close
تبلیغات در اینترنت
مشاوره تلفنی کنکور علیرضا افشار ـ انتخاب رشته تلفنی کنکور۹۸ - 61
دنبال کردن مطالب از طریق فید RSS دنبال کردن مطالب از طریق تویتر

مشاوره کنکور رایگان علیرضاافشار

*** جهت عضویت در """ کانال تلگرام """ مرکز مشاوره کنکور علیرضا افشار alirezael کلیک کنید ***

اطلاعات کاربری


عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

جستجو مشاوره


مشاوره های پربازدید

تولدی دیگر برای کنکوریها

ی پست نسبتا" طولانی ولی با ارزش    

 در ضمن ممنونم از همه بچه هایی که در جهت تقویت جو اینجا تلاش می کنن


خوب چی بگم ... اصلا نمیدونم از کجا بخوام شروع کنم ولی باید بگم ... باید بگم چون دیگه نمی تونم تو خودم نگه دارم ... ولش کن چرا این حرفارو میخوای بگی ... ولش کن ... تو آدم بشو نستی . خدا چی بگم .. چی کار کنم ... بازم شد یه غروب جمعه بازم اون غم همیشکی ... یادمه اوایل خیلی ذوق و شوق داشتم وقتی جمعه میشد به خیال خودم فکر میکردم شنبه ، آره شنبه اول هفته بالاخره فردا میاد ... ولی الان چی ...یادش بخیر گفتم که از آزمون اول قلم میرم و ثبت نام میکنم و باهاش میخونم و ال و بل و ....بیچاره بابام هم حرفی نزد .. گفت اگه فک میکنی لازمه من حرفی ندارم ... الان چه جوری تو چشمام نگاه کنم ... آخه دیگه سنی ازش رفته ... خودم هم میدونم که بعد از بازنشستگی دیگه اون شغل سنگین رو انتخاب نمی کرد ... همش به خاطر من بود ... بنده خدا دلش خوشه داره برای من خرفت شرایط فراهم میکنه که درس بخونم .... خاک بر سرت ... با بابات هم رو راست نبودی ... بیچاره چقدر جلوم شرمنده شد وقتی اول سال خرج و دخل کلاس کنکورهای بچه های مردم رو بهش گفتم و ازش بازخواست کردم که چرا منو از اول نفرستاده غیرانتفاعی توپ . ولی داشت چک و قرارداد خرج و دخل کلاس کنکور و آزمون را میداد و امضا میکرد ، دقیقا میشد از چهره اش خوند که چقدر استرس پاس کردن اونا رو داره . بالاخره نمیگم وضعمون خیلی بده ولی خوب پول تو خونه ما از اولش با حساب و کتاب اومده . دیگه خسته شدم این پارک هم شده برام مرور جمعه های یه هفته در میون که از 7 از خونه میزنم بیرون و دم ظهر برمیگردم ... مث مترسک ... آره مثلا باید میرفتم آزمون میدادم ...دیگه روم نمیشه اونجا هم برم .. آخه چی شد ... چی شد به من ؟ دیگه از مرورش هم خسته شدم خیر سرم اون همه ادا و افه اومدم که من دانشگاه آزاد برو نیستم و جنمش رو دارم و میخونم واسه دولتی ... الان فکر میکنم که همون آزاد هم اگه ازم امتحان بگیرن هیچی نمیشم ...بدتر از همه اینه که وقتی اون خواهر کوچکترم ازم یه سوال درپیت حتی اول ، دوم دبیرستان هم میپرسه به خیال خودش چون من کنکوری ام و دیگه الان اینا رو فوت آبم ... اولش نمیتونم حلش کنم ... به قول خودمون لازمه یه تقلب به درسنامه اش بزنم. برام تکراری شد روزها و هفته ها ... دیگه کارم از امروز و فردا کردن و شنبه کردن ها و ... گذشته ... من انگار محکوم شدم به فنا ....آخه چند سال باید عقب بمونم ... چقدر باید به خودم و خدا قول بدم و بازم دست دست کنم ... از خودم متنفرم ... دیگه بدم میاد ولی این غرور لعنتی و ترس اجازه نمیده بیام و جلوی بابام و مامانم بگم ... " منو میبینی ... میبینی پشت کنکور موندم ... آره هیچی نشدم ... هیچی ... همون پارسالشم بهونه آوردم که کنکور اتفاقی خراب شد ...." دیگه ... کلاس کنکور کارم شده چاپ کردن از رو تخته وایت برد و هیچی نمی فهمم ... آخه خودم میدونم که چیزی از قبلش نخوندم ... سر آزمون ها هم فقط تو فکر تقلب و اینکه چشمای دزدم یه لحظه بره رو پاسخنامه کناری و از روش چند تایی رو شکار کنم ... امتحانات دی ماه هم که نگو ... از الان تو افسردگی پاس کردن فیزیک هستم . البته تابلو هست که معدله زیر 16 هست ولی خوب بازم برای اون بیچاره ها گفتم که مامان من من دارم واسه کنکور میخونم و معدل چهارم مهم نیست و حتی شاگرد اولمون هم کم شده ... خیلی برام سنگینه وقتی پسر خاله و عمه میپرسن که خسته نباشی ... چه خبر از کنکور ... داری کور میشی انقدر که درس میخونی و منم با فراموشی مدرن خودم و با یه لبخند تصنعی میگم بله ... قسمت بدش اینه که که میگن ایشالا امسال تهرانی دیگه .... نه دیگه هیچ جوری امیدی نیست ...این همه کتاب و .... تازه فک میکردم میتونم واسه هر درس همش رو بخونم و کار کنم ... خیر سرم ...ولی الان فقط باید یه دستمال بردارم و برم تار عنکبوت هاش رو پاک کنم . تازه یه چیز جالب بین خودمون باشه با این همه فلاکت چه شخصیت نارسیستی (خود شیفتگی) هم دارم. خودت هم میدونی هیچی نیستی ... هیچی ... الان همش فکر و خواب و خیال هست . انقدر سستی ها درم ریشته دونده که رفتم به سمت مسکن ها ... هم مسکن های جسمی و هم روحی . دلم میخواد گریه کنم که چرا ولی میدونم که هیچ چیز تغییر نمیکنه و درست نمیشه .. همون جور که از اول سال تا حالا هیچی تغییر نکرد . دیگه یه جورایی برام همه چیز محرز شده که این روزها هم میاد و میره و تموم میشه . همون جوری که روزها و هفته های و ماه های تقویم رو دیوار اومد و رفت و چیزی نشد. چقدر امید داشتم به اینکه این آرمون رفت ولی میشیم و درست و حسابی واسه آزمون بعدی میخونم و از این به بعد .... چی بگم که هر روز پول بستنی دابل چاکلت بالا و بالاتر میره و بازم لیونل مسی توپ طلاش رو گرفت و گل محمدی هم با پرسپولیس نتیجه میگیره و دختران حوا هم به جاهای جالبش داره میرسه و مذاکرات 5+1 و ایران در راه هست و آخر دی ماه و... هم گذشت ؛ ولی من هنوز تو مرحله مقدماتی خودم موندم . یه روزایی آزمون نمیدادم و میگفتم تابستون بیشتر از آزمون میخونم و پیش میرم ولی آخرش دیدم هیچی ...حتی کار بجایی رسید که گفتم تو خونه بمونم و فردا جمعه آزمون ندم ... چرا ؟ چون فکر میکردم که برم چون ترازم بد میشه ... حالم گرفته میشه ... کم کم این تبدیل شد به اینکه نمی رفتم ... چون اصلا چیزی بلد نبودم که برم و ازش تستی جواب بدم و وقتم گرفته میشد ... خودمونیم چه دم از وقت هم میزدم انگار تو اون چهار ، پنج ساعت اگه خونه بودم می شستم و درس می خوندم.

