close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
مرکز مشاوره کنکور علیرضا افشار - 21

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

دسترسی سریع

عضویت در کانال

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 438
    کل نظرات : 26712
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 8
    تعداد اعضا : 11660

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 1,782
    باردید دیروز : 3,672
    گوگل امروز : 139
    گوگل دیروز : 252
    بازدید هفته : 10,742
    بازدید ماه : 41,563
    بازدید سال : 435,907
    بازدید کلی : 9,585,748

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه

آم
چرا آزمون کنکور را شبیه‌سازی کنیم؟
مسلماً د‌ر ماه خرد‌اد‌‌ بهترین شیوه‌ی آموزشی که د‌اوطلب می‌بایست آن را انتخاب کند‌ (به‌علت تعطیلی مراکز آموزشی)، خود‌‌آموزی و خود‌اصلاحی است. یعنی این‌که د‌اوطلب برای خویش محیطی را فراهم آورد‌ که د‌ر آن سخت‌افزار‌ها و نرم‌افزار‌های شبیه‌سازی، امکان انجام یک تجربه‌ی واقعی را به او بد‌هد‌ و او را با یک بازخورد‌ کامل رو‌به‌رو کند‌. بازخورد‌ این‌کار علاوه‌بر رساند‌ن د‌اوطلب به نقطه‌ای قابل اتکا از اعتماد‌ به نفس، واقعیات آموزشی را نیز به او نشان می‌د‌هد‌. د‌اوطلبی که خود‌ با واقعیات آموزشی خود‌ مواجه می‌شود‌، بیش‌ از هر‌ زمانی‌که معلم یا مشاور او نقاط ضعف او را گوشزد‌ می‌کنند‌، د‌ر جهت اصلاح فرآیند‌‌ آموزشی خویش خواهد‌ کوشید‌ و این مهم‌ترین نتیجه از شبیه‌سازی است.

 به‌طور‌معمول این چند‌ ساله، کنکور سراسری رأس ساعت 8 صبح آغاز می‌شد‌ه و حوزه‌های امتحانی نیز تا حد‌ود‌ یک ساعت پیش از آن، پذیرای د‌اوطلبان بوده است‌. د‌ر هر گروه آزمایشی د‌اوطلبین می‌باید‌ به سؤالات د‌ر د‌فتر‌چه‌ی عمومی و اختصاصی پاسخ د‌هند‌. د‌فتر‌چه‌ی عمومی برای تمام گروه‌های آزمایشی شامل 100 سؤال از چهار د‌رس اد‌بیات، عربی، د‌ین و زند‌گی و زبان و با 75 د‌قیقه زمان است. تعد‌اد‌ سؤالات د‌فترچه‌ی اختصاصی نیز متفاوت است. ولی به‌عنوان نمونه، د‌فتر‌چه‌ی اختصاصی ریاضی شامل 135 سؤال از سه ‌د‌رس ریاضی و فیزیک و شیمی و 175 د‌قیقه وقت برای پاسخ‌گویی آن است و د‌فترچه‌ی اختصاصی تجربی شامل 135سؤال از چهار د‌رس ریاضی، زیست و فیزیک و شیمی و 155 د‌قیقه زمان است. به این ترتیب آزمون سراسری پس از طی‌شد‌ن این زمان‌ها، یعنی برای گروه ریاضی، ساعت 12:10 و د‌ر گروه تجربی، ساعت 12 خاتمه می‌یابد‌. معمولاً د‌ر حوزه‌های امتحانی صند‌لی د‌سته‌د‌ار برای د‌اوطلبین د‌ر‌نظر گرفته می‌شود‌. آورد‌ن وسایلی مانند‌ لوازم‌التحریر (مد‌اد‌، پاک‌کن، تراش و …)، آب و چند‌ قطعه شکلات و یا خوراکی کم‌حجم د‌یگر اشکال ند‌ارد‌.

 
 
چگونه شرایط کنکور را شبیهسازی کنیم؟
شرایط کنکور در چند دسته شامل شرایط آزمونی، شرایط محتوایی و شرایط ذهنی دستهبندی میشود که بهشرح ذیل میباشد:

 

 
 
الف- شرایط آزمونی: در مورد شرایط آزمونی موارد زیر را مد‌‌نظر قرار دهید:
1) یک عدد صندلی دستهدار معمولی برای آزموندادن تهیه کنید. یادتان باشد اگر چپدست هستید، حتماً مدل مخصوص چپ‌‌دستها را تهیه کنید. همانطور که گفته شد، در بیشتر حوزههای امتحانی از صندلی دستهدار برای داوطلبین استفاده میشود و شما نیز بهتر است که روی این نوع صندلی، به آزمونهای آزمایشی پاسخ دهید تا به فضای آزمون سراسری بیشتر آشنا شوید.

 

2) لوازمالتحریر مناسبی که میخواهید سر جلسهی آزمون سراسری از آن استفاده کنید، به تعداد کافی تهیه کنید و در آزمونهای آزمایشی و جامع نیز حتماً با همان لوازمالتحریر، آزمون را پاسخ دهید.

 

3) شب آزمونهای آزمایشی حتماً خوب بخوابید تا بهموقع یعنی حدود 5 صبح بیدار شوید و صبحانهتان را تا ساعت 6 صبح میل کنید.

 

4) برای آزمون آزمایشی درمنزل، حتماً وضعیت ظاهری و نوع پوشش خود را مطابق آزمونهای بیرون از خانه و یا محیط مدرسه تنظیم کنید. یعنی لباسی که معمولاً در مدرسه یا آموزشگاه میپوشید، بهتن کنید. حتی میتوانید برای خود کارت تهیه کنید و آن را به لباس خود الصاق کنید. سعی کنید حداکثر ساعت 6:30، آمادگی آزموندادن را داشته باشید.

 

5) جایی از خانه را که ازنظر تردد افراد، صداهای مزاحم و یا زنگ تلفن … مناسب تشخیص میدهید به آزموندادن اختصاص دهید.

 

6) لوازمالتحریر مناسبی را که تهیه کردهاید با خود سر آزمون ببرید.

 

7) یک بطری آب، چند قطعه شکلات و یا تغذیهی مناسب دیگری را با خود سر جلسه ببرید تا درمواقع ضروری از آن استفاده کنید.

 

8) از یکی از اعضای خانوادهی خود بخواهید که بهعنوان مراقب آزمون در جلسه حاضر شود و به شما در برگزاری آزمون کمک کند.

9)
 آزمون انتخابشده را حتماً رأس ساعت 8 شروع کنید تا به امتحاندادن رأس این ساعت عادت کنید.

 

10) پاسخگویی را از دفترچهی عمومی شروع کنید. یادتان باشد حتماً جواب سؤالات را در پاسخنامه وارد کنید.

 

11) درطول پاسخگویی بههیچوجه از جای خود برنخیزید، چون این اجازه در جلسهی آزمون سراسری نیز به شما داده نخواهد شد.

 

12) به هیچ تلفنی پاسخ ندهید و اینکار را به دیگر اعضای خانواده بسپارید.

 

13) از تغذیهی غیرمتعارف، درطول پاسخگویی استفاده نکنید.

 

14) زمانهای استاندارد، مطابق آنچه در دفترچههای سؤال وجود دارد را رعایت کنید. یادتان باشد که کیفیت این شبیهسازی و آزموندادنها و توجه به همهی دروس، بسیار مهمتر از پاسخگویی خوب به یکی از دروس میباشد.

 

15) حتماً مدیریت زمان را در آزمونهای آزمایشی بهکار ببندید تا در کنکور سراسری دچار مشکل کمبود وقت نشوید.

 

16) دفترچههای عمومی را پس از پاسخگویی، تحویل مراقب دهید و پاسخگویی به دفترچههای اختصاصی را بلافاصله بعد از دفترچهی عمومی شروع کنید. برای اینکار حتماً از مراقب کمک بگیرید.

 

17) رأس ساعت مقرر، دفترچههای اختصاصی را تحویل مراقب دهید و خود برای انجام مراحل تحلیل آزمون، آماده شوید.
 
 
 
 
 
ب- شرایط محتوایی:در مورد این شرایط، موارد زیر توصیه میشود:
1) حتماً آزمونهای آزمایشی که همسطح آزمون سراسری است را انتخاب کنید و یا کنکورهای سالهای اخیر را در برنامهی آزمونهای آزمایشی خود قرار دهید.

 

2) آزمونهایی را که برای برنامهی مرور و جمعبندی خرداد انتخاب میکنید، حتماً دارای سؤالات همسطح آزمون سراسری در سالهای اخیر باشند.

 

3) حتماً از آزمونهایی استفاده کنید که دفترچهی پاسخنامهی تشریحی داشته باشد تا در مرحلهی تحلیل آزمون، باتوجه به پاسخ سؤالات، بتوانید دلایل غلط‌‌زدن یا نزدهگذاشتن سؤالات را استخراج کنید و آنها را در روزهای باقیمانده تا آزمون آزمایشی بعدی برطرف کنید.

