close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
مرکز مشاوره کنکور علیرضا افشار - 13

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

دسترسی سریع

عضویت در کانال

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 438
    کل نظرات : 26712
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 11
    تعداد اعضا : 11660

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 1,911
    باردید دیروز : 3,672
    گوگل امروز : 147
    گوگل دیروز : 252
    بازدید هفته : 10,871
    بازدید ماه : 41,692
    بازدید سال : 436,036
    بازدید کلی : 9,585,877

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه

آم

همایش 3 گانه برنامه ریزی رایگان بهمن تا قبل از دوران جمع بندی کنکور بصورت راهبردی

کاری از علیرضا افشار مشاور تحصیلی

توصیه به همه طیف کنکوری ها کارگاه های شروعی دوباره از بهمن : برنامه انگیزشی کنکوری + ارائه برنامه راهبردی برای موفقیت از بهمن تا کنکور قسمت اول،قسمت دوم،قسمت سوم


قسمت اول و  قسمت دوم و قسمت سوم



فکر کن یک غریق نجات هستی کنار ساحل دریا ؛ بهت خبر میدن که دو نفر در حال غرق شدن در دریا هستن . یکی این طرف دریا و یکی در سمت دیگر دریا . تصمیم خودت باید بگیری که به سمت کدوم اول بری . اگرچه نجات دادن جان هردوشون برات مهم هست، اما خب مسلم هست اول به سمت اون نفری میری که شانس بیشتری برای زنده نجات دادنش قائل هستی و میخوای حداقل از این دو نفر یک نفر زنده از آب بیرون بکشی ؛ البته بعد از انجام عملیات نجات نفر اول به سمت نفر دوم هم میری تا شاید با خوش اقبالی بتونی جان او رو هم نجات بدی . الان ما با حداقل 80 درصد کنکوریها همین موضوع در درس ها داریم ؛ باکس بندی و ارزش گذاری که همان قسمت اول و دوم همایش بود و من روی فصول مختلف کتاب ها پیشنهاد برنامه ای برای اجرا بچه ها متوسط و حتی برای کنکوریهای سطح خیلی پایین دادم به این معنی نیست که لزوما" جاهای سخت و دست و پاگیر حتما برای همه حذف کنیم ، بلکه به این معنی هست که ارزش ها بدونیم و نخواهیم اسیر برنامه ها کلی آزمون ها آزمایشی بشیم و مثل خیلی از کنکوریها بی تجربه با مطالعه هم جانبه و کم عمق به درصدها پایینی برسیم . شما می تونی برای خودت اون برنامه ریزی رو تا حدی که راه داره به برنامه آزمون یا مدرسه و کلاس ات نزدیک کنی و حتی از اون سرعت پیشروی که من برای شما ترسیم کردم هم جلو بزنی قدری تا بتونی به مباحث بیشتری برسی . در مجموع دقت کن که اولویت بندی گزینشی (حذف موقت) و یا حتی شاید حذف دائم برخی قسمت ها ، یعنی حصول اطمینان و تمرکز روی قسمت های به درد بخور تر و در نتیجه درصدها و ترازهایی بهتر با اطلاعات قطعی هست و نه اینکه با کم کردن مباحث لزوما" تنزل رتبه در کنکور داریم و از دیگران عقب می مونیم و رتبه ضعیف تری میاریم .



برای اون دسته از بچه هایی که در دریافت فایل ها اندروید مشاوره کنکور تلفن همراه و کلیپ انگیزشی پست قبلی مشکل داشتن کلا یک فایل زیپ با مدیافایر تهیه کردم که امیدوارم بتونن ازش استفاده کنند


اپلیکیشن اندرویید کنکور(( دانلود فایل زیپ اندروید ))


راستی اینم مصداق عینی جمله

" آرزوهای تو تاریخ انقضا ندارند ، پس نفسی عمیق بکش و دوباره تلاش کن "


 مصاحبه دختری که 12 بار مجبور به ترک تحصیل شد، حتما بخوانید




تو وقتی از طوفان بیرون بیایی، دیگر همان فردی که وارد آن شده بودی ، نیستی

کاش انسان هم مثل طبیعت بعد از زمستان خودش بهاری داشت ، دوباره همه چیز مثل روزهای خوشی درست میشد و بر میگشتیم به جوانی و طراوت و با یک فرصت دوباره به لحظات خوب و به دور از سختی ، به دور از حس عذاب وجدان اشتباهات گذشته می رسیدیم و در یک معنا " دوباره متولد می شدیم "

اما من فکر می کنم خداوند مهربونی ها به من و تو هم فکر و اندیشه داده از جنس رصت دوباره نو شدن

فقط کافیه به ماورای معنا برسیم و احساس پوچی از روزمرگی ها و تشنگی رفتن به سمت افق ها برتر در من و تو هم به وجود بیاد ... میشه من مطمئن هستم


یک جلسه مفصل و تازه مشاوره براتون آماده کردم ، با طرح موضوعی متداول و فراگیر بین دانش آموزان و کنکوریها که امیدوارم واقعا اینبار همه دست به کار بشیم برای رسیدن به ثبات در تصمیم گیری ها و اقتدار در عملکرد


موضوع : چگونگی از بین بردن ذهنیت بد نسبت به گذشته ، ایجاد یک تغییر پایدار و ایجاد حس مثبت و انگیزه بیشتر بصورت پیوسته در آینده

لطفا نکات طلایی آخر جلسه به دقت گوش کرده و رعایت کنید


مشاوره انگیزشی صوتی کنکوردانلود کامل هردو قسمت (کم حجم از مدیا فایر)



  • 5149 نفر
ادامه مطلب



I Love Muhammad , The Prophet of Kindness

سلام ؛ خیلی ذوق دارم ، چون موفق شدم خوش قول باقی بمونم و اتفاق خوبی که خیلی وقت بود دنبالش بودم ، بالاخره بیفته .

 این همیشه قشنگه که مراحل تغییر یک پدیده یا موجود رو ببینی ؛ از اون بچگی ها بعضی پدر و مادرهامون که دوست داشتن پیله ابریشم بذارن و تا پروانه شدن با اون همراه باشن تا امروزه جذابیت دیدن تغییرات چند دقیقه ای کسوف یا خسوف که کلی علاقه مند رو به طرف محل های پیش بینی شده اش جمع میکنه و غیره

این برام افتخاری هست که در کنار تو شاهد یک تغییر فوق العاده منحصر به فرد باشم ؛ اصلا ی جورایی همه این تلاش های آخر سالم برای اینه که اون دسته کنکوریها مستعدی که الحق پتانسیل تغییر دارن به خودشون بیان و گام آخر محکم بردارن و بتونن به حق شون برسند . پس میخوام تو هم باور کنی که اگر فقط سر سوزنی اراده و عملکردت باهم هم راستا بشه و حتی دقایقی چند خودت پیدا کنی با توکل به خدا دیگه همه چیز رو به بهتر شدن میره .

خلاصه چون ما نتوستیم گوشی بازی بعضی هاتون رو ، کمتر کنیم تصمیم گرفتیم اپلیکشن اندرویدی برای برنامه ها مشاوره کنکور داشته باشیم .

با کلی زحمت و هماهنگی و ... امروز با افتخار موفق شدیم که نه یکی ، اونم 2 تا اپلیکشن متفاوت اندرویید طراحی کنیم براتون . به برکت دعاها و ابراز محبت ها شما در کلاس ها و همایش ها مشاوره تحصیلی این دو برنامه اندرویدی رو بصورت رایگان در اختیار شما میذاریم و امیدوارم شما هم با انتشار آنها در وبسایت ها دانلود اپلیکشن موبایل ، صفحات اجتماعی و جمع های دانش آموزان و کنکوری های دیگر در نشر و گسترش آن سهیم باشید .





زندگی از نو بسازبرنامه اندروید اول : رابط کاربری بالا و در عین حال حجم خیلی کمی داره و شامل طبقه بندی از متون و مقالات برگزیده مشاوره ای میشه که البته اکثریتش در سایت خودمون هست و بعضی از آنها متعلق به همکاران دیگر هست .


(دانلود (رمز فایل: www.konkur.in)


استاد افشار مشاور کنکوربرنامه اندروید دوم : بیشتر به نیت مشاوره های تحصیلی صوتی کوتاه و کم حجم طراحی شده و در این نسخه سعی شده سوالات متداول کنکوریها در ماه بهمن پوشش بدیم ؛ البته فایل صوتی مشاوره ها این برنامه جدیده و در سایت نیست و قرار هم نخواهد گرفت و چون برای گوش دادن نیازی نیست به اینترنت متصل باشین ، هزینه ای براتون نداره و در هرجا و موقعیتی می تونید با تلفن همراه یا تبلت اندرویدی کلیپ ها کنکوری گوش کنید .


انشالله تا ماه اسفند بروز رسانی هر دونسخه برنامه با محتوای جدید و موثر مشاوره ای (بخصوص دوران طلایی نوروز) انجام میشه .



برنامه ریز تلفنی کنکور (پیشنهاد عالی)کلیپ صوتی فوق العاده انرژیک و منتخب از همایش ها انگیزشی مشاوره کنکور که به مدت 10 دقیقه هر چند روز حسابی بهتون انرژی مثبت میده و اینجا جا داره از سازنده عزیزش تشکر کنم .

(فقط به دلیل تاثیرگذاری بیشتر و افزایش فرکانس مغز از سبک ها موسیقی غربی استفاده شده)


کنکور94دانلود کلیپ صوتی بسیار انگیزشی


دانلود کلیپ صوتی بسیار انگیزشی (لینک کمکی)

  • 5852 نفر
ادامه مطلب


مغازه داری بخشی از حرف های یکی از فروشندگان ، خطاب به یک مشتری را شنید که می گفت : نه خانم ! چند هفته ای هست که نداشتیم و به نظر نمی رسد به این زودی ها بیاریم .

مغازه دار از شنیدن این حرف ها وحشت کرد و شتابان دنبال مشتری که در حال خروج از مغازه بود دوید  و گفت : خانم ! حرف فروشنده صحت ندارد ،مطمئن باشید ما بزودی مقدار زیادی خواهیم داشت . در واقع ما یکی دو هفته پیش تعدادی را سفارش داده ایم .

 بعد از جذب مشتری فروشنده را به کناری کشید و با عصبانیت به او گفت : هرگز ! هرگز هرگز ! این یادت باشد که ما هرگز به مشتری نمی گوییم که چیزی را نداریم .