دخترم

مگه تو همون کسی نبودی یه دفتر خوشگل از اون فانتزی ها داشتی به نام دفتر عقاید و توش کلی سوال بود ... " البته سوالات غیر مجاز هم بود" اونجا خودم دیدم که نوشته بودی میخوام پزشک بشم ... یادت میاد به همه دوستات هم اونو دادی تا برات پر کنند تا براتون بشه یه یادگاری از دوران شیرین راهنمایی و دبیرستان ... کجاست ... کوش اون دختر ؟؟؟ یادت میاد آقا پسر عزیز ... آره خود تو سوم راهنمایی بودی عشق چی بودی ... بذار بهت بگم ... کانتراستریک ... عجب بازی بود ... به قول خودت کنار در A خف میکردی با اسنایپر و از اونجا منتظر گروه سیتی ها بودی ... یادت میاد چه حالی داشت اون لحظه طرف هد شات میشد ..... الان کجایی الان فرگت چنده ؟؟؟؟ بگو ببینم دمیجت تو بازی هم میشد 10 از 100 بازی رو ریست میکردی ... دلت میومد از اون مرحله به اون سختی که خیلی خوب ازش گذشتی دل بکنی ... ؟؟؟ کجاست اون رمز آسپیرین تو ؟ کجاست اون روحیه و انگیزه تو واسه اینکه بتونی بازم پیش بری ... خسته نشی و کولاک باشی .... کجاست اون دسته آتاری و میکرو که باهاش سوپر ماریو ( قارچ خور ) بازی میکردی ... ؟ الان لذت داشتن اتم تو بازی جنرال یا اون جک و جونورهای تخیلی بازی وار کراف رو وقتی توش برنده میشدی رو داری ... ؟ من عاشق اون موقع ات بودم ... میدونی چرا ؟ چون وقتی کم میاوردی بازم مرد بودی ... میرفتی و بازم باهاش کلنجار میرفتی با پیروز بشی ... تو همون آدمی ... دخترم تو همون دختر دل نازکی هستی که وقتی تو پارک ارم پیر مرد دست فروش رو دیدی به خودت گفتی من در مقابل این آدم مسئولم ... دلت سوخت و رفتی بهش کمک کردی ... با این حال که خودت پول همراهت نبود ... رفتی از مامانت گرفتی و بهش دادی ... الان تو کجایی بچه ....... الان که خودت همه چیز رو داری ... میدونی چقدر لذت داره اگه دکتر بشی ... دکتر خدایی ... همون کار خیر از دستت میاد برای اون آدم چند برابر انجام بدی .... پس بدون و درک کن که تو الان باید حرکت کنی .... حرکت کن .... خودت میدونی باید چی کار کنی ... میدونم که الان هم عروسک های بچگیت رو گذاشتی تو کمدت .... پیش خودمون بمونه ... با یکی شون ولی داری هر شب هم میخوابی . اگه داداشت به اون بی احترامی میکرد تو جیغت میرفت هفت آسمون ... انقدر به نسبت یه جسم بی جون احساس داری ... به یاد احساسات قشنگت بیفت که تو واقعا میتونی دل خیلی ها رو بدست بیاری و با شروع و تولد خودت مایه خیر و برکت های فراوون بشی . هنوز هم چشم اون پیر مرد فرسوده ... اون مادر فقیر و پدر شرمنده پیش خنواده اش به تلاش و دستای تو هست که بتونی کاری کنی. یادت میاد با اون دختر همسایه تون که یه روز در میون میرفتین خونه هم دیگه ، کاسه بشقاب ها و وسایل خاله بازی و پخچال و ماشین لباسشویی و سماور پلاستیکی و .... رو برمیداشتی و باهاش همون سناریوی بازی دفعه قبل رو اجرا میرکردی و چقدر لذت میبردی ؟ پس چرا میگی الان از کنکور و خوندن خسته شدم ؟ یادت میاد اون بچگی ها چقدر از دیدن یه کارتون لذت میبردی و حتی اگه مث راد رانر ( بیب ... بیب ) تکراری هم بود بازم نگاهش میکردی الان هم ولت کنند دوست داره عمو قناد و شکرستون ببینی .. مگه نه ؟ ولی خوب الان بزرگ شدی و باید با همون ذوق بچگی بچسبی به چیزای دیگه ای که میخواد آینده ات رو بسازه ....هنوز هم عاشق اون پسر بچه شکمو هستم که وقتی خوراکی میومد تو خونه تا تهش رو در نمیاورد بی خیال نمیشد ..... یادت مامانت اون رو کجا قایم کرده بود از دست تو ؟؟؟ ولی تو انقدر برات مهم بودی و انقدر تیز بودی که یک دو سه پیداش کردی ... الان خمود وخسته و مرده شه چرا .... ؟ به تک تک لحظلات قبلت نگاه کن .... دم به ساعت تو کوچه بودی ... از استپ هوایی زوو ... گل کوچیک گرفته و شاید هم قبلش کارت بازی و تیله بازی .... تمام عشقت این بود که پسر خوبی بشی تا اولین ماشین کنترلیت رو برات بخرن ... ار همونایی که پسر داییت داشت ... یادت میاد شب و روز خوابش رو میدیدی ... من از تو همون آدم او انتظار دارم ... کسی که با هدفش زندگی کنه  .... خودت رو پیدا کن .... پسر عزیزم ... پا عوض کردن رونالدینیوی و دریبل زیدانی رو چقدر تمرین کردی که بتونی تو مدرسه انجام بدی... یادت میاد رفتی تی شرت ورزشی پرسپولیسی ها که تبلیغات اون روزاش "تیدی" بود رو خریدی و شماره بازیکن محبوبت رو تا بخوای خودت رو به شخصیت و استیل بازی اون نسبت بدی ، پس چرا الان خودت رو شبیه یه کنکوری تاپ و فوق العاده نمی کنی ؟ ... یادت میاد سر یه گل با رفیقات بحث میکردی و بعضی وقت ها هم بازی بهم میخورد ... الان هم همون اندازه پیگیر باش ...قلعه وجودیت رو الان هم میتونی انقدر قوی بسازی تا مث خلیفه و پیگ و رت تو بازی جنگ های صلیبی غافل گیر بی انگیزگی ها نشه ... دخترکم تو هم که عاشق بازی وسطی بودی قدیما ... یادت هست به یه توپ که به سمتت میومد چطور نگاه میکردی ... یا میتونست بهت بخوره و بسوزی و بری بیرون و یا زرنگی کنی و بگیری و بشه برات " یه بل دارم دوسش دارم ، منتظر ...." اون موقع از اون توپ که شاید باعث سوختنت بشه میترسیدی که کلا بازی نمی کردی ؟ پس چرا الان به مشکلات به چشم همون توپی که میتونه برات بشه یه بل نگاه نمیکنمی .... ؟ بذار دیگه تیر آخر رو بزنم و دیگه چیزی نگم ... تو قبلا اگه احتمال شانس هم وسط بودی کلی ذوق و شوق داشتی و انگیزه ... یادت میاد با چه بد بختی از بابات یا پول تو جیبی و قلکت میرفتی آدامس TOY BOX و لپ لپ و تخم مرغ شانسی از اونایی که تو دلش یه قوطی زرد نگ بود میخریدی و تموم فکرت به اون جایزه اش بود ... الان که وقتش هست و حتی شانسی هم نیست ... عزیز دل بخونی و دل بدی ... مث همون سابق  بچه گی هات شک نکن که میشه و میتونی به همه هدف هات برسی ... من اون دختر کوچولویی رو دوست داشتم که انقدر تو خیابون نق میزد تا به بستنی قیفیش برسه ... الان هم نق بزن ... به مدل خودت ... زوم کن رو خواسته هات ... کجایی عزیز ... ؟ باور داشته باش که خدا نزدیک تو هست و عاشق اینه که تو همون پویایی رو داشته باشی .... خیلی بده اگه بخوای بری تو نا امیدی و طرف شیطون رو بگیری ... خدا به بنده هاش میگه : من به خاطر تو اون رو از درگاهم روندم و بیرونش کردم ، شیطان گفت خدایا من مخلص تو هستم و به تو تا آخر عمر بندگی و عبادت و سجده می کنم ولی به انسان نه ... و خدا هم انقدر که تو براش مهم بودی قید شیطون با اون همه سال سابقه نیک و پسندیده رو زد .. بعد حالا انصافه تو بری و دست بندازی گردن شیطون و به خدا توجه نکنی ...

وارد بازی شو ! چه چیزی را از دست می دهی ؟ همه با دست های خالی آمده ایم و با دست های خالی از این دنیا می رویم .. سرزنده باش تا با هم ترانه ای از زیبایی ها بخوانیم و فرصت هم هم اکنون هست و آری ، این گونه است که هر لحظه غنیمتیست .

تاخیر یکی از بزرگترین توهین ها نسبت به خداست و هستی است ؛ خداوند اکنون آماده است ... تو میگویی فردا ! خداوند اکنون میخواد که تو موفق شوی  ((((()))))) پس، نگو فردا"شنبه" . باید هم اکنون اتفاق بیفتد ...زمان دیگری وجود ندارد ؛ این همان جان کلام است ... اگر میخوای بالاتر از فرشته ها بروی ......

تولدی دیگر به پایان رسید ... مراقب خودت باش ((افشار))

روز تغییر من 22 دی 91

Another birthday

همیشه نسبت به خودت احساس خوبی داشته باش و بدون که حالا که وارد این دوره (کنکور) شدی خودش کلی هست و این برات میخواد یه محک جدی و اساسی باشه با بتونی خودت رو و تمام توانایی های درونت رو نشون بدی و این از این جهت عالی و قابل ستودن هست ... فارغ از نتیجه و سیر کار و تلاش ...همین که برای اولین بار تو عمرت میخوای یه محک جدی بخوری و خودت رو در میدون جهاد علمی ببینی و تلاش کنی تا سر افراز از اون بیرون بیای خودش بزرگترین موهبت الهی هست به تو و وارد شدن تو به جرگه تلاش گران همه دنیا ... مطمئن باش که این شخصیت اگر در تو حالا از هر جا و هر موقع از سال که بخواد باشه ،شکل بگیره ... همون استیل معروف کیف چرمی به دست خیلی لذت بخش هست و امید دهنده ... پس خودت رو دوست داشته باش و اینکه اگه نقصی هم هست باید خودت بهش سر و سامون بدی و درستش کنی و حالا اصلا نباید به بدی ایام و روزگار و کلاس کنکور و مدرسه و آزمون و اتفاقات پیرامونی که خارج از قدرت اختیار تو هست فکر کنی ....جلو آیینه بایست با شهامت و قدرت و فقط خودت و خودت رو ببین و دوسش داشته باش و بهش احترام بذار و باهاش صحبت کن .