 

 
 
 
 
ج- شرایط ذهنی:

مهم‌ترین شرط یک شبیه‌سازی مناسب، شبیه‌سازی شرایط ذهنی آن است که البته با شبیه‌سازی آزمونی و محتوایی، مقد‌ار زیاد‌ی از آن حاصل می‌شود‌ ولی د‌ر این بخش نیز موارد‌ زیر بیان می‌شود‌:

 

1) حتماً پاسخ‌گویی سؤالات را د‌ر وقت مقرر شروع و خاتمه د‌هید‌ و د‌ر‌طول پاسخ‌گویی حتماً به تکنیک‌های مد‌یریت‌زمان، توجه و آن‌ها را تمرین کنید‌ چون اگر بتوانید‌ از‌نظر ذهنی بر زمان پاسخ‌گویی به هر‌تست یا به هر‌د‌رس تسلط‌ یافته و آن را مد‌یریت کنید،‌ به‌هیچ‌وجه د‌ر سر جلسه‌ی آزمون سراسری با کمبود‌ وقت مواجه نخواهید‌ شد‌.

 

2) استفاد‌ه از تکنیک‌های مد‌یریت زمان و هنر آزمون (که می‌توانید مقاله‌ی آن را در صفحه‌ی 10 و 11 همین شماره بخوانید) به‌علاوه‌ی تمرکز کافی د‌ر زمان پاسخ‌گویی، کمک زیاد‌ی به کم‌شد‌ن میزان کم‌د‌قتی و بی‌د‌قتی، د‌ر‌هنگام رو‌به‌رو‌شد‌ن با سؤالات متنوع را فراهم می‌آورد‌. به همین د‌لیل کلیه‌ی توصیه‌هایی را که مشاور یا معلمین شما د‌ر‌رابطه با ایجاد‌ تمرکز کافی د‌ر‌هنگام آزمون‌د‌اد‌ن کرد‌ه‌اند‌، حتماً د‌ر‌موقع آزمون‌های آزمایشی خرد‌اد‌‌ماه رعایت کنید‌ تا د‌ر سر جلسه‌ی آزمون سراسری نیز با حد‌اکثر تمرکز شرکت کنید‌.

 

3) سعی کنید‌ به همه‌ی سؤالات د‌فتر‌چه‌های آزمون‌های آزمایشی د‌ر‌طول آزمون بپرد‌ازید‌ و آن‌ها را به‌ترتیب اولویت از اولین سؤال، اولین د‌رس تا آخرین سؤال، آخرین د‌رس به‌جز سؤالاتی که نشان‌د‌ار می‌کنید‌ یعنی سؤالاتی که اصلاً حل نمی‌کنید‌ ویا د‌رصورت د‌اشتن وقت حل خواهید‌ کرد‌، پاسخ‌ د‌هید‌.
این کار باعث می‌شود‌ که علاوه‌بر اتخاذ روش مناسب برای پاسخ‌گویی به سؤالات د‌ر کنکور سراسری، ذهن خود‌ را آماد‌ه‌ی انتقال به‌موقع از یک د‌رس به د‌رس د‌یگر و یا از یک مبحث به مبحث د‌یگر کنید‌.

 

4) حتی‌المقد‌ور د‌ر آ‌زمون‌های آزمایشی، د‌فتر‌چه‌های سؤال را با آرامش برد‌ارید‌ و با آرامش پاسخ د‌هید‌ و این منافاتی با سرعت‌عمل ند‌ارد‌. سرعت خویش را د‌ر محاسبه‌ و حل مسائل به‌کار گیرید‌ ولی د‌ر‌هنگام وارد‌‌کرد‌ن جواب تست‌ها د‌ر پاسخ‌نامه یا انتقال از یک د‌رس به د‌رس د‌یگر، آرامش لازمی را که د‌ر سر جلسه‌ی کنکور سراسری احتیاج د‌ارید‌، به‌کار ببر‌ید‌.

 

5) برای این‌که سر جلسه‌ی آزمون سراسری نیز از پاسخ‌گویی شانسی و توسل به احتمالات پرهیز کنید‌، د‌ر آزمون‌های آزمایشی نیز از پاسخ‌گویی به سؤالاتی که د‌ر جواب آن‌ها ترد‌ید‌ د‌ارید‌، بپرهیزند‌. انجام مد‌اوم این‌کار به ذهن شما این آماد‌گی را می‌د‌هد‌ که تنها سراغ سؤالاتی بروید‌ که پاسخ آن‌ها را می‌د‌انید‌.

 

6) د‌ر طول پاسخ‌گویی به سؤالات، از مثبت‌اند‌یشی نسبت به نتیجه‌ی تلاش خود‌ د‌ر کنکور سراسری د‌ست بر‌ند‌ارید‌.


منبع : اینترنت

  • 637 نفر
ادامه مطلب

 

سلام دوستان

 

ای کاش هر روزمان نوروز باشد تا نو شویم خودمان

اندیشه هایمان و عشقمان به همه زیبایی ها
سال نو مبارک  

آرزو می کنم که 

همه سال خوبی رو بسازیم

به خودمون قول بدیم تو سال جدید

بیشتر دوست داشته باشیم

بیشتر بخندیم

و با تک تک سلول هامون

بجنگیم ...

راستی دعای دسته جمعی اثر و انرژی خیلی بالایی داره ...

هنگام دعا

من رو هم فراموش نکنید که خیلی به دعاتون و انرژی شما  محتاجم.....:))

به خاطر تو مادر

برای تو که شب ها چیزی نخوردی تا ما سیر باشیم

و حسرت خوردن ماهی شب عید را بر دل نداشته باشیم


انگیزشی کنکور دکتر افشار

به خاطر تو که یک عمر برای رسیدن من به ارزوهایم با همه جنگیده ای

و ارزوهای خودت

ارزوهای خودت ،

انگار که اصلا ارزویی نداشتی...

به خاطر تو که دستانت مهربانت به خاطر ساختن دنیای زیبایی

برای من پر از چین و چروک شده

 

http://www.swissgenesisskincare.com/wp-content/uploads/2011/12/Hand_B-Tox_2.jpg

به خاطر تو که از دنیایی که فقط یکبار به هر فرد اعطا میشود

به خاطر من ،

به خاطر من که

انقدر ها هم خوب نیستم

شاید اصلا خوب نیستم

گذشتی

به خاطر تو میجنگم

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1392/12/5/502536_753.jpg

 

زمین را به اسمان میدوزم

پاهایم خسته است

ولی پاهای تو خسته تر بود وقتی که برای من دویدی

جنگیدی

دنیایت را فراموش کردی

حالا من

من نمی گذارم ...

تا وقتی که نفس میکشم

تا وقتیکه

صدای ضربان قلبم را میشنوم

فقط برای تو

برای ارزوهایت

که خیلی وقت است جایشان را با ارزوهای من عوض کردی

حالا ارزوهای من همان ارزوهای تو است

 تنها ارزویم ساختن ارزوهای تو است

من هم تنها دلیل نفس کشیدنم ....

برای آرزوت چیکار کردی؟

http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/62/12/space_2369561b.jpg

فلیکس بومگارتنر اتریشی دو روز پیش رکورد بلندترین سقوط آزاد جهان را شکست

و در این کار به سرعت ۱۳۴۱ کیلومتر در ساعت رسید.

این نخستین بار بود که دیوار صوتی در سقوط آزاد توسط یک

انسان شکسته شد.

حالا در سمت چپ نقاشی فلیکس بومگارتنر را می بینید.

تصویری که او در ۵ سالگی کشیده و به عنوان یک رویا به مادرش داده است.

رویایی که حالا تبدیل به حقیقت شده است.

برای رویایت چکار کردی؟

فقط میشینی یه گوشه و میگی این ارزوهای منه و

من اینو دوست دارم و

من ...

همه بلدن خوب ارزو تعیین کنن

همه بلدن از ارزوها و رویاهای قشنگشون صحبت کنند!

امروز 28 اسفند 92

تا  امروز

تا این ثانیه برای ارزوت چیکار کردی؟؟؟

کسی برنده است که

برای ارزوهاش یه کاری کنه!

ارزوت رو بگو اما نشین که خودش براورده بشه!

چون نمیشه!

چون این تویی

فقط تویی که میتونی

بسازیش

نشد  نداره

هیچ ارزویی  غیر ممکن نیست

چون غیر ممکن غیر ممکنه

حالا

میخوای برای آرزوت چیکار کنی؟!!!

ناشنوا باش...

وقتی همه از محال بودن ارزویت سخن می گویند...

آپلود عکس

 

باید به همه چیز ساده نگاه کنیم

همه چیز ساده است فقط این ما هستیم که مسائل رو سخت و پیچیده نشون میدیم!

یاد 3 تا داستان افتادم!

