود… چقدر خوابیدن با صدای لالایی مادرم خوب بود. چقدر بیست گرفتن خوب بود، چقدر مدرسه خوب بود، دلم برای حتی غصه‌هایش هم تنگ شده، برای همان زنگ‌های خشک انشا. اصلا زنگ انشا می‌ارزید، به زنگ‌های تفریح‌اش…

دلم برای توپ پلاستیکی دولایه تنگ شده… که می‌گذاشتم اولی کم‌باد شود، بعد پاره و جلد آن یکی می‌کردم… دلم نمی‌آمد توپ نو را پاره کنم که. دلم برای حسرتِ یک توپ قانونی تنگ شده… دلم برای بسته‌های چیپسِ مغازه‌ی آقای کتابعلی تنگ شده. همه چیزش در خاطرم مانده، آرد نخودچی‌های روبروی دبستانم، که با ذوق وقت برگشتن ازمدرسه می‌خریدم. داخلِ بسته‌های نایلونی بودند و باید با نی هوورت می‌کشیدی بالا، چقدر خوشمزه بودند… دلم برای آن روزی که اولین بار از مغازه‌ی کتابعلی نوشابه خریدم و همانجا داخل مغازه خوردم، برای روزی که فکر کردم مرد شدم، برای آن نوشابه‌ی مشکی شیشه‌ای تنگ است… خوب یادم هست که حتی خوردنش به تنهایی برایم سخت بود و به چه جان کندنی تمامش کردم و مرد  شدم.

 

یادم هست یکبار که یک جفت جوجه رنگی خریدم و گربه خورد، مگر آرام می‌شدم از بس که گریه می‌کردم. انگار یکی از اعضای خانواده‌ام بوده… قشنگ خاطرم هست، به یادِ غذا خوردن و نوک زدنش و بازی‌هایمان که می‌افتادم، وقتی تصور می‌کردم پاهای کوچکش را بر روی دستم گرفته بودم، گریه امانم نمی‌داد. مگر راضی می‌شدم، که برایم یک جوجه دیگر بخرند! بچه بودم، نفهم که نبودم! هیچ جوجه ای برایم آن جوجه نمی‌شد، من با او خاطره داشتم، نه با جوجه‌های دیگر… خاطره که خریدنی نبود. و آرام می‌گرفتم مگر؟! انگار دیروز بود، های های گریه بود که می‌کردم با بغض: «من جوجه می‌خوام، من جوجم رو می‌خوام، جوجه‌ی خودمو می‌خوام… جوجم… جوجم رو گربه خورده… جوجم رو چرا نبردم پیش خودم بخوابه، مامان؟… چرا شب خوابیدم، تنهاش گذاشتم، پیش خودم بود اگه، صداش رو میشنیدم، نجاتش می‌دادم… دلم براش تنگ شده مامان… من جوجم رو می‌خوام مامان… جوجم کجاس، مامانی جوجم الآن کجاس…» و همینطور در بغلِ مادرم گریه می‌کردم. گفتم که، بچه که بودم، خیلی بارم بود، خیلی حالی‌ام می‌شد… حالا اگر می‌خواهید اسمش را بگذارید حماقتِ کودکانه، من واقعا دوست دارم آنطور احمق باشم. که اگر نبودم که دوباره برایِ خاطره‌اش گریه‌ام نمی‌گرفت. بعد از آن، هیچوقت دوباره جوجه نخریدم، می‌ترسیدم بمیرند، می‌ترسیدم دوباره دلم بسوزد.
دلتنگم شدید، احساس می‌کنم جایِ من اینجا نیست… دنیایِ من جایی آن‌سویِ زمان‌هاست، دنیای من در پشتِ خاطره‌ها جا مانده… جایِ من اینجا نیست، جایِ من در آن خنده‌های کودکانه خالی‌ست… نه، من هیچ چیز نمی‌خواهم… فقط دوچرخه کودکی‌هایم را پس بدهید… آن چکمه‌های ‌سیاه‌رنگِ ارزانم را… که کِیف می‌کردم با آن داخلِ چاله‌های آب بروم و ذوق کنم که: دیدی، دیدی! داخلِ آبم، اما پایم خیس نشد! من توپم را می‌خواهم… همان پلاستیکی دو لایه را… که توپ اولی را هم حتما اول حسابی بازی کنم تا پنچر شود، بعد جلدِ آن یکی کنم… من جوجه‌ی رنگی‌ام را می‌خواهم… قول می‌دهم دیگر تنهایش نگذارم… من فقط یک بسته، یک بسته از آن آرد نخودچی‌های داخل نایلون را می‌خواهم، فقط یک شیشه از آن نوشابه، یک تکه از آن چیپس خانگی که کتابعلی می‌فروخت… اما افسوس. همه چیز، چه زود تمام شد. کتابعلی هم مُرد…

آه، چقدر گذشته و حسرتِ از دست دادن آزارت می‌دهد! بیا دست برداریم… دست برداریم از حسرت، از رویا بافی، از شعر و ترانه، از نوستالژی و خاطره. بیا تا سروده شویم، بیا ترانه‌ی کودکی را هم‌آواز شویم، بیا با هم، رویا بسازیم، رویا شویم. بیا تا خاطره‌ را تکرار کنیم. بیا، بیا برگردیم… اگر که دلتنگیم، می‌توانیم برگردیم. تا خاطره‌ها، تا دبستان، تا آن نیمکت‌های سه نفره‌ی چوبی، تا کودکی، تا پاکی، تا مهربانی، تا خدا راهی نیست… می‌شود کودک شد… در پشتِ یک میز، در قامتِ یک مرد، کودک شد. می‌شود زیبا شد… می‌شود برگشت… می‌آیی دوباره کودک شویم…؟ 


دی ماه و امتحانات نوبت اول !! تست یا فقط تشریحی ؟؟


چگونه دی ماه را به سکوی جهش پیشرفت خود تبدیل کنیم ؟


اگر هیچ کس نیست، خدا که هست

به علاوه خدا بودن یعنی منهای همه مشکلات و سختی ها


دانلود همایش تداخل موثر امتحانات ترم اول و کنکور




به علت تنگی وقت و کثرت مشاوره های خصوصی و دیگر برنامه های مشاوره ای خواهشمندم فقط در قسمت نظرات سایت سوالات تون بپرسین و از تماس و ارسال پیامک سوال خودداری کنید ؛ خوشحال میشم که بتونم به اینجا برای همه به سوالات مشابه شما پاسخ بدم و یا در صورت نیاز شما و وقت بنده بصورت تلفنی و مفصل در مورد مشکلات و سوالات شما را مشاوره کنم . پاسخ به همه سوالات سایت جمعه 28 آذر


  • 4698 نفر
ادامه مطلب


نگاهم که به تقویم میفته نا خوداگاه اشک تو چشمام جمع میشه ؛ نمیدونم واقعا به کی بدهکارم ! به پدرم که با اون تاکسی قراضه تو خیابون های تهران گز میکنه واسه چندرغاز پول ، یا مادرم که همیشه سر نمازش دعا واسه عاقبت به خیر شدن من و داداش کوچولوم میکنه و از همه مهمتر خدایی که معلوم نیست چرا منو با هزار امید و آرزو آفریده و الان شاید خودش هم از اینکار راضی نیست ؛ و شادی حتی بدهکار خودم ...

حس عجیبی دارم ، حس نشستن دوباره در کافی نتی که پارسال همین موقع ها برای ثبت نام کنکور 93 داشتم ، البته فرقش اینه که امسال کنکور از 19 بهمن هست ولی برای من هفته سوم آذر تداعی کننده همه اون خاطره هاست . کی باورش میشد ،، من با کلی سابقه خوب و درخشان کارم به اینجا برسه .. کارم به اینجا بکشه و درجا متوقف بشم ؛ واقعا زجر اوره که نه مثل بقیه عشق و صفا کردم و نه مث بچه آدم نشستم کنج خونه درس هام بخونم ... تهش  که چی ...

خیلی تنها شدم ، خیلی زیاد ... فقط هستم چون زنده ام ... این زندگی رو نمیخوام ، زندگی که حتی پشه ها هم اطراف من رو منطقه پرواز ممنوع کردند ، زندگی که از اول صبح با صدای جارو کشیدن مامور شهرداری در کوچه مون شروع میشه و میگه از الان دیگه خیلی دیره .. همه برگ های درخت ها ریخته ، یعنی پائیز هم داره تموم میشه ، کاش میشد تابستون بود ، کاش میشد هنوز هم از پنجره اتاق چهار تا دونه برگ سبز دید و جون گرفت ؛ آه ... مم م .

خودم گم کردم ... خیلی بدجور ، نمیشه دیگه راجبش با کسی حرف زد و باید همش صورتک لبخند تصنعی رو برای عدم کنجکاوی دیگران به همراه داشت ؛ والا نمیدونم واقعا قیافه کنکوری ها به دکتر توکلی چقدر شباهت داره که هرکسی مارو می بینه میگه چه خبر از کنکور ...



اما به یاد جمله ای از استاد افشار افتادم که می گفتن : " باید اول گم بشی تا بتونی خودت پیدا کنی ؛ پیدا شدن معنایی نداره ، مگر اینکه قبلش گمراهی در کار باشه . "

انسان برای آموزش دیدن و آموختن پا به این دنیا گذاشته و از اول بسم الله اگرچه خیلی چیزها سر جای خودش هست ولی اون به قوانین جهان خلقت پیرامون خودش پی نبرده ، اما کم کم می بینه ، تجربه کسب می کنه ، یاد میگیره و در نهایت خودی نشون میده و دیده میشه .

