برنامه ریزی تلفنی کنکور۹۹ .مشاوره تلفنی کنکور علیرضا افشار ـ مشاور تحصیلی استاد افشار.مشاور کنکور۹۹


یادمون نره متفاوت باشیم .....

یادمون نره متفاوت باشیم .....

 

آپلود عکس

سلاااااااااااااااااااااام  به همه ی دوستای خوبم

حالتون چطوره ؟

امتحاناتمون بلاخره تموم شد و

راستی یه سوال

چرا نظرات پست تغییر اینقدر کمه؟!

بچه ها قرار بود که حتی تغییرات هفتگی یا ماهانه ای که انجام میدیم

هم در اینجا ذکر کنیم کارایی که هر روز واسه رسیدن به ارزوهامون انجام میدیم ....

تا تغیییراتی که واسه دنیامون وهدفمون  انجام دادیم

مکتوب باشه و یادمون نره

که امروزمون بایـــــــــــــــــــــــــــــد فرق کنه :))

راستی یادتونه گفته بودم برای موفقیت باید خلاف جهت بقیه حرکت کنی

باید با بقیه متفاوت باشی

متفاوت فکر کنی و نگاه کنی

اگه یه موقع دیدی که کارهای روزانه ات شبیه اطرافیانت هست

پس بدون که هنوز در مسیر موفقیت نیستی!

دقت کردین همه ی ادمای موفق در کارشون یه تفاوت نسبت به بقیه ایجاد کردن

یه ایده نو...

میخوام چند تا مثال براتون بزنم

اقای مایکل جردن برای موفق شدن هزاران بار شکست خورد

ولی باز هم بلند شد و جنگید

ایشون به جای زمین بسکتبال در استخر و در اب و با شرایط بسیار سخت تمرین

میکردن ! پس از بقیه رقباشون قوی تر بودن چون متفاوت بودن!

علی واکسیما

تنها واکسی که توانست با واکس زدن متفاوت درامد عاالی داشته باشه

اقای عماد عامری که بدون هیچ ابزار الات موسیقی با دهانشان موزیک میسازند

و تفاوت خلق میکنند!


http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2012/05/morghesahar.jpg

اقای حسن کسایی

که با دقت به صحبت های روزمره و عادی مردم اهنگ میساختن و جملات ساده ای که

میشنیدند رو به اهنگ هایی فوق العاده تبدیل میکردند!

اقای هیلتون که یه روزی مستخدم هتل بودن و هیچی نداشتن

ولی حالا مشهور ترین هتل های زنجیره ای دنیا رو دارن

بتهوون ،بیل گیتس، والت دیزنی، نیک وویچ ،

اقای رابینز ، خانم رولینگ ، اقای شوماخر ....

اینقدر زیادن که اگه بخوام داستان هرکدوم رو بگم باید تا صبح براتون بنویسم

اگه یه کم چشمامون رو باز کنیم محاله رشته و کاری  باشه که

در اون یه انسان موفق و بی نظیر نباشه

هیچ کاری

یه لحظه به انگشتانت نگاه کن!

روشون خطوطی هست

به نظر تو چرا هست؟

چون خدا خواسته بهمون بگه که

از تو فقط یکی هست و

تو باید به بی نظیرترین روی قله ی خودت و

با اثر انگشت خودت تبدیل بشی

اما خیلی هامون فراموش میکنیم که قله ای هست و ما اومدیم که به اوجش برسیم

و سرگرم پایین قله  میشیم

نذار اثر انگشتت یه روز فراموش بشه

نذار

بی نظیر خودت شو

با دیروزت رقابت کن ، تا به اوج قله ات برسی و

اینو بدون که هروقت جواب این سوال رو پیدا کردی و

با تک تک سلول هایت واسش جنگیدی 

یعنی روی قله ات هستی...

برای چی نفس

میکشی؟!!!

 



یادمون نره متفاوت باشیم .....

ازدواج خیالی اما واقعی با درس!!!