شروع کار روزانه و هفتگی و اون شروع دوباره رو که همه اساتید کنکوری ماشاا... هزار بار دارن و میگن امروز،، رو قوی داشته باش ...بهترین کار طلب یاری از خداوند متعال هست ... با نگاه کردن به اسما الله و یه منظره و تابلو نقاشی و یا یه جمله زیبا و احساس زیبایی های طبیعت و انوار زندگی بخش خورشید و شلوغ شدن کم کم شهر برای ساختن یه روز و یه شروع و یه تلاش دوباره هست ...تو اون شروع لطفا و خواهشا دست دست نکن ... نذار ساعات اولیه روزت خراب بشه ...با وسواس ها و حساسیت ها و سستی ها و بهانه تراشی ها ... یه ضرب المثل تحریف شده میگه " روزی که نکوست ....از آغازش پیداست " این شروع اگه خوب و دقیق و با انگیزه باشه باعث میشه شاید تا آخر روز و حتی هفته و حتی بودجه بندی چند هفته ای این بار آزمون و کلاست و ... شارژ باشی و خوب پیش بری و نشه مث دفعه قبلی که صبح 1 ساعت زدی جاده خاکی و با خودت کلنجار رفتی و ....

این بند خیلی مهم هست و مکمل بند قبلی ...اگر هم اتفاقی خواسته و نخواسته افتادو تو شروع خوبی نداشتی ، این رو به منزله پایان راه و خراب شدن یه روز و هفته و آزمون نبین و بدون که قدر و ارزش همه این لحظه ها اندازه هم هستند و به خودت برای جبران اون فرصت بده و بگو قضاوت در مورد اینکه امروز چون نصفش رفته و نخوندم و دیگه نمیشه رو میذارم برای آخر شب ... و الان تو فکرم اینه که بخوام فقط بخونم ؛ نه مث اغلب کنکوری ها که میشن مثال پشیمونی اون کوهنوردی که همه داستانش رو خوندین که بین زمین و هوا معلق موند و از خدا کمک خواست و خدا بهش گفت به من اعتماد کن و طناب دوروت پاره کن و نکرد و .... "الفاتح الصلوات"(( آقا اجازه بده یه نکته کنکوری هم از بچه ها بخوام با توجه به نکته مضاف و مضاف الیه عربی "ال" برای صلوات درست به کار رفته یا نه ؟ پاسخ رو پیدا کنید به 10 نفر از برندگان به قید قرعه 10 صندلی تک نفره دانشگاه تهران هدیه میدیم ؛ اورجینال و نه چینی با مارک ...Tehran Univer ))

به مشکلات همیشه به عنوان محکی برای خودت نگاه کن ...حقیقتا" هر چی سنگه ، مال پای لنگ نیست و در نخست هر چی سنگه مال کسیه که اصلا پا داشته باشه ... پس عزیز کنکوری من اینو بدون که مشکلات این دوره برای تو هست ...تو هم اون پای لنگ نیستی که بخوای بنالی مدام ... اینو بدون که دیگه بزرگ باسد بشی و بزرگوارانه برای مشکلات زندگی تصمیم بگیری . دیگه خداحافظی کن با زندگی با اون آب نبات چوبی که اگه تو خیابون از دستت میفتاد زمین ، می خواستی برش داری و بخوری ... مامانت میگفت آخه ... کثیفه ...جوجو داره بندازش بیرون و بهش دست نزن و تو هم ناراحت میشدی ...دیگه بزرگ شدی و با توجه به سن و سال و قد و هیکل و البته غرور و اداهایی که داری باید بتونی به اندازه مشکلات در حد مجاز خودشون فکر کنی و نه کل زندگیت رو به پاش بذاری و موهات بریزه و اون وقت شوهر هم گیرت نمیاد ... پس به لحظات زیبا و دوست داشتنیت فکر کن ... درست اون لحظاتی در زندگیت که برای بدست آوردن خواسته هات متوسل به هر چیزی میشدی و الان هم مشکلات رو به همون سادگی کنار بزن و براشون فکری کن و اینو بدون که آهن هم اگه مث آلمینیوم از زیر سختی و مشکلات  حرارت و ضربات مکرر و سنگین شونه خالی میکرد و اون رو دوست نداشت الان پایه و ستون برج به اون عظمت نمیشد . " البته نه از مدل های بساز و بندازش"

میرسیم به یکی دیگه از مشکلات و اونم اونکه ... حالا که با این حرفها قانع شدم پیش برم و درس بخونم ؛ ولی خوب آخه ... نمیدونما ... ولی یه جوری ام ...باباجون موهای من ریخت ! دیگه بگو چه جوری هستی ؟ " آخه اگه نشه چی ، دیوونه میشم ؟ " خوب میدونستم که آخرش میخوای اینو بپرسی ...پس به حرفم گوش کن : موفقیت میخوای ؟ پس به سمتش حرکت کن . باید روش متمرکز بشی و بهش انرژی بدی . شکست و  و موفقیت مقیاسی برای اندازه گیری داشته ها و نداشته ها نیست .همه چیز چه بخوای و چه نخوای در وجود خود توست (نیازی هم به دستمال قدرت وداداش کایکو و هوش EQ SON نیست) برای تغییر و تحول در شرایط باید اراده کنی، آرزوهات رو در ذهنت به تصویر بکش و با ایمان و اشتیاق به سوی آنها گام بردار . به قدرت بی کران خدا ایمان داشته باش و با خودت تکرار کن که لیاقت بهترین ها رو داری و به لطف خدا و وعده بر حق خالق به اونا خواهی رسید . از تردید ها و دودلی ها دوری کن و به ندای منفی درون تو که نشات گرفته از این چند وقت کم فروغ تو بوده جواب رد بده و تلقین های مخرب رو به فراموشی بسپار ، امید است که تو هم هدایت بشی و باعث بشی با بذر امیدت ، این موهای ریخته شده من هم با شروع و تولد تو دوباره سبز بشه. برای همه آرزوی موفقیت می کنم ... بهترین ها مال تو ... اگر هنوز هم شوق رسیدن در آنها در تو زنده است .

پس تا اینجا میلاد بهترین ها مبارک

فهرستی از صفات مثبت خودت تهیه کن و راه های تقویت اونا رو هم بیاموز ... همه شما اتفاقا از اون روزنه ای بیشترین ضرر رو میبینید که فکر میکنید نقطه قوت تون هست . مثلا طرف n سال رفته کلاس زبان و فک میکنه خدای زبانه ...بعد میره تو آزمون میزنه 70 درصد ... خوب این خوب نیست برای اون شخص و باید حتما تو فکر قوی تر ساختنش بیفته و نباید ازش غافل بشه و همیشه به عنوان یه درس با خیال راحت شب عفو و مغرفت (شب جمعه قبل از آزمون ) بره سراغش ... هر چقدر این برگ های برنه در دستت بیشتر و بیشتر باشه بهتره و مطمئن باش که اینجوری بیشتر خیالت راحت هست ...و حتی نه صفات منحصرا درسی و بلکه رفتاری .... مثلا اگه خوابت میزون هست و در حد 6 ساعت در شبانه روز و مث بعضی ها بستنی زمستونی نخوردی و به خواب زمستونی نرفتی ؛ این رفتار خوب رو باید بتونی حفظش کنی ... اگه به ساعت خاصی شرطی نشدی که دیگه از اون به بعد نمیشه درس خوند ... این رفتار رو باید حفظش کنی و لحظه ای به سمت تغییر  دست کاری عکسش پیش نری و خودت رو عادت ندی ... کنکوری که مثلا اهل چت روم نیست و فقط و فقط میاد اینجا و این مطالب رو میخونه و مث بچه مثبت ها برمیگرده به محیط دسکتاپ کامپیوترش نباید حتی یه وقت هایی هم به سرش بزنه که ببره اون طرفا ...چون شاید جذبش بشه و دیگه اونوقت گاومون میزاد دو قلو ....

حالا دقیقا بر عکس مطلب بالا ...فهرستی هم از افکار منفی خودت تهیه کن و سعی کن برای هر فکر منفی ... یه فکر مثبت معادل بیاری ...اینو بدون که حتی به منفی ها فکر کردنشون هم اگه حتی اون لحظه اثرش رو نذاره ولی کم کم اگه تکرار بشه ، اذیت مون میکنه ... پس به جای فکر کردن به اوضاع و تراز و درصد های پری خانم (دختر همسایه) بیا و یکم به کارهای خودت فکر کن ... به نقاط مثبتت و به همین تلاش ساعت های گذشته ات و بدون که دلیلی برای موفق نشدن تو وجود نداره ...اصل موفق های کنکور رو هم در نظر داشته باش و یا بخون و یا با فکر خوندن زندگی کن ...نه اینکه تا خاله خاور که زنبیلش رو براش تا خونه میبری بهت بگه " ایشالا... دکتر. مهندس بشی " تازه به فکر کنکور بیفتی

سعی کن در گفتار و برخوردهای روزانه ات از جملات مثبت استفاده کنی ؛ یعنی اینکه در توصیف احوال زندگی از الفاظ مثبت استفاده کنی ... اگه قلی کچل بهت گفت" ای بابا ... این کنکور لعنتی کی تموم میشه ..." باهاش همراهی نمیکنی هیچ بلکه سعی میکنی که اون رو هم به راه و صراط مستقیم راهنمایی کنی ...اگه آبجی سکینه (از دوستان جون جونی) که یکی از فیلم های ماهواره رو رد نمیده و اصلا تا الان نفهمیده حتی منابع اصلی کنکور چیه بهت گفت که فلانی ... فکرش رو بکن ... سال دیگه دانشگاه و راحتی و دانشجو شدن و ... باهاش همراهی نمیکنی و بهش میگی که نوع رشته و دانشگته خیلی فرق داره وگرنه الان چندین هزار صندلی خالیه ...حالا از اونا بدتر خدا بده شانس که این دوست منفی بافت امروز تو لیست روزانه ی تماس تلفنی هاش تو باشی ... حالا جدا از اینکه پشت خطی های این گوشی چند بار مردن و زنده شدن و گوشی هم سوخت ... شروع میکنه از سختی سوالات ندیده کنکور 91 گفتن ...میدونی چیه ...فامیل ما ...دوست بابام ...و آخرش با استدلال تو ذهن شما که تازه فرق تانژانت و کنانژانت رو فهمیده میکنه که بابا ... این رشته ها و دانشگاه ها همه الکی هست ...کار و پول کجا بود ...هیچی ...بازار همه کساد و کنکور شانسی شده و استاد کنکور آبادی یه سی دی هایی داره و مهندسی معکوس و تکنیک دو ماه برو شریف و فال ببین و پزشکی بگیر و قرص x و ...(یه نکته مهم و اونم اینکه با این جماعت ها همراه نشید ... که انگیزه ها کم میشه )



زمین شناسی (چرا اینقدر این درس مظلومه؟!)