از اینجور اتفاق ها با کاسب ها این دوره زمونه کوچه بازار هم زیاد میفته که جنس مورد نظر ما رو ندارن ولی دارن مارو مجاب می کنن که این با اون فرقی نداره و حتی بهتر از مورد انتخاب شما رو من دارم بهتون پیشنهاد می کنم  و فلان و بهمان اشتباه گفتن بهت ؛ این فروشنده به سادگی دارن حاصل تحقیقات ما در مورد انتخابی برتر یا ماحصل چند سال تجربه ما در استفاده از یک محصول با کیفیت را زیر سوال میبرن ؛ اونم فقط و فقط بخاطر اینکه خودشون اون رو ندارن و قصد دارن که فقط با خودستایی خودشون بالا ببرن و منم منم پست هم سوار کنن .

گاهی وقت ها هم من و شما بدون ایده و تحقیق در برخورد اول با این مدل کاسب ها مواجه میشیم و کوله باری از اطلاعات کم ارزش رو برای خودمون اصول اولیه می کنیم و خط مشی می گیریم و یا با تایید و تضمین شنیدن از فروشنده در مورد تقاضاها و انتظارات نامعقول و تخیلی خودمون از اون جنس ذوق می کنیم و جذب اش می شیم . در صورتی که برخی فاکتورهایی که به من و شما وعده داده بود ، هیچگاه محقق نمیشم و ما اون وقت میشیم متضرر


اما جریان این روزها بازار کنکور ایران


چند سالی هست یک جورایی انقدر این تبل تو خالی کنکور هراسی در محافل مختلف پر سر و صدا شده که هر کسی خودش متخصص باز کردن گره کور کنکور بیچاره میدونه و عرصه رو برای نون به نرخ روز خوردن مغتنم می شماره و درست در ی چنین زمان هایی اوج سر و صدا از خودش درمیاره که درس نخونده و از صفر با روش های استاد و مهندس و مشاور فلانی معجزه کن .... برات هم چند نفر کنکوری خودفروخته به خط میکنن که درست از همین زمان با همین پکیج شروع کردن و موفق شدن و موفقیت خودشون مدیون فلانی هستند حتما"

... بشتابید ... حراج شد که ... زنبیل بردار و بیا و ...



قبول دارم که واقعا" وسوسه انگیزه ولی مثل این تصویر همش خطای چشم هست

موفقیت در شش ماه برای رسیدن به پزشکی و دندان یا بهترین مهندسی ها الکی نیست ؛ خودم نفر اولی بودم که در سنگ لاخ جاده بهت یاد دادم بری جلو و کم نیاره و بهترین خودت باشی تا روزهای خوب بیاد .

 اما حواست جمع کن که این راه میان بری نداره ؛ بذار خیالت راحت کنم که با تلاش کم و کنار شومینه و قلپ قلپ نوشیدن پالپی سان استار و هر از گاهی هم ی نگاه به صفحه بیچاره کتاب درسی انداختن نمیشه رتبه عالی شد .

کاری نکن پی نوکیو قصه بشی و تو دام گربه نره و روباره مکار بیفتی ؛ اگه واقعا مرد این میدون هستی دست رو جفت زانوهای خودت بذار و یا علی بگو و بلند شو ....


شیادان بازار کنکور


مشکل بالای 90 درصد بچه هایی هم که تا امروز خوب شروع نکردن منابع و سی دی و کتاب عوض کردن و این جور بحث ها نیست ؛ مشکل از خودشون هست که همت نکردن و اگه همه محصولات موسسات کنکوری و غیره برای این دسته جمع کنی رتبه برتر نخواهند شد .


علی ماشالله اکثر موسسات برگزار کننده کنکور آزمایشی و موسسات مثلا" رتبه ساز ضبط و پخش لوح های فشرده هم که (نه مشاور ) بلکه بازاریاب دارن برای فروش حداکثری محصولات شون به شما و دیدن آستر جیب مبارک شلوار پدر بنده خدا شما ؛ و اگرهم برنامه درسی رایگان بدن بهتون برای همه مثل هم هست و هیچ پشتیبانی نداره، پس ارزشش کمه مسلما ؛پس جذب زنگ و تماس اول هیچ وقت نشووووو


حکایت میشه ، یکی (برنامه) برای همه و همه (پول ها) برای یکی


پس روی کمک شون خیلی حساب باز نکن که در نهایت امر جریان مثل همون مدل کاسبه که گفتم بهت بالا میشه ؛ پس با یک مشاور متخصص و بی طرف مشورت کن .


از همین جا اعلام می کنم با پدیده شوم جزوه فروشی (جزوات اساتید برتر کنکور) هم به شدت و بیش از موارد مذکور مخالف هستم . چون واقعا" هیچ استادی نیست که از سیر تا پیاز مطلب رو در جزوه گفته باشه و مسلما" جنبه حضور فیزیکی در کلاس درس خیلی موثر هست . اسکن گرفتن جزوات بهترین اساتید هم با کیفیت کلاس شون خیلی فرق داره و ی چیزهایی هست که فقط و فقط خودت باید سر کلاس باشی و گوش بدی و نت برداری کنی . اگر قرار بود بازده جزوه و کلاس مثل هم باشه برو انقلاب جزوه همه دروس دانشگاه شریف و تهران ازشون بخر و کلا" قید رفتن به دانشگاه خوب بزن . اینم گفتم محض اطلاع که بخاطر ارزان بودن شون جذب نشی !!



دستور آشپزی به سبک موفقیت در کنکور در عرض پنج ماه برات مفصل دارم که هربار کم کم میگم


اما تصمیم بگیر امروزت رو درست گام برداری ، گرد و خاک خیلی از کتاب ها پاک کنی و بشینی از همونجایی که بریدی و قطع کردی چند صفحه ای فقط و فقط برایبهتر شدن حال خودت مطالعه کنی و یادت باشه لحظات دشوار وقت دست برداشتن از تلاش نیست و باید مدام با هر قدم به سمت هدف برداشتن خودت با افکار مثبت و بازخورد فوق العاده درونی تغذیه کنی که انشالله تا ته ته راه یک نفس بدو بری

کوهنوردی هم که میخواهد قله را فتح کند ، بارها به ته دره می رود . اما آیا با پایین رفتن به دره شکست می خورد ؟ !

نه ، او دائما" چشم به قله دارد و دره هم بخشی از مسیر است که باید طی شود تا به قله برسد .

آیا می شود بدون طی کردن بخشی از مسیر به مقصد رسید ؟

افت و خیز و بالا و پایین همه با هم و برای همه وجود دارد و کسی که فکر میکنه افراد موفق در زندگی (کنکور) همیشه بیست و درجه یک و بی عیب و نقص بودن ، سخت در اشتباه هستن

 اونها هم به قدر خودشون خطا و قصور داشتن ولی چیزی که در نهایت باعث شده به هدف برسن فقط این بوده که از خط خارج نشدن و پای کار موندن و مسئولیت قبول کردن و بخاطر برخی افت ها حتی شده چند روزی بدون استراحت و وقفه کار کردن و این همون درون مایه و پاداش و درس از خطا گرفتن بوده .... درسی که باشد شده به قدرت های لایتناهی خودشون پی ببرن و خدا رو شکر کنن که چه خوب شد منو در این امتحان قرار دادی تا بفهمم که چقدر توانایی و استعداد دارم که هنوز بلا استفاده موندن و چقدر می تونم بهتر و کولاک تر از حد تصور قبلی خودم باشم ... این افراد فقط و فقط بخاطر ۷ ماه کم کاری می تونن در عرض ۵ ماه در کنکور سال ۹۴ موفق بشن و این دستاورد به حق شایسته شون هست و این جوان ها هستند که به حق به درد نسل بعد این مملکت می خورن





حالا تو انتخاب کن ... کدوم ؟ تسلیم میشی ؟ یا ادامه میدی ؟


اگر با حرف هایی که دوستانه و با عمق وجودم برات نوشتم حال کردی اونو به خیلی ها نشون بده و این پست رو با نظرهای قشنگت و با تعریف خاطرات درس خواندن و انگیزه و انرژی که خودت درست کردی و تونستی غوغا و کولاک کنی مزیّن کن


  • 5254 نفر
ادامه مطلب


وقتی اسم نیمه دوم سال میاد ی عده قند تو دلشون آب میشه که دارن قدم به قدم به آخر جاده کنکور و مقصدشون یعنی رفتن به یک دانشگاه و رشته خوب می رسند و یک عده نمی تونن از اون به راحتی دست بکشن و دل بکنند و دائم درگیر گذشته باقی مانده اند و منفعل و بی روح و خیلی بی رحمانه دارن به گذران زمان هایی که می تونن ازش نهایت استفاده ببرن نگاه می کنن ؛ به نظرم برای عده ای معدود که پیش تر در موردشون صحبت کردیم که می تونن تغییر کنند و از هیچ همه بسازند ، حتی در 5 ماه باقی مانده ، دنبال علت و توجیح گشتن معنایی نداره و آنها فقط هدف شون اینه که خوده گمشده شون پیدا کنن و در واقع هم چیزی از این زیباتر نیست که تولدی دوباره شکل بگیره و طرفی که شما باشی بتونی وضع خودت سر و سامون بدی .

اگر چه به عنوان مشاور همه ساله مثل یک سیکل بحث و کار تکراری داریم ولی این موقع های سال به شخصه دلم تالاپ تولوپ نامنظم میزنه ؛ نمیدونم چرا ... شاید چون لحظاتی رو دارم دوباره با بچه هایی تجربه می کنم که خیلی هاشون پتانسبل سرشار هستند و خوشحالم که تو اول بسم الله و یا علی گفتنه باهاشون همراه شدم ؛ ممکنه چون این موقع های سال حاصل دست رنج بعضی ها در کارنامه آزمون ها و یا پیامک ها انرژی بخشی می بینم و خودم ی کوچولو در اون موقعیت بزرگ سهیم می دونم . شاید هم از طرفی با مصادف شدن تعطیلات کلاس دانشگاه و هرسال مسافرت بین دوترم استادی که مرسوم هم هست ، اواخر دی و اوایل بهمن رو دوست دارم .

مثل همیشه ، عزیز جان های من ، خیلی خاص و فوق العاده تاکید دارم که این بازه زمانی رو جدی بگیرین و با تلاش بیشتر تمام ظرفیت باک سوخت خودتون پر کنید که انشالله تا آخر راه ترمز بریده و یک تنه برین جلو .

به قول بزرگی خاص بودن همین جاها معنی میده ، و گرنه در فصل راحتی ها ، هر پرنده و چرنده ای هم چه چه میزنن .

اما به قدر بضاعت خودم براتون کارگاهی تدارک دیدم که هم به درد طیف تازه کارمون میخوره و هم به درد بچه های برتر .