اینکه کسی بخواد درست از غلط تشخیص بده عالیه ولی اینکه تصورش این باشه از اول باید درست جلوی پاهاش قرار بگیره و خیلی بی زحمت و بدون امتحان خودش در صراط مستقیم ببینه و یکه تازی کنه خیلی فکر اشتباهی هست . پس در یک جمله باید خاک جاده رو خورد تا راننده شد ؛ بزرگترین و موفق ترین انسان ها هم دوران نقاهت و حالت گذار خاص خودشون داشتن ، یعنی همون وقتی که خبری از شکوفایی استعدادها و پیشرفت شون نبوده و یا حتی در مسیری اشتباه گام برداشتن و گم شدن .. !!

ولی گم شدن جا ، متوقف شدن کجا ؟؟ !!!

اینکه بخاطر حرف های مایوس کننده عده ای بخوایم دست از تلاش بکشیم ، یعنی اینکه کنترل از راه دوری داریم که مثل یک اسباب بازی آماده فرمان برداری از دیگران هست .

اینکه بخوایم مثل خیلی ها روی آدم تنبل قبلی حساب باز کنیم ، خب معلومه استرس میگیریم که نکنه نشه .


 اینکه نخوایم مثل خیلی ها بخاطر وسوسه های موجود ، مسیر مون منحرف کنیم خیلی هنره !



هیچ شکی تو این قضیه نیست که الان 22 آذر هست (شنبه مصادف اربعین امام حسین (ع)) ، میدونم که بعبارت ماشین حسابی خیلی هاتون الان 5 ماه و بیست و چند روز و چند ساعت داره از روز شمار کنکور 94 میگذره و هنوزم که هنوزه به اون ثباتی که مد نظرت هست نرسیدی ؛ اما منه افشار از کودکی با تاریخ و زمان مشکل داشتم و دارم . همیشه این سوال در ذهنم هست که اگر امروز شنبه هست ، از کجا می دانم که حتما" شنبه هست ؟ من که از ابتدای خلقت نبودم که مطمئن باشم ! شاید تو هم مثل من قبول داری که حتی تاریخ نگاری بشر هم با فراز و نشیب های مرگ مورخان یا عدم کتابت ، جنگ ها و بارها از بین رفتن اسناد تاریخی و نسخ خطی همچین منبع قابل استنادی نیست .

پس حالا نمیشه مثلا این 5 ماه و بیست و چند روز رو بشر اشتباه حساب کرده باشه و الان و امروز باشه شنبه ... 1 تیر و همه چیز ایده آل و از صفر ....

ی قدری فکر کن ... آرمانی بنظر میرسه ؛ مگه نه ؟

تاریخ و ساعت و تقویم ، فقط توافقی هست ، بین انسان ها و طبیعت فقط به چرخش زمین به دور خورشید و شب و روز و فصل ها معتقد هست و تقویم ما آدم ها برایش هیچ اهمیتی ندارد . حتی این مثال در مورد تاریخ تولد هم صادق هست ، مثلا کسی که 21 آذر سال 1392 به دنیا آمده آیا واقعا الان یکسال دارد ؟ اگرچه ما عادت داریم  نقطه شروع عمر رو از تاریخ تولد فرد اندازه بگیریم ، و هرسال در فلان روز خاص برایش تولد بگیریم ؛ اما جالب اینه که قبل از نقطه صفر شناسنامه ای ، تک تک ما در دوران جنینی 9 ماه پر فرتز و نشیب در رحم مادر زندگی کردیم و قبل از آن هم تک تک سلول های سازنده ما در بدن اجداد و نیاکان ما وجود داشته و این یعنی ما زنده بودیم . !!

مهم نیست که امروز دقیقا چه روزی از خلقت جهان و کدامین لحظه از تولد توست و چقدر از کنکور گذشته و خیلی از آمار و تاریخ های ساختگی دیگه ... مهم اینه که اگر همین امروز با تلاش وقفه ناپذیر و با بیدار خوابی ها پشت سر گذاشتی و یک روز معرکه و بیست برای خودت ساختی ، برنده ای و شایسته تحسین و تبریک هستی . هیچ چیز مطلق نیست ،، تو هم نسبی به محیط پیرامونت نگاه کن و کوچکترین نشونه های مثبت بگیر و ازشون بزرگترین تغییرات بساز ....

مشاور تلفنی کنکور استادافشار

مثل این ماهی ها فقط ی ذره زاویه دیدت تغییر بدی و ببین که میشه از این ناب هم فرصت هم استفاده کرد ... میشه تو روزهای بارونی هم خورشید تابان دید و از نگاه کردن به رنگین کمون موفقیتت لذت ببری .

 

کمتر آدمی میشه پیدا کرد که به جای غذای مرتب و منظم ، دلش بخواد که یک نفر دیگه غذا را بجود و آماده بلعیدن کند و بعد به او تحویل دهد تا راحت و بدون زحمت ببلعد . اما نمیدونم چرا بیشتر آدم ها دلشون میخواد برای رسیدن به " موفقیت " و بخصوص در زمینه کنکور یک نفر راه را تا آخر برود و برای آنها مثل غذای جویده شده در عرض چند جمله موفقیت را برایشان ارائه دهد و آنها هم به موفقیتی بزرگ نائل بشن . شاید برای همین هست که کتاب ها ، سایت ها ، برنامه ها تلویزیونی و جزوات و ... در نقش کاتالیزگر زیاد این روزها تبلیغ میشن و این همون جاست که اسمش میذارم حلقه گمشده موفقیت در کنکور که صد در صد خودت هستی و خودت.



لینک تماشای ویدئو انگیزشی جذاب



دانش آموزان کارگاه های مشاوره ای و کنکوری های 94 به علت تنگی وقت و کثرت مشاوره های خصوصی و دیگر برنامه های مشاوره ای خواهشمندم فقط در قسمت نظرات سایت سوالات تون بپرسین و از تماس و ارسال پیامک خوددادری کنید ؛ خوشحال میشم که بتونم به اینجا برای همه به سوالات مشابه شما پاسخ بدم و یا در صورت نیاز شما و وقت بنده بصورت تلفنی و مفصل در مورد مشکلات و سوالات شما را مشاوره کنم .

 ارسال پیامک "وقت مشاوره" به خط خودم (09358960503) = تعیین وقت 30 دقیقه مشاوره تلفنی هزینه 25 هزار تومان


  • 6269 نفر
ادامه مطلب


به همت جهاد دانشگاهی استان البرز با یکی از طولانی ترین برنامه های مشاوره تحصیلی رایگان در خدمت شما هستم ؛ طبق برنامه ریزی قبلی حدود 90 دقیقه کارگاه رو با ریز موضوعات پیش بینی شده رو خواهیم داشت و مابقی زمان رو به سوال جواب دانش آموزان و داوطلبان کنکور اختصاص خواهیم داد .


موضوعات مورد بحث در این جلسه مشاوره : 


_ آیا دی ماه برابر 1 ماه توقف کنکوریها و صرفا" پرداختن به مطالعه تشریحی امتحانات

هست ؟

_ اهمیت نمرات امتحانات نوبت اول و دوم در روند کاری شما چقدر است ؟

_ فارغ التحصیلان در این ماه جبران عقب افتادگی ها چگونه مطالعه کنند ؟

_ چگونه در دی ماه هم تشریحی برای امتحانات ترم و هم تستی برای کنکور بخوانیم ؟

_ در فرجه های قبل از امتحانات بهترین کاری که میشه انجام داد چیه ؟

_ آیا در ماه امتحانات نوبت اول سال چهارم زمان پرداختن به دروس پایه هم وجود دارد ؟ کدام دروس ؟

و اهمیت کسب معدل بالا در امتحانات نوبت اول مدارس برای سومی ها و تقویت بنیه علمی آنها برای امتحانات نهایی 





همایش بعدی استاد افشار چهارشنبه این هفته برای اعضای محترم سایت ایمیل می شود .
در صورت عدم عضویت در سایت سریع تر از اینجا اقدام کنید


امیدواریم با شروع مجدد فعالیت های انجمن سایت در قالب فضایی دوستانه و صمیمی بهم کمک کنین و با ارائه محتوا مفید و موثر مشاوره ای ، جزوات مختلف ، اخبار کنکور و .... از دیگر سایت ها و با ذکر منبع به هرچه پویاتر شدن انجمن خودتون کمک کنین .


  • 2049 نفر
ادامه مطلب

جزوه عربی 2 و 3 گام اول گزینه دو

گام اول گزینه دو ، ویژه کنکور 95

 

 

شامل آموزش مباحث : ترجمه و اسم و فعل و ترکیب و  انواع اعراب و عدد و نواسخ و حال و مفعول مطلق و تمییز و مفعول فیه و منادی و مستثنی و اعلال

 


حجم فایل : 1.95 مگابایت
پسورد فايل فشرده : www.konkur.in

  • 1254 نفر
ادامه مطلب

حتما" تا پایان بخوانید

به اضافه خدا بودن یعنی فارغ از هرچه که غیر اوست


تا حالا برات پیش اومده که احساس کنی بعد از چند روز همه انگیزه های قشنگت برای ادامه مسیر تا رسیدن به موفقیت در کنکور فرو کش کرده و شدی یک مرده متحرک ؟

آیا فکر نمی کنی که انگیزه ها یا همان نیاز روحی ما هم مثل نیاز جسمی نیاز به تغذیه خاص خودش داره ؟

تا حالا تجربه داشتی که مثلا" بعضی روزها بخاطر عدم پاسخ به پرسش ساده کلاسی توسط دبیر یا نتیجه آزمون ضعیف و نفهمیدن درس سر کلاس کنکور و ................ حال و احوالت بدجور گرفته بشه و انقدر ترد و شکننده بشی که دیگه احساس کنی بدتر از این نمیشه و تو هیچی نیستی  ؟

چرا یک نتیجه برای دو تیپ مختلف ، معنای متفاوتی داره ... مثلا عده ای روزهای بارانی دوست دارند و عده ای هم از اون بیزار هستند و میگن خراب هست و کلا" کار و زندگی شون تعطیل می کنن ؟

چرا مشاهده نتیجه نه چندان خوب آزمون آزمایشی برای بعضی ها میشه کوله باری از ناراحتی و دق و دلی و دنبال چسباندن الفاظ توهین برتنگیز به خود ؛ مثل ختگ و بی استعداد و ....