سلام

 

تا حالا فکر کردین چرا زمین شناسی این قدر بی رونقه توی کنکور؟( حتماً فکر کردین!)

در اصل زمین شناسی باید از لحاظ ضریب و اهمیت هم طراز درس هایی مثل زیست باشه توی کنکور...

زمین شناسی باید یکی از رشته های تاپ باشه مثل دارو و دندان... اما چرا نیست؟

الان بهتون میگم؛ این داستان واقعی رو گوش کنید:

"" وقتی ماری کوری برای دومین بار جایزه نوبل رو از آن خودش کرد؛ فقط یه درخواست از انجمن جایزه نوبل داشت. ماری کوری اون زمان

برای ارتش کار میکرد؛ از انجمن درخواست کرد که به جای یک میلیون دلار(!!!) جایزه نوبل فقط بهش یک گرم اورانیوم بدن تا تحقیقاتش رو

ادامه بده؛ ولی بهش ندادن! تقریباً 50 سال پیش این اتفاق افتاده یعنی دهه 50 یا 60 میلادی. اون زمان قیمت یک گرم اورانیوم بیشتر از

یک میلیون دلار بوده...""

خب حالا این چه ربطی داشت به بحث ما؟ ربطش این جاست که ایران، کشور عزیزمون، منبع و منشأ اورانیوم هستش و فقط باید این معادن

کشف بشه. توسط کی؟ توسط زمین شناسان. اما ابداً این طور نیست متاسفانه...

این جایی که علم محدود و خوار میشه؛ پای سیاست وسطه...

----------------------------

این مطلب فقط بری آگاهی شما عزیزان هستش.


فصول پر تست و سوال زمین شناسی برمی گرده به قسمت های مرتبط با سنگ و کانی و صفحات و زلزله از سال سوم و زمین شناسی سال چهارم

حتی فقط 1 تست بزنید ولی برای نگه داشتن بالا ترین شانس خود در کنکور زمین را صفر نزنید


انگیزه برای ادامه راه...

سلام به تو

تویی که سخت ترین قدم رو برای هدفت برداشتی... یعنی قدم اول رو.

یادت باشه که قدم اول رو برداشتن یعنی این که تصمیم داری با موفقیت به مقصدت برسی.

نه این که باد و طوفان به یک جایی تو رو برسونند.

یک لحظه بایست؛ ببین توی کوله پشتیت چی گذاشتی؟ همه چی هست؟

انگیزه؟ هدف؟ اراده قوی؟ اعتماد به نفس؟ غذا؟ (منظورم کتابها هستند چون غذای روح هستند) نقشه راه؟ برنامه زمان بندی سفر؟

یادت باشه سفری انتخاب کردی که هزاران هزاران راه داره که از اونجا سفر شروع میشه ولی همه اونا به یه مقصد ختم میشن.

اونا به سرنوشت آینده ات ختم میشن.

به شلوغی یا خلوتی راهت نگاه نکن... اگه راه خیلی خلوته شاید توی خیلی جلو هستی و بقیه رو که پشت سرت هستند رو نمیبینی.

اگه یک لحظه بایستی و بقیه رو نگاه کنی یا یه گوشه بشینی تا بقیه برسن... اون وقت میشه قضیه مسابقه دوی خرگوش و لاک پشت... یادت هست که؟ کی برد؟ اونی که شروع کرد و ایستاد یا اونی که ( گر چه آهسته اما مصمم) شروع کرد و اصلآً نایستاد؟

یادت باشه شاهراهی وجود نداره چون هر راهی رو که تو انتخاب کنی همون شاهراهه...

 

پ.ن.: معذرت از همه بزرگواران به علت نقصهای احتمالی و خصوصاً این که شرط ادب رو رعایت نکردم و به شما خواننده عزیز، به صورت مخاطب مفرد خطاب کرده ام.

 

مشاوره ای ، انگیزشی


                                               


با عرض سلام و خدا قوت خدمت همه داوطلبان کنکور 92 . امیدوارم که حالتون خوب باشه . هم کنکوری های هایی که 91 اولین سال شرکت اونا در کنکور هست و هم اونایی که با سابقه هستن . سابقه های کیفیری و قضایی و .... انشاا... که این روزهای آغازین سال تحصیلی و تغییر فصل و طبیعت و آب و هوا در شما تاثیرات خوبی گذاشته باشه . خوب بعضی ها نمیدونم که چی فکر می کنند ... این روزها مشاوران کنکور نقش رمال و کف بین و فال گیر و .... رو بازی می کنند . خیلی ها این روزها میان و میگن که آقای ..... تو رو خدا به من بگین اگه از الان خوب بخونم میتونم فلان رشته و دانشگاه قبول بشم ؟ ..... یعنی موفق میشم ؟ به نظر شما میشه ؟ آخه شنیدم که .... من مشاور هم یه نگاهی به گوی بلورین خودم میندازم و میگم : بله فرزندم میشه . خوب اصلا بیام بگم نمیشه ... چطوره ؟ از این به بعد هر کسی از من سوال کرد میشه ، بهش میگم نه دیگه . به نظرتون چی میشه ؟ دوستی میل زده بود و میگفت که وقتی به سوالات بچه ها تو وب نگاه میکنم گریه ام میگره ... فکر میکنم که خیلی از اونا عقب هستم و من نمی تونم . این هفته رفتم آموزشگاهی برای ادامه سلسله همایش های موفقیت در کنکور ... مدیر اونجا بهم گفت : جناب افشار  اگه ممکنه همون مباحث و مطالب 2 هفته پیش رو یه جورایی دیگه ای بگین و تکرار کنید ؟ گفتم : چرا ؟ گفت : آخه بچه هامون خیلی اون روز انرژی گرفتن ، همه تا خونه دویدن تا برسن و درس بخونند ... اتفاقا" تا چند روز هم عالی بودنا ولی الان بازهم دوباره افت کردن ... اگه میشه شما فقط انرژی بدین . خندم بیشتر از این بود که همین الان که اومدم تو وب و نظرات رو دیدم یکی که خودش میدونه گفته بود که همه انرژی های مثبت دنیا مال شما که به ما منتقلش کنید . آخه خوب همه انرژی های مثبت دنیا برای من باشه پس معلومه من گلوله عظیمی از انرژی منفی هستم دیگه که همه اونا به سمت من جذب میشن . باشه حالا همه بخنیدین .... <بعدا نوبت ما هم میشه> . این روزها حالا بعد از کلی حرف و صحبت و استدلال و منطق که بابا میشه دو رقمی هم شد ، دانش آموز ما نشسته و داره درس میخونه ... دو دقیقه هنوز نگذشته میره تو فکر .... یعنی میشه ؟ دو پاراگراف میخونه به حسش فکر میکنه ...فکر نکنم که بشه ... من باید اینا رو تیر و مرداد می خوندم ... بعد از کلی فکر و زور و فشار .... لطف میکنه و کتابش رو کاملا جمع نمیکنه و نمیبنده و مقاومت میکنه .... ولی تو ذهنش مرور میکنه که من با این وضع تست زدن ... رتبه دو رقمی که هیچ .... سه رقمی هم امید ندارم / .... تو همین بین یکدفعه به ذهنش میرسه که اصلا برنامه اش خوب نیست ... پس بیاد عوضش کنه / این خوبه حالا حداقل برنامه رو عوض میکنه و شاید بشینه و دوباره بخونه ولی بدتر از همه اون موقعی هست که یه سوم شخص مفردی پیدا بشه و از راه برسه و موج منفی بده ... دیگه دلهره و اضطرابش به حدی میرسه که خوب میگه منکه نمیتونم ... پس کلا درس رو میذارم کنار . چی به سر اون هدف قشنگ روزهای اول اومد ...