یکی از مهمترین سوالات داخل کلاس هام اینه که در نیمه دوم سال چجوری برنامه آزمون شخصی سازی کنیم ؟

برنامه آزمونی که متاسفانه برای سطوح خاص طیف بندی نشده و پیشنهادات بودجه بندی برای همه مثل هم هست ؛ در صورتی که خیر و صلاح توده های مختلف داوطلبان کنکور ۹۴ از اینجا به بعد تا حدودی از هم فاصله گرفتند ، باهم متفاوت هست.

و در این کارگاه پاسخ به چند سوال مهم ؟

آیا باید با برنامه آزمون کلا فاصله گرفت اگه میخوایم از اول (صفر) شروع کنیم ؟

آیا اگر تا حالا ترازهای خوبی داریم باید با برنامه آزمون کندی که جمع بندی به تعویق میندازه همگام بشیم ؟

بومی کردن یا شخصی سازی برنامه کلی آزمون ها در نیمه دوم سال چجوری انجام میشه و چقدر دست شما برای تغییر بازه ؟

حذف دائم و موقت مطالب چه فرقی دارن و اصلا گزینشی مطالعه کردن یعنی چی ؟

اون باکس بندی و ترتیب و اولویت به برنامه هایی که در فایل صوتی ۱۲ دی و ۲۰ دی خدمت شما عرض کردم ،چقدر و کجاها میشه با برنامه کلاس و آزمون آزمایشی مطابقت داد ؟


دریافت کارگاه آموزشی ، مشاوره ؛ شروع قدرتمند نیمسال دوم سال تحصیلی کنکوریها ۹۴


صوت کارگاه مشاوره دانلود کنید


لینک کمکی (بجز پیکوفایل اضافه شد)



بعدش هم این ویدئو کلیپ از اینجا ببین


راستی ، یک خوش خبری غافلگیرانه (معادل سورپرایز) براتون به زودی دارم . همچنین به همه پرسش ها شما عزیزان به زودی پاسخ خواهم داد ؛ از اینکه از بانک ها سوالات سایت استفاده می کنید و پیامک سوال نمی فرستین و صبور هستین ،ممنون هستم .


این سایت ما رنگ و لعاب خاصی نداره ولی حرف و بحث اون از خیلی سایت ها مشابه که با هرموضوع پیش و پا افتاده ای یک پست جدید میذارن ، خیلی فرق داره و میدونم که شما هم اینو خوب میدونی . پس از آرشیو گل های پایین همایش ها و مقالات دی و بهمن ۹۲ و ۹۱ رو هم ببین . برای سال ها قبل هست ولی چون براش کلی انرژی گذاشتم هنوز هم مثل سنگک سنتی پای تنور ، داغ و تازه اس

هر گل (مثل خودت) نماینده یک پست هست


1.


2.


3.


4.


5.


6.

  • 6770 نفر
ادامه مطلب

حتماً شنیدی که میگن ” کار را که کرد،آنکه تمام کرد”. سر جلسه هم یجورایی آخره کاره و قراره تئوری هات اجرایی شه و اون جاست که نتیجه زحماتت مشخص میشه؛ پس باید با برنامه ریزی درست و حسابی سر جلسه حاضر بشی تا به آنچه می خوای برسی. بنابراین سعی کن اصول زیر رو رعایت کنی.

modiriat jalase

 

مدیریت جلسه کنکور

اصل اول: دفترچه آزمون رو از درسی که قوی تری شروع کن.چون این کار روحیه ات رو بالا میبره؛ دقیقاً همون چیزی که برای موفق شدن بهش احتیاج داریم!

 

اصل دوم: نباید زمانی رو که صرف پاسخگویی به سؤالای هر درس میکنی بیشتر از زمان تعریف شده در دفترچه آزمون باشه؛ در غیر این صورت درس آخر دفترچه رو خراب میکنی. این رو میتونی از اونایی که سر جلسه مواظب وقتشون نبودن بپرسی!

 

اصل سوم: مواظب باش خودت رو توی دفترچه گم نکنی! یعنی تا وقتی خوندن سؤالات یه درس رو تموم و تکلیفش رو مشخص نکردی سراغ درس دیگه ای نری. این کار بهت آرامش میده. عجله نکن و بذار همه چیز منطقی پیش بره.

 

اصل چهارم: سر جلسه جای دعوا با خودت نیست، یعنی به خاطر اینکه تستی رو بلد نیستی اصلا به خودت اخم نکن! و یاد کم کاری هات نیفت. این رو بدون که همه با آمادگی ۱۰۰ درصد سر جلسه حاضر نشدن پس به جای اینکه به نداشته هات فکر کنی، از داشته هات استفاده کن.

 

اصل پنجم: مواظب شماره سؤال و خانه ای که داری توی پاسخنامه ات به عنوان پاسخ صحیح یک سؤال پر میکنی باش. گزینه اشتباه پر کردن تازگیا مد شده!

 

اصل ششم: وقتی شرایط خوبی سر جلسه داری طمع نکن و به چند سؤالی که نتونستی جواب بدی، شانسی جواب نده. این کار خیلی ها رو پشیمون کرده.

 

اصل هفتم: اگه سؤالای دفترچه به نظرت سخته مسلماً برای بقیه هم همینطوره، پس ناامید نشو و با انگیزه ادامه بده. آزمون یک مسابقه است و در این مسابقه کسی برنده میشه که از بقیه بهتر باشه اما لزومی نداره به همه سؤالا جواب درست بده.

 

اصل هشتم: تک تک سؤالای دفترچه رو با دقت بخون. وقتت رو طوری تنظیم کن که حداقل یه بار تموم سؤالا رو بخونی. سؤالای راحت بیشتر وقت ها لا به لای سؤالای سخته و تو میتونی به تمامشون پاسخ درست بدی فقط به شرط اینکه توی دفترچه پیداشون کنی.

اصل نهم: اگر مبحثی رو قبل از آزمون حذف کردی و اون رو نخوندی، سعی کن سر جلسه سراغش نری مگه اینکه وقت زیاد آورده باشی چون بهتر از بیکار نشستنه.

 

اصل دهم: سؤالا رو درست بخون. خیلی ها چند بار سؤال رو می خونن ولی آخرش دقیقا متوجه نمیشن طراح ازشون چی میخواد.

 

اصل آخر: از دفترچه کنکور خبر داشته باش یعنی بدون از هر درس چند تا سؤال می آد، برای جواب دادن به سؤالای هر درس چقدر زمان داری،ارزش درصدی سؤالای هر درس چقدره؟ و … برای همین منظور توصیه میکنیم جدول مربوط به گروه آزمایشی خودت رو خوب بررسی کنی تا بهتر بتونی برای جلسه آزمون برنامه ریزی کنی.


منبع: گاج

  • 740 نفر
ادامه مطلب


یک جزوه ریاضی فوق العاده هم از چندسال پیش داشتم این گوشه کنارها ، که برات تمام و کمال میذارم که دانلود کنی و البته اونها دانلود کنن ؛ اگه حد بلد باشی خیلی ساده برات بحث انواع مجانب باز کرده و آموزش داده و البته جای قشنگ اش رسم انواع نمودارهاست که یک کوچولو تابع بلد باشی کارای بزرگی می تونی کنی ؛ خودم خیلی کیف کردم باهاش و امیدوارم شما هم لذتش ببری . چون در این جزوه ارزشمند راه روش شهودی و درک بصری دیفرانسیل و ریاضی تجربی مدنظر قرار گرفته و باعث میشه بتونی بصورت نسبتا" دقیق و کامل فرمت اصلی نمودارها ریاضی را به روش های ابتکاری کشف کنی و خیبلی راحت تست ها ریاضی کاربرد مشتق رو بزنی ؛


منبع : استاد عبدالرضا منتظری


  • 1033 نفر
ادامه مطلب


سلام ، توفیق روز افزون از آن تک تک شما .

تو این هوای سرد و خشک و البته شاید برای شهر شما هم آلوده ، حتما" مراقب خودتون باشین که ی کنکوری پنچر و کسل مث یک ماشین قراضه برای سفری طولانی تا انشالله رسیدن به مقصد اصلا مناسب نیست .

خب همان طور که قول داده بودم ادامهمشاور کنکور حرفه ای همایش پرطرفدار 12 دی جلسه گذشته رو براتون آماده کردم و این برنامه ای نیست جز همایش 20 دی .

این جلسه در مورد باکس بندی و تحلیل بودجه بندی و ارزش گذاری فصل ها مختلف دروس زیست و همچنین ریاضی تجربی ها و دروس هندسه ، گسسته ، دیفرانسیل و ریاضی پایه بچه ها رشته ریاضی مفصل پرداختیم و پیشنهادات و دلایل گزینش رو مثل بحث گذشته بیان کردیم .

در کنار این بحث توصیه های متفرقه و ریز درشتی و ظریف/اشتون کنکوری رو برای همه طیف داوطلبان آزمون سراسری سال ۹۴ بیان کردیم و بخشی رو به چند توصیه به داوطلبان برتر (تراز بالاتر) اختصاص دادم که البته سعی می کنم این موضوع در جلسات آینده نیز ادامه بدم ؛ در پایان هم چند دقیقه صحبت انگیزشی خودمانی همیشگی مان بود که خیلی بچه ها رو تحت تاثیر قرار داد .

راستی خیلی ممنونم از خیلی ها که انقدر ما رو دوست دارن و خیلی زود مشابه رتبه ها برتر کنکور این همایش ها و کارگاه و مقالات نوشته شده ما هم براشون صاحب پیدا میشه حالا برای ما مهم نیست حقوق معنوی ولی تقلید مثل اسکنر ، و بدون حتی یک واو جابجایی ، باعث قطع تراوش استعدادها خودتون میشه .

اینم یک صحبت از رتبه یک کنکور از دلیل موفق شدنش که در ماهنامه صنعتی شریف به چاپ رسیده

(زیرش خط کشیدم) ۱ و ۲ مقایسه کنید . عکس 1 _ عکس 2



برنامه ریزی کنکور دکتر افشاردانلود همایش ۲۰ دی (لینک اول)


جلسه مشاوره علیرضا افشاردانلود همایش ۲۰ دی (لینک دوم)


بحث اسکنر شد ، یادم اومد که یک جزوه ریاضی فوق العاده هم از چندسال پیش داشتم این گوشه کنارها ، که برات تمام و کمال میذارم که دانلود کنی و البته اونها دانلود کنن ؛ اگه حد بلد باشی خیلی ساده برات بحث انواع مجانب باز کرده و آموزش داده و البته جای قشنگ اش رسم انواع نمودارهاست که یک کوچولو تابع بلد باشی کارای بزرگی می تونی کنی ؛ خودم خیلی کیف کردم باهاش و امیدوارم شما هم لذتش ببری



منبع : کتاب سابق آقای عبدالرضا منتظری



  • 7008 نفر
ادامه مطلب


دیگه دیره واسه موندن دارم از پیش تو میرم ...