ولی مشابه همان نتیجه آزمون برای بعضی ها میشه آئینگی شرایط فعلی و ضعف های موجود و تلاش برای هرچه بهتر کردن شون تا روز کنکور که انشالله دیگه مرتفع بشن و نخوان سرجلسه اصلی عرض اندام کنن و ما رو به چالش بکشن .


چرا دو نتیجه مشابه دو بازخورد متفاوت رو داره ؟ مشکل کار از کجاست ؟ چرا با شنیدن یک پیشنهاد طمع برانگیز عده ای برای بیمه قبولی و تضمینی در کنکور میلیون ها هزینه می کنن و آخرش هم هیچی و عده ای هم تا این پیشنهاد می شوند کلاه شون قاضی می کنن که کنکور راه دور زدن نداره و در صراط مستقیم شون باقی می مونن ؟

چرا وقتی مدرس در کلاس با بزرگ نمایی و اغراق یک راه حل ساده ( که در دو تا کتاب تست آموزشی سرچ کنی عینا" پیداش می کنی ) رو برای حل مساله پیشنهاد میده ، با جهالت تمام فکر می کنی که الان فقط تو این رو بلدی و بقیه قاطی باقالی ها هستند .


آیا پاسخ همه این پرسش ها ناشی از جهل و کم ظرفیتی نیست ؟ 


آیا میشه با ی قدری دو دو تا چهارتا درست و حسابی بد و خوب ازهم تمییز داد و در بی راه هایی که سالانه ده ها هزار نفر از کنکوری ها رو در دام صیادان و دلالان مسیر موفقیت شما قرار میده رو شناسایی کرد ؟


برنامه ریزی رایگان کنکور


آیا میشه با مسئولیت پذیری و اتکا به خود ، و برنامه شخصی درست به رویای خودت رنگ واقعیت بزنی ؟


آیا میشه طول و عرض همت و تلاش ، وسعت فکر و چهارچوب انتظارات از خودت انقدر گسترده کنی که دیگه کنکور در اون گم باشه ؟

الان که چند ماه از کنکور میگذره آیا تو هم بامن هم عقیده شدی کتاب و کلاس و آزمون و این همه بحث داغ منابع روی اون مانور میدن هیچ کدوم پیش شرط و لازمه رسیدن به موفقیت نیست ؟


لینک جالب دکتر عباسی


 قبول داری خیلی از رتبه برترهایی که در مجله آزمون و برنامه های تلویزیونی بهت نشون میدن حرف های زیادی از شب زنده داری ها ، درس خواندن و نفهمیدن ها ، قید خیلی مسائل حاشیه زدن ها و خارق العاده روز به شب رساندن ها دارند ولی متاسفانه با چند سوال کلیشه ای و تبلغاتی که "" چی خریدم و چی شدم !  "" محدودشون می کنن ؟


قبول داری کسی که محتوا بشناسه شیمی و زیست رو از آبی قلمچی نمیخونه و میدونه بی علت نیست که فقط پرفروش ترین کتاب فیزیک کنکور بازار گاج میکروطبقه بندی هست و نه لزوما" همگی کتاب های میکرو ؟

(پس چرا اسیر تبلیغات نابجایی میشی که الان اندازه 4 تا کنکوری کتاب و منابع جمع کردی و نمیدونی چیکار کنی با این همه سردرگمی و بایزم به فکر خرید منابع جدید هستی تا مشکل ات حل بشه ؟ !!)


همان طوری که الان خیلی ها آرزو می کنن ای کاش الان نیمه مهر ماه بود و از اون موقع خوب شروع می کردم و وقتی واقعا" نیمه مهر بود در حسرت این بودن که کاش از بعد ماه رمضان در تابستان استارت زده بودم و الان چند ماهی گذشته و .... الان هم اگر چهارچنگولی بهش نچسبی و فکر کنی از الان نمیشه ...چندماه بعد حسرت اش رو میخوری .

 اعتقاد دارم که خدا به هرکس بارها فرصت پول دار شدن ، مطرح شدن ، بهترین بودن و ... میده ؛ این لطف اش شامل حال خیلی هامون میشه ، ولی ما در لحظه نمی دونیم که گوهر گرانبهایی داریم وقتی از کف رفت حسرتش روی دل مون سنگینی میکنه ...

پس واقعا افکارت نیاز به واکشی دارند و من هنوز بهت امیدوارم که بتونی به بهترین ها برسی عزیزجان .


امیدوارم که روزهای زندگی ات سرشار از تلاش های مثبت و منطق بر خط راست ، در جهت رسیدن به خدای یگانه و مهربان باشد .


دانلود کارگاه مشاوره کنکور این هفته



مشاوره تحصیلی تلفنی دکتر افشار

در حقیقت بهانه قرار دادن کلاس های مشاوره ای و مقالات آموزشی و پاسخ به پرسش های سایت ، این بود که به دلایل مختلف با برخی از بچه های شهرستان در کارگاه ها و همایش های مشاوره کنکور فقط یک یا چند بار در سال آشنا شدیم و از آنجایی که دوست نداشتم این زنجیره مثبت و فعال از بین بره تصمیم گرفتم که بطور جدی همگی آنها را به شرکت در کلاس ها و حضور مجازی در بحث های مشاوره ای دعوت کنم ؛ اما به حمدالله با استقبال که در اینترنت از این نوآوری شد ، قوت قلبی گرفتم تا برای چندسال این کار رو ادامه بدم و همیشه و هر لحظه نظرات و ابراز لطف شما دلگرمی فعالیت های هرچه بیشتر و بهتر به من میداد ؛ اما یک خواهش کوچیک و آن هم اینکه بی اغراق به دلیل استقبال زیاد کنکوری ها از مشاوره های حضوری و به خصوص تلفنی بنده وقت زیادی برای پاسخ به پیامک ها و ایمیل های خصوصی شما ندارم و ترجیح میدم سوالات غیرفنی و متداول خودتون با دانلود

بانک سوال جواب و جواب های مشابه سایت برای دیگر کنکوری ها ببیند و در غیراینصورت سوالات خود را در نظرات زیر هرپست سایت مطرح کنید تا حداقل پاسخ های من جنبه همگانی پیدا کنه و شاید سوال مشترک خیلی های دیگه هم باشه . مانا و برقرار باشید

  • 5983 نفر
ادامه مطلب

 

کنکوری ها برای باید بدانند


school university 400x400 250x250 کنکوری ها برای موفقیت باید بدانند (قسمت اول)


کنکوری ها برای موفقیت باید بدانند : دانشجو کنکوری باید دارای چه ویژگیهای باشد که بتواند در سراسری رتبه مناسبی را از آن خود کند ؟! این سوال و سوالاتی از این دست به نوعی بدنبال یافتن یکسری اصول اساسی است که هر دانشجو کنکوری باید خودش را در مسیر آن قرار دهد . در واقع اگر ما بخواهیم در هر موضوعی یک کار جدی داشته باشیم باید خودمان را در مسیر اصلی آن موضوع قرار دهیم . دانشجویی که می‌خواهد وارد یک رشته ورزشی شود . از لباسش گرفته تا نوع تمرینات ورزشی و نحوه تغذیه اش باید دقیقا در جهت آن رشته ورزشی خاص باشد تا نتیجه دلخواه خود را بگیرد و گرنه اگر بخواهد یک روز در این وضعیت باشد و روز دیگر خارج از آن ، مطمئنا نتیجه ای نخواهد گرفت . پس از همین امروز بیائید خودتان را در مسیر قرار دهید امّا حتما سوال خواهید کرد که ما سعی کرده ایم طی این مقالات شما را با قوانین اصلی [[ اصول و روش زندگی کنکوری ]] آشنا سازیم تا شما عزیزان هم با بکارگیری آنها آرام، آرام در این مسیر قرار گیرید .

اصل یکم : امسال باید حس کنکور داشته باشید . یعنی هر کس شما را ببیند باید از سر و وضعیتان ! بفهمد که شما امسال کنکور دارید . قبلاهم گفتم که باید از روحیه و تصورات سال های پیش بیرون بیایید . کارهای جانبی را کم کنید . بطوریکه به این باور برسید که امسال تنها یک کار تعریف شده دارید و آن هم درس خواندن است باور کنید بسیاری از چیزهایی که ما در زندگی خودمان ساخته ایم و برای خودمان مهمشان کرده ایم ، آنقدر ها هم که فکر می کنیم بزرگ نیستند و به راحتی می توان از کنار آنها گذشت .