وقتی ناسا شروع به فرستادن فضانوردان به فضا کرد،

متوجه شد که خودکارهای آن‌ها در جاذبه‌ی صفر کار نمی‌کند.

یک دهه طول کشید تا با هزینه‌ی ۱۲ میلیون دلاری این مشکل را حل کنند

و خودکاری تولید کنند که در جاذبه‌ی صفر کار کند.

اما روس‌ها چه کردند؟

از مداد استفاده کردند!


- یک تریلر با ۴۸ چرخ در یک تونل در نیویورک گیر کرده بود

زیرا ارتفاع آن از حد مجاز بیشتر بود.

آتش‌نشانان منطقه یک روز خود را صرف کردند تا راهی برای حل مشکل پیدا کنند.

در همان حال یک پسربچه از پدر خود پرسید:

چرا آن‌ها باد لاستیک‌های تریلر را خالی نمی‌کنند

تا ارتفاع آن خودبه‌خود کاهش پیدا کند?


- یکی از شرکت‌های بزرگ لوازم آرایشی در ژاپن با اعتراض یکی از مشتریان

مواجه شد که گفته بود جعبه‌ی صابونی که خریداری کرده خالی بوده‌است.

مدیریت از مهندسان خود خواست برای این مشکل راه‌حلی پیدا کنند.

آن‌ها تلاش زیادی کردند از دستگاه‌های اشعه ایکس استفاده کردند

تا مطمئن شوند همه‌ی بسته‌ها پر هستند.

آن ها برای این کار پول و زمان زیادی صرف کردند.

اما وقتی یکی از کارکنان در یک شرکت کوچک با این مساله مواجه شد

 یک پنکه‌ی قوی صنعتی در خط مونتاژ قرار داد

تا هر جعبه‌ای که خالی و سبک است را از خط خارج کند!

 

یکی از روش هایی که به پیدا کردن راه‌حل‌های خلاقانه
 برای مسائل می‌انجامد ساده فکر کردن است.

اگر سعی کنیم مسائل را پیچیده نگاه نکنیم و
ساده نگاه کردن را در مسائل کوچک و بزرگ
زندگی تعمیم دهیم،
قطعا در بسیاری از موارد راه‌های خلاقانه‌ی زیادی
 به ذهنمان می‌رسد
که می‌تواند کمک زیادی به ما بکند.

انگیزشی کنکور دکتر افشار

اگه بجنگی موفق میشی

عادت نکن به شکست

به نجنگیدن برای ارزوهات

باور نکن  نشدن ها رو

عادت نکن به

عادی بودن...

برای ارزوهات بجنگ...

هر طور که شده

نذار دیر بشه

نذار....

از هرجا میتونی یا علی بگو و شروع کن...

اینو بدون هیچوقت دیر نیست...



بعضی وقتا آدم خسته میشه .از خودش از زندگی از همه چیز .

نمی دونم این نوشته رو از كجا شروع كنم .اما میدونم سر صحبتم با رفیقای عزیز كنكوری  هست كه مثل خودم باید 5 تیر 93 اولین كنكور  شون رو تجربه بكنن و 12 سال درس خوندنشون تو 4 ساعت خلاصه بشه ،واقعا چه آزمون مزخرفی هست این كنكور .هر سال به خاطر همین كنكور لعنتی دوستای كنكوری مون كه حالا به هر دلیلی نتیجه ی دلخواه شون رو نگرفتنه یا قبل از  كنكور به خاطر فرار از بار روانی دست به خود كشی میزنن.

اما همینه كه هست. 

بله نظام آموزشی كشور ما همینه .این قیف آموزشی برعكس شده كه معلوم نیست كی میخواد درست بشه   . البته چند روز پیش یه خبر تو یكی از سایتا خوندم كه نوشته بود تا 5 سال آِینده می خوان تاثیر سوابق تحصیلی رو به 85 درصد برسونن و یكی دو سال بعدش كلا كنكور رو بردارن .اما كیه كه ندونه گوش همه دانش آموزا و پدر و مادر ها از این حرفای مزخرف سازمان سنجش پره .

پدر و مادر هایی كه با هزاران  امید و آرزو معلم خصوصی ، كتاب كمك درسی ،سی دی آموزشی و  همه جور امكاناتی در اختیار فرزندشون میزارن تا تو همین یه سال یه موفقیتی حاصل بشه هم برا بچه شون هم برا خودشون. اما این وسط خونواده هایی هستن كه به قول معرف هشت شون گرو  نه شونه . و با چه سختی باید این امكاناتو فراهم كنن اما این وسط بچه هایی هم هستن كه كم نامردی نمیكنن در حق پدر و مادرشون و البته خودشون . خودشون رو به هر كاری میزنن تا درس نخونن . از ف.ی.س بوك و وی چتو هزار زهر مار بگیر تا بیكاری دیگه  .  اگه ما نخوایم جواب زحمتای 18 سال پدر و مادرهامون رو  برای اولین بار تو این كنكور بدیم پس كی باید خودمون رو بهشون ثابت كنیم ها.

 

پس بچه هایی كه تا حالا نخوندین بهتره بگم تا حالا یه متر خاك رو كتاباتون نشسته حالا هم دیر نشده .3ماه  مونده 3 ماه وقت كمی نیست اصلا چرا نمیگیم 340 روز چرا نمیگیم 3360ساعت چرا نمیگیم ... .

 

پس خواهش میكنم بشینین و مردونه درسا رو بتركونین بخدا خیلیا بودن تو 3 ماه رتبه شون رو از این رو به اون رو كردن . خیلیا ماه های اول رو بكوب خوندن اما الان تو بهمن و اسفند دیگه نمیكشن و الانه كه شما باید خودتون رو نشون بدین . مخصوصا به همكلاسی های عزیزم میگم  كه تا حالا درس نخوندنه آرش عمران رضا  و چند تای دیگه كه می دونم هنوز نخوندنه  .بشینین درستون رو بخونین  ، هی ساز سال دیگه رو همین الان كوك نكنین . مطمئن باشین كسی كه الان میگه واسه سال   دیگه اما الانم نمیخونه سال دیگه هم نمیخونه .اما اگه تو همین 140 روز باقی مونده درسا رو بتركونین   و سر جلسه كنكور برین بعد از اعلام نتایج اگه خواستین بزارین واسه سال دیگه حداقل میدونین با خودتون چند چندین  . یعنی اگه الان بخونی اصلا همین امسال كنكور رو میتركونی ،میشه چرا كه نه ؟

 

پس بچه هایی كه تا حالا نخوندین و خودم كه خیلی این هفته انگیزم كم شد و امروز این نوشته رو دارم مینویسم كه هم كمكی به خودم بكنم هم به بچه ها  كه بشینیم این ماه های باقی مونده رو مردونه بخونیم و حداقل جلوی پدر و مادرمون شرمنده نشیم  ،مطمئن باشین اگه پدر و مادر هامون ازمون راضی باشن دیگه چی میخوایم چه چیزی بهتر از این .

 

ماشا الله تو این دور و زمونه همه عاشق هستن .  یه بار هم كه شده با عشق درس بخونیم ببینیم چی میشه .عاشق با خودش دو دو تا چهار تا نمیكنه نمیگه این فصل سخته این فصل رو ندیدمه تا حالا و ... .

 

سرت رو بنداز پایین بخون و به حرف هیچكس اهمیت نده یعنی حرفی كه نا امید كننده باشه رو از این گوش بشنو از گوش دیگه ات بندازش بیرون .

 

یه چیز دیگه : چرا از خدا كمك نخوایم  اونه كه به هر كی دلش بخواد یه نعمتی میده مطمئن باش اگه بخونی خدا زحمتتو بی جواب نمیذاره اونه كه میتونه یكی رو از فرش به عرش ببره و برعكسشم تو جیك ثانیه انجام میده .نمیدونم كی رو میپرستی ، از همون كه میپرستیش بخواه كه كمكمت بكنه مطمئن باش بی جواب نمی زاره این درخواستتو.

 

امروز كه فكر كردم گفتم بزاریه  وبلاگ  بسازم برا رفیقای خودم هم انگیزه ای هست برا خودم هم واسه اونا و تصمیم گرفته كه آزمونای گزینه دو ، سنجش  رو كه همین امسال داره برگزار میشه و آزمونای سال های قبل رو رو وبلاگ بزارم تا همه استفاده كنن (البته من پیش ریاضی هستم با عرض معذرت از بچه ها تجربی)و متاسفانه آزمونای گاج رو هر چی سعی كردم پیدا نمیكنم تو اینترنت و فك كنم آزمون های گاج هم مثل كانون مالی نباشه یعنی سئوالاتش به درد نخور هست (البته من اینجور فكر میكنم حالا شاید یكی دیگه این آ‍زمونا رو قبول داشته باشه)و هر چی جزوه و مطلب درسی كه تو كامپیوتر م داشته باشم  و همچنین همایش های استاد افشار كه مشاور خیلی خیلی توانایی هستن رو واسه بچه ها میزارم تا بلكه حتی یه نفر موفق بشه و منو یه دعایی بكنه .