شده این قصه تقدیرم ، چه دلگیرم .... خداحافظ

 

این احساس بدی هست که خیلی ها این موقع ها راجب کنکور دارن

 

نه نرو ... تنهام نذار ... من عاشقتم .. دیوونه وار

و این هم جمله ای هست که خیلی ها در لحظات آخر دل کندن از هدف هاشون به زبون میارن

 

درست دیگه این موقع های سال هست که ، تو خیلی پشیمونی و خیلی از حرف های منه مشاور سبز شده ؛ از اینکه در حاشیه پول خرج کردن برای خرید رتبه شدن در کنکور بودن چه فرقی داره با وقتی که آستین ها بالا بزنی و براش مایه بذاری از وجودت خودت ، تا ده ها هشدار و توصیه ای که همین جا و از همین سایت برات کردم و هنوز هم خیلی هاشون قدیمی نشدن و بازهم داری به کار اشتباه خودت ادامه میدی . به نظرت آیا اگه همین راه و مسیر ادامه بدی به همین جایی که الان هستی نمیرسی ؟ !!

چی شد که از الان ساز 95 گفتن خیلی هاتون بدجوری کوک شده ؟

صدام رو میشنوی یا نه ؟ صدای خستگی هام رو ... دلم خیلی واست تنگه ...

هنوزم دیوونه وار عاشق هدفت هستی ؟

هنوزم ی بغضی تو سینه داری که هر لحظه میخواد بترکه ؟

هنوز اون جایگاه خودت بدست نیاوردی ؟


می شنوم که میگی دیگه دیره ؛ میدونم،، باشه اصلا حق با تو هست ...

هر کاری میخوای کنی بکن ، هر تصمیمی که دوست داری بگیری بگیر ؛ فقط قبلش دقایقی به من اختصاص بده تا مثل همیشه دلسوزانه برات همه تلاشم کنم . شایدم هم جواب نده ولی خب فکر کن من یک دکتری هستم که میخوام آخرین تلاشم رو بیماری که همه ازش قطع امید کردن پیاده کنم . یک ذره پر حرفی کردم ... ولی خب 37 مگابایت ارزشش داره .


دانلود همایش از لینک اصلی


دانلود همایش از لینک کمکی

 

حالا چطوری ؟ بنظرت موثر بود ؟ میشه با این متود از صفر ، صفر هم شروع کرد و تا نزدیکی های هدف رسید ؟ تو در عرض این ۳ ماه می تونی چه کارهای بیشتری انجام بدی ؟

همیشه این موقع های سال به بچه زرنگ ها میگم مراقب باشین ، چون یک عده ای هستن که از الان شروع می کنن و چیزی برای از دست دادن ندارن و بدجوری سیم ترمز بریدن ؛ خیلی هاشون جو زده هستند و وسط ها فیتیله می کشن پایین ولی همیشه چندتایی ثابت قدم بین شون پیدا میشه که حتی برای شما هم تهدید به حساب میان ... اینها همون بچه هایی هستن که از رنج و حسرت خیلی از اشتباهات الان خیلی دلشون برای قدرت نمایی تنگه و توفانی کار می کنن ؛ اگرچه دیر شروع کردن ولی خیلی با دل می خونند و در نهایت در این ۵ ماه با کمترین میزان فراموشی و افت بکوب و ی کله تلاش می کنن که برسن به شماها.



اگر تو هم مثل خیلی از بچه ها کلاسم حس می کنی که میشه و هر هدفی بهای خودش داره،خاص باش و خودت بهم نشون بده.



امروز میخوام بهت بگم ، کسی نمیرسه به پات ، امروز میخوام بهت بگم ، هیشکی نیومده بجات


همه ساله عده ای کنکوری و دانش آموز دبیرستانی پای ثابت مشاوره و برنامه ریزی ها هستند و تعدادی هم یک یا دو ماه کار می کنند تا قلق دست شون بیاد و از اون به بعد خودشون تنها جلو میرن؛ از صفر کار کردن از الان برای منم خیلی سخته ولی امسال براش وقت برنامه ریزی کردم تا این پلان هم اضافه کنم برای نیمه سال تحصیلی .

فقط به افتخار جاماندگان با اراده

میگن : اگر روزی توانستیم و نخواستیم ، باید در انتظار روزی باشیم که بخواهیم و نتوانیم



""با دستان پرتوان خود، قبولی در کنکور خود را تضمین کنید و بجای وابستگی به دیگران ، اعتماد به نفس خود را بالا ببرید ؛ چرا که هیجکس نمی تواند بهتر از شما ، برای شما تصمیم گیری کند و بهترین شناخت را خود شما از موقعیت و شرایط خود دارید . فقط می ماند پشتیبان و ناظر متخصص به عملکرد شما (مشاور) و طرح مسیر و نقشه راه (برنامه ریزی) که باهمه وجود در کنار شما هستیم . بر خلاف جو موجود در فضای سیاه اینترنت و افراد غیرموجه که به دنبال کسب هویتی پوشالی می گردند ، هیچ گاه کسی را تخریب یا ادعائی نکرده و نمی کنیم ، بلکه اعتقاد داریم بهترین شیوه تبلیغ خود کار و شیوه تبلیغ عملی هست که مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد و آنچه از بحث های مشاوره کنکور تا به حال به رایگان در این سایت برای شما کرده ایم و نتایج و بازخورد آن از طرف شما شاهد و گواه بر این مدعاست .""




حالا امروز که میگم میشه ، منم هستم تا کمکت کنم ؛ چون به نسبت بقیه همکاران دو برابر برای مشاوره و برنامه ریزی در هفته وقت میذارم ، وقت برای خیلی هاتون مسلما" ندارم ولی محتوای سایت کامل هست و آرشیو مشابه برای آذر و دی و بهمن سال قبل هم مشابه بحث های این روزها سایت برای کنکوری هاست که می تونین از آنها استفاده کنی .



مشاوره،برنامه ریزی کنکور با استاد افشار حتی از سطح صفر از نیمه دوم سال



مشاوره تک جلسه (سوال جواب و رفع اشکالات در ۳۰ دقیقه)

مشاوره برنامه ریزی ماهیانه (هرماه حداقل ۸ جلسه مشاوره برنامه ریزی و نظارت روزانه بصورت پیامکی)


تلفنی _ شهرستانی ها_ ثبت نام و رزرو هم اکنون،شروع کار از 21 دی و به بعد

حضوری : کرج _ جهاد دانشگاهی_ثبت نام و رزرو هم اکنون،شروع از هفته چهارم دی و به بعد

حضوری : تهران _ پاسداران_ثبت نام و رزرو هم اکنون،شروع از هفته اول بهمن و به بعد

 

 

برای ثبت نام پیامک بدین به خط مستقیم آقای افشار ۰۹۳۵۸۹۶۰۵۰۳

  • 12648 نفر
ادامه مطلب

پکیج ماه اخیر کامنت ها و سوال _جواب های سایت مرکز مشاوره کنکور


کنکوری ها و دانش آموزانی که پاسخ پرسش ها خودشون از آقای افشار هنوز ندیده اند و یا مایل هستن یکجا نظرات و سوالات بخش کامنت های هرپست سایت را به تفکیک تاریخ و نوع مطلب بررسی کنن ، می توانند از این لینک PDF ماه اخیر را دریافت کنند .


این مجموعه منبع خوبی برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه ها و موضوعات رایج سوالات دیگران است و باعث میشه با مدل سازی صحیح بتونید الگوهای خوبی بگیرین





به علت تنگی وقت و کثرت مشاوره های خصوصی
و گروهی،

خواهشمندیم فقط قسمت نظرات سوالات بپرسین و از تماس، ارسال پیامک سوال شخصی خودداری کنید ؛ خوشحالیم که بتونیم از اینجا برای همه به سوالات مشابه شما پاسخ بدیم و یا در صورت نیاز شما و وقت بنده بصورت تلفنی و مفصل در مورد مشکلات و سوالات شما را مشاوره کنیم .


لطفا" لینک مقالات و کارگاه ها را در انجمن های سایت های مرتبط با کنکور و صفحات و گروه ها اجتماعی برای اطلاع رسانی آموزشی و سهیم شدن در این کار خیر بین کنکوری ها و دانش آموزان دبیرستانی نشر دهید .



مژده : هم اکنون ظرفیت مشاوره کنکور تلفنی و حضوری تکمیل است اما طی هفته های آینده و با شروع نیمسال دوم ، ظرفیت محدودی برای پذیرش مشاوره تلفنی ماهانه با استاد افشار برای مخاطبان سایت و کنکوری ها شهرستانی با شرایط ویژه باز خواهد شد .

  • 2900 نفر
ادامه مطلب
شروع از صفر برای کنکور از دی

آیا فکر می کنی با فرار از موقعیت ناخوشایندی که برای خودت در این شش ماه ساختی از شر اون خلاص میشی ، بی خبر اینکه به هرکجا بری ، با همان وضع روبرو خواهی شد . مگه نمی دونی زندگی یک چرخ دوار هست ؛  اگر از سد مشکل و امتحانی حالا مثل کنکور نگذری ، اون حتما ی جای دیگه و ی جور دیگه ای گریبان گیرت میشه و امتحان تجدیدی ها ازت دوباره میگیره و اگر تو بازم بخوای فرار کنی ... سه ، صفر باختی ؟ ؟ !!

چند وقت پیش در باغ تیمارستان ، با جوانی برخورد کردم که سراسر گیج و منگ کنار من روی نیمکت نشست و به او گفتم : چرا اینجا هستی ؟ با با حیرت به من نگاه کرد و گفت : سوال بی ربطی پرسیدی ولی بهت جواب میدم . پدرم با من نسخه ای دیگر از خودش به وجود آورده و عمویم نیز همین کار کرده است. مادرم مرا تصویری از تصویر ممتاز پدر خود می داند . خواهرم از شوهر دریانوردش خواست تا مرا نمونه ای از خود بارآورد . برادرم فکر میکرد که من باید مثل او یک ورزشکار خوب شوم . معلمانم هم ، استاد فلسفه ، موسیقی و ریاضی همین تصمیم را گرفتند و هریک مرا بازتاب شغل و زمینه خود می دیدند ؛ برای همین اینجا آمدم که عقل بیشتری پیدا کنم و خودم باشم .