اصل دوم : در شرایط معمولی ، یک دانشجو در سن و سال شما ، حدود 7 الی 8 ساعت خواب لازم دارد و به طور طبیعی ، 3 تا 4 ساعت وقت شما را در شبانه روز صرف کارهای روزمره می شود . آنچه که باقی می ماند با توجه به اصل یک ، قاعدتا باید ( یعنی می تواند ) صرف درس خواندن شود ، اشتباه نکنید ، نمی خواهم بگویم در شبانه روز باید اینقدر درس بخوانید بلکه باید حواستان باشد که چقدر فرصت برای درس خواندن در هر روز دارید. آنچه که میخواهم به شما بگویم این است که مرتباً از این وآن نپرسید چند ساعت در روز باید درس خواند ؟ بلکه سعی کنید حداکثر بهره برداری از وقت و زمان را داشته باشید .

اصل سوم : در طی این یک سا ل هیچگاه و تحت هیچ شرایطی با خودتان مدارا نکنید و خودتان را تحویل نگیرید ( با توجه به اصل دوم ) . مثلا الان خسته ام و یا اینکه بازدهی ندارم و از این قبیل حرف ها . ( در مورد افزایش حجم کار و مدت درس خواندن بعداً بیشتر صحبت میکنیم ) .

اصل چهارم : رهرو آنست که پیوسته رود .( آهسته ذکر نشده ، شاید بد آموزی داشته باشد !!!) این سال آخر یک مسابقه ماراتن است . نظم و برنامه ریزی مناسب حرکت سنجیده و متناسب ، عدم تحمیل فشارهای ناگهانی و برنامه ریزی عجیب و فشرده . شناختن توانایی و استعداد خودتان در انجام کارها و درس خواندن ( با توجه به اصل 3 ) همه و همه لازم است . هر چقدر هم درگیر درس می شوید ، باید مراقب وضعیت غذایی و خورد و خوراک و خواب خودتان باشید . باز هم تاکید می کنم این یک مارتن است و تنظیم انرژی ، اجتناب ناپذیر .

اصل پنجم : در ادامه اصل 4 و اینکه باید یک روند معقول و پیوسته و یکنواخت در درس خواندن داشته باشید ، مطلب دیگری را نیز باید مد نظر داشته باشید ، آنهم داشتن یک روند معقول در برنامه ریزی است . بسیاری از دانشجویان هستند که اول هر هفته و یا هر ماه تصمیم می گیرند درس خوان شوند ( و یا با خواندن این مقاله ، یک دفعه تصمیم می گیرند درس خوان شوند) . این تصمیم گیری معمولا با یک برنامه ریزی سنگین برای همان روز است . مثلا دانشجویی که تا دیروز روزی 2 ساعت هم نمی توانسته درس بخواند ، یکدفعه از اول ماه که تصمیم به درس خواندن گرفته ، نیت می کند که همانروز اول 15 ساعت درس بخواند . بدیهی است که این کار شدنی نیست به علاوه آنکه عدم انجام آن ناراحتی نیز ایجاد می کند ( به قول معروف سنگ بزرگ علامت نزدن است ) پس حواستان باشد که در برنامه ریزی و تصمیم گیری نیز باید یک روند معقول و شتاب مناسب داشته باشید .

دانشجویانی که مشکلاتی در درس خواندن دارند و یا اینکه به کم کاری عادت کرده اند . بدانند هیچ چیز یک شبه درست نمی شود . باید در کار استمرار داشت و همت کرد . ( اصل سوم را فراموش نکنید ) هنوز فرصت کافی برای ترک عادت گذشته و تقویت اراده وجود دارد . کم کم شروع کرده و حجم کارتان را افزایش دهید . فکر می کنید آنهایکه درس خوان هستند ، مادرزادی و یا ژنتیکی درس خوان بوده اند ؟ نه ، بلکه در اثر مرور زمان و استمرار و تلاش به درس خواندن عادت کرده اند .

اصل ششم : هفته نامه پیک سنجش را هر هفته تهیه و اخبار کنکوری را از آن پیگیری کنید . نه از تابلوی فلان موسسه و یا نامه های بهمان موسسه . بعضاً مطالب مفیدی هم در آن پیدا میشود !

اصل هفتم : یکی از مهمترین اصولی که باید همواره مد نظرتان باشد این اصل است .خودتان را به دست هر حکیم باشی که برای شما نسخه می پیچد نسپارید . حتی اگر کسی باشد که در کنکورهای سال های گذشته نتایج خوبی گرفته باشد . هر کس شرایط خاص خود را دارد . استفاده از تجارب دیگران کار خوبی است . ولی تقلید کردن نه ! این نسخه پیچیهای بسیار رایج شده و حتی متاسفانه بعضا از روی دلسوزی است . ولی حیف که به منزله ی دوستی خاله خرسه تمام می شود .

عموما این نسخه پیچیها به جای اینکه دانشجویان را به سمت درس خواندن و تلاش راهنمای کند ، بیشتر به سمت کارهای جانبی و انواع و اقسام معلمین و می‌کشاند .

یک سوال ساده می پرسم : آزمون سراسری برای سنجش معلومات شماست یا سنجش شنیده های شما ؟ جواب سوال روشن است : حال فرض کنید دانشجویی باید تمام وقت خود را در انواع و اقسام کلاسها بگذراند ، صبح مدرسه ، بعد از ظهر کلاس کنکور ، جمعه ها کنکور آزمایشی ( در این مورد مفصل تر صحبت خواهیم کرد ) . پس این دانشجو چه وقتی درس می خواند ؟! چه زما نی وقت برای حلاجی و تسلط نسبت به مطالب آموخته شده می گذارد ؟ باید عاقل بود . مطمئن باشید مطلبی که دانشجو با تلاش و دقت نظر به دست آورده باشد . خیلی بهتر از لقمه جویده شده ای است که در دهان او گذاشته شود و دانشجو فقط درصدد حفظ کردن آن باشد .

یک سوال دیگر : دانشجویانی که بعضا از مناطق بسیارمحروم کشور در کنکور سراسری نتایج مطلوب می گیرند. چقدر از این کلاسها استفاده کرده اند؟ باز هم تاکید می کنم . اصل ، خواندن شماست و نه ضبط صوت بودن شما . هر چیزی در حد احتیاج و نیاز لازم است . آنهم نیاز واقعی نه نیاز کاذب ، این که فلان معلم و یا آموزشگاه معجزه می‌کند و یا اینکه تنها یک راه حل وجود دارد و آن هم راه من است . یک جواب ساده دارد : پس بقیه دانشجویانی که با آن موسسه و یا دبیر کار نکرده اند و در کنکور هم نتیجه خوب گرفته اند چه کار کرده اند ؟ آیا آقایان می توانند این ادعا را بکنند که تمامی قبول شدگان در کنکور با آنها کار کرده اند ؟ و مطمئن باشید بهترین تصمیمی که می توانید بگیرید این است که فقط درس بخوانید !

اصل هشتم : یکی دیگر از این نسخه پیچیها ، ارجاع دادن دانشجویان به انواع و اقسام جزوات و کتاب های آموزشی است . در رنگ های مختلف و در ابعاد و اندازه های مختلف ، تالیف چندین و چند استاد و همه ادعا می کنند که بهترین هستند . متاسفانه رفتن به سراغ این جزوات و کتابها بعضا تا آنجا می کشد که دانشجو ، کارتن کارتن کتاب و جزوه را روی هم انباشته می کند !!!

یک سوال ساده . این همه کتاب و جزوه را کی ، می خواهید بخوانید ؟ اینها فقط باعث عذاب می شوند . دلشوره و نگرانی ، که این را بخوانم یا آن ؟پسر خاله می گفت که این یکی را بخوان ، ولی معلم می گفت آن یکی را ، کتاب فروش محل می گوید : آن که رنگش قرمز است و پدر و مادر می گویند همه ی آنها را و ... . دست آخر هم به هر کدام از آنها یک نگاهی می اندازیم و زخمی به هر کدام می زنیم . غافل از اینکه یک ده آباد به از صد شهر ویران .

همه‌ی اینها را گفتیم که به این موضوع اشاره کنیم . هیچگاه فراموش نکنید که مهمترین منبع مطالعاتی شما ، کتب درسی است . سؤالات کنکور سراسری از کتاب های درسی طرح می شوند و نه ازجزوه فلان موسسه و یا بهمان دبیر . هر موقع بر کتاب های درسی مسلط شدید ، آن وقت به سراغ چیزهای دیگر بروید . ولی تا وقتی که نمی توانید تمرین های کتاب درسیتان را حل کنید . به دنبال چه چیزی هستید ؟ پس هیچگاه ازکتابهای درسی و تمرین غفلت نکنید .

اصل نهم : هیچگاه به درس نگویید کار دارم به کار بگویید درس دارم . اگر به بیان دیگری بخواهیم این حرف را بزنیم این است که هیچ وقت درس خواندن را به فردا یا هفته ی دیگر موکول نکنید . بلکه کارهایی را که دارید به فردا یا هفته بعد موکول کنید .

اصل دهم : مطلب دیگری که باید در مورد جزوا ت و کتابهای آموزشی ذکر کرد اینست که با حرص و ولع جزوه و جدید را نزنید. به بیان دیگر آنچه را که دارید خوب بلد باشید . این خیلی بد است که شما تستی را که قبلا دیده اید غلط بزنید . آد م عاقل از یک سوراغ دو بار گزیده نمی شود ! یک آزمایش ساده که به شما پیشنهاد می‌کنیم این است که یک کتاب کمک آموزشی که های آنرا جواب داده اید یکی دو ماه بعد ببینید مطمئن باشید که خیلی از شما همان را بعد از این مدت زمان کم ، نمی توانید جواب دهید . حرف من اینست . تا موقعی که همین یک کتاب را خوب یاد نگرفته اید و مسلط نشده اید به سراغ کتاب دیگر نروید . باز هم یاد آوری می کنیم اولین کتابی که باید ببینید . خود کتاب درسی است . ( اصل هشتم )

منتظر قسمت های بعدی این مقاله مفید باشید ...