بذارید اینجوری بگم ... زندگی میتونه مثل یه فیلم باشه ... یه فیلم هم میتونه ابعاد مختلفی داشته باشه . فکر کنید که شما ضیافتی دعوت بودین و به دلیلی در اون شرکت نداشتین . فردی میاد و به شما بخشی از فیلم های اون مراسم رو نشون میده ... میزهای به هم ریخته ... غذای دست خورده .... صداهای نا هنجار .... قسمتی از پرده سالن که از جاش دراومده ... چند نفری که دارن با هم تند حرف میزنند . نظر شما در موردش چی هست ؟ حتما از اینکه در اون مراسم نبودین احساس بدی ندارین . ولی حالا بازهم همون مراسم و اینبار فیلم از صحنه های خوب ... سالنی بزرگ . با نور پردازی زیبا . دعوت و حضور شخصیت های معروف و محبوب . چند نفر آدم حسابی با لباس های شیک . جو دوستانه و شاد دور یک میز . گچ بری خیره کننده سقف و دیوارها . انواع عذاهای ایرانی و فرنگی . تقدیم جوایزی به حضار و .... اونوقت نظر شما چی هست ؟ مسلما اون موقع دوست داشتین که در اون مجلس حضور داشتین . در حقیقت هر دو از صحنه ها و منظره های بد و خوب و زشت و زیبای اون ضیافت بود . بار اول با فیلم برداری از بخش های بد و ضعیف و نکته بینی . بار دوم از صحنه های خوب و زیبا و شرایط اصلی جشن . حال و هوای امروز تو همین هست ... این خودت هستی که باید انتخاب کنی کدوم ها رو ببینی ////  برجسته کردن مهارت ها و موفقیت های هر چند کوچک خودت و استفاده از اونا به عنوان سکوی پرتاب و پرش و اوج گرفتن .... این رمز موفقیت هست . نمیدونم متوجه حرفهام میشی ... رسوندن و حس و انرژی + از لا به لای متن شاید سخت باشه ولی تو خلوت خودت حرفام رو بخون و بعدش از درون یه جیغ بزن .... خوب توجه کن ... دور و ورت رو خوب ببین ... تو انقدر بزرگ هستی که نباید به حرف کسی از درون پایه های استوار اهداف متزلزل بشه و بهم بریزی .... این رو بدون که باید به سمت خوبی ها و نقاط مثبت بری تا انرژی های منفی روی روحت تاثیری نداشته باشه .... دختر خوبم ... پسر عزیزم .... بله میشه ..... بهت قول میدم که میشه ... ما آدم ها ربات و دستگاه نیستیم که اگر یه مدت سست و منفعل و خاموش باشیم بشه برامون تخمین زد که چقدر زمان و اجرای پروژه یا کار رو با تعویق مواجه کردیم ..... ما همونایی هستیم که ست اول بازی رو از کره می بازیم ........... ولی وقتی به خودمون میایم صعودی پیشرفت می کنیم .... با انگیزه درس خوندن تو رو هفته ها از یه حالت عادی جلوتر میندازه ..... ببین که کدوم سیگنال ها و علائم هستن که به تو انرژی میدن ...... بذار بهت بگم ....برو زود کتاب دین و زندگی پیش یا سال چهارمت(ص 36) رو باز کن .... درس 4 ..... وسط های درس ... با خط آبی چه نوشته بخون .... بخون منم بشنوم .... ای فزرندان آدم ......


بدون که وظیفه ات چی هست .... بدون که نباید بذاری این قوا و انرژی جوانی تو هدر بره .... به تقویم نگاه نکن .... به ساعت توجه نکن .... اینا همه میخوان تو رو فریب بدن .... تو خودت هستی ... برات مهم نیست که الان کی هست و چه روزی و چه ساعتی و کجایی و ..... اعتماد به نفست مثل گلوله برفی باشه که از بالای کوه هر چه قدر بیشتر حرکت میکنه بیشتر و بهتر و بزرگ تر میشه ..... میخوای گلوله برفت رو برات بسازم تا خودت قلش بدی .... دستت رو بیار جلو .... گرمای وجودت رو میخوام ....اول باید یخ های وجودی خودت رو ذوب کنم ... یخ هایی که منتظر حرف و حدیث اطراف و اطرافیان هست .... نمیتونی ... نمیشه .....تحقیرت میکنند .... بهت استرس میدن ..... گوشت رو بگیر ....اونا رو کنار بزن .... یخ های خودت رو آب کن ... بذار قلبت و روحت و جسمت با هم ترکیب بشه و از تو یه آدم دیگه بسازه ..... آدمی که دوسش داری ... آدمی که من مطمئن هستم میتونه به همه چیزهایی که میخواد برسه ...اون آدم میخواد تو نیم میلیون نفر جز اون زیر 1000 ها باشه . میدونی یعنی چی ؟ یعنی یک ، پونصدم ... این کار وظیفه تو نیست ... این خاص بودن رو همه ندارن ...و همه هم اینجوری نمیشن ... اینا همون قلیل هایی هستن که خدا در قرآن میگه که اینا بنده های شایسته من هستن .... اینا هستن که می فهمند و اوج می گیرند و نه تنها اینا به سمت اهداف میرن .... بلکه اهداف نیز به سمت این آدم ها میاد و کل سیستم جهان خلقت دست به دست هم میده تا بتونه این آدم ها و به اون چیزهایی که میخوان و واقعا به خیر و صلاحشون هست برسونه . خودت رو از این جمع قلیل دور نبین ... تو هم میتونی با هر سطح هلمی که تا الان هستی یک روز کامل سعی کنی و اینجوری باشی .... هر کسی که هستی ... پشت کنکوری 1000 ساله .... از این بیشتر بگم .  چی کار .... ؟ اول اینکه فکر کن و جای هر احساس تضعیف کننده روحیه یه جایگزین عالی بساز . کمکت می کنم .  افسردگی میشه شادی . اضطراب میشه تحریک و پویایی . ترس میشه امید . احساس حقارت میشه اعتماد به نفس . سرگردانی میشه انگیزه . احساس پوچی میشه آرامش . استرس میشه امنیت () خدا میشه آغوش همیشه باز و ..... حالا میبینی ... بهتر نشد ... اگه این احساس ها بااون یکی ها جایگزین بشن اونوقت چی میشه ؟ مطمئنم که همه تضادهای درونی تو درست میشه . حالا کار اصلی برای رسیدن به این احساس ها .... بذار یه حاشیه کوچولو دیگه برم و بعد کارو میگم . خرید که رفتی انشاا.... دقت کردی اکثر وقت ها از همون مغازه اولی که جنسی رو دیدی و خوشت اومده برگشتی و خریدی ... این یه دلیل علمی داره .... ذهنت اون موقع خالی از هر گونه احساس نسبت به چیز قبلی بوده . الان هم اگر بتونی با تاثیر گذاری روی خودت نوع تفکر و احساست رو عوض کنی ... این ایده آل همیشه تو ذهنت هست و کمتر عنصر خارجی مخرب میتونه رو اعتماد واتکا به نفس و انگیزه تو اثر منفی بذاره ... پس خوب گوش کن .... الان شاید کارت در حد یه رتبه 2 رقمی . 3 رقمی . 4 رقمی . 5 رقمی شماره پلاک ماشین و ..... باشی . هیچ فرقی نمیکنه ... تو ذهن خودت ترسیم کن که اون کسی که میخوای بشی ... اون جایگاهی که راضیت میکنه چه جور جایی هست . تنها یک روز ... بعد از بیدار شدن از خواب صبح خاص باش ...تنها و تنها به درس خوندن فکر کن ... به اینکه قراره امروز رکورد بزنی . به اینکه امروز تا پای جون بخونی .... وقت ناهارت بیشتر از 20 دقیقه نشه ...تو تاکسی و راه مدرسه و زنگ تفریح دنبال اون موقعیت هایی باشی که بتونی استفاده کنی و بخونی ... اگه به هر دلیلی راهت افتاد بری بیرون ... بدون جزوه کوچولوهایی در حد اندازه تیک ایت نری بیرون ... تلفن زنگ زد بسپار بگن که خونه نیستی .... گوشیت بهش پیامک اومد جواب خلاصه بده ... از فیلم انشاا...تلویزیون اون روز دل بکن .... بیخود به فضای خونه نرو تا با مامان و بابا و خواهر و برادر تبادل اطلاعات فامیل و دوس و آشنا رو بکنی .... اگه رفتی حمام سعی کن پیرزنی نباشه و زود برگردی ...از همه مهمتر صبحت رو هر جور که شده زود تر از گذشته شروع کن .... بذار خودت وقتی به ساعت نگاه کردی امروز بجای اینکه بازم بگی دیر شد ... ایندفعه بگی خدا رو شکر که ساعت 6 بیدار شدم .... قبلا زود پا میشدم 8 بود ..... الان 2 ساعت جلو افتادم .... در طول روز حواست به پیرامون خودت نباشه ...فقط خودت و خودت ....کاری نداشته باش که آزمون 28 مهر گزینه دو یا 12 آبان قلم چی چی میشه ترازت .... به خدا مهم نیست ... مهم اینه که این قله ای که الان در جلوی پاهای پر توان تو بنام کنکور وجود داره رو ، تو تقسیم بکنیش به 260 تا مرحله ... مرحله هایی که وظیفه تو رسیدن به دونه دونه و تک به تک اوناست ....در هر مرحله هم کمپینگ داره ... کمپینگ اون بعد از آخرین مرحله صعود هست و اون یک ساعت خوندن بعد از 11 شب هست که بقیه یا به امید فردای خیالی خوابیدن و یا بریدن و دیگه نمیخونند ولی تو با عشق داری ادامه میدی... کسی که میخواد خاص باشه .... اون یک ساعت به نظرم انرژی 10 ساعت مطالعه عادی رو میگیره ... چون فقط خودش هست .... واقعا حس میکنه که هدفش ... انگیزش با بقیه تفاوت داره .... این چه جور آدمی هست .... شاید خود تو هستی .... شک نکن . بذار یه روز با اعتماد و اطمینان 100 درصد بری تو تخت خواب و آروم بخوابی .... تو کنکور نداری .... تو همه زندگیت کنکور هست و از اون داری لذت میبری ... تو یکی از پدیده های نادر جهان خلقت خداوند بزرگ هستی که میخوای تو این نه ماه کاری بکنی که تا به حال تو 12 سال تحصیل سالهای گذشت ات شبیه اون رو فقط شبهای امتحان انجام دادی .... کاری نداشته باش .... ساعت چنده 12 شب ..... باشه ... خوابت میاد .... برو 6 ساعت بخون و یعد سرحال بلند شو .... خوابت نمیاد .... ساعت 12 هست که هست .... یه چراغ کوچولو ... گوشه اتاق کافیه تا لذت یک شب بیاد موندنی رو تجربه کنی و فردا که از خونه رفته بیرون و وقتی که خورشید گرمای خودش رو به سمت تو تابوند و بدنت مور مور شد حس کنی که این دست نوازش و آفرین گفتن خدا به تو هست ... تو اون موقع یه سر و گردن از همه بالاتری ... همه می فهمند که من چی میگم . همین که تو بعد از چند سال فاصله گرفتن از کنکور دوباره داری اراده میکنی ... همین که با کمترین امکانات میخوای بری به سمت اهدافت ... همین که دوست داری به آرزوی بچگی هات برسی .... همین که با وجود اتفاق بدی که برات سال گذشته افتاد نرفتی دانشگاه ایکس و الان اراده کردی برای امسال.... همین که دوست داری جواب دعاهای سر نماز مادر و تلاش های پدرت رو بدی ...تلاش برای اینا همه موفقیت هست ... اینا همه معرکه هست ... تو سوای نتیجه موفق هستی ..... پس کاری به هیج کس و هیچ چیز نداشته باش ... وقتی هنوز ته دلت دارم احساس میکنم که چراغ امیدت داره با این حرفها پر نور تر میشه به خودت افتخار میکنم .... همه چیز رو تغییر بده ... به همه ثابت کن ...یه اتفاقات بدی افتاده ....9 ماه وقت داری .... نمیخوام براش اسم بذارم که جبران کن ... چون تو چیزی هنوز عقب نیستی ....نوعی مرغابی هست که بعد از هر چند دقیقه پرواز باید کمی استراحت کنه و نفسی تازه کنه و بعد به پرواز ادامه بده ولی همین موجود غیر ارادی و ناخودآگاه در فطرتش هست که در فصل مهاجرت به صورت ممتد و مکرر و بدون وقفه از بالای اقیانوس ها چندین روز بدون استراحت پرواز کنه .... باور کن ....تو اشرف مخلوقاتی و این حرکات منحصر به فرد همیشه دست خودت هست ... به شرطی که دید خودت رو به همه چیز عوض کنی .... کتاب هایی که میری ... کلاس و معلم ها و آزمونی که میدی همه و همه برات کافی هستن ... شک نکن .... تا وقتی که تلاشت به اندازه امکاناتت نیست اون رو درست کن ... بعد از نوشتن داستان مورچه های بالدار در وبلاگ نردبان تغییر از روی تخیلات خودم تا به حال خیلی بهش فکر کردم و بارها به خودم آفرین گفتم . تو هم اون رو اگه نخوندی بخون . هدف همین لحظه هایی هست که میان و باید با توری که شبکه های اون ریز تر از سرسوزن باشه اونا رو شکار کنی / کمی راه برو ... یه دستمال مرطوب بردار ... برو خاک پست پنجره اتاقت رو بگیر ... شاید هم کمی بالای کمد ... یا گوشه های میز ... جای بعضی هاشون رو تغییر بده ...اتاق اگه دربست برای خودت هست و برادر و خواهر کوچولو رو به به خاطر این یکسال تبعید کردی جای دیگه یکم بیشتر تغییرش بده ... خوکار قدیمی خودت رو کنار بذار ... مکان مطالعه دومی اگه داری برو اونجا یا میز تحریرت رو اونجا ببر (حتما برای مطالعه از میز استفاده کن . میز نداری ... بالش بذار زیر کتابت ... جعبه میوه بذار ... کنکور به قوز در آوردن نمی ارزه) بعد کمی فکر کن ... به این تغییرات .. پیش خودت بگو که قراره اینجا از ایت تاریخ آدم  دیگه ای باشی ... بجای یادداشت قول های آینده ات برای فردا در تیکه کاغذی ، گوشه کتاب و دفتری دور از چشم دیگران ، اولین عملت رو و اولین درسی که با شخصیت جدیدت خوندی رو اونجا بنویس و بگو شد ... نه اینکه میخواد بشه . برنامه ای که یک روز اجرا کردی و ازش حسابی کیف کردی و لذت بردی رو (با توجه به پست احساس) برای خودت ثابتش کن و در همون لحظات به خودت بازخورد مثبت بده که این کار تو هست ... همونی که بعضی وقتها میگفتی نمیشه ... میگفتی میترسم ... چی کار کنم .... کتابت باز بود و ذهنت برای یادگیری بسته .. پس تو همون آدمی گهی خسته ... گهی توانا ... ولی همیشه مثل لاک پشت اسباب زندگی و موفقیتت با خودت هست . امیدوارم که همه در سایه لطف و مهربانی خدا ، دست به کارهایی بزنید که بعد از سالها به این روزهای خود افتخار کنید. دوست ندارم که بین کسی اینجا فاصله و شکاف بیفته . پس هر کسی که احساس کرد نیاز به پر حرفی های من داره و دلش تنگ شده من براش وقت میذارم و در خدمتش هستم تا به باروت درونش جرقه ای بزنم . اینو گفتم چون میدونم که این مطلب رو شاید هفته ها بعد از امروز کسی بیاد و بخونه و دلش بگیره. و در آخر