سلام

شاید تا موضوع رو دیدین خیلی هاتون مشتاق شدین تا این داستان رو بخونین وشاید خیلی هاتون هم گفتین چه داستان مسخره ای!ولی بهتره زود قضاوت نکنین و صبر کنین تا آخر داستان تموم بشه بعد قضاوت کنین

این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم یک داستان واقعی هست که بخشی از خاطرات کنکوری من رو تشکیل داد و شد بهترین خاطرات دوران کنکورم!

پارسال 3 بهمن ساعت 4 عصر بود که به آقای دکتر زنگ زدم.آقای دکتر گفتن اول تو حرف میزنی یا من؟سوالمنم چون خجالت میکشیدم خجالتگفتم اول شما حرف بزنینبه من زنگ بزن!تا اینکه صحبت های آقای دکتر تمام شد و گفتن حالا نوبت تو هست که سوالاتت از من بپرسی من چند لحظه ای سکوت کردم و هر چی فکر کردم یادم نیومد که چه سوالی داشتم بپرسمآخ.آقای دکتر وقتی سکوت من رو دیدن فکر کردن که میخوام دوباره غر بزنم و خودشون شروع کردن به روحیه دادن.منم حرفی نزدم که قضیه اصلا این نیست و من سوالام یادم نمیادقهر.بعد از کلی حرف زدن ،آقای دکتر گفتن "بیا تو تا آخر اسفند درس بخون و هیچی غرنزن اگر پیشرفت نکردی بعد از عید هرچی دلت میخواد غر بزن و منم همه ی غر زدن هات تحمل میکنم"بعد خندیدنخنده و گفتن"ایا بنده وکیلم"اون موقع بود که من خندیدمخنده و گفتم من فعلا میخوام ادامه تحصیل بدماز خود راضیبعد آقای دکتر گفتن تا شب وقت داری جواب رو به من بدیبه من زنگ بزن.منم هر چی زور زدم که بکنمش فردا نشد و گفتن الا و باللا فقط تا آخر شب وقت داری فکر کنی و جواب بدیوقت تمام.بعد از اتمام تماسم نمیدونستم بخندم خندهیا تعجب کنمتعجب.همون حرف آیا بنده وکیلم باعث شد که شب چنین اسمسی به آقای دکتر بدم"سلام ،با اجازه پدر و مادرم بله!از فردا من و همسرم میریم ماه عسل و قراره کلی خوش بگذرنیم و ..."آقای دکتر جواب دادن "خیلی خوبه،قبول میکنم.پس دل بده و بخون"به این ترتیب شخصیت های داستان ما شکل گرفت