منبع:همیشه آنلاین

مرکز مشاوره کنکور دکتر افشار

اولین سایت مشاوره تخصصی کنکور در همه رشته ها و همه زمینه ها

  • 1387 نفر
ادامه مطلب

جزوات آموزشی عربی کنکور

  • چهارشنبه 12 آذر 1393
دیدگاه


نگاهی به آمار درس عربی و اهمیت تراز آن در آزمون سراسری 92

بطور مثال جدول های ارائه شده نشان می دهد در گروه ریاضی و فنی، درس عربی با میانگین 14.6% با فاصله زیاد نسبت به سایر دروس عمومی در رتبه آخر قرار دارد. در گروه های تجربی و انسانی نیز نمرات پذیرفته شدگان در دروس عربی و زبان وضعیت نامطلوبی دارد. بنابراین روشن است که توجه بیشتر داوطلبان عزیز به درس عربی، افزایش نمره کل و تراز آنان را موجب خواهد شد.

گروه ریاضی و فنی

نمره

تعداد افراد

33/33-

2

30-_20-

96

20-_10-

1155

0_10-

14465

0_10

66379

10_20

43735

20_30

22958

30_40

10792

40_50

6372

50_60

3229

60_70

2030

70_80

1167

80_90

408

90_100

60

100%

2

میانگین نمرات دروس عمومی پذیرفته شدگان سراسری رشته ریاضی و فنی

ادبیات

عربی

معارف

زبان

24.2

14.6

25.7

21.2


ب) چه بخوانیم؟ چگونه بخوانیم؟

ترکیب سؤالات درس عربی عمومی در آزمون سراسری معمولا به این شکل است: 6 سؤال ترجمه، 2 سؤال تعریب، 4 سؤال درک مطلب، 2 سؤال تشکیل، 3 سؤال اعراب و تحلیل صرفی و 8 سؤال قواعد. در این مقاله به مبحث ترجمه می پردازیم و در نوبت های بعدی سایر مباحث را تحلیل خواهیم کرد.

برای تسلط بر سؤالات ترجمه راه کارهای زیر پیشنهاد می شود:

الف) مأنوس شدن با متون عربی از طریق تکرار در قرائت صحیح متن قبل از ترجمه.

ب) مطالعه ی نکات کارگاه های ترجمه در انتهای هر درس و ترجمه ی متون نمونه ی آنها.

ج) دقت ویژه در ترجمه ی اسم های مفرد، مثنی و جمع، معرفه و نکره، ضمیر، فعل و ترکیب های وصفی و اضافی.

د) استفاده از نکات و تکنیک های ترجمه و مطابقت سریع آن با عبارت ها به جای ترجمهی کلمه به کلمه.

ه) در مراحل بعد و پس از کسب تسلط نسبی، برای به دست آوردن سرعت بالاتر در حل سؤالات ترجمه و تعریب، فراوان تست بزنید و حتی از زدن تست های تکراری پرهیز نکنید!

برای حل سؤالات تعریب(ترجمه از فارسی به عربی) بهتر است نخست به نکات دستوری و صحت آن ها توجه کنیم. زیرا غالبا در تست های تعریب، گزینه ها از نظر قواعد غلط دارند. پس باید کنترل و بررسی گزینه ها از نظر دستوری را در اولویت قرار دهید. به عنوان مثال دقت کنید که فعل غائب در ابتدای جمله مفرد می آید یا فعل در میان جمله با مبتدا مطابقت دارد یا مضاف تنوین و «ال» نمی گیرد. همچنین به این موارد نیز توجه داشته باشید: مطابقت موصوف و صفت، عملکرد نواسخ، مفرد، مثنی و جمع، قواعد منادی، مستثنی، حال، مفعول فیه و … البته اگر بر قواعد تسلط کافی ندارید بهتر است ریسک نکنید و به روش کلاسیک عمل کنید! یعنی ابتدا در عبارت فارسی فعل، ضمیر، ترکیب های اضافی و وصفی و … را به تفکیک مشخص و به عربی برمی گردانیم سپس به مطابقت آن ها با گزینه ها می پردازیم.

بنابراین برخلاف تصور بسیاری از دانش آموزان تسلط بر سؤالات ترجمه و تعریب وابسته به تسلط شما بر تکنیک های ترجمه و قواعد است و نیازی به حفظ کردن معنای لغات و … نیست!





برای مشاهده جزوات عربی کنکور در مباحث مختلف

ادامه مطلب را بخوانید

  • 1457 نفر
ادامه مطلب

جزوات ادبیات کنکور

  • چهارشنبه 12 آذر 1393
دیدگاه

ادبيات از دروس با اهميت ،‌داراي ضريب 4 و بسيار رتبه آور مي باشد . و هر پاسخ صحيح 4% به شما اضافه مي نمايد. لذا توجه كافي به اين درس از اهميت خاصي برخوردار است .

نكات مهم :

1. سؤالات درس ادبيات معمولاً روند دشواري دارد و حدود 50% سؤالات را ، سؤالات دشوار تشكيل مي دهد .

2. طرح سؤال از متون خارج از كتاب درسي ، در قسمت هاي مختلف ( املاء – آرايه هاي ادبي – زبان فارسي – معني و مفهوم ) به چشم مي خورد . اين موضوع اهميت درك مطالب را به جاي حفظ كردن آنها ، به ما گوشزد مي كند .

3. در ادبيات ،‌ كتاب پيش دانشگاهي بيشتر مورد توجه طراحان سؤال بوده است .

4. متأسفانه معناي واژه ها اغلب به صورت مجموعه اي از لغات بدون توجه به متن ، مورد سؤال بوده است كه تعدادي از اين لغات در واژه نامه ي پايان كتاب ادبيات معنا نشده است .

بهترين راه يادگيري لغت ،‌آموزش آن در درون متن است . پس براي شما لازم است در اين زمينه ، متن كتاب درسي را به دقت مطالعه كنيد و زير كلماتي كه معناي آنها را نمي دانيد ، خط بكشيد . سپس معناي واژه هاي ستاره دار را از واژه نامه هاي پايان كتاب و ساير واژه ها را از فرهنگ لغات استخراج كنيد و در حاشيه كتاب خود بنويسيد و اين لغات را بارها مرور كنيد .

سعي كنيد تمام معناهايي را كه در واژه نامه ي كتاب درسي در برابر لغت آمده است ، ياد بگيريد و تنها به معناي اول كلمه بسنده نكنيد.

« حدود 3-2 سؤال از لغت طرح مي شود»

5. سوالات املاء معمولا به شكل غلط املايي در يك متن ويا چهار عبارت در چهار گزينه مورد سئوال قرار مي گيرد. سوالاتي كه به صورت تعداد غلط املايي در يك متن پرسيده مي شوند،معمولا دشوارتر هستند وزماني كه املايي غلط از واژه هاي متشابه (واژه هايي با تلفظ يكسان واملاي متفاوت )است پاسخگويي به سئوال دشوارتر مي شود .

نمونه : درعبارت « از غايت سوزش ومفارقت چنان ملكي كامگار كه ملجا وپناه اهل روزگار بود ،رئيس ومرئوس به داوري به حضرت مالك الملوك رفتند وجمعه نماز بگذاردند . شيراز به يمن قدم شريفش مامور شد ومردم به عيش وفراق نزديك واز محنت وبلا دور.»چند غلط املايي وجود دارد؟

1- يك 2- دو 3- سه 4- چهار

پاسخ : درنگاه اول ممكن است نتوانيد دراين متن غلط املايي پيدا كنيد،كه سه واژه ي غلط وجود دارد. نمازبگزارند ،معمور (آباد)،فراغ(راحتي وآسايش) پس يادتان باشد،املايي صحيح كلمات متشابه را گاه به دشواري مي توان دريافت. پس در زمان مطالعه بهتر است ،واژه هايي را كه ازنظر املايي مهم هستند با خودكار سبز مشخص كنيد.

واژه هايي مثل :فراق (دوري )،فراغ (آسايش وراحتي )،قربت (نزديكي )،غربت (غريب بودن)،منسوب(نسبت يافته)،منصوب(نصب شده گماشته)،بحر(دريا)،بهر(براي،جهت)و...ازاين دسته واژه هاهستند.

«درضمن ازاملاي كلمات كتاب زبان فارسي غافل نشويد.»

«حدود 3-2 سوال ازاملاء طرح مي شود

6. آرايه هاي ادبي:تنها راه پاسخگويي به سوالات آرايه ها،فقط آموختن درست آنهاشامل (قالب شعري،بيان وبديع )وحفظ كردن مي باشد.شما فقط نبايد نمونه هاي كتاب را حفظ كنيد ، بلكه به سؤالات ومثالهاي خارج از كتاب هم بايد جواب دهيد .توجه داشته باشيد كه در كنكور بيش از يك آرايه در يك سوال پرسيده شده است. .مثلا به شما مي گويند«در كدام گزينه هرسه آرايه استعاره،تشبيه وتناسب وجود دارد؟»

توصيه مي شود ، براي تسلط بيشتر درآرايه هاي ادبي ،ازكتاب درسي آرايه هاي ادبي مربوط به سال سوم رشته علوم انساني استفاده كنيد.