 

و یه چیز دیگه اینكه کنکور آسان نیست

 

بچه ها اگه خودتون تلاش نكنین باور كنین این سی دی ها و منابع دیگه همش اینجور که میگن نیست و فقط به تلاش خود آدم بستگی داره .

 

و در آخر :

 

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

 

 مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد                                                      موفق باشین



  • 1744 نفر
ادامه مطلب
آخرین ماهِ سال هم از راه رسید و تلاشهای تو واسه رسیدن به هدف محکمتر شده

روزای سختی رو میگذرونی ,اما به عشق هدفِ زیبات و به شوقِ وصالش تمام سختی ها واست سهل میشه ...دست تو دستِ یگانه ی بیهمتایی پیش میری که تو تمام ِ موانع و سختی ها تو رو تو آغوشِ خودش میگیره تا یه وقت زمین نخوری ...هنوزم گاهی وقتا که خسته میشی ... یه گوشه کز میکنی و آرزوهاتو مرور میکنی ...گاهی وقتا فکر میکنی رسیدن بهشون شاید یه خواب و خیال باشه ؛ته دلت نجوای پروردگارتو میشنوی که واست از خواستن و امید میگه

میگه که میتونی و فرصت واسه تغییر هست ؛بهت میگه که تواناییهات خارق العادست 

و اگه آتشِِ جانت شعله ور شه همه ی غیر ممکن ها رو از سر راهت برمیداری

به نظرت حالا وقتش نیست که آتشِ درونت رو روشن کنی؟

پس انتفامِ قطره قطره اشکات چی میشه؟تلافیِ تمامِ روزهای سختی که جز خودت و خدات هیشکی ازشون خبر نداشت؟حقت؟سهمت؟نگاهِ منتظر ِ پدر و مادرت ؟چشمهای بیقرارشون که شوقِ رسیدنت به آرزوهاتو دارن؟

خودت خوب میدونی که میتونی دنیاتو عوض کنی ،جهانِ رویاییتو بسازی

همون که تیر و مرداد ِ 93منتظرشی...

هرکسی روزی "هیچ کس" بود ، با اندیشه ای درخشان


این هم قسمت دوم کارگاه 1 اسفند که مورد استقبال خیلی هاتون قرار گرفت

همگی موفق و پیروز باشید . برای سلامتی استاد (گلو دردشون ) دعا کنید تا برنامه کلاس هاشون بهم نخوره و سایت پر بار باشه


دانلود از پیکوفایل برنامه دکتر افشار


دانلود از مدیافایر برنامه مشاوره ای دکتر افشار



پست های برگیزه سال گذشته همین موقع های سایت با کلی خاطره خوب برای ما و بچه های پارسال .....حتما ببینید


1    2    3    4    5    (جالب6)


  • 4898 نفر
ادامه مطلب

موضوعات کارگاه هفتگی دکتر افشار :


مباحث انگیزشی (ملایم)

تغییر طرز تفکر راجب شکست

روحیه درس دوستی

تغییر طرز تفکر راجب اظهار نظر دیگران و بار مسئولیت در قبال انتظار موفق شدن یا نشدن داوطلبان کنکوری


چه سرنوشت عجیبی داد کرم ابریشم ، یک عمر قفس می سازد

اما در نهایت آزاد می شود و اوج می گیرد


دانلود از مدیافایر


دانلود از پیکوفایل




شرایط مشاوره های با استاد افشار :

مشاوره تک جلسه 40 دقیقه تایم مفیذ برای سوال و جواب کنکوریهای و ارائه راهکارهای مناسب

مشاوره ماهانه (10 جلسه) تلفنی مشاوره و برنامه ریزی و نظارت و آموزش دقیق و کامل مباحث (ظرفیت محدوده)

جهت تعیین وقت sms دهید :


09358960503

  • 2817 نفر
ادامه مطلب

قسمت دوم همایش قبل اختصاص داره به سوال و جواب های مهم کنکوری ویژه بهمن ماه

92



دانلود از مدیافایر . پرسش و پاسخ با استاد افشار


برای استفاده حداکثر لطفا آرشیو  همایش های زمستان 91 سایت را هم از صفحات گذشته یا ستون سمت راست همین صفحه دانلود کنید

شماره تماس ثبت نام مشاوره تک جلسه تلفنی : 09358960503


  • 1812 نفر
ادامه مطلب

سپاس خدای را که توفیق داد تا در دومین سال راه اندازی برگزاری کارگاه های مشاوره و انگیزش تحصیلی اینترنتی جمع کثیری از داوطبان شهرستانی بتوانند از امکان شرکت غیرمستقیم اما موثر در این دوره ها برخوردار شوند و مشکلات عدیده خود را با حقیر در میان گذشته و صحبت های انجام شده برای آنها موثر واقع باشد . خیلی خوشحالم که بعد از سال ها فعالیت در زمینه کنکور موقعیتی فراهم شد تا به عنوان اولین مشاور با انتشار فایل صوتی کلاس ها و دوره های کامل کاگاره ها و همایش ها شاگردان خوبی همچون شما عزیزان داشته باشم و به تک تک شما در صورت تلاش و استفاده حداکثری از موقعیت ها و دوری از حاشیه های خطرناک افتخار می کنم و خواهم کرد . امیدست که با همت و غیرت مثال زدنی همچون پدران گذشتگانمان بتوانیم ایرانی سربلند و مقتدرتر از امروز برای نسل های بعدی داشته باشیم . شرایط کشور هرآنگونه که باشد از من و امثال توست و مسلما" اولین انگشت اتهام رو به سمت خودمان است . جدای از بدبینی ها و نا امیدی های برخی افکار جهت دار من به آینده کشور با وجود داشتن جوانان عزیزش خوش بین هستم و نامی با شکوه تر از ایران و سرزمینی پر افتخار تر از آن نمی شناسم .


پیشاپیش براتون بهترین ها از خدا آرزو می کنم و دعا می کنم به قدر تلاش به اهداف تون برسین ؛ از همه ابزار لطف علاقه هاتون هم مجددا تشکر


دانلود قسمت اول همایش از مدیا فایر


دانلود از لینک کمکی پیکوفایل


مشاوره و برنامه ریزی ماهانه با صرف 10 جلسه تلفنی برای شهرستانی ها برای نیمه دوم بهمن ماه (ظرفیت خالی فقط 2 نفر)

  • 2096 نفر
ادامه مطلب

محمدرضا مشاک یکی از با اخلاق ترین و سخت کوش ترین دانش آموزان سال گذشته من از اهواز بود .

پسری که در کنار استفاده از امکانات مرسوم و با اتکا به اراده ، تلاش خودش کرد و در نهایت روزهای کنکور 92 رو بخوبی سپری کرد . چون در این چند خط خاطراتش اسم مشاوره اش رو گفته ، مایل نیستم که بیشتر از این ازش تعریف کنم یا رتبه و رشته اش بگم تا برای کنکوری ها بیشتر طرز فکر و عملکردش مد نظر باشه تا اینکه دنبال وسیله و عامل موفقیتش باشن

 این رو بدونین که عامل موفقیت خودت هستی و امثال محمدرضا نمونه های بارز و شاخصی از تلاش و پشتکارند

حالا که به خیر و سلامت این پسر ما به موفقیت منحصر به فرد و قابل توجهی رسیده ، بذارین همین جا پیش شما و خودش (که میدونم منتظر بود حرفاش در سایت بذارم و خودش می خونه) اعتراف کنم که محمدرضا از اواخر زمستون بود که استارت فوق العاده اش زد و در عید بهتر از همه دانش آموزان کلاس های حضوری و اردوهای نوروزی که می شناختم درس خوند  این موقعیت و از همین الان ... وقت شکوفایی محمدرضا های بعدی میتونه باشه .

حالا خود دانی .....


11تیر ماه سال 1391 آغازی بود بر پرونده کنکور من، پرونده ای که من شروعی دلگرم کننده نداشتم.شاید به خاطر این دلگرم کننده نبود که معدل کتبی نهایی ام مرا بین دیگر دوستانم خیلی پایین تر قرار می داد..کتبی نهایی که 17 شد و در بین شاگردان مدرسه 10 یا 11 شدم.

تصمیم گرفته بودم که 2 هفته بعد از امتحانات نهایی شروع کنم و قدم در راه کنکور بگذارم.

با نوشتن برنامه ای ابتدایی برای تیر ماه که چندان هم کامل و جامع نبود درس خواندن را شروع کردم..روز یکشنبه (11/4/91)ماراتن کنکور را آغاز کردم.روز اول پنج ساعت مطالعه کردم.

