close
تبلیغات در اینترنت
برنامه ریزی تلفنی کنکور۹۹ .مشاوره تلفنی کنکور علیرضا افشار ـ مشاور تحصیلی استاد افشار .مشاور کنکور۹۹ - 53

برنامه ریزی تلفنی کنکور۹۹ .مشاوره تلفنی کنکور علیرضا افشار ـ مشاور تحصیلی استاد افشار .مشاور کنکور۹۹

انگیزه برای بهار 93

 

سلام دوستان

 

ای کاش هر روزمان نوروز باشد تا نو شویم خودمان

اندیشه هایمان و عشقمان به همه زیبایی ها
سال نو مبارک  

آرزو می کنم که 

همه سال خوبی رو بسازیم

به خودمون قول بدیم تو سال جدید

بیشتر دوست داشته باشیم

بیشتر بخندیم

و با تک تک سلول هامون

بجنگیم ...

راستی دعای دسته جمعی اثر و انرژی خیلی بالایی داره ...

هنگام دعا

من رو هم فراموش نکنید که خیلی به دعاتون و انرژی شما  محتاجم.....:))

به خاطر تو مادر

برای تو که شب ها چیزی نخوردی تا ما سیر باشیم

و حسرت خوردن ماهی شب عید را بر دل نداشته باشیم


انگیزشی کنکور دکتر افشار

به خاطر تو که یک عمر برای رسیدن من به ارزوهایم با همه جنگیده ای

و ارزوهای خودت

ارزوهای خودت ،

انگار که اصلا ارزویی نداشتی...

به خاطر تو که دستانت مهربانت به خاطر ساختن دنیای زیبایی

برای من پر از چین و چروک شده

 

http://www.swissgenesisskincare.com/wp-content/uploads/2011/12/Hand_B-Tox_2.jpg

به خاطر تو که از دنیایی که فقط یکبار به هر فرد اعطا میشود

به خاطر من ،

به خاطر من که

انقدر ها هم خوب نیستم

شاید اصلا خوب نیستم

گذشتی

به خاطر تو میجنگم

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1392/12/5/502536_753.jpg

 

زمین را به اسمان میدوزم

پاهایم خسته است

ولی پاهای تو خسته تر بود وقتی که برای من دویدی

جنگیدی

دنیایت را فراموش کردی

حالا من

من نمی گذارم ...

تا وقتی که نفس میکشم

تا وقتیکه

صدای ضربان قلبم را میشنوم

فقط برای تو

برای ارزوهایت

که خیلی وقت است جایشان را با ارزوهای من عوض کردی

حالا ارزوهای من همان ارزوهای تو است

 تنها ارزویم ساختن ارزوهای تو است

من هم تنها دلیل نفس کشیدنم ....

برای آرزوت چیکار کردی؟

http://www.narenji.ir/sites/default/files/articleimage/62/12/space_2369561b.jpg

فلیکس بومگارتنر اتریشی دو روز پیش رکورد بلندترین سقوط آزاد جهان را شکست

و در این کار به سرعت ۱۳۴۱ کیلومتر در ساعت رسید.

این نخستین بار بود که دیوار صوتی در سقوط آزاد توسط یک

انسان شکسته شد.

حالا در سمت چپ نقاشی فلیکس بومگارتنر را می بینید.

تصویری که او در ۵ سالگی کشیده و به عنوان یک رویا به مادرش داده است.

رویایی که حالا تبدیل به حقیقت شده است.

برای رویایت چکار کردی؟

فقط میشینی یه گوشه و میگی این ارزوهای منه و

من اینو دوست دارم و

من ...

همه بلدن خوب ارزو تعیین کنن

همه بلدن از ارزوها و رویاهای قشنگشون صحبت کنند!

امروز 28 اسفند 92

تا  امروز

تا این ثانیه برای ارزوت چیکار کردی؟؟؟

کسی برنده است که

برای ارزوهاش یه کاری کنه!

ارزوت رو بگو اما نشین که خودش براورده بشه!

چون نمیشه!

چون این تویی

فقط تویی که میتونی

بسازیش

نشد  نداره

هیچ ارزویی  غیر ممکن نیست

چون غیر ممکن غیر ممکنه

حالا

میخوای برای آرزوت چیکار کنی؟!!!

ناشنوا باش...

وقتی همه از محال بودن ارزویت سخن می گویند...

آپلود عکس

 

باید به همه چیز ساده نگاه کنیم

همه چیز ساده است فقط این ما هستیم که مسائل رو سخت و پیچیده نشون میدیم!

یاد 3 تا داستان افتادم!

وقتی ناسا شروع به فرستادن فضانوردان به فضا کرد،

متوجه شد که خودکارهای آن‌ها در جاذبه‌ی صفر کار نمی‌کند.

یک دهه طول کشید تا با هزینه‌ی ۱۲ میلیون دلاری این مشکل را حل کنند

و خودکاری تولید کنند که در جاذبه‌ی صفر کار کند.