«معمولا 3 یا 4 سوال از آرايه ها طرح مي شود.»

7. سوالات تاريخ ادبيات معمولا ازقسمت هايي طرح مي شود كه به سادگي نمي توان به آنها پاسخ گفت :بنابراين علاوه بر تاريخ ادبيات بالاي درسها بايد توضيحات ونام كتابهاي مندرج در درآمد فصل هاي كتاب وهم چنين فهرست اعلام پايان كتاب را به خوبي بخوانيد وبه روش تكرار ياد بگيريد يعني به جاي اينكه براي آموختن تاريخ ادبيات يك فصل در يك نوبت ،يعني به جاي اينكه براي آموختن تاريخ ادبيات يك فصل دريك نوبت،يك ساعت وقت صرف كنيد،آنرا درچهارنوبت 12-10 دقيقه اي بياموزيد تا بهتر در حافظه شما بماند.

«حدود سه سوال از تاريخ ادبيات طرح مي شود.»

8. سوالات زبان فارسي حدود5_4 سوال مي باشد. اين كتاب را خط به خط بخوانيد وتمام مثالها وتمرينهاي موجود را حل كنيد،از حفظ كردن قواعد صرف نظر نموده وكاملا آنها را ياد گرفته ودر متون متفاوت خارج از كتاب آز آنها استفاده كنيد وتمرين نماييد. براي جلوگيري از فراموشي، به دوره كتاب درسي وفيش برداري ها وخلاصه نويسي هاوحل تست هاي سال قبل بپردازيد

9. از معني ومفهوم نيز حدود 9-8 سوال طرح مي شود.

باز هم تاكيد وتكرار مي كنيم كه درس ادبيات از اهميت خاصي همچون دروس تخصصي شما برخوداراست وكمتر از 80% دراين درس بسيار به ضررشما خواهد بود

درس ادبیات فارسی : از کتاب ادبیات سال دوم دبیرستان معمولاٌ بیشتر تستهای مربوط به لغات ، املا ، تاریخ ادبیات و اعلام می آیند و به ندرت مشاهده شده که از متن یا معانی اشعار آن تست بیاید . اما متن کتابهای سال سوم و پیش دانش گاهی اهمیت زیادی دارند و معمولا ٌ از قسمتهای نظم ( اشعار ) و نثر ( متون ) آن نیز سوال می آید ، در نتیجه کل کتاب باید خوانده شود . معمولاٌ تستهای آرایه بیشتر از سوم و پیش می آید . توجه شود که مهارت در زدن تستهای قرابت معنایی نیاز به تسلطی بیش از تسلط روی اشعار کتاب درسی دارد که با زدن تشتهای منابع مختلف که روی این قسمت تاکید بیشتری داشتند می توان این مهارت را تقویت کرد ، همچنین حفظ تاریخ ادبیات و اعلام کتابها به کمک تصویر سازی امکان پذیر است که مشاورین برجسته این تکنیک را به دانش آموزان آموزش می دهد . معمولاٌ تستهای زبان فارسی سوم از متون نمی آید و مطالعه قواعد آن کفایت می کند که البته برای مهارت در زدن تستهای زبان فارسی باید بیشتر به تست زنی پرداخت .




برای مشاهده جزوات ادبیات کنکور در مباحث مختلف

ادامه مطلب را بخوانید


  • 1345 نفر
ادامه مطلب

امروز میخوام روش های تمرکز حواس و جلوگیری از حواس پرتی توضیح بدم. بسیاری از دانش آموزان  کوشش زیاد می کنند، بسیار مطالعه می کنند اما به دلیل عدم توانایی در تمرکز حواس، هنگام مطالعه نمی توانند به نتیجه دلخواه دست یابد که همین مسئله شاید باعث بشه خیلیا ازمطالعه تو زمانیکه دوست دارن منصرف شن یا اون کیفیتی رو که میخوان بهش نرسن.



جلوگیری از حواس پرتی

روش ها جلوگیری از حواس پرتی:

تمرکز حواس هنگام مطالعه کلید اصلی و اساسی درک و فهم مطالب است. و کلید اساسی تمرکز حواس استفاده از روش هایی است که باعث تقویت و پرورش ومهارت در برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه می شوند. بنابراین بدون تمرکز حواس ممکن است درک و فهم مطلبی که فقط یک ساعت وقت لازم داشته باشد، ساعت ها وقت بگیرد اما به خوبی فهمیده نشود و امر مطالعه بی فایده است و اثر مثبتی نخواهد داشت. لذا کاربرد روش ها و فنونی که به خواننده کمک می کند تا هنگام مطالعه فعال باشد، تمرکز حواس را تقویت و مهارت فرد را در ایجاد تمرکز حواس هنگام مطالعه افزایش می دهد این روش ها عبارتند از:

 

۱- داشتن علاقه به مطالعه:

مطالعه ثمر بخش از دو عامل متاثراست: یکی علاقه نسبت به مطالب خواندنی، و دوم کاربرد ماهرانه فنون مطالعه نسبت به مطلب خواندنی. سبب می شود تا شخص به مطالعه بیشتر بپردازد، مطالعه بیشتر منجر به بهتر شدن فنون مطالعه می شود، کاربرد فنون بهتر، مطالعه را آسان تر، سریعتر و لذت بخش تر می سازد؛ در نتیجه علاقه خواننده نسبت به مطالعه افزایش می یابد.

پس تا زمانی که فرد تمایل یا علاقه به انجام کاری نداشته باشد نمی تواند برانگیخته شود. لذا وقتی خواننده به موضوعی علاقه مند می شود، خود به خود بر آن تمرکز می کند، بیشتر دقت می کند و به راحتی مطالب را به حافظه می سپارد و بعدا هم خیلی راحت به خاطر می آورد. پس ازعلاقه پیدا کردن نسبت به مطالب، گام بعدی تعیین هدف مطالعه است زیرا هدف زیر بنای انجام کاری است و به فعالیت انسان جهت و نیرو می دهد . هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب کردن وادار می کند و نیروی لازم را برای فعالیت در وی بوجود می آورد وسبب پیدایش تمرکز در او می شود. لذا هر فرد برای مطالعه باید هدف مشخصی داشته باشد.

 

۲-تعیین زمان و مکان مطالعه:

یکی از راه های برقراری تمرکز حواس این است که مطالعه در آن ساعت از روز انجام گیرد که برای فرد مناسب تر است. اما تعیین مناسب ترین زمان برای مطالعه کاری دشوار است و به عادات فردی بستگی دارد. برخی افراد عادت دارند تا نیمه های شب بیدار بمانند و با استفاده از سکوت و آرامش شبانه با خیالی راحت و آسوده مطالعه کنند برخی دیگر عادت دارند شب زود بخوابند و صبح زود از خواب بیدار شوند وبه مطالعه بپردازند. با این توصیف تعیین زمان و مقدار مطالعه باعث آگاهی از تمام زمینه مطالعه، برقراری تمرکز حواس، عدم سردرگمی، جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی و فهم بهتر مطالب می شود.

بنابراین ثابت بودن مکان مطالعه و مشخص بودن آن به علت دسترسی به آن و فراهم بودن وسایل مورد نیاز از قبیل کتب درسی، دفاتر، کتاب لغت، خط کش، قلم و نظایر آن جهت مطالعه موجب تمرکز حواس بیشتر و آمادگی ذهنی هنگام مطالعه می شود.

 

۳-طرح سئوال:

یکی از شیوه های مطالعه دقیق و فعالانه است که در تمام اوقات مطالعه، مفید است. طرح سئوال پیش از مطالعه دقیق، فرد را وادار می کند تا به طور فعالانه و با تمرکز و دقت کافی و با انگیزه و علاقه به مطالعه بپردازد. طرح سئوال هنگام مطالعه یکی از روش هایی است که خواننده را فعال و به طور عمقی او را در گیر مطالعه می کند و سبب برانگیختن جدیت و تلاش وی به هنگام مطالعه می شود و فرد برای یافتن پاسخ به سئوالات بایستی تمرکز حواس خود را حفظ نماید، زیرا در هنگام مطالعه، نمی توان بدون تمرکز پاسخ سئوالات را پیدا کرد. بعد از خواندن مطالب با طرح سئوال می توان میزان فراگیری خود را ارزش یابی نموده و به نقاط قوت و ضعف خود پی برد و سبب ایجاد نظر انتقادی نسبت به مطالب در فرد می شود. خواننده در مطالعات بعدی برای از بین بردن نقاط ضعف خود با دقت و تمرکز بیشتری مطالعه می کند.

 

۴-آگاهی ازشیوه های صحیح مطالعه ویادگیری

تندخوانی: تند خوانی باعث توجه و تمرکز بیشتر و فهمیدن مطالب و در نتیجه باعث یادگیری بهتر می شود.

خواندن تجسسی: منظور از روش تجسسی طرح انواع سئوالات جزئی و کلی و مطالعه عمیق و اثر بخش در جهت دست یافتن به پاسخ این سئوالات است

جدیت در مطالعهبه محض نشستن پشت میز مطالعه خواندن را با جدیت شروع کنید، چرا که اگر سریع مشغول به کار مطالعه شوید، تمرکز حواس زود به دست می آید 

خط کشیدن زیر مطالب مهم: لذا هنگام مطالعه باید با استفاده از یک مداد، ایده ها و مطالب مهم و اساسی را علامتگذاری نمود. زیرا برای مشخص نمودن ایده ها و مطالب مهم و اساسی و خط کشیدن زیر آن ها لازم است با تمرکز حواس و دقت خاصی به مطالعه مشغول شد.