بنظرت چند درصد ما آدم ها تو شیارهای زندگی گم شدیم و گیج و مبهوت بین بودن و نبودن داریم زندگی می کنیم ؟  چقدر با حرف های مایوس کننده دیگران در مور کنکور انقدر به خودمون شک کردیم که باید راهی تیمارستان بشیم ؟ کاری با درصدش حالا نداشته باش ، به خودت نگاه کن ... اینجوری هستی یا نه ؟

مثل یهودی ، " چنانچه کوشش کنم مثل او باشم ، پس کی مثل من خواهد شد . "

تصمیم گرفت سیگار کشیدن را ترک کند ، زیرا متوجه شده بود که مدتی است به محض پخش شدن دود سیگار در فضای اتاق ، طوطی شیرین سخنش به سرفه می افتد . طوطی را پیش دامپزشک برد که مبادا دود سیگار به طوطی صدمه ای زده باشد . دامپزشک طوطی را معاینه کرد و گفت : بیمار نیست ، فقط سرفه های خودت را تقلید می کند .

به قول مولوی : این جهان کوه است و فعل ما ندا ...... سوی ما آید نداها را صدا

چیزی که داره من و تو رو اذیت میکنه آئینه عملکرد خودمون هست . این طور نیست ؟

اما ما اغلب میل به مقاومت داریم و معتقدیم همیشه ایجاد تغییر سخته ؛ طبق قانون سوم نیوتون هم هرچه بیشتر فشار بیاریم ، فشار و رنجش بیشتری متقابلا" احساس می کنیم . اما وقتی اونها رو در آغوش بگیریم و حتی از مشکلات مون تشکر کنیم که دارن بستری رو فراهم می کنند تا ما با کسب تجربه یک سطح پیشرفت کنیم ، اونوقت مشکلات بطور بالقوه ای به هدایا و نعمات بدل میشن و تنش ها و انرژی منفی از ما دور میشه .


زمان بس کند میگذره برای آنهایی که در انتظارند .

بس تند میگذره برای آنهایی که می ترسند .

بس کوتاه برای آنهایی که سرخوشند .

و بس طولانی میگذره برای آنهایی که در اندوهند ؛

اما ابدیست برای آنهایی که عاشقند .

 

کاش میشد عاشق بود ... عاشق مسیر و نه مقصد .

کاش میشد بهشت ندیده آدم خوبی بود ، کاش میشد بی دلیل امروز دست به ی تغییر کوچیک زد و یک درجه تفاوت به وجود آورد . !

 

کاش میشد ی تندباد هم از جانب کانزاس این طرف ها بیاد و دروتی و توتو قصه منو بلند کنه و ببره اون بالاها به شهر زمرد ... آخر قصه یادت میاد که جادوگر شهر زمرد همون شعبده باز قلابی دهکده دروتی اینا از آب در اومد ولی مترسک عقل ، مردآهنی قلب و شیر جرات پیدا کردند . جادوگر شهر زمرد هرگز وجود نداشت اما فرشته خوب شمال به آنها نشون داد که چون در مسیر بودن پیشاپیش با آرزوی خودشون رسیدند .

دلت نمیخواد یکبار دیگه بچه بشی و حقایق عمیق کودکانه ات قبول کنی ؟


آیا تو مسیر بودن ارزش امتحان رو نداره ؟

میگن در بحبوحه جنگ جهانی اول خوف و حشت همه جا رو فرا گرفته بود ، سربازی متوجه شد که صمیمی ترین دوستش در سنگری زیر بارانی از گلوله و آتش گرفتار شده . از فرمانده اش درخواست کرد اگر ممکن هست نزد دوستش برود و او را به پشت خط برگرداند .

فرمانده گفت : می تونی بری اما فکر نکنم ارزشش رو داشته باشه ؛ رفیقت باید تا حالا مرده باشه . بهتره جونت برای خودت نگه داری و به خطر نندازی ! . نصحیت فرمانده افاقه نکرد و سرباز برای نجات دوستش رفت و بطور معجزه آسایی به دوستش رسید ؛ اونو بلند کرد و روی کولش گذاشت و بالاخره تا پشن خط آورد . در حالیکه آنها در سنگر خودی باهم تنها بودند ، فرمانده وارد شد و شروع به بررسی زخم های دوست سرباز کرد و بعد به نرمی سرش را بالا آورد و مهربانانه به سرباز نگاهی انداخت . فرمانده گفت : به تو گفتم ارزشش را ندارد ، رفیقت مرد . سرباز جواب داد : خیر قربان ، ارزشش داشت . فرمانده جدی تر گفت : منظورت چیه که ارزشش رو داشت ؟ رفیقت مرده ، می فهمی ؟

بله قربان ، می دونم اما ارزشش داشت چون وقتی به سنگر رسیدم او هنوز زنده بود و خیلی خوشحال با صدایی آروم و شکسته شنیدم که بهم گفت : می دونستم که برای نجاتم بر می گردی رفیق .

حالا بجای این همه غر زدن بهتر نیست خودمون تبلور تحقق تغییراتی باشیم که دوست داریم در دنیا شاهد و نظاره گرشون باشیم .

به این فکر کن اگه امروز تمام فرصتت باشه ، اگر امروز نخواد دیگه واسه تو رنگ فردا شه ... دلت میخواد کجا باشی ، تو این دنیای دیوونه ؛ اگه همین امروز آخرین روزه ،، دیگه نذار بازم دلت بسوزه ... به این فکر کن که هر روزی می تونه روز آخر شه .... بدون هیچ فردایی عمرمون سر شه ؛

ازت میخوام که باور کنی میشه در ۶ ماه هم کنکور فیتیله پیچ کرد ،اگه فقط و فقط اگر با عشق بیای جلو و دنبال تحقق رویای خودت باشی و تنها خودت نشون بدی . دعا می کنم جز گروهی باشی که تا خمیازه کشیدن عقربه های ساعت بیدارند و برای رسیدن به موفقیت و ناب ترین حس دنیا (رضایت درونی) از هیچ تلاشی کوتاه نمی کنند .


برنامه ریزی 6 ماهه موفقیت در کنکور

 

در این چند خط که جمعه پنجم دی برات نوشتم فقط خواستم بهت بگم که چقدر خاص و فوق العاده دوست دارم و خوشحالم که بعد از ظهر و فردا شنبه و در خلال این هفته بازم باهات کلاس دارم . از همه دوستای کنکوری اینترنتی خودمم که بیشتر از هر گروه دیگه ای باهاشون ارتباطی حسی و قلبی دارم و دلتنگ دیدار تک تک شون هستم بهترین ها آرزو می کنم .

 

 

خدایا راهی نمی بینم و آینده پنهان است ، اما مهم نیست ، همین کافی است که تو همه چیز را می بینی ؛ به علاوه خدا بودن یعنی منهای همه مشکلات و سختی ها _ یا علی


مشاوره و برنامه ریزی کنکور تلفنی

فردا عصر فقط برای اعضای سایت فایل صوتی مشاوره انگیزشی 120 دقیقه ای فرستاده می شود ؛
به دلیل مسائلی این برنامه بروی سایت قرار نمیگیرد .
برای ارسال لینک دانلود مشاوره های استاد افشار در سایت با ایمیل معتبر عضو بشین


  • 5469 نفر
ادامه مطلب

اشتباه نگیرین ؛ این از اون آتش بس هایی نیست که سر اسم بچه که سام باشه یا جاوید دعوا و مشاجره اتفاق بشه و یا نقره خانمی در کار باشه و اتفاقات اون مدلی (...) بیفته . 



 اکثر وقت ها تشنج های کنکوری ها با پدر و مادرشون باعث میشه تا اعصاب و روحیه یک روز عالی مطالعاتی از بندگان خدا سلب بشه و ناخودآگاه استرس های پنهان و آشکاری شما رو در بر بگیره ...

 وظیفه دونستم که در جمعی صمیمی و آنکات تا جایی که امکانش هست دغدغه ها شما رو به گوش پدر و مادرها برسونم و کمکی بهتون کنم تا شما هم بتونید وضعیتی بهتر ، توام با آرامش بیشتری تجربه کنید .


از احساس بده پس از یادآوری خاطرات بد گذشته برای دانش آموزان ،

مقایسه کردن های بیهوده فامیل و آشناها با شما ،

ایجاد حس ترس با اخذ تعهد از کنکوریها برای نتیجه عالی گرفتن ، مشکلات مالی و توقعات دانش آموزان ،

منت دار کردن امکانات و هزینه ای که برای درس شما کردن ،

سکوت و آرامش در منزل ،

پز دادن های زودهنگام مامان که باعث زوم کردن آشناها به سمت شما میشه ،

آموزش روش های تشویق و ایجاد انگیزه اولیا دانش آموزان و نحوه برخورد در مواقع افت های شما

تا پافشاری های خانواده برای زود شوهر دادن دختر خانم ها و کلی بحث ریز و درشت دیگه ....


در پایان هم در مورد روش مطالعه ریاضی و فیزیک برای چندمین بار طی پاسخ به سوال دوستی صحبت مفصل شد ؛

(پس قسمت آموزش ها به درد دانش آموزان هم میخوره و ورود شما ممنوع نیست دیگه )

پس همگی باهم گوش کنید ... هم پدر و مادرها و هم بچه ها


مامان و بابا عزیز ؛ برای حمایت عاطفی و معنوی از دانش آموز سال سومی و کنکوری خود 120 دقیقه همراه ما باشین . منتظر انتقال نظرات شما بزرگترها هستم .



سوالات سایت در اسرع وقت پاسخ داده خواهند شد


لطفا فقط برای تعیین وقت مشاوره های کنکور

(ماهانه،تک جلسه) تلفنی(شهرستانی ها)/حضوری(تهران و البرز) پیامک بدین


۰۹۳۵۸۹۶۰۵۰۳


با آرزوی موفقیت روز افزون برای همه دانش آموزان ایران زمین ؛


  • 2682 نفر
ادامه مطلب


خب همایش انگیزشی _ مشاوره ای 26 آذر (طولانی و کاربردی) ، خیلی داغ و تازه به بهانه نزدیکی به امتحانات نوبت اول سال چهارمی ها برای شما آماده شده است . در این جلسه به توضیح و تشریح اهمیت دوره امتحانات و بهترین کاری که میشه برای کنکور انجام داد تا از تست و آزمون ها عقب نمونی پرداختیم و برای اکثر درس ها و اکثر طیف داوطلبان دانش آموز کنکوری ( از ضعیف تا قوی ) مدل خاصی برای پرداختن همزمان به تست و تشریح

(جمع بندی تک درس) مثال زدم .

در بخش دیگری از این برنامه به مدل سازی مطالعاتی مشابه برنامه فارغ التحصیلان به ایام امتحانات دی ماه کنکوری ها پرداخته شده و در بخش آخر مباحث انگیزشی و چند سوال متدوال ...