روز ها می گذشت و من تا پایان هفته اول بیشترین ساعت مطالعه ام 6 ساعت بود. هفته های بعد این ساعت مطالعه را کمی افزایش دادم که در نهایت جمع ساعات مطالعه هفته ام به 36 ساعت رسید. از مرداد ماه ساعت مطالعه ام به میانگین 7 ساعت افزایش پیدا کرد و جمع ساعات مطالعه ام 46 ساعت شد. فهمیدم که افزایش ساعت مطالعه سخت نیست،فقط اراده محکم میخواهد.

هفته ها گذشت و هفته اول شهریور بود که ساعت مطالعه روزانه ام به میانگین نه و نیم ساعت رسید و جمع ساعات مطالعه هفته ام به 63 ساعت رسید.

این شروعی بود برای اینکه به این خودباوری برسم کخ ساعت مطالعه دست را میتوانم افزایش دهم و باید کیفیت مطالعه ام را افزایش دهم.

دو هفته پایانی شهریور را استراحت کردم و به سفری دو هفته ای رفتم. در این هفته ها بود که بعد از 3 ماه درس خواندن برای کنکور فهمیدم که چقدر بهتر میتوانستم از زمانم استفاده کنم و بازدهی ام را بالا ببرم اما بی تجربه بودم. واقعا راضی بودم، تابستان نقطه ی عطفی برای آینده ام شد. فرقی نمی کرد از تیر شروع می کردم یا شهریور و یا مهر، این تجربه برای من سکوی پرتاب برای افزایش کیفیت و افزایش ساعت مطالعه بود که به آن نیاز داشتم، نیازی که از تمام درس خواندن تابستانم برایم ارزشمندتر بود.

در همین تابستان بود که دوستانم با معدل کتبی 19 و 80 صدم در کنار مشاور از اوایل تابستان با روزی 9 ساعت این راه را ادامه می دادند..اما من کار خودم را انجام می دادم و به خودم اعتماد داشتم.

مهر و آغاز مدارس... تمام تلاشم این بود که بعد از تعطیل شدن مدرسه به خانه بیایم و درس بخوانم. روزهای زوج نیز می بایست کلاس های مکمل را تا ساعت 2:30 بعداز ظهر را تحمل می کردم. با سرعت خودم را به خانه می رساندم و بعد از غذا خوردن، ساعت 3:30 شروع به درس خواندن می کردم و تا ساعت 12 شب ادامه می دادم. در همین شرایط بود که ساعت مطالعه هفتگی ام 59 ساعت بود.

چه روز هایی بود... روزهایی که تمام زندگی ام معنایش درس بود و هیچ چیز دیگری برایم معنا نداشت.

در هفته چهارم آبان و اوایل آذر2 روز به خودم استراحت می دادم و هیچ درسی نمی خواندم و به کارهای مورد علاقه ام می پرداختم.در آذر بود که احساس خستگی از اشتیاقم برای درس خواندن کم کرد باعث ضعف در کیفیت و کمیت مطالعه ام شد.

اما دی ماه همزمان که برای کنکور می خواندم امتحانات مدرسه ام را نیز می دادم. خیلی ها میگفتند کنکور و تشریحی باهم فرق دارند اما تجربه تابستانم به من آموخت که طوری درس را بیاموزم که بتوانم آنرا به خوبی به دیگران هم یاد بدهم...تجربه ای که باعث شد قضایای اثباتی گسسته و تحلیلی را سر جلسه امتحان خودم اثبات کنم در حالی که شاید حداکثر یکبار آنها را دیده بودم . نادیده گرفته بودم.

اواسط بهمن ماه بود که تصمیم گرفتم مشاوری داشته باشم تا در ماه های باقیمانده بتواند مرا در این راه یاری دهد... بهترین کسی که به فکرم می رسید آقای افشار بود که مقالاتشان در تابستان مرا انگیزه می داد.

همراه آقای افشار بود که توانستم ساعت مطالعه ام را به طور میانگین به 9:30 ساعت پر بازده برسانم و آنرا ثابت نگه دارم.

هروقت انگیزه ام کم می شد آقای افشار مرا یاری میداد و من هم قول می دادم بهتر شوم و تمام سعی خودم را انجام می دادم تا در ساعت مطالعه رکورد بزنم. رکوردی که به 11 ساعت رسید. در این زمان بود که دوستانم می گفتند ساعت مطالعه عادی آنها 10 و 11 ساعت است. اما من به خودم اعتقاد داشتم و توجهی به این حرف ها نداشتم.

تعطیلات عید فرا رسیده بود.تصمیمی برای افزایش ساعت مطالعه گرفته بودم. بعد از دو روز استراحت شروع به درس خواندن کردم.

تا چند دقیقه قبل از سال تحوبل بود که درس میخواندم و خوشحال از اینکه می خواهم سالی را رقم بزنم که شروعش با درس است.

در این روزها بود که به خودم می بالیدم که سال 91 کبیسه است و 30 روز داردو من یک روز بیشتر از کنکوری های سال قبل فرصت مطالعه دارم! کنکور مرا فرصت طلب کرده بود، از هر لحظه ام به راحتی نمی گذشتم.

در این زمان ها کلاسهای فشرده جبرانی کنکور شروع شده بود. من فقط 2 درس را کلاس میرفتم اما همین 2 درس به خاطر این کلاسهای فشرده مرا اذیت می کرد. روازانه 5 ساعت کلاس بودم و چون وقت برای درس های دیگرم زیاد باقی نمی مانداسترس سراغم می آمد.

همین فشردگی در کنار 11 تا 13ساعت مطالعه در روز که گاه به 14 ساعت می رسید مرا از لحاظ روحی روانی خسته می کرد. فکرم بر خلاف اهدافم عمل می کرد. همین فکر مرا 3 روز با استرس از مطالعه دور نگه داشت. روزهای بسیار سختی بود... فشار روانی از یک طرف و خانواده ام نیز که فکر می کردند بریده ام از طرف دیگر...

ساعت 10 شب 12 فروردین 92 بود، با آقای افشار احساساتم را در میان گذاشتم... به آقای افشار قول دادم که فردا رکورد جدیدی در ساعت مطالعه ام ثبت کنم و روز 13 فروردین 92 را روزی تاریخی برای عمرم رقم خواهم زد.

از 2 شب 13 فروردین شروع به خواندن کردم. 3 ساعت خواندم و بعد از خواب 5 یا 6 ساعته شروع به درس خواندن کردم.یک حسی مرا نمی گذاشت که دست بکشم. روزی کولاک سر راه من بود. ساعتها می گذشت و هنگامی که 6:30 صبح روز بعد فرا رسیده بود ساعت مطالعه ای شاهکار تر رقم زده بودم.خستگی چشمانم برایم مهم نبود. به خودم افتخار می کردم و با زدن رکورد 17 ساعت مطالعه در روز شادی عجیبی در آن خستگی به من دست داده بود...

ماه های پایانی بود، تمام وعده ها، قرار ها، درس های نخوانده، مرور ها، آزمون ها.... همه و همه می بایست رقم می خورد.

زمان می گذشت... گریه ها، استرس ها، شادمانی ها، غرور، رقابت و ... به معنای واقعی کلمه احساس می شد.

خرداد بود... ذهنم خسته شده بود... چند روز دیگر نیز مرا از درس خواندن نگه داشت تا بتوانم استرس و عذاب وجدان را با تمام وجودم حس کنم. سخت گذشت....اما گذشت....لحظه به لحظه تجربه بود...شاید اگر آن روز ها درس میخواندم سرنوشتم طوری دیگر رقم می خورد...

باورش سخت بود اما خودم را به خط پایان نزدیک میدیدم...

بالاخره روز کنکور فرا رسید، همانطوری که انتظار داشتم ، همان وقت، همان تیپ سوال، همان آرامش شکننده و ...

تمام شد و 12 سال سال زندگی من در 4 ساعت خلاصه شد.....

سایه دراز لنگر ساعت...

روی بیابان بی پایان در نوسان بود...

می آمد-می رفت

می آمد- می رفت

و نگاه انسانی به دنبالش می دوید (( سهراب سپهری ))



  • 4902 نفر
ادامه مطلب



ساعت 6 صبح است و زنگ می زند اما قبل از آنکه دستت به سمت ساعت برسد تا صدایش را قطع کنی، صداهایی در سرت می شنوی.      

"هنوز خیلی زود است، هنوز تاریک است ، زیر پتو بمان".
عضلات خسته ات سرپیچی می کنند. 
انگار فرمان حرکت مغز را نمی شنوند
از هر طرف فریاد هایی می شنوی که همگی فرمان می دهند به سرزمین رویاهایت بازگردی و بخوابی و به درس و کنکورت بعدا برسی .
اما تو  
نظر هیچ یک از آنها را نخواسته ای!    
تنها نجوای برگزیده تو، به مبارزه طلبیدن آنهاست!       
صدایی که به تو یادآوری می کند حتما دلیلی داشته که ساعت را روی 6 کوک کرده ای!        
پس بلند شو، از رختخواب برخیز!        
پاهایت را روی زمین بگذار و به پشت سرت نگاه نکن    
زیرا کارهای بسیاری پیش رو داری .کتاب هایت بی صبرانه منتظر تو هستند .