یاداشت برداری هنگام مطالعه: یاداشت برداری نوعی تکرار درس است که هم سبب تمرکز حواس و هم موجب بیشتر به خاطر سپردن مطالب می شود. یاداشت برداری خوب، کاری جدی و فعال است که با اندیشیدن ملازمه دارد، لذا برای یاداشت برداری باید هنگام مطالعه فعال بود و لازمه فعال بودن، داشتن تمرکز حواس است.



منبع : مکتبستان

  • 1329 نفر
ادامه مطلب

جزوات رایگان کنکور



هدف = هوا برای نفس کشیدن


یکی از اون بهترین تعبیرهایی که تا حالا از هدف شنیدم

در جلسه،ابتدا این دو کلیپ بسیار تاثیر گذار ببینید که در داشتن یک احساس خوب با بچه هایی که بطور حضوری در کارگاه مشاور کنکور هفته نخست آذر بودند مشترک باشید .


http://www.aparat.com/v/I0kHU



http://www.aparat.com/v/Komkz



قسمت اول کارگاه بیان نکاتی کاربردی و رفع اشکالات رایج پیرامون آن دسته دانش آموزان کنکوری هست که علیرغم مطالعه در چند ماه اخیر هنوز نتوانستند آنطور که انتظار می رفت، از روند خودشون رضایت کاملی داشته باشند و ترازهای آزمون شون کم هست ؛


برنامه ریزی کنکور94


دانلود قسمت اول صحبت های علیرضا افشار


و قسمت دوم کارگاه سعی شده در مورد ابهامات ذهنی و استرس های موجود در مورد آن دسته کنکوری هایی که تا امروز مطالعه اندکی داشتند و کنکوری هایی که هنوز شروع نکرده اند ، و سوال دارند که آیا از الان هم میشه رتبه خوبی کسب کرد ؟ ! بحث هایی رو ارائه کنیم که امیدوارم مورد توجه شما قرار بگیره ؛


مشاوره تحصیلی رایگان استاد افشار


دانلود قسمت دوم صحبت های علیرضا افشار




سایت علیرضا افشار مشاور برتر تحصیلی


کارگاه انگیزشی مشابه این تاریخ (4 آذر 92)


30 دقیقه مشاوره تلفنی کنکور 25 هزارتومان


"وقت مشاوره تک جلسه" پیامک بدین به 09358960503

  • 5387 نفر
ادامه مطلب



سلام

 حتما تا حالا پیش اومده که فکر کنی کاش از اول سال بهتر می خوندم و می تونستم الان جایگاه بهتری رو داشته باشم ؛ فکری که وقتی به سرت میزنه در وهله اول حسرت این رو برات داره که کاش امروز 3 مهر بود و نه 3 آذر . وقتی به تقویم نگاه می کنی حتما" دلت هری میریزه و فقط خدا خدا میکنی که نقطه عطفی که امروز تعیین کردی بتونه دیگه آخریش باشه و جواب بده بهت تا تغییر کنی ...

 اما روال این تراژدی گاهی ماه ها میگذره و همین جوری کم کم باعث افول تو میشه تا دیگه قید همه چی از جمله آزمون و کنکور و اصلا کل امسال بزنی و به فکر سال بعد باشی تا بتونی به آرزوهای قشنگت برسی .

این همون لبه پرتگاه و نقطه سقوط خیلی هاست که بجای پذیرفتن مسئولیت و دست به کار شدن برای ایجاد تحولات لازم ، شونه خالی می کنند و درجا میزنن . از لحاظ روانشناسی هم ثابت شده که هرکسی ظرفیتی داره و وقتی به هر طریقی در جنبه های گوناگون اون حد ظرفیتی پر بشه ، دیگه میل به سمت ارضای نیاز درونی کمار میشه . مثلا جوانی که در شبکه های اجتماعی با عده کثیری در ارتباط هست و با فرستادن جک و کلیپ و تصاویری از خودش یا موضوعات جالب روز تایید میگیره ، کمتر این احساس نیاز رو داره که در فضای حقیقی هم خودی نشون بده و از طرف دیگران پذیرفته و خواستنی بشه ؛ برعکس یک فرد در صورتی که در جایی هم با وجود شایستگی ها دیده نشه ، تمام سعی اش میکنه تا جایگاه واقعی خودش بدست بیاره و تایید رو بگیره . حالا کدوم یک بهتر هست  ؛ تایید گرفتن مجازی و خیالی با پارامترهای سرگرم کننده یا تایید گرفتن بر اساس اولویت های بالاتر در سطح ارزش های یک جامعه ؟

همین طور هم اگر یک کنکوری کمال طلب درس ها رو با بهانه اینکه چون امسال 5 ماه گذشته و فقط کمتر از 7 ماه مانده ، رها کنه و خودش رو قانع کنه که تو خاص و متفاوت هستی و هدفت باعث میشه که یمسال دیگه پشت کنکور بمونی ، نه تنهت از الان تا پایان سال کاری نمی کنه ، بلکه اون تلنگری که باید ناشی از درس نخواندن بهش بخوره هم با این توجیح  برداشته میشه و این فرد مسئولیت پذیری رو رها میکنه و به گمان 12 ماه آکبند برای کنکور 95 در لحظه حال خودش رو با یک قرص مسکن موقت تسکین میده . کسی که دنبال کوتاهترین راه میگرده تا کنکور دور بزنه و به حرف های فریب کارانه عده ای سودجو که با پیشنهاد کار کم کن ولی درست کار کن ، میلیونی هزینه میکنه و امیدوار میشه که براش فرجی حاصل بشه ، بعد از چندماه میبینه که هنوز سر خونه اول خودش هست . دیروز که دقایقی از دربی 79 ام تماشا میکردم به یاد این افتادم که چند روز قبل چقدر بازار کُری خوانی ها گرم بود و هر مربی و بازیکنی می کوشید تا با غرور و منیت در این جنگ روانی پیروز بشه و بتونه توجه گیشه مطبوعات رو بیشتر سمت خودش جلب کنه ؛ کلی پیشکسوت استقلال و پرسپولیس هم رجزخوانی هاشون مبتنی بر سوابق و سال ها گذشته که خودشون بازیکن بودند ، بود . این همه هیاهو و منم منم آخرش در نود و چند دقیقه مشخص شد . در مجموع این وسط زمین بود که نشون داد کی چی بلده و چند مرده حلاجه ؛ حالا الان تو هم وسط زمین هستی ، توپ هم در میدون خودت هست . این دیگه به تو بستگی داره که بهت بر بخوره از 5 ماه خوب نبودن و از الان پاشنه ات بکشی و سعی کنی خودت باش ؛ نه به کنکور فکر کنی و نه به نتیجه ؛ فقط و فقط خودت باشی و با خودت حال کنی و دلت گرم باشه که تغییری که منتظرش بودی اتفاق افتاده و هیچی بهتر از این نیست که هرشب با آرامش سرت رو بالش بذاری و اون تک ستاره پر نور شب های سرد پاییزی باشی . به یاد کلام بزرگی که میگفت :

آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند‏،گويي كه هزار سال زيسته است

و آنكه امروزش را در نمي يابد‏،هزار سال هم به كارش نمي آيد.



پس قفس شیشه ای دورت رو بشکن

سقف ارزوهاتو کوتاه نکن !

یه پل بساز واسه رسیدن بهش!

سقف ارزوهاتو فقط توی ذهنت نساز !

یه کاری کن واقعی بشه !

مطمئن باش وقتی میتونی تصورش کنی

پس حتما هم میتونی به دست بیاریش !

کاری نداشته باش که سقف ارزوهای دیگران چقدره و

کجاست ؟ و چیه؟!

واسه ارزوهات خودت سقف بساز

خود خودت !

برای سقف ارزوهات چقدر میجنگی ؟؟!!



این چند خط تقدیم به فرشته عزیزی که یکشنبه خیلی عالی درس خوند و بهش قول دادم براش بنویسم . امیدوارم که خدای خوبی ها دستش پشت و پناه تک تک تون باشه و کمک کنه تا همگی خودمون باشیم . راحت تر بگیرم و جانانه تر تلاش کنیم .


اما حالا که بعضی از اون ترازهای زیر 6000 قلمچی، گاج یا زیر 7000 گزینه دو و سنجش میخوان تغییر کنن ، شاید یکی از اولین دغدغه هاشون این باشه که با وجود عقب ماندن از برنامه آزمون و بقیه بچه ها الان اولویت کارشون چیه و آیا می تونن به بقیه برسند ؟ شاید بخوان از این سر درگمی بیان بیرون و برای خودشون از مسیر کلی بودجه بندی آزمون ها یک مختصات شخصی تر رو شناسایی کنند برای کار یا اینکه وقتی نمی تونند برسند به کل برنامه آزمون کدوم بخش ها و با چه دیدی اولویت دار هست ؟ . برای همین منظور امروز براتون کارگاه جبران عقب افتادگی ها در چندماه اخیر آماده کردم تا بتونید با مثال هایی که ذکر شده بهترین جهت رو تشخیص بدین و خودتون برای رسیدن به ترازهای بالاتر در آزمون های آذر و دی و ... آماده کنید .