اما قبل از دریاقت صوت جلسه مشاوره مون متن زیر بخوانید ....

متن زیبای ارسالی از طرف نازنین زهرا هست .این دل نوشته خیلی با حس نوشته شده


انگار که چیزی تغییر نکرده باشد. هنوز روزها خورشید از سمتِ همیشگی‌اش بیرون می‌آید و شب‌ها از آن سمتِ همیشگی می‌رود و باز پیراهن آسمان، ستاره باران می‌شود. هنوز بلبل‌ها می‌خوانند، گنجشک‌ها در جست‌وجوی غذا، زمین را می‌جویند و در جست‌و‌جوی جفت خویش، دنبال هم می‌کنند. درختان سبز اند و آسمان آبی‌ست. گهگاهی هم ابری، بارانی، بادی شاید. هنوز زمین گرد است و به دور خودش می‌چرخد و به دور خورشید. و باز دوباره باز می‌گردد همان جای قبلی‌اش، همان جایی که بود. هنوز هم سیب را که به آسمان بیاندازیم، هزار چرخ می‌خورد و باز به زمین باز می‌گردد. هنوز حرف گالیله درست است و قانون نیوتن پابرجاست. هنوز هم آدم‌ها دو پا دارند و الاغ‌ها چهار پا. انسان‌ها راه می‌روند، پرنده‌ها پرواز می‌کنند و دوزیستان می‌خزند. هنوز ابریشم را از کرم‌ها می‌گیرند، آن مرد در باران می‌آید، صد دانه یاقوت یک‌جا می‌نشینند. هنوز کبری تصمیم می‌گیرد، چوپان دروغ می‌گوید، گرگ گوسفندان را میدرد، روباه پنیر از کلاغ می‌دزدد، ریزعلی پیراهنش را آتش می‌زند و بابا نان می‌دهد.


هنوز می‌خندم، گریه می‌کنم، نمی‌خندم. خوابم، بیدارم، و دوباره می‌خوابم. می‌نشینم، راه می‌روم، و باز می‌نشینم. درست مثلِ همیشه… اما نه، انگار چیزی در من، و شاید در تمامِ دنیا تغییرکرده باشد. چیزی که نه کسی متوجه آن می‌شود و نه می‌توان به کسی گفت حتی. نمی‌فهمندش. درست مثلِ گفتنِ خاطره‌ی پرواز برای یک مرغ تخمگذار، یا آن پرنده‌ی قفسی که به قفس عادت کرده باشد. یا مثلِ توضیحِ قانونِ پرواز برای یک کرم، پیش از آنکه پروانه شود. گفتن از عشق برای زاهدِ ظاهرساز؟! نباید، نمی‌شود، نمی‌فهمند. اما انگار چیزی تغییر کرده باشد. آری، چیزی باید رخ داده باشد، چیزی شبیه یک فاجعه… انگار که زمین و زمان زیر و رو شده باشد!

به خودم که خوب فکر می‌کنم… هر چه که بود، از ابتدا این نبود. از ابتدا اینطور نبود. این یکی را دیگر مطمئنم. قرار هم نبود اینطور باشد، اما یا بعدا قرار شد، یا قرار بود و ما نمی‌دانستیم. یادم می‌آید روزهایی را که همه چیز معمولی بود. معمولیِ برای آن روزها و رویایِ اکنون. آن روزهای رویایی که معمولی گذشتند، روزهایی که رویایِ غیر معمولیِ حالایمان شد، چیزی شد شبیهِ یک خاطره‌، یک خوابِ خوش. روزهایی که همه چیز درست بود، همه چیز زیبا بود… ما کودک بودیم.
خوب یادم می‌آید، روز اول مدرسه بود. کلاس اول می‌رفتم. چقدر «حمد و قل هو الله» خواندم زیر لب. گفته بودند هفت بار، اما من بیشتر خواندم. فکر کردم اگر چندتایی از آن قبول نشد یا اشتباه شد، کمتر از هفت تا نشود! همیشه بیشتر می‌خواندم، کار از محکم کاری که عیب نمی‌کرد. هر چه بود، من واقعا به آنچه زیر لب می‌خواندم، معتقد بودم. اولین روز مدرسه بود. قاصدکی را که دمِ در مدرسه گرفتار شده بود، با دقت برداشتم و حواسم بود که آسیبی نبیند. و به آرامی فوت کردم. به خیالم نجاتش دادم و در دلم گفتم برایم دعا کن قاصدک… دعا کرد یا نه؟ نمیدانم. آنوقت ها باور داشتم که آن قاصدک برایم دعا کرد… یادم نمی‌آید، حتی شاید صدای دعایش را هم شنیده باشم.

کودک که بودم، کوچک بودم، خوشحالی‌ام اما بزرگ بود. آن وقت‌ها گاهی هم می‌ترسیدم. مثلا دلم هری پایین می‌ریخت، وقتی معلم کلاس اول می‌گفت: بنویسید «زنبق». خدای من، این دیگر چه گلی‌ست! املایش چقدر سخت است! این همه گل، آخر چرا زنبق؟! مثلا سوسن و یاسمن چرا نه؟ یا نیلوفر، لاله، یا بنفشه. یا اصلا زنبق چه جور گلی بود؟ گل‌هایش چه رنگی می‌توانست باشد؟ آیا خودش هم مثل اسمش عجیب و غریب بود؟! یا مثلا من هم می‌توانستم در خانه‌مان یک زنبق داشته باشم؟! و یا مثلا متوجه نبودم، املای «گنجشک» درست‌تر است یا «گنجشگ». زنگ املا بود، معلم می‌گفت و من به گنجشک‌های لب پنجره خیره می‌شدم. تا شاید یادم بیاید گنجشک بودند یا گنجشگ! کاش معلم بیشتر از سه بار تکرار می‌کرد، تا من می‌توانستم بیشتر ببینم… شاید گنجشک‌های لب پنجره هم اسم‌شان را می‌گفتند! یقین داشتم که برای همین پشت پنجره آمده بودند… چقدر ذوق می‌کردم از شمردن تعداد بیست‌های دفتر املا، چه با افتخار ورق می‌زدم. روزهای امتحان، گل بسم‌الله زیر زبانم می‌گذاشتم تا نمره امتحانم بیست شود، همکلاسی‌هایم که می‌گفتند جواب می‌دهد. در کوچه با دوستانم فوتبال بازی می‌کردیم و همیشه‌ی خدا، آرنج یا زانویم زخمی بود. توپ پلاستیکیِ دو لایه درست می‌کردیم و همه‌مان در حسرت توپ چهل تیکه بودیم. از همان‌ها که پسر همسایه‌ی کوچه‌ی آن طرفی داشت! ما بهشان می گفتیم: توپ قانونی! و پیش خودمان به این فکر می‌کردیم، که راستی، چرا پسرهای کوچه‌ی ما، مثل خود ما، توپ قانونی نداشتند تا ما هم با آن بازی کنیم؟ همیشه توپ‌های گران، دوچرخه‌های کمک فنردار و دنده‌دار، دفتر‌های فانتزی و باباهای پولدار، مالِ کوچه بغلی بود! و ما هم چقدر باید التماس می‌کردیم، و منتظر می ماندیم که تابستان برسد و کارنامه‌مان بیست شود، تا برایمان توپ بخرند و ما با آن پز بدهیم و بعدش، به این فکر می‌کردیم که چه خوب، بالاخره کوچه‌ی ما هم توپِ قانونی دارد…

بچه بودیم. کم سواد بودیم. انگار حالی‌مان نبود، در نظرشان احمق بودیم! اما چقدر خوشحال بودیم، خوشبخت بودیم. آدم بزرگ‌ها فکر می‌کردند حالی‌مان نیست، اما خودشان حالی‌شان نبود! ما کلی حالی‌مان بود، کلی بارمان می‌شد. مثلا حالی‌مان بود خنده‌ی از ته دل یعنی چه، خوشحالی بی‌دلیل چه جوریست. حالی‌مان بود لذت ببریم از زندگی‌مان. چقدر با داشتنِ یک توپ، خوشحال می‌شدیم، انگار دنیا را در آن حجمِ گرد به ما داده باشند. حالی‌مان بود قاصدکی را نرنجانیم، که قاصدک‌ها را باید نجات داد. که قاصدک‌ها راستی راستی دعا می‌کنند. قاصدک‌ها را می‌فهمیدیم. آنقدر به چیزی که زیر لب می‌خواندیم معتقد بودیم، که خودِ آدم بزرگ‌هایی که به ما می‌گفتند، نبودند! معجزه برایمان نزدیک بود، محال نبود. به معجزه ایمان داشتیم، در هر حادثه ای منتظرش بودیم، باورش داشتیم که معجزه رخ می‌دهد. و واقعا هم رخ می‌داد. خدا را باور داشتیم، خدا را نه در ارتفاعِ آسمان خراش‌ها، نه در گنبد و گلدسته‌ها، که در حیاط مدرسه می‌دیدیم، در زنگ تفریح، در کنار آبخوری، در کوچه، در زنگ املا، انشا، در نمره‌ها، در بیست‌ها. خدا در لقمه‌هایی بود که با دوستمان قسمت می‌کردیم. صبح با خدا قهر می‌کردیم و شب نشده، آشتی. خدایِ کودکی‌هایمان، مثلِ خودمان مهربان بود. حتی بیشتر از خودمان.

گل‌ها را می‌دیدیم، گل‌ها را بو می‌کردیم، گل‌ها را می‌فهمیدیم. چه زنبق بود، چه هر گل دیگری. گنجشگ‌ها را می‌دیدیم، گنجشگ‌ها را می‌فهمیدیم. حالا چه فرقی می‌کرد که گنجشک می‌نوشتندشان یا گنجشگ؟! چقدر نمره‌ها، بیست‌ها، کارنامه‌ها، زنگ‌های املا، انشا، معلم‌ها، کودکی ما را کوچک می‌کردند… چه ظلم بزرگی… و به جای آنکه در زیر آسمان، لابه‌لای درخت‌ها بدویم و دست بکشیم بر پوست درختان و بر روی چمن‌های مرطوب دراز بکشیم و گل‌ها را ببوییم و قاصدک‌ها را آزاد کنیم تا دعایمان کنند و با گنجشگ‌ها بازی کنیم و برایمان آواز بخوانند، ‌بر روی اجساد درخت‌هایی که به شکل نیمکت در آمده بودند، می‌نشستیم و با صدای معلم که سه بار با صدای بلند تکرار می‌کرد، می‌نوشتیم: گنجشک. می‌نوشتیم: زنبق، درخت، آسمان، کودک، خدا… رویای کودکیِ ما پاره می‌شد، و حنجره‌ی معلم!