به دنیای سختکوشی خوش آمدی     
هر روز چیزی نیست به جز نبردی مداوم بین راه درست و راه آسان     
ده هزار مسیر متفاوت پیش رویت کشیده می شود که          
هرکدام خود را راحت تر از دیگری نشان می دهد.      
می خواهی بر خلاف جهت حرکت کنی و       
این مسیر را پشت سر بگذاری.
با این تصمیم، با پشت کردن به راحتی ها و امنیت ها  
و آنچه دیگران عقل سلیم می خوانند  
قدم در اولین روز می گذاری    
و از آن به بعد دشواری ها یکی پس از دیگری سر بر می آورند 
باید مطمین باشی چه می خواهی!   
زیرا مسیرهای راحتی و آرامش دائما چشمک می زنند
آماده اند تا مانعت شوند.       
فقط کافیست مسیرت را به سمت آنها کج کنی!       
اما تو چنین کاری نمی کنی    
هر گامی که بر میداری به برداشتن گام بعدی منجر می شود 
در مسیر قرار گرفته ای!         
فرصتی برای فکر کردن به راهی که طی کرده ای نداری.        
در برابر حریفی ایستاده ای که او را نمی بینی 
او را پشت سرت احساس می کنی   
شناختی؟      
بله خودت هستی      
ترسها، تردیدها و نا امنی هایت...      
همه در مقابلت صف کشیده اند تا از میدان به درت کنند         
اما نترس       
درست است که به راحتی نمی توانی بر آنها غلبه کنی        
اما مطمئن باش که شکست ناپذیر نیستند     
این سخت کوشی را به یاد داشته باش         
جنگ بین تو و ذهنت!  
جنگ بین جسم و شیطانی که بر روی شانه هایت نشسته    
و دائما نهیب می زند که همه چیز بازی است  
وقتت را تلف نکن        
حریفانت همه از تو قوی ترند   
نهیب های نا امنی را در تپش های تند و محکم قلبت غرق کن 
تردیدها را در آتش درونت بسوزان       
و به خاطر داشته باش برای چه می جنگی    
فراموش نکن هر لحظه از عمرت معلمی بی رحم است
او از کاه، کوه می سازد       
در تو نقاط ضعف را می کاود    
همان کمترین و کوچکترین چیزی که برایش آماده نیستی و فراموش کرده ای   
تا زمانی که شیطان نفست تلاش می کند جزئیات را از دیدت پنهان کند        
این پرسش باقیست   
آیا همه ی کارهایی که باید انجام می دادی را به اتمام رسانده ای؟    
مطمئنی؟      
و هنگامی که پاسخ مثبت است        
یعنی همه ی کارها را انجام داده ای و کاملا آماده ای  
وارد میدان شو
و با جسارت تمام با دشمنت رو در رو شو!      
دشمن درونت  
وقت آنست که مبارزه را آغاز کنی       
به قلمرو دشمن برو    
شیری هستی در قلمرو دیگر شیران   
همگی در پی یک شکار هستید        
در قحطی ای جانکاه که دائما یاد آوری می کند
پیروزی تنها گزینه ای است که می تواند تو را زنده نگه دارد     
پس باور صدایی را که می گوید تو می توانی اندکی سریع تر بدوی     
تو می توانی   
می توانی او را سخت تر زمین بزنی   
شانس، آخرین آرزوی رنگ باخته و دم مرگ آنهاییست که معتقدند پیروزی تنها یک شانس است
در حالی که کار و زحمت نصیب کسانی می شود که می دانند باید برگزینند    
پس همین حالا تصمیم بگیر     
سرنوشت منتظر کسی نمی شود     
و هنگامی که زمانش فرا رسد 
و هزاران هزار صدا در سرت فریاد کردند که آماده نیستی        
تو تنها به نجوایی آرام گوش بسپار      
که می گوید تو آماده ای        
تو مهیا شده ای        
حالا همه چیز به تو بستگی دارد        
انتخاب کن...   
پس برخیز و بدرخش و امروز را به مصداق منحصر به فرد ترین روز کنکوری خودت رقم بزن

تمام این دنیا تحت سیطره تو خواهند بود ، اگر فقط و فقط به خودت ایمان داشته باشی و بر دشمن درونت غلبه کنی و به سمت آرامشی توام با ستیز گام برداری

در این راه پر پیچ و خم و در 5 ماه باقی مانده برایت از خدا بهترین ها را می خواهم ای عزیزترین مخلوق خالق زیبای مان خداااا

برایت آرزو می کنم یر سختی ها و ضعف ها غلبه کنی و در نهایت به چیزی که استحقاق آن را داری برسی ؛ گرچه در این نیمه اول هر از گاهی سست و منفعل بودی ، ترازهای ضعیف آزارت میداد و حرف و کنایه ها و شرایط سخت و هجمه های فراوان انتخاب را برایت دشوار می ساخت ... اما میخوام به تو بگویم که فقط و فقط خودت باش

 در بیکران آسمان آبی سرنوشت پرواز کن و سرور و شادی که سرچشمه از بیکران خارق العاده ترینروزهای وجودت هست با تلاش و ممارست فراوان نشان بده

آرزوی تو یه گوشه از جهان...هست واسه رسیدن بهش باید بری باید بخونی باید تلاش کنی حقت هست .. نه کسی جاشو میگیره و نه کسی برش میداره اون فقط و فقط برای توئه حالا تصمیم با خودته تلاش کنی و ارزوی گمشده و چندسالتو پیدا کنی یا بشینی و روزای از دست رفتتو بشماری بشینی و از نرسیدن و نشدن بگی ...کی راهتو بسته؟برو دنبال ارزوهات ...حق تو موندن و غصه خوردن نیست حق تو اشک ریختن تو روز کنکور نیست حق تو شادیه ...یه لبخند از ته دل یه شوق عمیق که شادیشیو  تو رگهات حس کنی   واسه لبخند خودت ...واسه دل خودتم که شده بجنـــگ ...کاش میدونستی شرایطی که خدا به تو داده ...فرصتی که بهت داده واسه تغییر ...به هرکی نداده و این شانس توست ...قدر بدون ثانیه هات رو... شاید دیگه فرصت نداشته باشی واسه ارزوهات بجنگی

تا دیر نشده یه تغییری تو زندگیت بده

رویای گمشدتو پیدا کن

 

و در نهایت تو می توانی ... اگر به شکوه درونت پی ببری


مشاوره برنامه ریزی تا کنکور تلفنی ویژه شهرستانی ها


09358960503


  • 3544 نفر
ادامه مطلب

ادامه همایش گذشته ،،،،،،

سوال و جواب های متداول بهمن ماه 92

استاد افشار


وقت مشاوره تلفنی با ارسال پیام کوتاه : 09358960503

فقط اعضای سایت


دانلود ( توجه : لینک اصلاح شد )

  • 3660 نفر
ادامه مطلب

یادمون نره متفاوت باشیم .....

 

آپلود عکس

سلاااااااااااااااااااااام  به همه ی دوستای خوبم

حالتون چطوره ؟

امتحاناتمون بلاخره تموم شد و

راستی یه سوال

چرا نظرات پست تغییر اینقدر کمه؟!

بچه ها قرار بود که حتی تغییرات هفتگی یا ماهانه ای که انجام میدیم

هم در اینجا ذکر کنیم کارایی که هر روز واسه رسیدن به ارزوهامون انجام میدیم ....

تا تغیییراتی که واسه دنیامون وهدفمون  انجام دادیم

مکتوب باشه و یادمون نره

که امروزمون بایـــــــــــــــــــــــــــــد فرق کنه :))

راستی یادتونه گفته بودم برای موفقیت باید خلاف جهت بقیه حرکت کنی

باید با بقیه متفاوت باشی

متفاوت فکر کنی و نگاه کنی

اگه یه موقع دیدی که کارهای روزانه ات شبیه اطرافیانت هست

پس بدون که هنوز در مسیر موفقیت نیستی!

دقت کردین همه ی ادمای موفق در کارشون یه تفاوت نسبت به بقیه ایجاد کردن

یه ایده نو...

میخوام چند تا مثال براتون بزنم

اقای مایکل جردن برای موفق شدن هزاران بار شکست خورد

ولی باز هم بلند شد و جنگید

ایشون به جای زمین بسکتبال در استخر و در اب و با شرایط بسیار سخت تمرین

میکردن ! پس از بقیه رقباشون قوی تر بودن چون متفاوت بودن!

علی واکسیما

تنها واکسی که توانست با واکس زدن متفاوت درامد عاالی داشته باشه

اقای عماد عامری که بدون هیچ ابزار الات موسیقی با دهانشان موزیک میسازند

و تفاوت خلق میکنند!


http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2012/05/morghesahar.jpg

اقای حسن کسایی

که با دقت به صحبت های روزمره و عادی مردم اهنگ میساختن و جملات ساده ای که

میشنیدند رو به اهنگ هایی فوق العاده تبدیل میکردند!