عروس:فاطمه شیرازینیشخند

داماد:درسنیشخند

حاج آقا:آقای دکتر افشارقهقههقهقههقهقهه

خواهر شوهر:قلم نیشخندنیشخند

مادرشوهر:کنکورنیشخندنیشخند

مهریه:رتبه 1 کنکور92،تراز 8000 قلم چی و 1374 سکه تمام نیشخنداز خود راضی

اون شب بعد از چند تا اسمس دادن به آقای دکتر گفتم همسرم داره صدام میکنه و من باید برم .آقای دکتر هم جواب دادن "عجب خانم خوبی هستیااااا ،آفرینتشویق"از فردا صبح زندگی جدید من آغاز شد.من و درس رفتیم ماه عسل عینک!دیگه درس واسم درس نبود واسم همسر بودلبخند.دیگه به کتاب هام به شکل کتاب نگاه نمیکردم چون دیگه شده بود بخشی از زندگی من.صبح که از خواب بیدار میشدم به خودم میگفتم آدم وقتی بیدار میشه به همسرش صبح بخیر میگه پس منم باید به همسرم صبح بخیر بگم و میرفتم چند تا لغت زبان حفظ میکردم به معنای صبح بخیر گفتن به همسرم.هر وقت میخواستم برم بیرون به خودم میگفتم آدم متاهل با همسرش میره بیرون .برای همین حتی داخل خیابون و تاکسی هم کتاب دست میگرفتم و میخوندم.وقتی میخواستم غذا بخورم میگفتم آدم بدون همسرش غذا نمیخوره و سر غذا خوردن هم با همسرم بودم.کل زندگی من شده بود همسرم چون عاشقش بودم.قلباوایل از کارم خجالت میکشیدم خجالتحتی از آقای دکتر.فکر میکردم تو دل خودشون میگن فاطمه چه افکار بچگانه ای داره تا اینکه وقتی یکی از پست های انگیزشیشون در سایت کنکور دیدم آخرش نوشته بودن"اگر میخواهی مثل آهو و خرگوش تر و فرز و زرنگ بشی ، باید پشت سر خودت ترس شیر و روباه رو حس کنی ؛ از شرایط پیش اومده دیگه ناراحت نباش ، چون این شرایط موقعیتی رو برات به وجود آورده که از الان در همین 5 ماه خودت رو نشون بدی . با درست ازدواج کن و تا به اون حس قشنگ رضایت از خودت نرسیدی ، شب نخواب".اون موقع بود که فهمیدم نه تنها نباید خجالت بکشم بلکه باید به وجود چنین همسری افتخار کنم.از خود راضیچون همسرم از همه مشهورتر بود.همسرم تنها کسی بود که تا هزاران سال پیش و هزاران سال بعد حضورش در جامعه لازمه.آدم باید به وجود چنین همسری افتخار کنه.من بهترین همسر دنیا داشتم.داخل مدرسه همیشه معلم ها از همسرم تعریف میکردن و منم با دقت گوش میکردم چون تعریف کردن از همسرم به آدم حس خیلی خوبی میده.دیگه از خراب کردن آزمون های قلم چی ترسی نداشتم چون به خودم میگفتم خواهرشوهر اگر خواهرشوهرگری درنیاره که خواهرشوهر نیستنیشخند.همیشه تلاش میکردم خودم رو برای دیدن خواهرشوهرم آماده کنم .ما هر از دوهفته میرفتیم خونه ی خواهر شوهرم مهمونی.برای همین مجبور بودم در طول هفته همه ی تلاشم بکنم تا دل خواهر شوهرم به دست بیارم چون بالاخره خواهرشوهره و اگه جوابش منفی باشه زیر دل مادرشوهر میره و نمیذاره مادرشوهر رضایت بده.فردای اون روز که به آقای دکتر زنگ زدم به من زنگ بزنبهم گفتن چه خبر از همسرت منم گفتم خیلی خوب هست.آقای دکتر هم گفتن چه خوب!یک روز به آقای دکتر اسمس دادم من از دست همسرم چیکار کنم میترسم از بس تست میخوره چاق بشه!نیشخندخیلی شکمو هست!میترسم از بس چاق بشه از درخونه دیگه نتونه رد بشه!نیشخند

ما هر روز یه جای دیدنی میرفتیم یک روز میرفتیم دریا یک روز جنگل و یه روز دیگه ...

حتی یادمه هر شب به اقای دکتر اسمس میدادم میگفتم کجا رفتیم.