سکوت باید کرد ...باید به اعماق شب سفر نمود و قدم در راهی گذاشت که ما را به درونمان رهنمون سازد . جایی که ترنم حقیقت جاریست . حقیقتی که در وجود همه ماست . در قلمرور مقدس سکوت ، بی دغدغه از دنیایی پر هیایو ، خدا با فرشتگان از انسان سخن می گوید و ناگهان تلنگری در درون به ما میخورد و حقیقت از یاد برده را دوباره به یاد خواهیم آورد . درمی یابیم که وارث عظمت خدا بر روی زمینیم. در میابیم که زندگی فراتر از کنکور و سک تست و یکسال است ، زندگی برای تو تغییر همان چیزی باشد که هم اکنون به دنبال آنی . باید بفهمیم که بادی که خواهد وزید ، آواز درون ستاره هاست که فریاد شکوه انسانی ما را سر می دهد ؛ و برف و باران زمستانی و پاییزی بازتابی از چشن و پایکوبی ساکنان عرش الهی است که از آغازین روز خلقت انسان شروع شده و تا ابد هم ادامه خواهد داشت .

گر هزاران دام باشد در قدم...چون تو با مایی نباشد هیچ غم  


                                           

برای علاقه مندان به کلاس های مشاوره ای عمومی استاد و همچنین تعداد محدودی از داوطلبان سخت کوش شهرستانی که مایل هستن ایشون مشاوره خصوصی شون باشن و مستمر (روزانه) براشون وقت صرف کنن و کار تحت نظر استاد انجام بدن شرایطی در نظر گرفته شده که متقابلا" اعلام میشه .

شیوه مرور صحیح دروس

مرور مطالب درسی


پیش شرط مرور آن است که از قبل مطالب را خوب یاد گرفته و آن‌ها را فهمیده باشیم در غیر این صورت، اساساً مطالعهٔ بعدی نقش مرور و تکرار را نخواهد داشت بلکه عملاً‌‌ همان یادگیری نخستین خواهد بود. مرور نیاز به تمرکز فراوان دارد. مرور بدون تمرکز مثل یک روخوانی بی‌فایده است. مرور هم مانند مطالعه، جزئی از مراحل یادگیری است و‌‌ همان شرایط لازم را دارد. بهترین ساعات شبانه روز را باید به مرور اختصاص دهیم. صبح‌ها و ساعات آخر شب بهترین زمان برای مرور است.

 

برای مرورهای اولیه، پس از مطالعه که هنوز یادگیری ما کامل و عمیق نیست باید وقت بیشتری صرف کرد. مرور در این مرحله بیشتر شامل باز خوانی کامل کتاب و حل تمرین‌های آن می‌شود، ولی باگذشت زمان، مرورهای بعدی کوتاه‌تر و راحت‌‌تر می‌شوند. بعد هنگامی‌که تسلط پیدا کردیم می‌توانیم یک کتاب را در یک یا دو ساعت دوره کنیم.

 

اگر حجم تکالیف و تمرینات یک درس زیاد باشد می‌توانید آن‌ها را در مرور‌های مختلف تقسیم کنید و در هر نوبت بخشی از آن‌ها را انجام دهید. می‌توانیم امتحانات مدرسه را به فرصتی برای مرور هر درس تبدیل کنیم در این صورت تعداد مرور‌های ما به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌یابد.

 

برای نظم دادن به مرور، می‌توانید از یک سر رسید استفاده و تاریخ مرور هر موضوع را در آن وارد کنید تا تکالیف مرور خود را برای هفته‌های آتی مشخص کنید. هر اندازه برنامه‌های مرور یک درس، منظم‌تر باشد، مفید‌تر واقع می‌شود. ولی این کافی نیست، برای رسیدن به موعد مرور لازم نیست صبر کنید هرموقع احساس نیاز کردید، دوره کردن را شروع کنید.

 

برای مرور صحیح بهتر است مراحل و شیوه درست آن را رعایت کنیم مرور مطالب درسی

الف) مرور می‌تواند به ۳ شکل زیر صورت پذیرد:

۱- مرور از روی جزوه و کتاب: در این نوع مرور، داوطلب، مطلب را از منبع اولیه مجددا مرور می‌کند. یقینا حتی اگر فقط مطالب مهم و قسمت‌هایی که علامت زده شده نیز مطالعه شوند، باز هم مرور از روی جزوه زمان زیادی را صرف خواهد کرد.