اما روس‌ها چه کردند؟

از مداد استفاده کردند!


- یک تریلر با ۴۸ چرخ در یک تونل در نیویورک گیر کرده بود

زیرا ارتفاع آن از حد مجاز بیشتر بود.

آتش‌نشانان منطقه یک روز خود را صرف کردند تا راهی برای حل مشکل پیدا کنند.

در همان حال یک پسربچه از پدر خود پرسید:

چرا آن‌ها باد لاستیک‌های تریلر را خالی نمی‌کنند

تا ارتفاع آن خودبه‌خود کاهش پیدا کند?


- یکی از شرکت‌های بزرگ لوازم آرایشی در ژاپن با اعتراض یکی از مشتریان

مواجه شد که گفته بود جعبه‌ی صابونی که خریداری کرده خالی بوده‌است.

مدیریت از مهندسان خود خواست برای این مشکل راه‌حلی پیدا کنند.

آن‌ها تلاش زیادی کردند از دستگاه‌های اشعه ایکس استفاده کردند

تا مطمئن شوند همه‌ی بسته‌ها پر هستند.

آن ها برای این کار پول و زمان زیادی صرف کردند.

اما وقتی یکی از کارکنان در یک شرکت کوچک با این مساله مواجه شد

 یک پنکه‌ی قوی صنعتی در خط مونتاژ قرار داد

تا هر جعبه‌ای که خالی و سبک است را از خط خارج کند!

 

یکی از روش هایی که به پیدا کردن راه‌حل‌های خلاقانه
 برای مسائل می‌انجامد ساده فکر کردن است.

اگر سعی کنیم مسائل را پیچیده نگاه نکنیم و
ساده نگاه کردن را در مسائل کوچک و بزرگ
زندگی تعمیم دهیم،
قطعا در بسیاری از موارد راه‌های خلاقانه‌ی زیادی
 به ذهنمان می‌رسد
که می‌تواند کمک زیادی به ما بکند.

انگیزشی کنکور دکتر افشار

اگه بجنگی موفق میشی

عادت نکن به شکست

به نجنگیدن برای ارزوهات

باور نکن  نشدن ها رو

عادت نکن به

عادی بودن...

برای ارزوهات بجنگ...

هر طور که شده

نذار دیر بشه

نذار....

از هرجا میتونی یا علی بگو و شروع کن...

اینو بدون هیچوقت دیر نیست...



بعضی وقتا آدم خسته میشه .از خودش از زندگی از همه چیز .

نمی دونم این نوشته رو از كجا شروع كنم .اما میدونم سر صحبتم با رفیقای عزیز كنكوری  هست كه مثل خودم باید 5 تیر 93 اولین كنكور  شون رو تجربه بكنن و 12 سال درس خوندنشون تو 4 ساعت خلاصه بشه ،واقعا چه آزمون مزخرفی هست این كنكور .هر سال به خاطر همین كنكور لعنتی دوستای كنكوری مون كه حالا به هر دلیلی نتیجه ی دلخواه شون رو نگرفتنه یا قبل از  كنكور به خاطر فرار از بار روانی دست به خود كشی میزنن.

اما همینه كه هست. 

بله نظام آموزشی كشور ما همینه .این قیف آموزشی برعكس شده كه معلوم نیست كی میخواد درست بشه   . البته چند روز پیش یه خبر تو یكی از سایتا خوندم كه نوشته بود تا 5 سال آِینده می خوان تاثیر سوابق تحصیلی رو به 85 درصد برسونن و یكی دو سال بعدش كلا كنكور رو بردارن .اما كیه كه ندونه گوش همه دانش آموزا و پدر و مادر ها از این حرفای مزخرف سازمان سنجش پره .

پدر و مادر هایی كه با هزاران  امید و آرزو معلم خصوصی ، كتاب كمك درسی ،سی دی آموزشی و  همه جور امكاناتی در اختیار فرزندشون میزارن تا تو همین یه سال یه موفقیتی حاصل بشه هم برا بچه شون هم برا خودشون. اما این وسط خونواده هایی هستن كه به قول معرف هشت شون گرو  نه شونه . و با چه سختی باید این امكاناتو فراهم كنن اما این وسط بچه هایی هم هستن كه كم نامردی نمیكنن در حق پدر و مادرشون و البته خودشون . خودشون رو به هر كاری میزنن تا درس نخونن . از ف.ی.س بوك و وی چتو هزار زهر مار بگیر تا بیكاری دیگه  .  اگه ما نخوایم جواب زحمتای 18 سال پدر و مادرهامون رو  برای اولین بار تو این كنكور بدیم پس كی باید خودمون رو بهشون ثابت كنیم ها.