بچه که بودیم، بلد نبودیم بنویسیم: «عشق». اصلا، هنوز در کتابِ فارسی، به حرفِ «عین» نرسیده بودیم! عشق را اِشق می نوشتیم. غلط می‌نوشتیم و درست می‌فهمیدیم. وقتی بچه بودیم، راست راستکی عاشق بودیم، اصلا «آشق» بودیم… هر لحظه‌مان عشق بود، عشق می‌نوشیدیم، عشق نفس می‌کشیدیم، عشق می‌نوشتیم، می‌خواندیم. و نمی‌دانستیم… بلد نبودیم برای کسی بنویسیم که عاشقش هستیم، دروغ گفتن بلد نبودیم. و تا از دهان آدم‌ها اسمِ عشق می‌آمد، گونه هایمان گل می‌انداخت و سرمان را می‌انداختیم پایین. با خودمان فکر می‌کردیم که این حرف‌ها مالِ آدم بزرگ‌هاست، زشت است برای ما. خجالت می‌کشیدیم. و واقعا هم که این حرف‌ها مالِ آدم بزرگ‌ها بود. زشت بود برایِ ما! و عشقِ آدم بزرگ‌ها با عشقِ بچه‌ها، تومانی صد زار توفیر داشت… اصلا یک چیزِ دیگری بود برای خودش و فقط اسم‌شان شبیه به هم بود. گفتم که، بچه‌ها، بر خلاف اسم‌شان، خیلی هم حالی‌شان می‌شود…

فاجعه از روزی آغاز شد، که ما بزرگ شدیم و درسِ فارسی‌مان، به حرفِ «عین» رسید! یاد گرفتیم بنویسیم «عشق». یاد گرفتیم عشق خوب است! با نوشتنش می‌توان دلِ ساده‌ای را غنج آورد، قند در دلش آب کرد. با گفتنش می‌توان قاپِ کسی را دزدید! پی بردیم که عشق منفعت دارد، عاشقی سود دارد، لذت دارد: عشق خوب است! که عشق یعنی خنده، یعنی تنها نیستیم، نه درد و اشک دارد و نه دوری و جدایی و تنهایی. یاد گرفتیم چرا و چه وقت و برای چه کسی گل بخریم. گلِ سپید از برایِ مرده بر سرِ مزار بردیم و گلِ سرخ از برای ربودنِ دلِ تازه واردی. همه‌ی کارایمان هدف دار بود، ما نقشه می‌کشیدیم، ما داشتیم آدم بزرگ می‌شدیم…

زنبق فراموش شد، یاد گرفتیم که می‌شود با دسته‌های اسکناس سبز، دسته دسته گل‌های سرخ و سپید خرید. بی آنکه مثل کودکی‌هایمان، خم شویم، لمس کنیم، ببوییم و علف هرزِ لب جوب، یک گل معمولی را با عشق، با دست بچینیم…

یاد گرفتیم که خواهر بنویسیم و خاهر بخوانیم. خورشید بنویسیم و خُرشید بخوانیم. عشق بنویسیم و…. آخ، آخ از آدمی که عشق را عشق نمی‌خواند. که عشق را نمی‌فهمد، نمی‌داند، نمی‌بیند…

از بازی با عروسک‌های کودکی‌هایمان، تنها دماغ‌ عروسکی یادمان ماند. فهمیدیم دماغ را می‌شود عمل کرد! می‌شود زیبا شد! کفش پاشنه بلند، قد را بلندتر نشان می‌دهد! آرایش چشم، چشم را بزرگتر جلوه می‌دهد! یاد گرفتیم که ظاهر خودمان و آدم‌ها چقدر مهم است. یاد گرفتیم که ارشد از کارشناسی بهتر است و کارشناسی از کاردانی! چرا؟! که هر چه بالاتر، بهتر! جز آن، دیگر چیزی نداشتیم که به آن برسیم. یاد گرفتیم که ماشین شاسی بلند، با کلاس‌تر است، چون گرانتر است. یاد گرفتیم که صفرهای حساب بانکی چقدر مهم است و صفر اصلا عددی بی‌ارزش نیست! اصلا ارزش‌ها در عددها خلاصه شدند، عددها ارزش شدند، ارزش‌ها بی ارزش. و شروع کردیم به همدیگر را متر کردن: قد، وزن، سن، مدرک، پول، مدلِ گوشی، زیربنایِ ساختمان، نمره، معدل کل…

دلم برای کودکی تنگ شده… برای آن معصومیت‌های دوست داشتنی، برای روزهایی که زندگی می‌کردیم، می‌خندیدیم، می‌رقصیدیم، می‌فهمیدیم. چقدر آن گل‌هایی که از لبِ جوب و پیاده‌روها می‌چیدیم، قشنگ بودند… واقعی بودند، راستی راستی که گل بودند، عشق بودند… گل‌هایی که می‌چیدم، همیشه تقدیم به مادرم می‌شد. چقدر ذوق می‌کردم از گل دادن به مادرم، همین که خوشحال می‌شد، انگار دنیا را به من داده باشند… چرا بزرگ که شدم، یادم رفت… چقدر کودکی خوب بود… چقدر بغل شدن خوب بود… بوسیدن، چقدر این بوسیدن خوب بود… چقدر خوابیدن با صدای لالایی مادرم خوب بود. چقدر بیست گرفتن خوب بود، چقدر مدرسه خوب بود، دلم برای حتی غصه‌هایش هم تنگ شده، برای همان زنگ‌های خشک انشا. اصلا زنگ انشا می‌ارزید، به زنگ‌های تفریح‌اش…

دلم برای توپ پلاستیکی دولایه تنگ شده… که می‌گذاشتم اولی کم‌باد شود، بعد پاره و جلد آن یکی می‌کردم… دلم نمی‌آمد توپ نو را پاره کنم که. دلم برای حسرتِ یک توپ قانونی تنگ شده… دلم برای بسته‌های چیپسِ مغازه‌ی آقای کتابعلی تنگ شده. همه چیزش در خاطرم مانده، آرد نخودچی‌های روبروی دبستانم، که با ذوق وقت برگشتن ازمدرسه می‌خریدم. داخلِ بسته‌های نایلونی بودند و باید با نی هوورت می‌کشیدی بالا، چقدر خوشمزه بودند… دلم برای آن روزی که اولین بار از مغازه‌ی کتابعلی نوشابه خریدم و همانجا داخل مغازه خوردم، برای روزی که فکر کردم مرد شدم، برای آن نوشابه‌ی مشکی شیشه‌ای تنگ است… خوب یادم هست که حتی خوردنش به تنهایی برایم سخت بود و به چه جان کندنی تمامش کردم و مرد  شدم.

 

یادم هست یکبار که یک جفت جوجه رنگی خریدم و گربه خورد، مگر آرام می‌شدم از بس که گریه می‌کردم. انگار یکی از اعضای خانواده‌ام بوده… قشنگ خاطرم هست، به یادِ غذا خوردن و نوک زدنش و بازی‌هایمان که می‌افتادم، وقتی تصور می‌کردم پاهای کوچکش را بر روی دستم گرفته بودم، گریه امانم نمی‌داد. مگر راضی می‌شدم، که برایم یک جوجه دیگر بخرند! بچه بودم، نفهم که نبودم! هیچ جوجه ای برایم آن جوجه نمی‌شد، من با او خاطره داشتم، نه با جوجه‌های دیگر… خاطره که خریدنی نبود. و آرام می‌گرفتم مگر؟! انگار دیروز بود، های های گریه بود که می‌کردم با بغض: «من جوجه می‌خوام، من جوجم رو می‌خوام، جوجه‌ی خودمو می‌خوام… جوجم… جوجم رو گربه خورده… جوجم رو چرا نبردم پیش خودم بخوابه، مامان؟… چرا شب خوابیدم، تنهاش گذاشتم، پیش خودم بود اگه، صداش رو میشنیدم، نجاتش می‌دادم… دلم براش تنگ شده مامان… من جوجم رو می‌خوام مامان… جوجم کجاس، مامانی جوجم الآن کجاس…» و همینطور در بغلِ مادرم گریه می‌کردم. گفتم که، بچه که بودم، خیلی بارم بود، خیلی حالی‌ام می‌شد… حالا اگر می‌خواهید اسمش را بگذارید حماقتِ کودکانه، من واقعا دوست دارم آنطور احمق باشم. که اگر نبودم که دوباره برایِ خاطره‌اش گریه‌ام نمی‌گرفت. بعد از آن، هیچوقت دوباره جوجه نخریدم، می‌ترسیدم بمیرند، می‌ترسیدم دوباره دلم بسوزد.
دلتنگم شدید، احساس می‌کنم جایِ من اینجا نیست… دنیایِ من جایی آن‌سویِ زمان‌هاست، دنیای من در پشتِ خاطره‌ها جا مانده… جایِ من اینجا نیست، جایِ من در آن خنده‌های کودکانه خالی‌ست… نه، من هیچ چیز نمی‌خواهم… فقط دوچرخه کودکی‌هایم را پس بدهید… آن چکمه‌های ‌سیاه‌رنگِ ارزانم را… که کِیف می‌کردم با آن داخلِ چاله‌های آب بروم و ذوق کنم که: دیدی، دیدی! داخلِ آبم، اما پایم خیس نشد! من توپم را می‌خواهم… همان پلاستیکی دو لایه را… که توپ اولی را هم حتما اول حسابی بازی کنم تا پنچر شود، بعد جلدِ آن یکی کنم… من جوجه‌ی رنگی‌ام را می‌خواهم… قول می‌دهم دیگر تنهایش نگذارم… من فقط یک بسته، یک بسته از آن آرد نخودچی‌های داخل نایلون را می‌خواهم، فقط یک شیشه از آن نوشابه، یک تکه از آن چیپس خانگی که کتابعلی می‌فروخت… اما افسوس. همه چیز، چه زود تمام شد. کتابعلی هم مُرد…

آه، چقدر گذشته و حسرتِ از دست دادن آزارت می‌دهد! بیا دست برداریم… دست برداریم از حسرت، از رویا بافی، از شعر و ترانه، از نوستالژی و خاطره. بیا تا سروده شویم، بیا ترانه‌ی کودکی را هم‌آواز شویم، بیا با هم، رویا بسازیم، رویا شویم. بیا تا خاطره‌ را تکرار کنیم. بیا، بیا برگردیم… اگر که دلتنگیم، می‌توانیم برگردیم. تا خاطره‌ها، تا دبستان، تا آن نیمکت‌های سه نفره‌ی چوبی، تا کودکی، تا پاکی، تا مهربانی، تا خدا راهی نیست… می‌شود کودک شد… در پشتِ یک میز، در قامتِ یک مرد، کودک شد. می‌شود زیبا شد… می‌شود برگشت… می‌آیی دوباره کودک شویم…؟ 