 

۲- مرور با تست: شما می‌توانید با زدن تست، ضمن حفظ آمادگی مطالب مورد مطالعه، آن را مرور کنید؛ اما مرور با تست نمی‌تواند جامعیت مطلب را تضمین کند. یعنی ممکن است بخشی از مطلب یا نکاتی وجود داشته باشند که در مجموعه تست مورد سوال قرار نگیرد.

 

۳- مرور از روی الگوی یادآوری (خلاصه‌نویسی): این نوع مرور، کامل‌ترین و مطمئن‌ترین و نیز سریع‌ترین شکل مرور است. در این نوع مرور، شما باید الگوی یادآوری فصل مورد نظر را در ذهن خود رسم کنید و سعی کنید تمامی قسمت‌ها را یادآوری کنید و اگر نتوانستید بخشی از الگو را یادآوری کنید، باید ابتدا کمی به ذهنتان فشار بیاورید تا گرسنه شود و آنگاه می‌توانید از روی منبع اصلی (جزوه و کتاب) آن را کامل کنید. این کار باعث می‌شود تا شما تمامی مطالب را مرور کنید و مطلبی از قلم نیفتد.

 

 

ب) مراحل صحیح مرور مطالب درسی:

اما اینکه با چه فاصله زمانی، مطالب را مطالعه و مرور می‌کنیم نیز اهمیت بسیار زیادی دارد.

طبق تحقیقات صورت گرفته، مطالب باید یک روز بعد از رسم الگوی یادآوری فصل مجددا مرور شوند. تا یک هفته بعد مطالب در حافظه ما وجود دارد، اما یک هفته بعد باید مجددا الگو را به روش گفته شده مرور کرد. سومین مرور یک ماه بعد است و اگر مطالب ۴ ماه بعد مرور شوند، بیشتر جزییات در حافظه ما باقی خواهند ماند.

 

مرور مطالب درسی

 

تکنیک‌های مرور مطالب درسی

مکمل مطالعه دقیق ، هنر انتقال دادن مطالب خوانده شده به حافظه بلندمدت است. اساسی‌ترین راه در این زمینه نیز مرور است.

مرور مطالب درسی چیست؟

فرض کنید که فردی، مطلبی را به طور دقیق مطالعه کرده است.

 

سوال: آیا کار تمام شده است؟

جواب: قطعاً خیر! چرا؟

به این دلیل که جایگاه درک مطلب بعد از خواندن دقیق، بستری متزلزل و غیرقابل اعتماد است.

این جایگاه در بهترین شرایط، تنها قابلیت نگهداری مطالب خوانده شده، حفظ شده و درک شده را تا ۲ روز دارد و پس از آن با یک افت سریع و تصاعدی، حذف مطالب آغاز می‌شود.

 

این جایگاه «حافظه کوتاه مدت» نام دارد؛ حافظه‌ای مهم، اما موقت که در مطالعه باید به عنوان یک واسطه به آن نگریسته شود. واسطه‌ای که وظیفه انتقال داده‌های ورودی از طریق مطالعه را به حافظه بلندمدت، به عهده دارد.

 

پس:مکمل مطالعه دقیق، هنر انتقال دادن مطالب خوانده شده به حافظه بلندمدت است. اساسی‌ترین راه در این زمینه نیز مرور است.

درست است که با خواندن دقیق و یادگیری اصولی و درک عمیق، ۹۰ درصد از راه مطالعه را می‌پیماییم؛ اما باید حواسمان باشد اگر ۱۰ درصد باقی مانده مسیر تا مقصد نهایی را ادامه ندهیم، عملاً به هدف نرسیده‌ایم و کل تلاش انجام شده، بیهوده و بی نتیجه می‌شود. به بیان ساده، بیشتر آنچه را که در زمان مطالعه به دست آورده‌ایم، به راحتی بر باد می‌رود.

مرور هدفمند و سازمان دهی شده اساسی‌ترین عامل حفظ مطالب خوانده شده است و اطلاعات مهم حافظه کوتاه مدت را که هنگام مطالعه به دست آمده، به حافظه بلندمدت منتقل می‌نماید. همچنین زمان پایداری مطالب خوانده شده را در حافظه افزایش می‌دهد و قشر خاکستری مغز (کورتکس) را فعال می‌کند.

 

 

 

مرور در کدام مرحله مطالعه صورت می‌گیرد؟

مرور کردن یکی از مرحله‌های مهم بعد از مطالعه است؛ یعنی – بر اساس یک زمان بندی دقیق پس از اینکه خواندن، یادگیری و درک کامل صورت گرفت، مرور شروع می‌شود.

چه چیزی را باید مرور کرد؟

اساساً در مرور، از یادداشت برداری‌هایی که هنگام مطالعه تهیه کرده‌ایم، استفاده می‌شود. البته می‌توان از روی منابع اصلی (کتاب، جزوه و…) هم مرور کرد که این کار نیز مفید است؛ اما مرور هر قدر صحیح‌تر و دقیق‌تر انجام شود، تأثیر آن قدرتمند‌تر و عمیق‌تر خواهد بود.

جایگاه مرور در فهم مطالب چیست؟

فهم، شامل دو سطح و مرحله است که پس از هم به صورت مرتب صورت می‌گیرد. سطح اول فهم، ورود و پایداری اطلاعات خوانده شده در حافظه بلندمدت است که هدف از آن، دسترسی ارادی به اطلاعات خوانده شده در هر زمان است؛ مثلاً در زمان برگزاری امتحان یا مباحثه یا تدریس، ما نیاز به فراخوانی کامل اطلاعاتی داریم که قبلاً مطالعه کرده‌ایم.

فهم سطح اول، پیش نیاز فهم اصلی یعنی فهم سطح دوم است. هدف فهم سطح دوم، خلق است؛ یعنی اینکه بتوانیم از اطلاعات موجود در حافظه بلندمدت استفاده کرده و مطلب و مفهوم یا نظریه و فکر جدیدی را خلق کنیم.

حال به وظیفه مرور دقت کنید. مرور، وظیفه اجرای فهم سطح اول را بر عهده دارد؛ یعنی پایداری اطلاعات در حافظه بلندمدت.

از آنجایی که فهم سطح دوم بدون فهم سطح اول میسر نمی‌شود، مرور و جایگاه مرور در فهم مطلب، کاملاً روشن و مشخص می‌شود.

 


 

مرور چگونه انجام می‌شود؟

مهم‌ترین عامل در چگونگی مرور دروس، رعایت زمان‌بندی آن است. برای مثال، گیاهی تزیینی را تصور کنید که در گلدان زیبایی قرار دارد. آیا با یک آبیاری، ریشه‌های این گیاه می‌تواند برای همیشه از مخزن گلدان خود تغذیه کند؟

مطمئناً خیر؛ بلکه باید مثلاً هر ۳روز یک بار به این گیاه آب داده شود؛ زیرا با هر بار آبیاری، نفوذ آب درخاک تا ۳ روز می‌تواند جوابگوی گیاه باشد و اگر آبیاری مرتب صورت نگیرد، شاهد پژمردگی روز به روز آن گیاه زیبا خواهیم بود.

ذهن انسان هم نیاز به آبیاری منظم و مستمر دارد و با یک بار مطالعه، تا زمان بسیار اندکی ذهن می‌تواند از اطلاعات ورودی استفاده کند. اگر این اطلاعات ورودی را‌‌ رها کنیم، پژمردگی ذهن و فراموشی مطالب، تنها نتیجه ممکن خواهد بود.

پس از گذشت ۲۴ ساعت از زمان مطالعه، ۷۰ درصد از محتوای خوانده شده فراموش می‌شود. این نقطه به قله فراموشی معروف است. پس حتماً باید مطالب خوانده شده را یک روز بعد از مطالعه، دوباره مرور کرد تا پایداری مطالب حفظ شود.

به جدول زیر دقت کنید:

مرور مطالب درسی

مرور مطالب درسی

 

در بخش مرور الزامی، چهار مرور منظم زمان‌بندی شده خواهیم داشت. مرور اول که یک روز پس از مطالعه خواهد بود، باعث می‌شود قشر خاکستری مغز فعال شود و محتوای مطالعه شده تا ۱۰ روز در حافظه دوام یابد. پس مرور دوم، ۱۰ روز بعد از مرور اول خواهد بود تا مطالب خوانده شده، به مدت یک ماه دیگر پایداری خود را حفظ نماید.

مرور سوم، یک ماه پس از مرور دوم و مرور چهارم، چهار ماه پس از مرور سوم خواهد بود. مرور چهارم باعث می‌شود یادآوری تمامی اطلاعات تا یک سال بعد از آن به راحتی انجام شود.

بخش مرور اختیاری، برای افرادی است که تمایل به استمرار طولانی مدت و پایداری همیشگی اطلاعات در حافظه بلندمدت خود را دارند.

 

 

تکنیک انباشتی تکراری


هرگاه قصد کردید مطالعه درس جدیدی را شروع کنید، حتماً در ابتدا دروس گذشته را سریع مرور کنید. طبق تکنیک انباشتی تکراری، مطالعه دروس باید مانند غذاخوردن به صورت لقمه لقمه باشد تا حافظه انسان، لحظه به لحظه در وظیفه خود موفق‌تر و دقیق عمل کند.