از همه مقالات و کارگاه های سایت استفاده کنید ؛ چون خیلی وقت ها وقت مشاوره تلفنی و حضوری برای تک تک تون مقدور نیست و بهتره در اینجا بگردی تا مایحتاج خودت پیدا کنی :)


دانلود کارگاه 1 آذر استاد افشار (جبران عقب ماندگی ها و شخصی سازی مختصات آزمون)


  • 3855 نفر
ادامه مطلب

دانلود فایل های صوتی مرکز مشاوره تحصیلی


پس کی این حقوق بشر رو واریز میکن به حساب ؟؟

در روزهایی که اغلب شبکه های تلویزیونی به دلیل کسری بودجه شدن بنگاه اقتصادی بی کم کاست افرادی شده اند که بزور مجری و بازیگر و مانکن و خواننده و ... سعی در جذب هرچه بیشتری طیف کثیری از مشتریان خودشون دارند و به تبع آن رتبه های برتری که اطراف ساعت 5 و 6 عصر، سلام علیک نکرده کنکوریها تشویق به خرید لوح های فشرده می کنند و از تنها عامل موفقیت و قبول شدن در پزشکی و مهندسی در دانشگاه های برند به واسطه ارتباط با فلان موسسه یاد می کنند ، تا داوطلبان کنکوری حاضری خور و راحت طلبی که بی کم و کاست ایده آل های بهترین ها رو میخوان ولی هیچ وقت پا تو کفش آهنین آنها نکردن و بدون زحمت و با کاتالیزگر میخوان صاحب همه چی بشن ؛ تا مشاورانی که با علم به یکتا نبودن شرایط همه ، و البته اهمیت برنامه ریزی سعی در عرضه کردن فرمول موفقیت برای همگان طی n روز خاص می کنند و آزمونی که بجای تقویت و اصلاح ساختار کتاب های خودش ، از در دیگر سعی در اجباری کردن خرید آنها میکنه و هزینه کتاب ها رو روی آزمون میکشه و آموزشگاهی که تا خرخره وقت دانش آموز طفلک رو با پیشنهاد ثبت نام کلاس بیشتر و استاد درجه یک میگیره ، همه و همه اینها باردیگه بعضی از اصول گراها رو وادار میکنه تا صدامون دربیاد و بگیم تا دینی بر گردن مون نباشه و به قدر وسع خودمون در جامعه آماری بی زرق و برق و کوچیک مون اطلاع رسانی کنیم که هاروارد و کمبریج و شریف هم الان کلاس هاش با گچ و تخته هست ، حالا تیشه به ریشه ساختار مدرسه،مدرس و فرهنگی های واقعی و تغییر طبع یادگیری دانش آموزان کار درستیه ؟ وقتی که خیلی از همون نکات یکبار مصرف ،تک منظوره رو بچه ها اواخر سال در کتاب های تستی معمولی می بینن و متوجه میشن که محصولاتی که فوق حرفه ای ها بهشون دادن made in Iran بوده با اتیکت اجنبی ؛ از برنامه های سوتی آزمون که برای ابتدا سال کنکور تجربی ها هندسه پایه (اونم 2 فصل در عرض 13 روز) قرار دادن از بنیان اشتباه بوده و اعتماد به نفس خیلی ها روی ریاضی کم میکنه ؛ بازم بیاد جلسات اول سال کلاس های مشاوره و حاشیه زدایی اینکه مراقب تبلیغات و پیشنهادات شون باش داره کم کم یادم میاد و مثل زنجیر راه های شامورتی بازی بعضی ها رو.

خیلی مراقب باش ؛ خیلی زیاد . هرچیزی که راحت به دستت رسید ، مال تو نیست .


برنامه 99 روزه و 120 روزه به همه مثل هم نمیدیم و به هیچ موسسه و انتشاراتی وابسته نیستیم تا مشاوره ها بشه تبلیغات ؛ گلی به جمال خودمون که اینجا ماهی گیری یاد میدیم .


حتما" پست پیش نیاز این کارگاه اول ببینید



در ابتدای این کارگاه بحث دوره و مرور با حل تست دوره ای و متناوب مطرح شده و یک مدل فرضی برای شما مثال زده شده تا دیگه با این همه تست از هر فصل و از هر ریز مبحث گیج نباشین که کی و چند تا ازشون بزنید و برای دوره مرور باید خواند یا فقط تست زد ؛ در بخش بعدی اهمیت خلاصه نویسی و یادداشت برداری و روش های مختلف نت برداری بیان شده تا در مورد هر درس طرز صحیح نت برداری رو بلد باشین (مثلا برای زیست فصول حفظی خط کشی (مارکرینگ) و برای قسمت های فهمیدنی کم حجم حاشیه نویسی و پر حجم خلاصه نویسی و برای حفظی های موردی و فرار تکنیک لاک زنی و برای مسائل ژنتیک، مثل ریاضی فیزیک تیپ بندی پیشنهاد میشه ؛حالا دیدی چقدر می تونه خلاصه نویسی (تفکیک مطالب) به روش های مختلفنی باشه !!! ) و از همه مهمتر آنکه در مورد عوامل فرار داوطلبان کنکور از داشتن خلاصه نوشتن به علت وقت گیر بودن باز کردیم و توضیح دادیم که اهمیت تفکیک مطالب و داشتن جزوه خلاصه تر دست نویس و نه حاضر آماده فروشی بازار چقدر زیاد هست و تا چه اندازه میتونه برای آزمون های دوره ای مثل 7 آذر و آزمون پایان دی ماه سال چهارم موسسات مختلف به درد بخوره ، مطالب مفیدی براتون آماده شد .



دانلود کارگاه

  • 3698 نفر
ادامه مطلب




اگه دیگه کلافه ای و از خودت بدت میاد
، احساتس گناه این 5 ماه رفته رو داری و ....

اگه به امسال هیچ جوره امیدی نداری و کسی نتونسته قانع ات کنه که بخونی

اگه الان 5 ماه چیزی نخونی و از ترازهای خودت راض نیستی

اگه آزمون و مدرسه و آموزشگاه از سه طرف مختلف تو رو به سمت خودشون می کشن و هرکدام برنامه متفاوتی دارند و الان گیج هستی که کدوم انجام بدی

اگه دست از پا درازتر دیدی هیچی جای تلاش خودت نمیگیره و وعده وعیدهای افراد برند"بیا پیش ما اینو بخر تا رتبه بشی" برات کارساز نیست

اگه وقتی می بینی کسی با لذت داره درس می خونه به حال خودت گریه میکنی و حسرت زمان هایی میخوری که تو هم می تونستی اونجوری با عشق بخونی

اگه هر روز این زندگی برات شده تکرار و تکرار نگرانی فرداها و هیچ چاره ای به ذهنت نمیرسه جز خرد شدن زیر بارش

اگه نمیدونی چطور این همه درس تموم کنی و اصلا آیا برات آخرش نتیجه داره یا نه

اگه دم به ساعت این سایت و اون سایت میری و درصدهای این و اون نگاه میکنی و در مورد کنکور فقط اطلاعات بدست میاری ولی خودت منفعل و بی حرکت نشستی

اگه دیگه خسته شدی از حرف های تکراری در مورد کنکور و اونا روحت رو اغنا نمیکنه و دنبال ی حس متفاوت میگردی

اگه دلهره از دست دادن جایگاهت مثل خوره افتاده تو جونت و استرس اینکه نکنه نشه داره اذیتت میکنه


چگونه رتبه برتر شوم ؟


برنامه استاد افشار این بار به ایستگاه سی ام خود رسید و به مناسبت سی امین برنامه مشاوره کنکور ویژه داوطلبان سال 94 که این بار بین طیف خاصی از داوطلبان کنکور منطقه 3 برگزار شد، خوشحالیم که بار دیگر می توانیم شما را در استفاده از این جلسه سراسر پر انرژی و موثر که با استقبال زیاد شرکت کندگان هم برگزار شد ، سهیم کنیم .

داوطلبان این جمع اغلب ادامه طیف کنکوری های پر تلاشی بودند که با اتکا به خود و تلاش خودشون تونسته بودن در بین رتبه های برتر سال های قبل ، سری میون سرها بلند کنند و به دور از حاشیه های مخرب و تبلیغات اغراق آمیز جذب و ... با تلاش خودشون به بهترین ها برسند .

ازتون خواهش می کنم که هر دو قسمت همایش رو دانلود کنید ، و نه فقط قسمت اول ؛ چون بسیار دیده شده که برنامه های دو قسمتی که برای راحتی در آپلود ما و دانلود توسط شما به چند بخش تقسیم میشه با استقبال خوبی در بخش دوم مواجه نمیشه ؛ مجموع تایم این برنامه 90 دقیقه هست و تا بحث کم کم وارد جریان اصلی خودش بشه و با افزایش EQ شرکت کنندگان ، انرژی های مثبت افزایش پیدا کنه ، میرسیم به 30 دقیقه پایانی . پس از دستش ندین لطفا


به علت مشکلات مدیا فایر فقط در پیکو فایل تونستیم آپلود کنیم و امیداوریم که با مراجعه به سایت در ساعات خلوتی نت ، مشکلی در جهت دانلود نداشته باشین و یا حداقل بتونین با پلاگین فلش پلیر، مستقیم و بدون دانلود گوش کنید


برنامه فرصت برابر دانلود


دانلود قسمت اول همایش بزرگ استاد افشار



دانلود قسمت دوم همایش استاد علیرضا افشار

قسمت دوم همایش انگیزشی استاد علیرضا افشار راهم حتما" دانلود کنید


  • 6576 نفر
ادامه مطلب

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار

از مرکز مشاوره کنکور استاد علیرضا افشار حمایت کنید
به ما امتیاز دهید