دی ماه و امتحانات نوبت اول !! تست یا فقط تشریحی ؟؟


چگونه دی ماه را به سکوی جهش پیشرفت خود تبدیل کنیم ؟


اگر هیچ کس نیست، خدا که هست

به علاوه خدا بودن یعنی منهای همه مشکلات و سختی ها


دانلود همایش تداخل موثر امتحانات ترم اول و کنکور




به علت تنگی وقت و کثرت مشاوره های خصوصی و دیگر برنامه های مشاوره ای خواهشمندم فقط در قسمت نظرات سایت سوالات تون بپرسین و از تماس و ارسال پیامک سوال خودداری کنید ؛ خوشحال میشم که بتونم به اینجا برای همه به سوالات مشابه شما پاسخ بدم و یا در صورت نیاز شما و وقت بنده بصورت تلفنی و مفصل در مورد مشکلات و سوالات شما را مشاوره کنم . پاسخ به همه سوالات سایت جمعه 28 آذر


  • 4432 نفر
ادامه مطلب


نگاهم که به تقویم میفته نا خوداگاه اشک تو چشمام جمع میشه ؛ نمیدونم واقعا به کی بدهکارم ! به پدرم که با اون تاکسی قراضه تو خیابون های تهران گز میکنه واسه چندرغاز پول ، یا مادرم که همیشه سر نمازش دعا واسه عاقبت به خیر شدن من و داداش کوچولوم میکنه و از همه مهمتر خدایی که معلوم نیست چرا منو با هزار امید و آرزو آفریده و الان شاید خودش هم از اینکار راضی نیست ؛ و شادی حتی بدهکار خودم ...

حس عجیبی دارم ، حس نشستن دوباره در کافی نتی که پارسال همین موقع ها برای ثبت نام کنکور 93 داشتم ، البته فرقش اینه که امسال کنکور از 19 بهمن هست ولی برای من هفته سوم آذر تداعی کننده همه اون خاطره هاست . کی باورش میشد ،، من با کلی سابقه خوب و درخشان کارم به اینجا برسه .. کارم به اینجا بکشه و درجا متوقف بشم ؛ واقعا زجر اوره که نه مثل بقیه عشق و صفا کردم و نه مث بچه آدم نشستم کنج خونه درس هام بخونم ... تهش  که چی ...

خیلی تنها شدم ، خیلی زیاد ... فقط هستم چون زنده ام ... این زندگی رو نمیخوام ، زندگی که حتی پشه ها هم اطراف من رو منطقه پرواز ممنوع کردند ، زندگی که از اول صبح با صدای جارو کشیدن مامور شهرداری در کوچه مون شروع میشه و میگه از الان دیگه خیلی دیره .. همه برگ های درخت ها ریخته ، یعنی پائیز هم داره تموم میشه ، کاش میشد تابستون بود ، کاش میشد هنوز هم از پنجره اتاق چهار تا دونه برگ سبز دید و جون گرفت ؛ آه ... مم م .

خودم گم کردم ... خیلی بدجور ، نمیشه دیگه راجبش با کسی حرف زد و باید همش صورتک لبخند تصنعی رو برای عدم کنجکاوی دیگران به همراه داشت ؛ والا نمیدونم واقعا قیافه کنکوری ها به دکتر توکلی چقدر شباهت داره که هرکسی مارو می بینه میگه چه خبر از کنکور ...



اما به یاد جمله ای از استاد افشار افتادم که می گفتن : " باید اول گم بشی تا بتونی خودت پیدا کنی ؛ پیدا شدن معنایی نداره ، مگر اینکه قبلش گمراهی در کار باشه . "

انسان برای آموزش دیدن و آموختن پا به این دنیا گذاشته و از اول بسم الله اگرچه خیلی چیزها سر جای خودش هست ولی اون به قوانین جهان خلقت پیرامون خودش پی نبرده ، اما کم کم می بینه ، تجربه کسب می کنه ، یاد میگیره و در نهایت خودی نشون میده و دیده میشه .

اینکه کسی بخواد درست از غلط تشخیص بده عالیه ولی اینکه تصورش این باشه از اول باید درست جلوی پاهاش قرار بگیره و خیلی بی زحمت و بدون امتحان خودش در صراط مستقیم ببینه و یکه تازی کنه خیلی فکر اشتباهی هست . پس در یک جمله باید خاک جاده رو خورد تا راننده شد ؛ بزرگترین و موفق ترین انسان ها هم دوران نقاهت و حالت گذار خاص خودشون داشتن ، یعنی همون وقتی که خبری از شکوفایی استعدادها و پیشرفت شون نبوده و یا حتی در مسیری اشتباه گام برداشتن و گم شدن .. !!

ولی گم شدن جا ، متوقف شدن کجا ؟؟ !!!

اینکه بخاطر حرف های مایوس کننده عده ای بخوایم دست از تلاش بکشیم ، یعنی اینکه کنترل از راه دوری داریم که مثل یک اسباب بازی آماده فرمان برداری از دیگران هست .

اینکه بخوایم مثل خیلی ها روی آدم تنبل قبلی حساب باز کنیم ، خب معلومه استرس میگیریم که نکنه نشه .


 اینکه نخوایم مثل خیلی ها بخاطر وسوسه های موجود ، مسیر مون منحرف کنیم خیلی هنره !



هیچ شکی تو این قضیه نیست که الان 22 آذر هست (شنبه مصادف اربعین امام حسین (ع)) ، میدونم که بعبارت ماشین حسابی خیلی هاتون الان 5 ماه و بیست و چند روز و چند ساعت داره از روز شمار کنکور 94 میگذره و هنوزم که هنوزه به اون ثباتی که مد نظرت هست نرسیدی ؛ اما منه افشار از کودکی با تاریخ و زمان مشکل داشتم و دارم . همیشه این سوال در ذهنم هست که اگر امروز شنبه هست ، از کجا می دانم که حتما" شنبه هست ؟ من که از ابتدای خلقت نبودم که مطمئن باشم ! شاید تو هم مثل من قبول داری که حتی تاریخ نگاری بشر هم با فراز و نشیب های مرگ مورخان یا عدم کتابت ، جنگ ها و بارها از بین رفتن اسناد تاریخی و نسخ خطی همچین منبع قابل استنادی نیست .

پس حالا نمیشه مثلا این 5 ماه و بیست و چند روز رو بشر اشتباه حساب کرده باشه و الان و امروز باشه شنبه ... 1 تیر و همه چیز ایده آل و از صفر ....

ی قدری فکر کن ... آرمانی بنظر میرسه ؛ مگه نه ؟

تاریخ و ساعت و تقویم ، فقط توافقی هست ، بین انسان ها و طبیعت فقط به چرخش زمین به دور خورشید و شب و روز و فصل ها معتقد هست و تقویم ما آدم ها برایش هیچ اهمیتی ندارد . حتی این مثال در مورد تاریخ تولد هم صادق هست ، مثلا کسی که 21 آذر سال 1392 به دنیا آمده آیا واقعا الان یکسال دارد ؟ اگرچه ما عادت داریم  نقطه شروع عمر رو از تاریخ تولد فرد اندازه بگیریم ، و هرسال در فلان روز خاص برایش تولد بگیریم ؛ اما جالب اینه که قبل از نقطه صفر شناسنامه ای ، تک تک ما در دوران جنینی 9 ماه پر فرتز و نشیب در رحم مادر زندگی کردیم و قبل از آن هم تک تک سلول های سازنده ما در بدن اجداد و نیاکان ما وجود داشته و این یعنی ما زنده بودیم . !!

مهم نیست که امروز دقیقا چه روزی از خلقت جهان و کدامین لحظه از تولد توست و چقدر از کنکور گذشته و خیلی از آمار و تاریخ های ساختگی دیگه ... مهم اینه که اگر همین امروز با تلاش وقفه ناپذیر و با بیدار خوابی ها پشت سر گذاشتی و یک روز معرکه و بیست برای خودت ساختی ، برنده ای و شایسته تحسین و تبریک هستی . هیچ چیز مطلق نیست ،، تو هم نسبی به محیط پیرامونت نگاه کن و کوچکترین نشونه های مثبت بگیر و ازشون بزرگترین تغییرات بساز ....

مشاور تلفنی کنکور استادافشار

مثل این ماهی ها فقط ی ذره زاویه دیدت تغییر بدی و ببین که میشه از این ناب هم فرصت هم استفاده کرد ... میشه تو روزهای بارونی هم خورشید تابان دید و از نگاه کردن به رنگین کمون موفقیتت لذت ببری .

 

کمتر آدمی میشه پیدا کرد که به جای غذای مرتب و منظم ، دلش بخواد که یک نفر دیگه غذا را بجود و آماده بلعیدن کند و بعد به او تحویل دهد تا راحت و بدون زحمت ببلعد . اما نمیدونم چرا بیشتر آدم ها دلشون میخواد برای رسیدن به " موفقیت " و بخصوص در زمینه کنکور یک نفر راه را تا آخر برود و برای آنها مثل غذای جویده شده در عرض چند جمله موفقیت را برایشان ارائه دهد و آنها هم به موفقیتی بزرگ نائل بشن . شاید برای همین هست که کتاب ها ، سایت ها ، برنامه ها تلویزیونی و جزوات و ... در نقش کاتالیزگر زیاد این روزها تبلیغ میشن و این همون جاست که اسمش میذارم حلقه گمشده موفقیت در کنکور که صد در صد خودت هستی و خودت.



لینک تماشای ویدئو انگیزشی جذاب



دانش آموزان کارگاه های مشاوره ای و کنکوری های 94 به علت تنگی وقت و کثرت مشاوره های خصوصی و دیگر برنامه های مشاوره ای خواهشمندم فقط در قسمت نظرات سایت سوالات تون بپرسین و از تماس و ارسال پیامک خوددادری کنید ؛ خوشحال میشم که بتونم به اینجا برای همه به سوالات مشابه شما پاسخ بدم و یا در صورت نیاز شما و وقت بنده بصورت تلفنی و مفصل در مورد مشکلات و سوالات شما را مشاوره کنم .

 ارسال پیامک "وقت مشاوره" به خط خودم (09358960503) = تعیین وقت 30 دقیقه مشاوره تلفنی هزینه 25 هزار تومان


  • 5912 نفر
ادامه مطلب

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار

از مرکز مشاوره کنکور استاد علیرضا افشار حمایت کنید
به ما امتیاز دهید