اقای هیلتون که یه روزی مستخدم هتل بودن و هیچی نداشتن

ولی حالا مشهور ترین هتل های زنجیره ای دنیا رو دارن

بتهوون ،بیل گیتس، والت دیزنی، نیک وویچ ،

اقای رابینز ، خانم رولینگ ، اقای شوماخر ....

اینقدر زیادن که اگه بخوام داستان هرکدوم رو بگم باید تا صبح براتون بنویسم

اگه یه کم چشمامون رو باز کنیم محاله رشته و کاری  باشه که

در اون یه انسان موفق و بی نظیر نباشه

هیچ کاری

یه لحظه به انگشتانت نگاه کن!

روشون خطوطی هست

به نظر تو چرا هست؟

چون خدا خواسته بهمون بگه که

از تو فقط یکی هست و

تو باید به بی نظیرترین روی قله ی خودت و

با اثر انگشت خودت تبدیل بشی

اما خیلی هامون فراموش میکنیم که قله ای هست و ما اومدیم که به اوجش برسیم

و سرگرم پایین قله  میشیم

نذار اثر انگشتت یه روز فراموش بشه

نذار

بی نظیر خودت شو

با دیروزت رقابت کن ، تا به اوج قله ات برسی و

اینو بدون که هروقت جواب این سوال رو پیدا کردی و

با تک تک سلول هایت واسش جنگیدی 

یعنی روی قله ات هستی...

برای چی نفس

میکشی؟!!!

 


  • 1842 نفر
ادامه مطلب

سلام

شاید تا موضوع رو دیدین خیلی هاتون مشتاق شدین تا این داستان رو بخونین وشاید خیلی هاتون هم گفتین چه داستان مسخره ای!ولی بهتره زود قضاوت نکنین و صبر کنین تا آخر داستان تموم بشه بعد قضاوت کنین

این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم یک داستان واقعی هست که بخشی از خاطرات کنکوری من رو تشکیل داد و شد بهترین خاطرات دوران کنکورم!

پارسال 3 بهمن ساعت 4 عصر بود که به آقای دکتر زنگ زدم.آقای دکتر گفتن اول تو حرف میزنی یا من؟سوالمنم چون خجالت میکشیدم خجالتگفتم اول شما حرف بزنینبه من زنگ بزن!تا اینکه صحبت های آقای دکتر تمام شد و گفتن حالا نوبت تو هست که سوالاتت از من بپرسی من چند لحظه ای سکوت کردم و هر چی فکر کردم یادم نیومد که چه سوالی داشتم بپرسمآخ.آقای دکتر وقتی سکوت من رو دیدن فکر کردن که میخوام دوباره غر بزنم و خودشون شروع کردن به روحیه دادن.منم حرفی نزدم که قضیه اصلا این نیست و من سوالام یادم نمیادقهر.بعد از کلی حرف زدن ،آقای دکتر گفتن "بیا تو تا آخر اسفند درس بخون و هیچی غرنزن اگر پیشرفت نکردی بعد از عید هرچی دلت میخواد غر بزن و منم همه ی غر زدن هات تحمل میکنم"بعد خندیدنخنده و گفتن"ایا بنده وکیلم"اون موقع بود که من خندیدمخنده و گفتم من فعلا میخوام ادامه تحصیل بدماز خود راضیبعد آقای دکتر گفتن تا شب وقت داری جواب رو به من بدیبه من زنگ بزن.منم هر چی زور زدم که بکنمش فردا نشد و گفتن الا و باللا فقط تا آخر شب وقت داری فکر کنی و جواب بدیوقت تمام.بعد از اتمام تماسم نمیدونستم بخندم خندهیا تعجب کنمتعجب.همون حرف آیا بنده وکیلم باعث شد که شب چنین اسمسی به آقای دکتر بدم"سلام ،با اجازه پدر و مادرم بله!از فردا من و همسرم میریم ماه عسل و قراره کلی خوش بگذرنیم و ..."آقای دکتر جواب دادن "خیلی خوبه،قبول میکنم.پس دل بده و بخون"به این ترتیب شخصیت های داستان ما شکل گرفت

عروس:فاطمه شیرازینیشخند

داماد:درسنیشخند

حاج آقا:آقای دکتر افشارقهقههقهقههقهقهه

خواهر شوهر:قلم نیشخندنیشخند

مادرشوهر:کنکورنیشخندنیشخند

مهریه:رتبه 1 کنکور92،تراز 8000 قلم چی و 1374 سکه تمام نیشخنداز خود راضی

اون شب بعد از چند تا اسمس دادن به آقای دکتر گفتم همسرم داره صدام میکنه و من باید برم .آقای دکتر هم جواب دادن "عجب خانم خوبی هستیااااا ،آفرینتشویق"از فردا صبح زندگی جدید من آغاز شد.من و درس رفتیم ماه عسل عینک!دیگه درس واسم درس نبود واسم همسر بودلبخند.دیگه به کتاب هام به شکل کتاب نگاه نمیکردم چون دیگه شده بود بخشی از زندگی من.صبح که از خواب بیدار میشدم به خودم میگفتم آدم وقتی بیدار میشه به همسرش صبح بخیر میگه پس منم باید به همسرم صبح بخیر بگم و میرفتم چند تا لغت زبان حفظ میکردم به معنای صبح بخیر گفتن به همسرم.هر وقت میخواستم برم بیرون به خودم میگفتم آدم متاهل با همسرش میره بیرون .برای همین حتی داخل خیابون و تاکسی هم کتاب دست میگرفتم و میخوندم.وقتی میخواستم غذا بخورم میگفتم آدم بدون همسرش غذا نمیخوره و سر غذا خوردن هم با همسرم بودم.کل زندگی من شده بود همسرم چون عاشقش بودم.قلباوایل از کارم خجالت میکشیدم خجالتحتی از آقای دکتر.فکر میکردم تو دل خودشون میگن فاطمه چه افکار بچگانه ای داره تا اینکه وقتی یکی از پست های انگیزشیشون در سایت کنکور دیدم آخرش نوشته بودن"اگر میخواهی مثل آهو و خرگوش تر و فرز و زرنگ بشی ، باید پشت سر خودت ترس شیر و روباه رو حس کنی ؛ از شرایط پیش اومده دیگه ناراحت نباش ، چون این شرایط موقعیتی رو برات به وجود آورده که از الان در همین 5 ماه خودت رو نشون بدی . با درست ازدواج کن و تا به اون حس قشنگ رضایت از خودت نرسیدی ، شب نخواب".اون موقع بود که فهمیدم نه تنها نباید خجالت بکشم بلکه باید به وجود چنین همسری افتخار کنم.از خود راضیچون همسرم از همه مشهورتر بود.همسرم تنها کسی بود که تا هزاران سال پیش و هزاران سال بعد حضورش در جامعه لازمه.آدم باید به وجود چنین همسری افتخار کنه.من بهترین همسر دنیا داشتم.داخل مدرسه همیشه معلم ها از همسرم تعریف میکردن و منم با دقت گوش میکردم چون تعریف کردن از همسرم به آدم حس خیلی خوبی میده.دیگه از خراب کردن آزمون های قلم چی ترسی نداشتم چون به خودم میگفتم خواهرشوهر اگر خواهرشوهرگری درنیاره که خواهرشوهر نیستنیشخند.همیشه تلاش میکردم خودم رو برای دیدن خواهرشوهرم آماده کنم .ما هر از دوهفته میرفتیم خونه ی خواهر شوهرم مهمونی.برای همین مجبور بودم در طول هفته همه ی تلاشم بکنم تا دل خواهر شوهرم به دست بیارم چون بالاخره خواهرشوهره و اگه جوابش منفی باشه زیر دل مادرشوهر میره و نمیذاره مادرشوهر رضایت بده.فردای اون روز که به آقای دکتر زنگ زدم به من زنگ بزنبهم گفتن چه خبر از همسرت منم گفتم خیلی خوب هست.آقای دکتر هم گفتن چه خوب!یک روز به آقای دکتر اسمس دادم من از دست همسرم چیکار کنم میترسم از بس تست میخوره چاق بشه!نیشخندخیلی شکمو هست!میترسم از بس چاق بشه از درخونه دیگه نتونه رد بشه!نیشخند

ما هر روز یه جای دیدنی میرفتیم یک روز میرفتیم دریا یک روز جنگل و یه روز دیگه ...

حتی یادمه هر شب به اقای دکتر اسمس میدادم میگفتم کجا رفتیم.