یک شب حدود ساعت 8 بود که بهشون گفتم من و همسرم اومدیم پارک.آقای دکتر فکر کردن پارک واقعی.بهم گفتن باشه ولی زود برگرد.منم گفتم چرا؟؟؟سوالآقای دکتر هم که تازه متوجه شدن پارک خیالی گفتن آهان!از اون پارک ها!پس بمونچشمک!منم گفتم اگر پلیس نگرفتمون 1 شب برمیگردیمنگران.دیگه با دوستام کمتر حرف میزدم چون به خودم میگفتم همسرم راضی نیست این قدر با دوستام رفت و آمد کنم و سعی میکردم بیشتر پیش همسرم باشم.خلاصه سرتون درنیارم اینجوری بود که کل زندگی ما شد همسرم!اولین دیدارمن با خواهر شوهر بود که با کلی استرس رفتم .طبق عادتی که داشتم نتیجه آزمونم رو خودم نگاه نمیکردم و آقای دکتر میدیدن و اشکالاتم میگرفتن چون وقتی نتیجه ایده آلم نبود خیلی ناراحت میشدم و درس نمیخوندم!عصر اون روز بود که به آقای دکتر اسمس دادم میدونم خواهر شوهرم من رو نپسندیده دل شکستهولی من به عشق همسرم بازم تلاش میکنم.تو دلم هزارتا فحش به خواهر شوهرم میدادمعصبانی .دلم از دستش پر بود و هی بهش توهین میکردمعصبانی.داخل مدرسه با بچه ها زیاد شوخی میکردیم یکی از اون شوخی ها همسر خیالی بود ولی هسر خیالی من واقعی تر بود .فردای اون روز که رفتم مدرسه بچه ها گفتن چه خبر از همسرت؟(اون ها قضیه رو نمیدونستن و برای شوخی میگفتن)منم گفتم دیروز با خواهر شوهرم دعوام شدقهر و همش سر همسرم خالی کردم و بعدشم خندیدمخنده.اون موقع بود که یکی از دوستام بهم چیزی گفت که تا همین الان فراموشش نکردم گفت همسرت چه تقصیری داشته سر اون خالی کردی!!!!اون به شوخی گفت ولی من جدی گرفتمش و از حرفش خیلی خوشم اومد.همسرم من رو دوست داشتقلب و نباید به همسرم چیزی میگفتم.ظهر که برگشتم از مدرسه دیدم آقای دکتر اسمس دادن که آفرینتشویق و ترازت این شده.با کلی استرس استرسجواب دادم بدون غلط؟گفتن نه با غلط که بدون غلط مسلما خیلی بیشترم میشه!از شدت تعجب تعجبرفتم پای اینترنت و تا خودم کارنامم ندیدم باور نکردم.وقتی ترازم رو دیدم کلی دعا جون خواهر شوهرم کردم بغلو به خودم میگفتم چه خواهرشوهر خوبی داشتم و خودم خبر نداشتم.متفکر

یادم رفت از مادرشوهرم براتون بگم.مادرشوهرم خارج از کشور زندگی میکرد و قرار بود تیر بیاد ایران.6 تیر اومد خونمون برای خواستگاری و بعد از 1 ماه تحقیقنیشخند درمورد من 12 مرداد خبر رضایتش رو بهم داد.من و همسرم ازدواج کردیم و 21 شهریور بچه دار شدیم .اسم بچمون رو گذاشتیم آی تی.حالا ما شیراز زندگی میکنیم و ی زندگی ایده آل داریم.یک زندگی بدون دغدغه!از ازدواجمون خیلی راضی هستیم و به خودمون میبالیم که چنین خانواده ای داریملبخند

داستان زندگی ما این بود.شاید از نظر خیلی هاتون مسخره بیادسبز ولی خواهش میکنم زود قضاوت نکنین و تا آخر بخونین.شاید این طرز تفکر خیلی مسخره بیاد سبزولی همین طرز تفکر باعث شد که روزی 14 ساعت بخونم،از درس خوندن خسته نشم وبا لذت بخونم،همه جا  درس بخونم و هیچ وقت اتلافی نداشته باشم واز همه مهم تر بعد از 5 ماه به تراز دلخواهم برسم!شاید اگر اون طرز تفکر نداشتم به چنین خوشبختی نمیرسیدم!من حاضرم همسرم رو به همتون ببخشمبغل.نه به این خاطر که دوسش نداشته باشم!نه!!!!!من عاشق همسرم هستمقلب .ولی دلم میخواد شما هم از این همسر خوب استفاده کنین.به قول خیلی ها همسر خوب نعمته!حتی اگر بخواین میتونم آقای دکتر رو راضی کنم دفتر مشاورشون رو به دفتر اسناد رسمی تبدیل کنن و برای تک تک شما صیغه ی عقد بخونننیشخندنیشخندنیشخندمن حتی حاضرم هزار تا هوو داشته باشم!این انتخاب با شماست.دوست دارم بیاین همین جا داخل نظرات با خودتون عهد ببندین و فقط جواب بدین بله و زندگی جدیدتون رو آغاز کنین.بیاین یک بار هم که شده درس رو نه به خاطر کنکور بلکه به خاطر دوست داشتن بخونیم