 

پس بچه هایی كه تا حالا نخوندین بهتره بگم تا حالا یه متر خاك رو كتاباتون نشسته حالا هم دیر نشده .3ماه  مونده 3 ماه وقت كمی نیست اصلا چرا نمیگیم 340 روز چرا نمیگیم 3360ساعت چرا نمیگیم ... .

 

پس خواهش میكنم بشینین و مردونه درسا رو بتركونین بخدا خیلیا بودن تو 3 ماه رتبه شون رو از این رو به اون رو كردن . خیلیا ماه های اول رو بكوب خوندن اما الان تو بهمن و اسفند دیگه نمیكشن و الانه كه شما باید خودتون رو نشون بدین . مخصوصا به همكلاسی های عزیزم میگم  كه تا حالا درس نخوندنه آرش عمران رضا  و چند تای دیگه كه می دونم هنوز نخوندنه  .بشینین درستون رو بخونین  ، هی ساز سال دیگه رو همین الان كوك نكنین . مطمئن باشین كسی كه الان میگه واسه سال   دیگه اما الانم نمیخونه سال دیگه هم نمیخونه .اما اگه تو همین 140 روز باقی مونده درسا رو بتركونین   و سر جلسه كنكور برین بعد از اعلام نتایج اگه خواستین بزارین واسه سال دیگه حداقل میدونین با خودتون چند چندین  . یعنی اگه الان بخونی اصلا همین امسال كنكور رو میتركونی ،میشه چرا كه نه ؟

 

پس بچه هایی كه تا حالا نخوندین و خودم كه خیلی این هفته انگیزم كم شد و امروز این نوشته رو دارم مینویسم كه هم كمكی به خودم بكنم هم به بچه ها  كه بشینیم این ماه های باقی مونده رو مردونه بخونیم و حداقل جلوی پدر و مادرمون شرمنده نشیم  ،مطمئن باشین اگه پدر و مادر هامون ازمون راضی باشن دیگه چی میخوایم چه چیزی بهتر از این .

 

ماشا الله تو این دور و زمونه همه عاشق هستن .  یه بار هم كه شده با عشق درس بخونیم ببینیم چی میشه .عاشق با خودش دو دو تا چهار تا نمیكنه نمیگه این فصل سخته این فصل رو ندیدمه تا حالا و ... .

 

سرت رو بنداز پایین بخون و به حرف هیچكس اهمیت نده یعنی حرفی كه نا امید كننده باشه رو از این گوش بشنو از گوش دیگه ات بندازش بیرون .

 

یه چیز دیگه : چرا از خدا كمك نخوایم  اونه كه به هر كی دلش بخواد یه نعمتی میده مطمئن باش اگه بخونی خدا زحمتتو بی جواب نمیذاره اونه كه میتونه یكی رو از فرش به عرش ببره و برعكسشم تو جیك ثانیه انجام میده .نمیدونم كی رو میپرستی ، از همون كه میپرستیش بخواه كه كمكمت بكنه مطمئن باش بی جواب نمی زاره این درخواستتو.

 

امروز كه فكر كردم گفتم بزاریه  وبلاگ  بسازم برا رفیقای خودم هم انگیزه ای هست برا خودم هم واسه اونا و تصمیم گرفته كه آزمونای گزینه دو ، سنجش  رو كه همین امسال داره برگزار میشه و آزمونای سال های قبل رو رو وبلاگ بزارم تا همه استفاده كنن (البته من پیش ریاضی هستم با عرض معذرت از بچه ها تجربی)و متاسفانه آزمونای گاج رو هر چی سعی كردم پیدا نمیكنم تو اینترنت و فك كنم آزمون های گاج هم مثل كانون مالی نباشه یعنی سئوالاتش به درد نخور هست (البته من اینجور فكر میكنم حالا شاید یكی دیگه این آ‍زمونا رو قبول داشته باشه)و هر چی جزوه و مطلب درسی كه تو كامپیوتر م داشته باشم  و همچنین همایش های استاد افشار كه مشاور خیلی خیلی توانایی هستن رو واسه بچه ها میزارم تا بلكه حتی یه نفر موفق بشه و منو یه دعایی بكنه .

 

و یه چیز دیگه اینكه کنکور آسان نیست

 

بچه ها اگه خودتون تلاش نكنین باور كنین این سی دی ها و منابع دیگه همش اینجور که میگن نیست و فقط به تلاش خود آدم بستگی داره .