یک شب حدود ساعت 8 بود که بهشون گفتم من و همسرم اومدیم پارک.آقای دکتر فکر کردن پارک واقعی.بهم گفتن باشه ولی زود برگرد.منم گفتم چرا؟؟؟سوالآقای دکتر هم که تازه متوجه شدن پارک خیالی گفتن آهان!از اون پارک ها!پس بمونچشمک!منم گفتم اگر پلیس نگرفتمون 1 شب برمیگردیمنگران.دیگه با دوستام کمتر حرف میزدم چون به خودم میگفتم همسرم راضی نیست این قدر با دوستام رفت و آمد کنم و سعی میکردم بیشتر پیش همسرم باشم.خلاصه سرتون درنیارم اینجوری بود که کل زندگی ما شد همسرم!اولین دیدارمن با خواهر شوهر بود که با کلی استرس رفتم .طبق عادتی که داشتم نتیجه آزمونم رو خودم نگاه نمیکردم و آقای دکتر میدیدن و اشکالاتم میگرفتن چون وقتی نتیجه ایده آلم نبود خیلی ناراحت میشدم و درس نمیخوندم!عصر اون روز بود که به آقای دکتر اسمس دادم میدونم خواهر شوهرم من رو نپسندیده دل شکستهولی من به عشق همسرم بازم تلاش میکنم.تو دلم هزارتا فحش به خواهر شوهرم میدادمعصبانی .دلم از دستش پر بود و هی بهش توهین میکردمعصبانی.داخل مدرسه با بچه ها زیاد شوخی میکردیم یکی از اون شوخی ها همسر خیالی بود ولی هسر خیالی من واقعی تر بود .فردای اون روز که رفتم مدرسه بچه ها گفتن چه خبر از همسرت؟(اون ها قضیه رو نمیدونستن و برای شوخی میگفتن)منم گفتم دیروز با خواهر شوهرم دعوام شدقهر و همش سر همسرم خالی کردم و بعدشم خندیدمخنده.اون موقع بود که یکی از دوستام بهم چیزی گفت که تا همین الان فراموشش نکردم گفت همسرت چه تقصیری داشته سر اون خالی کردی!!!!اون به شوخی گفت ولی من جدی گرفتمش و از حرفش خیلی خوشم اومد.همسرم من رو دوست داشتقلب و نباید به همسرم چیزی میگفتم.ظهر که برگشتم از مدرسه دیدم آقای دکتر اسمس دادن که آفرینتشویق و ترازت این شده.با کلی استرس استرسجواب دادم بدون غلط؟گفتن نه با غلط که بدون غلط مسلما خیلی بیشترم میشه!از شدت تعجب تعجبرفتم پای اینترنت و تا خودم کارنامم ندیدم باور نکردم.وقتی ترازم رو دیدم کلی دعا جون خواهر شوهرم کردم بغلو به خودم میگفتم چه خواهرشوهر خوبی داشتم و خودم خبر نداشتم.متفکر

یادم رفت از مادرشوهرم براتون بگم.مادرشوهرم خارج از کشور زندگی میکرد و قرار بود تیر بیاد ایران.6 تیر اومد خونمون برای خواستگاری و بعد از 1 ماه تحقیقنیشخند درمورد من 12 مرداد خبر رضایتش رو بهم داد.من و همسرم ازدواج کردیم و 21 شهریور بچه دار شدیم .اسم بچمون رو گذاشتیم آی تی.حالا ما شیراز زندگی میکنیم و ی زندگی ایده آل داریم.یک زندگی بدون دغدغه!از ازدواجمون خیلی راضی هستیم و به خودمون میبالیم که چنین خانواده ای داریملبخند

داستان زندگی ما این بود.شاید از نظر خیلی هاتون مسخره بیادسبز ولی خواهش میکنم زود قضاوت نکنین و تا آخر بخونین.شاید این طرز تفکر خیلی مسخره بیاد سبزولی همین طرز تفکر باعث شد که روزی 14 ساعت بخونم،از درس خوندن خسته نشم وبا لذت بخونم،همه جا  درس بخونم و هیچ وقت اتلافی نداشته باشم واز همه مهم تر بعد از 5 ماه به تراز دلخواهم برسم!شاید اگر اون طرز تفکر نداشتم به چنین خوشبختی نمیرسیدم!من حاضرم همسرم رو به همتون ببخشمبغل.نه به این خاطر که دوسش نداشته باشم!نه!!!!!من عاشق همسرم هستمقلب .ولی دلم میخواد شما هم از این همسر خوب استفاده کنین.به قول خیلی ها همسر خوب نعمته!حتی اگر بخواین میتونم آقای دکتر رو راضی کنم دفتر مشاورشون رو به دفتر اسناد رسمی تبدیل کنن و برای تک تک شما صیغه ی عقد بخونننیشخندنیشخندنیشخندمن حتی حاضرم هزار تا هوو داشته باشم!این انتخاب با شماست.دوست دارم بیاین همین جا داخل نظرات با خودتون عهد ببندین و فقط جواب بدین بله و زندگی جدیدتون رو آغاز کنین.بیاین یک بار هم که شده درس رو نه به خاطر کنکور بلکه به خاطر دوست داشتن بخونیم

روش های انگیزه گرفتن هر کسی با کس دیگه ای فرق داره.چرا همیشه منتظرین تا کسی بیاد بهتون انگیزه بدهناراحت.چرا خودتون برای خودتون انگیزه ایجاد نمیکنین؟فکر نمیکنم کسی روش من اجرا کرده باشه؟من همیشه با چیزهایی انگیزه میگرفتم که مسخره بود ولی حسابی بهم انگیزه میداد.یکی با تشویق مامان و یکی با ترس بابا و یکی مثل من هم با ازدواج یا جشن تولد و...

به حرفام فکر کنین

منتظر نظراتتون هستم(دوست دارم هزار تا عروس یا هزار تا داماد  داخل این پست داشته باشیم)

 

سه بهمن سالروز ازدواج من و درس مبارک باد

 

دوست دارم نظراتتون رو یا اینجا یا وبلاگ خودم بگین

منتظر نظرات خوشکلتون هستم

  • 7211 نفر
ادامه مطلب

سلام



بازم یک جلسه مشاوره از کارگاه های موفقیت تحصیلی کنکور استاد افشار انرژیک ترین مشاور کنکور


تصمیم داریم این همایش دیگه به عنوان آخرین تلنگر به کنکوری هایی باشه که از خودشون راضی نیستن و میخوان تغییر کنن

 و همچنین اونایی که شروع نکردن یا دم به ساعت ساز نشدن کوک می کنن و ...

از همه این بچه ها میخوام که اینبار که این همایش ماهانه گوش کردن به شددددددت فکر کنن و تصمیم بگیرن و راه شون انتخاب کنن

خداوند بزرگ و مهربون به قدم های کوچک تون برکت فراوان بده انشالله


شماره پیامک جهت رزرو مشاوره تلفنی ماهانه استاد (بهمن _ ظرفیت 3 نفر)

09358960503

برنامه ریزی . مشاوره و نظارت ( مشاوره ماهانه)

سوال و جواب و بحث گفتگو و رفع اشکال (مشاوره تک جلسه ای)


دانلود همایش از از مدیافایر


لینک کمکی از پیکو فایل

  • 5700 نفر
ادامه مطلب

این روزا سرشارم از امید و حس خوب

...سرشار از خواستن و توانستن

سرشار از عشق ...عشق به هدف ِ زیبام

سرشار از انگیزه برای شروع دوباره

عشق و امید به روزایی خوبی که در راهه

امید به دستانِ پر از بخشش و مهربونیه یگانه پروردگارم


قدم به قدم تلاشهات

ثانیه به ثانیه تلاش و نفس کشیدن با حضور خدا یعنی خود خود معجزه

و این تویی که راه و هدف را باهم می آمیزی و به سمت کمال با بی نهایت ماورای وجود ، برای رسیدن آرامش از بالاترین عیار طلای هم اکنون (زمان) استفاده می کنی


ی عذرخواهی بخاطر تاخیر در پاسخ دهی به سوالات نظرات . به اطلاع می رسانم به دلیل تغییر سرور سایت مرجع و کمبود فضای موقتی از پاسخ دهی به سوالات شما عزیزان تا پایان هفته جاری معذوریم و انشالله از 26 دی به مرور به قطع به سوالات گذشته نیز پاسخ داده خواهد شد . عزیزانی که برای مشاوره با استاد پیام خصوصی با ایمیل فرستادن فقط کافی هست اسم خودشون به شماره ایشون (09358960503) پیامک کنند تا بتونن وقت تلفنی در اسرع وقت بگیرن . ظرفیت مشاوره خصوصی بهمن ماه هم در حال تکمیل هست و علاقه مندان می تونند هرچه سریع تر برای مشاوره خصوصی ماهانه (تلفنی) ثبت نام کنن


دانلود سخنرانی مشاوره ای از پیکو فایل


دانلود مشاوره تحصیلی از مدیا فایر




همایش قبل 17 دی ماه

  • 5049 نفر
ادامه مطلب

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار

از مرکز مشاوره کنکور استاد علیرضا افشار حمایت کنید
به ما امتیاز دهید