البته زمان مرور دروس گذشته، همواره بسیار کوتاه است و از ۱۰ دقیقه تجاوز نمی‌کند. مرور باید سریع، دقیق و با هدف تداعی مطالب مطالعه شده گذشته انجام شود. این یک تکنیک عملی برای تداوم مرور است


منبع : اینترنت

خواب بی استرس

کنکور داره نزدیک میشه و بعضی از شما دوستان عزیز انقد بی دلیل به خودتون فشار میارین که آسایش رو از خودتون سلب کردین. عزیزان من، درسته کنکور چیز مهمیه ولی اونم یه امتحان مشابه سایر امتحانات هست. زیاد بزرگش نکنین. تا این حد که والدینتون به ما بگن شما اصلا نمیتونین آروم بخوابین و دائم کابوس میبینین.

.

یه مقاله علمی راجع به روش های برای خواب آرام واستون تهیه کردیم. روش های جالبی هستن. کلا ما کنکوری خسته نمیخوایم.

.

خواب به جای خودش ، آرامش به جای خودش، درس هم به جای خودش:)

خواب بدون استرس کنکوری ها

خواب بدون استرس کنکوری ها

۱۴ نکته برای خواب بدون استرس کنکوری ها

نتایج یک مطالعه در مؤسسه بهداشت فنلاند نشان داد حوادث استرس‌زا دو برابر بیشتر باعث بی‌خوابی‌های مزمن می‌شوند اما راه حل‌هایی وجود دارد که می‌تواند به بی‌خوابی خاتمه دهد.

.

Hymie Anisman پروفسور علوم اعصاب در کانادا، پژوهشگر در عصب شناسی رفتاری از دانشگاه کارلتون و نویسنده کتاب «معرفی استرس و سلامت» گفت: بیماری‌هایی وجود دارند که می‌توانند به طور مستقیم یا غیر مستقیم روی سلامت بدن و سیستم ایمنی بدن اثرگذار باشند.

.
وی ادامه داد: استرس بر سیستم بیولوژیکی مانند هورمون‌ها، انتقال دهنده‌های عصبی، سیستم ایمنی بدن و عوامل رشد تأثیر می‌گذارد و زمانی که شخص استرس دارد این سیستم‌ها برای مقابله با استرس فعال می‌شوند.

.

۱- شیر حاوی تریپتوفان است، ماده‌ای که موجب ترویج خواب می‌شود، اگر شیر گرم را با عسل مخلوط کنید کمک می‌کند به آرامی به خواب بروید.

.
۲- آلین بورفورد ماسون» بیولوژیست سلولی و نویسنده کتاب «خوب غذا بخورید تا در پیری سالم بمانید»، گفت: زمانی که استرس دارید ویتامین C، ویتامین B، منیزیم و تیروزین (اسید آمینه ضروری برای تولید دوپامین) به سرعت از بین می‌روند و بهتر است فرد مکمل‌ها و یک رژیم غذایی مناسب روزانه داشته باشد.

.
۳- از کامپیوتر در شب استفاده نکنید زیرا باعث بی‌خوابی می‌شود.

.
۴- یک حمام آب گرم به شما آرامش می‌دهد، باعث می‌شود درجه حرارت بدن تغییر کند و سیگنال‌هایی به مغز می‌فرستد تا بتوانید به راحتی بخوابید.

.
۵- ساعت شماته‌دار را به طرف دیوار برگردانید زیرا نگاه کردن به آن باعث یادآوری زمان می‌شود و استرس را بیشتر می‌کند؛ چند بار بیدار شدن طی خواب شبانه امری طبیعی است و نگرانی ندارد اما نگاه کردن به ساعت، بی‌خوابی را افزایش می‌دهد.

.
۶- برای کارهایتان برنامه‌ریزی کنید، زمانی که کارهایتان را به خوبی انجام دهید دیگر استرسی ندارید و زمان خواب مجبور نیستید به کارهای عقب مانده فکر کنید.

.
۷- از خودتان مراقبت کنید، سعی کنید استراحت کنید و کمی آرامش داشته باشید.

.
۸- افکار استرس زا و نگران کننده را از خود دور کنید، زمانی که قصد خواب دارید، بهتر است به چیزی فکر نکنید؛ شاید برای بار اول و دوم کمی سخت باشد اما به مرور عادت می‌کنید؛ سیل افکار بی‌فایده باعث بی‌خوابی و استرس بیشتر می‌شوند.

.
۹- زمانی که خوابتان نمی‌برد بهتر است بلند شوید کمی راه بروید یک مجله بردارید بخوانید و سپس به رختخواب برگردید. این رفت و برگشت نیز می‌تواند به خواب شما کمک کند.

.
۱۰- در صورت لزوم عادات خود را تغییر دهید؛ برخی عادات، استرس را زیاد می‌کند و برخی عادت‌ها به شما در یک خواب راحت کمک می‌کنند؛ برای مثال ممکن است شما روی کاناپه‌ای که مقابل تلویزیون قرار گرفته است بتوانید به راحتی بخوابید پس دلیلی برای تغییر محل خواب ندارید، همانجا بخوابید؛ یا ممکن است روی زمین راحت‌تر بتوانید بخوابید یا زودتر به خواب بروید پس نیازی به خوابیدن روی تخت نیست؛ مهم راحت خوابیدن است.

.
۱۱- سعی کنید هنگام طلوع آفتاب از خواب بیدار شوید و خود را به بیدار شدن در ساعت مشخص عادت دهید.

.
۱۲- صحبت کردن با فردی که بتواند یک راهنمای خوب باشد در کاهش استرس مؤثر است و باعث آرامش می‌شود.

.
۱۳- ورزش کنید، ورزش باعث انتشار هورمون‌های خوشحالی می‌شود، فعالیت بدنی مانند دوچرخه سواری، شنا، اسکیت، طناب زدن، پیاده‌روی نه تنها روحیه را بهتر می‌کند باعث خستگی بدن می‌شود. ۲۰ دقیقه ورزش و فعالیت بدنی باعث می‌شود تمام آدرنالینی که باعث تولید اضطراب می‌شود از بین برود.

.
۱۴- با یک متخصص خواب مشورت کنید؛ در مورد مشکلات خواب خود در یک ماه گذشته بگویید، این مشاوره می‌تواند به کاهش استرس کمک کند در نتیجه شب را می‌توانید به راحتی بخوابید.


منبع : مکتبستان

سوال و جواب های متداول.4.


سلام . با آرزوی روزهای خوش و خرم برای همه شما عزیزان . کم کم داره بوی ماه مهر میاد و شعر بوی ماه مدرسه ای که ابتدایی بودیم خیلی گوش می کردیم از رادیو و تلویزیون .

 از مجموعه سوال و جواب های متداول شما عزیزان که در قسمت نظرات پست ها و همین طور در صدها ایمیلی که در هفته بدستم میرسه ، مجموعه 4 هم آماده شده برای استفاده شما .


 دانلود لینک اصلی


 دانلود لینک کمکی


موضوعات


ایجاد تمرکز

 ارتقا درصد ریاضی و فیزیک

استراحت بین مطالعه

وسواس در مطالعه

عدم موفقیت در آزمون ها

فعال و کارامد بودن در کلاس درس

و ....


سوالات خودتون رو به ترجیحا" پس از مطالعه این پست ها و همین طور استفاده از مقالات و کارگاه های مشاوره ای بیان کنید؛ تا در روند پاسخگویی دست من برای پاسخ کامل دادن به پرسش های تازه و جدیدتر باز باشد .


 ممنون _ مانا باشید . "" افشار""

صفحات سایت

تعداد صفحات : 70


درباره وبلاگ


ثبت نام کنکور ۹۹ آغاز شد ... مشاوره کنکور رایگان استاد علیرضا افشار اولین سایت مشاوره ای حرفه ای در جهت گسترش عدالت آموزشی با ارائه جلسات آموزشی_مشاوره ای محتوا محور و بدون تبلیغات؛ برای استفاده از همایش های انرژیک و مقالات آموزشی سایت از آرشیو ۱۰ساله کارگاه های استاد افشار دیدن فرمایید. _ مشاوره و برنامه ریزی تلفنی (تک جلسه،ماهیانه) ویژه شهرستانی ها مشاوره کنکور ۹۹ _ مشاوره تک جلسه حضوری (تهران و کرج) _ دعوت در همایش ها ، برنامه های آموزشگاه ها ، مدارس و ... جهت همانگی وقت تماس تلفنی و ثبت نام مشاوره ماهانه و همکاری در اجرای برنامه های آموزشی برترین مشاور پروازی کنکور ایران

آمار سایت

آمار مطالب
کل مطالب : 557
کل نظرات : 27216


آمار کاربران
افراد آنلاین : 5
تعداد اعضا : 11799

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 99
باردید دیروز : 1,284
گوگل امروز : 6
گوگل دیروز : 70
بازدید هفته : 99
بازدید ماه : 22,114
بازدید سال : 1,051,293
بازدید کلی : 10,805,927

کدهای اختصاصی

حمایت از همایش ها

برای تبادل لینک از

انتهای صفحه و تبادل لینک

هوشمند استفاده کنید و برای

حمایت از مرکز مشاوره تحصیلی

و استفاده هرچه بیشتر داوطلبان

کنکور از کلاس های رایگان مشاور

کنکور استاد علیرضا افشار،

بنر ما را در سایت خود قرار دهید

بنر 1 

بنر 2 

بنر 3


بنرسایت مشاور کنکور 

انتخاب رشته

مشاوره تلفنی تحصیلی
مشاوره دکتر علیرضا افشار

شماره تماس : مشاوره تلفنی۰۹۳۵۸۹۶۰۵۰۳

لینکدونی