 

و در آخر :

 

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

 

 مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد                                                      موفق باشین




انگیزه برای بهار 93

ماه آخر سال کنکوری من

آخرین ماهِ سال هم از راه رسید و تلاشهای تو واسه رسیدن به هدف محکمتر شده

روزای سختی رو میگذرونی ,اما به عشق هدفِ زیبات و به شوقِ وصالش تمام سختی ها واست سهل میشه ...دست تو دستِ یگانه ی بیهمتایی پیش میری که تو تمام ِ موانع و سختی ها تو رو تو آغوشِ خودش میگیره تا یه وقت زمین نخوری ...هنوزم گاهی وقتا که خسته میشی ... یه گوشه کز میکنی و آرزوهاتو مرور میکنی ...گاهی وقتا فکر میکنی رسیدن بهشون شاید یه خواب و خیال باشه ؛ته دلت نجوای پروردگارتو میشنوی که واست از خواستن و امید میگه

میگه که میتونی و فرصت واسه تغییر هست ؛بهت میگه که تواناییهات خارق العادست 

و اگه آتشِِ جانت شعله ور شه همه ی غیر ممکن ها رو از سر راهت برمیداری

به نظرت حالا وقتش نیست که آتشِ درونت رو روشن کنی؟

پس انتفامِ قطره قطره اشکات چی میشه؟تلافیِ تمامِ روزهای سختی که جز خودت و خدات هیشکی ازشون خبر نداشت؟حقت؟سهمت؟نگاهِ منتظر ِ پدر و مادرت ؟چشمهای بیقرارشون که شوقِ رسیدنت به آرزوهاتو دارن؟

خودت خوب میدونی که میتونی دنیاتو عوض کنی ،جهانِ رویاییتو بسازی

همون که تیر و مرداد ِ 93منتظرشی...

هرکسی روزی "هیچ کس" بود ، با اندیشه ای درخشان


این هم قسمت دوم کارگاه 1 اسفند که مورد استقبال خیلی هاتون قرار گرفت

همگی موفق و پیروز باشید . برای سلامتی استاد (گلو دردشون ) دعا کنید تا برنامه کلاس هاشون بهم نخوره و سایت پر بار باشه


دانلود از پیکوفایل برنامه دکتر افشار


دانلود از مدیافایر برنامه مشاوره ای دکتر افشار



پست های برگیزه سال گذشته همین موقع های سایت با کلی خاطره خوب برای ما و بچه های پارسال .....حتما ببینید


1    2    3    4    5    (جالب6)



ماه آخر سال کنکوری من

کارگاه اول اسفند (1)

موضوعات کارگاه هفتگی دکتر افشار :


مباحث انگیزشی (ملایم)

تغییر طرز تفکر راجب شکست

روحیه درس دوستی

تغییر طرز تفکر راجب اظهار نظر دیگران و بار مسئولیت در قبال انتظار موفق شدن یا نشدن داوطلبان کنکوری


چه سرنوشت عجیبی داد کرم ابریشم ، یک عمر قفس می سازد

اما در نهایت آزاد می شود و اوج می گیرد


دانلود از مدیافایر


دانلود از پیکوفایل




شرایط مشاوره های با استاد افشار :

مشاوره تک جلسه 40 دقیقه تایم مفیذ برای سوال و جواب کنکوریهای و ارائه راهکارهای مناسب

مشاوره ماهانه (10 جلسه) تلفنی مشاوره و برنامه ریزی و نظارت و آموزش دقیق و کامل مباحث (ظرفیت محدوده)

جهت تعیین وقت sms دهید :


09358960503


کارگاه اول اسفند (1)

قسمت دوم لحظه ای در میعاد

قسمت دوم همایش قبل اختصاص داره به سوال و جواب های مهم کنکوری ویژه بهمن ماه

92



دانلود از مدیافایر . پرسش و پاسخ با استاد افشار


برای استفاده حداکثر لطفا آرشیو  همایش های زمستان 91 سایت را هم از صفحات گذشته یا ستون سمت راست همین صفحه دانلود کنید

شماره تماس ثبت نام مشاوره تک جلسه تلفنی : 09358960503



قسمت دوم لحظه ای در میعاد

همایش لحظه ای در میعاد (angizeshi)


سپاس خدای را که توفیق داد تا در دومین سال راه اندازی برگزاری کارگاه های مشاوره و انگیزش تحصیلی اینترنتی جمع کثیری از داوطبان شهرستانی بتوانند از امکان شرکت غیرمستقیم اما موثر در این دوره ها برخوردار شوند و مشکلات عدیده خود را با حقیر در میان گذشته و صحبت های انجام شده برای آنها موثر واقع باشد . خیلی خوشحالم که بعد از سال ها فعالیت در زمینه کنکور موقعیتی فراهم شد تا به عنوان اولین مشاور با انتشار فایل صوتی کلاس ها و دوره های کامل کاگاره ها و همایش ها شاگردان خوبی همچون شما عزیزان داشته باشم و به تک تک شما در صورت تلاش و استفاده حداکثری از موقعیت ها و دوری از حاشیه های خطرناک افتخار می کنم و خواهم کرد . امیدست که با همت و غیرت مثال زدنی همچون پدران گذشتگانمان بتوانیم ایرانی سربلند و مقتدرتر از امروز برای نسل های بعدی داشته باشیم . شرایط کشور هرآنگونه که باشد از من و امثال توست و مسلما" اولین انگشت اتهام رو به سمت خودمان است . جدای از بدبینی ها و نا امیدی های برخی افکار جهت دار من به آینده کشور با وجود داشتن جوانان عزیزش خوش بین هستم و نامی با شکوه تر از ایران و سرزمینی پر افتخار تر از آن نمی شناسم .


پیشاپیش براتون بهترین ها از خدا آرزو می کنم و دعا می کنم به قدر تلاش به اهداف تون برسین ؛ از همه ابزار لطف علاقه هاتون هم مجددا تشکر


دانلود قسمت اول همایش از مدیا فایر


دانلود از لینک کمکی پیکوفایل


مشاوره و برنامه ریزی ماهانه با صرف 10 جلسه تلفنی برای شهرستانی ها برای نیمه دوم بهمن ماه (ظرفیت خالی فقط 2 نفر)


همایش لحظه ای در میعاد (angizeshi)

خاطرات کنکوری موفق


محمدرضا مشاک یکی از با اخلاق ترین و سخت کوش ترین دانش آموزان سال گذشته من از اهواز بود .

پسری که در کنار استفاده از امکانات مرسوم و با اتکا به اراده ، تلاش خودش کرد و در نهایت روزهای کنکور 92 رو بخوبی سپری کرد . چون در این چند خط خاطراتش اسم مشاوره اش رو گفته ، مایل نیستم که بیشتر از این ازش تعریف کنم یا رتبه و رشته اش بگم تا برای کنکوری ها بیشتر طرز فکر و عملکردش مد نظر باشه تا اینکه دنبال وسیله و عامل موفقیتش باشن

 این رو بدونین که عامل موفقیت خودت هستی و امثال محمدرضا نمونه های بارز و شاخصی از تلاش و پشتکارند

حالا که به خیر و سلامت این پسر ما به موفقیت منحصر به فرد و قابل توجهی رسیده ، بذارین همین جا پیش شما و خودش (که میدونم منتظر بود حرفاش در سایت بذارم و خودش می خونه) اعتراف کنم که محمدرضا از اواخر زمستون بود که استارت فوق العاده اش زد و در عید بهتر از همه دانش آموزان کلاس های حضوری و اردوهای نوروزی که می شناختم درس خوند  این موقعیت و از همین الان ... وقت شکوفایی محمدرضا های بعدی میتونه باشه .

حالا خود دانی .....


11تیر ماه سال 1391 آغازی بود بر پرونده کنکور من، پرونده ای که من شروعی دلگرم کننده نداشتم.شاید به خاطر این دلگرم کننده نبود که معدل کتبی نهایی ام مرا بین دیگر دوستانم خیلی پایین تر قرار می داد..کتبی نهایی که 17 شد و در بین شاگردان مدرسه 10 یا 11 شدم.

تصمیم گرفته بودم که 2 هفته بعد از امتحانات نهایی شروع کنم و قدم در راه کنکور بگذارم.

با نوشتن برنامه ای ابتدایی برای تیر ماه که چندان هم کامل و جامع نبود درس خواندن را شروع کردم..روز یکشنبه (11/4/91)ماراتن کنکور را آغاز کردم.روز اول پنج ساعت مطالعه کردم.

روز ها می گذشت و من تا پایان هفته اول بیشترین ساعت مطالعه ام 6 ساعت بود. هفته های بعد این ساعت مطالعه را کمی افزایش دادم که در نهایت جمع ساعات مطالعه هفته ام به 36 ساعت رسید. از مرداد ماه ساعت مطالعه ام به میانگین 7 ساعت افزایش پیدا کرد و جمع ساعات مطالعه ام 46 ساعت شد. فهمیدم که افزایش ساعت مطالعه سخت نیست،فقط اراده محکم میخواهد.

هفته ها گذشت و هفته اول شهریور بود که ساعت مطالعه روزانه ام به میانگین نه و نیم ساعت رسید و جمع ساعات مطالعه هفته ام به 63 ساعت رسید.

این شروعی بود برای اینکه به این خودباوری برسم کخ ساعت مطالعه دست را میتوانم افزایش دهم و باید کیفیت مطالعه ام را افزایش دهم.

دو هفته پایانی شهریور را استراحت کردم و به سفری دو هفته ای رفتم. در این هفته ها بود که بعد از 3 ماه درس خواندن برای کنکور فهمیدم که چقدر بهتر میتوانستم از زمانم استفاده کنم و بازدهی ام را بالا ببرم اما بی تجربه بودم. واقعا راضی بودم، تابستان نقطه ی عطفی برای آینده ام شد. فرقی نمی کرد از تیر شروع می کردم یا شهریور و یا مهر، این تجربه برای من سکوی پرتاب برای افزایش کیفیت و افزایش ساعت مطالعه بود که به آن نیاز داشتم، نیازی که از تمام درس خواندن تابستانم برایم ارزشمندتر بود.

در همین تابستان بود که دوستانم با معدل کتبی 19 و 80 صدم در کنار مشاور از اوایل تابستان با روزی 9 ساعت این راه را ادامه می دادند..اما من کار خودم را انجام می دادم و به خودم اعتماد داشتم.

مهر و آغاز مدارس... تمام تلاشم این بود که بعد از تعطیل شدن مدرسه به خانه بیایم و درس بخوانم. روزهای زوج نیز می بایست کلاس های مکمل را تا ساعت 2:30 بعداز ظهر را تحمل می کردم. با سرعت خودم را به خانه می رساندم و بعد از غذا خوردن، ساعت 3:30 شروع به درس خواندن می کردم و تا ساعت 12 شب ادامه می دادم. در همین شرایط بود که ساعت مطالعه هفتگی ام 59 ساعت بود.

چه روز هایی بود... روزهایی که تمام زندگی ام معنایش درس بود و هیچ چیز دیگری برایم معنا نداشت.

در هفته چهارم آبان و اوایل آذر2 روز به خودم استراحت می دادم و هیچ درسی نمی خواندم و به کارهای مورد علاقه ام می پرداختم.در آذر بود که احساس خستگی از اشتیاقم برای درس خواندن کم کرد باعث ضعف در کیفیت و کمیت مطالعه ام شد.

اما دی ماه همزمان که برای کنکور می خواندم امتحانات مدرسه ام را نیز می دادم. خیلی ها میگفتند کنکور و تشریحی باهم فرق دارند اما تجربه تابستانم به من آموخت که طوری درس را بیاموزم که بتوانم آنرا به خوبی به دیگران هم یاد بدهم...تجربه ای که باعث شد قضایای اثباتی گسسته و تحلیلی را سر جلسه امتحان خودم اثبات کنم در حالی که شاید حداکثر یکبار آنها را دیده بودم . نادیده گرفته بودم.

اواسط بهمن ماه بود که تصمیم گرفتم مشاوری داشته باشم تا در ماه های باقیمانده بتواند مرا در این راه یاری دهد... بهترین کسی که به فکرم می رسید آقای افشار بود که مقالاتشان در تابستان مرا انگیزه می داد.

همراه آقای افشار بود که توانستم ساعت مطالعه ام را به طور میانگین به 9:30 ساعت پر بازده برسانم و آنرا ثابت نگه دارم.

هروقت انگیزه ام کم می شد آقای افشار مرا یاری میداد و من هم قول می دادم بهتر شوم و تمام سعی خودم را انجام می دادم تا در ساعت مطالعه رکورد بزنم. رکوردی که به 11 ساعت رسید. در این زمان بود که دوستانم می گفتند ساعت مطالعه عادی آنها 10 و 11 ساعت است. اما من به خودم اعتقاد داشتم و توجهی به این حرف ها نداشتم.

تعطیلات عید فرا رسیده بود.تصمیمی برای افزایش ساعت مطالعه گرفته بودم. بعد از دو روز استراحت شروع به درس خواندن کردم.

تا چند دقیقه قبل از سال تحوبل بود که درس میخواندم و خوشحال از اینکه می خواهم سالی را رقم بزنم که شروعش با درس است.

در این روزها بود که به خودم می بالیدم که سال 91 کبیسه است و 30 روز داردو من یک روز بیشتر از کنکوری های سال قبل فرصت مطالعه دارم! کنکور مرا فرصت طلب کرده بود، از هر لحظه ام به راحتی نمی گذشتم.

در این زمان ها کلاسهای فشرده جبرانی کنکور شروع شده بود. من فقط 2 درس را کلاس میرفتم اما همین 2 درس به خاطر این کلاسهای فشرده مرا اذیت می کرد. روازانه 5 ساعت کلاس بودم و چون وقت برای درس های دیگرم زیاد باقی نمی مانداسترس سراغم می آمد.

همین فشردگی در کنار 11 تا 13ساعت مطالعه در روز که گاه به 14 ساعت می رسید مرا از لحاظ روحی روانی خسته می کرد. فکرم بر خلاف اهدافم عمل می کرد. همین فکر مرا 3 روز با استرس از مطالعه دور نگه داشت. روزهای بسیار سختی بود... فشار روانی از یک طرف و خانواده ام نیز که فکر می کردند بریده ام از طرف دیگر...

ساعت 10 شب 12 فروردین 92 بود، با آقای افشار احساساتم را در میان گذاشتم... به آقای افشار قول دادم که فردا رکورد جدیدی در ساعت مطالعه ام ثبت کنم و روز 13 فروردین 92 را روزی تاریخی برای عمرم رقم خواهم زد.

از 2 شب 13 فروردین شروع به خواندن کردم. 3 ساعت خواندم و بعد از خواب 5 یا 6 ساعته شروع به درس خواندن کردم.یک حسی مرا نمی گذاشت که دست بکشم. روزی کولاک سر راه من بود. ساعتها می گذشت و هنگامی که 6:30 صبح روز بعد فرا رسیده بود ساعت مطالعه ای شاهکار تر رقم زده بودم.خستگی چشمانم برایم مهم نبود. به خودم افتخار می کردم و با زدن رکورد 17 ساعت مطالعه در روز شادی عجیبی در آن خستگی به من دست داده بود...

ماه های پایانی بود، تمام وعده ها، قرار ها، درس های نخوانده، مرور ها، آزمون ها.... همه و همه می بایست رقم می خورد.

زمان می گذشت... گریه ها، استرس ها، شادمانی ها، غرور، رقابت و ... به معنای واقعی کلمه احساس می شد.

خرداد بود... ذهنم خسته شده بود... چند روز دیگر نیز مرا از درس خواندن نگه داشت تا بتوانم استرس و عذاب وجدان را با تمام وجودم حس کنم. سخت گذشت....اما گذشت....لحظه به لحظه تجربه بود...شاید اگر آن روز ها درس میخواندم سرنوشتم طوری دیگر رقم می خورد...

باورش سخت بود اما خودم را به خط پایان نزدیک میدیدم...

بالاخره روز کنکور فرا رسید، همانطوری که انتظار داشتم ، همان وقت، همان تیپ سوال، همان آرامش شکننده و ...

تمام شد و 12 سال سال زندگی من در 4 ساعت خلاصه شد.....

سایه دراز لنگر ساعت...

روی بیابان بی پایان در نوسان بود...

می آمد-می رفت

می آمد- می رفت

و نگاه انسانی به دنبالش می دوید (( سهراب سپهری ))




خاطرات کنکوری موفق

راه زندگی 12(سرشار از طراوت باش)



ساعت 6 صبح است و زنگ می زند اما قبل از آنکه دستت به سمت ساعت برسد تا صدایش را قطع کنی، صداهایی در سرت می شنوی.      

"هنوز خیلی زود است، هنوز تاریک است ، زیر پتو بمان".
عضلات خسته ات سرپیچی می کنند. 
انگار فرمان حرکت مغز را نمی شنوند
از هر طرف فریاد هایی می شنوی که همگی فرمان می دهند به سرزمین رویاهایت بازگردی و بخوابی و به درس و کنکورت بعدا برسی .
اما تو  
نظر هیچ یک از آنها را نخواسته ای!    
تنها نجوای برگزیده تو، به مبارزه طلبیدن آنهاست!       
صدایی که به تو یادآوری می کند حتما دلیلی داشته که ساعت را روی 6 کوک کرده ای!        
پس بلند شو، از رختخواب برخیز!        
پاهایت را روی زمین بگذار و به پشت سرت نگاه نکن    
زیرا کارهای بسیاری پیش رو داری .کتاب هایت بی صبرانه منتظر تو هستند .

به دنیای سختکوشی خوش آمدی     
هر روز چیزی نیست به جز نبردی مداوم بین راه درست و راه آسان     
ده هزار مسیر متفاوت پیش رویت کشیده می شود که          
هرکدام خود را راحت تر از دیگری نشان می دهد.      
می خواهی بر خلاف جهت حرکت کنی و       
این مسیر را پشت سر بگذاری.
با این تصمیم، با پشت کردن به راحتی ها و امنیت ها  
و آنچه دیگران عقل سلیم می خوانند  
قدم در اولین روز می گذاری    
و از آن به بعد دشواری ها یکی پس از دیگری سر بر می آورند 
باید مطمین باشی چه می خواهی!   
زیرا مسیرهای راحتی و آرامش دائما چشمک می زنند
آماده اند تا مانعت شوند.       
فقط کافیست مسیرت را به سمت آنها کج کنی!       
اما تو چنین کاری نمی کنی    
هر گامی که بر میداری به برداشتن گام بعدی منجر می شود 
در مسیر قرار گرفته ای!         
فرصتی برای فکر کردن به راهی که طی کرده ای نداری.        
در برابر حریفی ایستاده ای که او را نمی بینی 
او را پشت سرت احساس می کنی   
شناختی؟      
بله خودت هستی      
ترسها، تردیدها و نا امنی هایت...      
همه در مقابلت صف کشیده اند تا از میدان به درت کنند         
اما نترس       
درست است که به راحتی نمی توانی بر آنها غلبه کنی        
اما مطمئن باش که شکست ناپذیر نیستند     
این سخت کوشی را به یاد داشته باش         
جنگ بین تو و ذهنت!  
جنگ بین جسم و شیطانی که بر روی شانه هایت نشسته    
و دائما نهیب می زند که همه چیز بازی است  
وقتت را تلف نکن        
حریفانت همه از تو قوی ترند   
نهیب های نا امنی را در تپش های تند و محکم قلبت غرق کن 
تردیدها را در آتش درونت بسوزان       
و به خاطر داشته باش برای چه می جنگی    
فراموش نکن هر لحظه از عمرت معلمی بی رحم است
او از کاه، کوه می سازد       
در تو نقاط ضعف را می کاود    
همان کمترین و کوچکترین چیزی که برایش آماده نیستی و فراموش کرده ای   
تا زمانی که شیطان نفست تلاش می کند جزئیات را از دیدت پنهان کند        
این پرسش باقیست   
آیا همه ی کارهایی که باید انجام می دادی را به اتمام رسانده ای؟    
مطمئنی؟      
و هنگامی که پاسخ مثبت است        
یعنی همه ی کارها را انجام داده ای و کاملا آماده ای  
وارد میدان شو
و با جسارت تمام با دشمنت رو در رو شو!      
دشمن درونت  
وقت آنست که مبارزه را آغاز کنی       
به قلمرو دشمن برو    
شیری هستی در قلمرو دیگر شیران   
همگی در پی یک شکار هستید        
در قحطی ای جانکاه که دائما یاد آوری می کند
پیروزی تنها گزینه ای است که می تواند تو را زنده نگه دارد     
پس باور صدایی را که می گوید تو می توانی اندکی سریع تر بدوی     
تو می توانی   
می توانی او را سخت تر زمین بزنی   
شانس، آخرین آرزوی رنگ باخته و دم مرگ آنهاییست که معتقدند پیروزی تنها یک شانس است
در حالی که کار و زحمت نصیب کسانی می شود که می دانند باید برگزینند    
پس همین حالا تصمیم بگیر     
سرنوشت منتظر کسی نمی شود     
و هنگامی که زمانش فرا رسد 
و هزاران هزار صدا در سرت فریاد کردند که آماده نیستی        
تو تنها به نجوایی آرام گوش بسپار      
که می گوید تو آماده ای        
تو مهیا شده ای        
حالا همه چیز به تو بستگی دارد        
انتخاب کن...   
پس برخیز و بدرخش و امروز را به مصداق منحصر به فرد ترین روز کنکوری خودت رقم بزن

تمام این دنیا تحت سیطره تو خواهند بود ، اگر فقط و فقط به خودت ایمان داشته باشی و بر دشمن درونت غلبه کنی و به سمت آرامشی توام با ستیز گام برداری

در این راه پر پیچ و خم و در 5 ماه باقی مانده برایت از خدا بهترین ها را می خواهم ای عزیزترین مخلوق خالق زیبای مان خداااا

برایت آرزو می کنم یر سختی ها و ضعف ها غلبه کنی و در نهایت به چیزی که استحقاق آن را داری برسی ؛ گرچه در این نیمه اول هر از گاهی سست و منفعل بودی ، ترازهای ضعیف آزارت میداد و حرف و کنایه ها و شرایط سخت و هجمه های فراوان انتخاب را برایت دشوار می ساخت ... اما میخوام به تو بگویم که فقط و فقط خودت باش

 در بیکران آسمان آبی سرنوشت پرواز کن و سرور و شادی که سرچشمه از بیکران خارق العاده ترینروزهای وجودت هست با تلاش و ممارست فراوان نشان بده

آرزوی تو یه گوشه از جهان...هست واسه رسیدن بهش باید بری باید بخونی باید تلاش کنی حقت هست .. نه کسی جاشو میگیره و نه کسی برش میداره اون فقط و فقط برای توئه حالا تصمیم با خودته تلاش کنی و ارزوی گمشده و چندسالتو پیدا کنی یا بشینی و روزای از دست رفتتو بشماری بشینی و از نرسیدن و نشدن بگی ...کی راهتو بسته؟برو دنبال ارزوهات ...حق تو موندن و غصه خوردن نیست حق تو اشک ریختن تو روز کنکور نیست حق تو شادیه ...یه لبخند از ته دل یه شوق عمیق که شادیشیو  تو رگهات حس کنی   واسه لبخند خودت ...واسه دل خودتم که شده بجنـــگ ...کاش میدونستی شرایطی که خدا به تو داده ...فرصتی که بهت داده واسه تغییر ...به هرکی نداده و این شانس توست ...قدر بدون ثانیه هات رو... شاید دیگه فرصت نداشته باشی واسه ارزوهات بجنگی

تا دیر نشده یه تغییری تو زندگیت بده

رویای گمشدتو پیدا کن

 

و در نهایت تو می توانی ... اگر به شکوه درونت پی ببری


مشاوره برنامه ریزی تا کنکور تلفنی ویژه شهرستانی ها


09358960503



راه زندگی 12(سرشار از طراوت باش)

کارگاه سوال و جواب بهمن

ادامه همایش گذشته ،،،،،،

سوال و جواب های متداول بهمن ماه 92

استاد افشار


وقت مشاوره تلفنی با ارسال پیام کوتاه : 09358960503

فقط اعضای سایت


دانلود ( توجه : لینک اصلاح شد )


کارگاه سوال و جواب بهمن