روش های انگیزه گرفتن هر کسی با کس دیگه ای فرق داره.چرا همیشه منتظرین تا کسی بیاد بهتون انگیزه بدهناراحت.چرا خودتون برای خودتون انگیزه ایجاد نمیکنین؟فکر نمیکنم کسی روش من اجرا کرده باشه؟من همیشه با چیزهایی انگیزه میگرفتم که مسخره بود ولی حسابی بهم انگیزه میداد.یکی با تشویق مامان و یکی با ترس بابا و یکی مثل من هم با ازدواج یا جشن تولد و...

به حرفام فکر کنین

منتظر نظراتتون هستم(دوست دارم هزار تا عروس یا هزار تا داماد  داخل این پست داشته باشیم)

 

سه بهمن سالروز ازدواج من و درس مبارک باد

 

دوست دارم نظراتتون رو یا اینجا یا وبلاگ خودم بگین

منتظر نظرات خوشکلتون هستم


ازدواج خیالی اما واقعی با درس!!!

همایش هفته پایانی دی ماه (برای آخرین بار به خودت بیا)

سلام



بازم یک جلسه مشاوره از کارگاه های موفقیت تحصیلی کنکور استاد افشار انرژیک ترین مشاور کنکور


تصمیم داریم این همایش دیگه به عنوان آخرین تلنگر به کنکوری هایی باشه که از خودشون راضی نیستن و میخوان تغییر کنن

 و همچنین اونایی که شروع نکردن یا دم به ساعت ساز نشدن کوک می کنن و ...

از همه این بچه ها میخوام که اینبار که این همایش ماهانه گوش کردن به شددددددت فکر کنن و تصمیم بگیرن و راه شون انتخاب کنن

خداوند بزرگ و مهربون به قدم های کوچک تون برکت فراوان بده انشالله


شماره پیامک جهت رزرو مشاوره تلفنی ماهانه استاد (بهمن _ ظرفیت 3 نفر)

09358960503

برنامه ریزی . مشاوره و نظارت ( مشاوره ماهانه)

سوال و جواب و بحث گفتگو و رفع اشکال (مشاوره تک جلسه ای)


دانلود همایش از از مدیافایر


لینک کمکی از پیکو فایل


همایش هفته پایانی دی ماه (برای آخرین بار به خودت بیا)

همایش تفکر دی ماه (مخصوص داوطلبان نیمه دوم بازی)


این روزا سرشارم از امید و حس خوب

...سرشار از خواستن و توانستن

سرشار از عشق ...عشق به هدف ِ زیبام

سرشار از انگیزه برای شروع دوباره

عشق و امید به روزایی خوبی که در راهه

امید به دستانِ پر از بخشش و مهربونیه یگانه پروردگارم


قدم به قدم تلاشهات

ثانیه به ثانیه تلاش و نفس کشیدن با حضور خدا یعنی خود خود معجزه

و این تویی که راه و هدف را باهم می آمیزی و به سمت کمال با بی نهایت ماورای وجود ، برای رسیدن آرامش از بالاترین عیار طلای هم اکنون (زمان) استفاده می کنی


ی عذرخواهی بخاطر تاخیر در پاسخ دهی به سوالات نظرات . به اطلاع می رسانم به دلیل تغییر سرور سایت مرجع و کمبود فضای موقتی از پاسخ دهی به سوالات شما عزیزان تا پایان هفته جاری معذوریم و انشالله از 26 دی به مرور به قطع به سوالات گذشته نیز پاسخ داده خواهد شد . عزیزانی که برای مشاوره با استاد پیام خصوصی با ایمیل فرستادن فقط کافی هست اسم خودشون به شماره ایشون (09358960503) پیامک کنند تا بتونن وقت تلفنی در اسرع وقت بگیرن . ظرفیت مشاوره خصوصی بهمن ماه هم در حال تکمیل هست و علاقه مندان می تونند هرچه سریع تر برای مشاوره خصوصی ماهانه (تلفنی) ثبت نام کنن


دانلود سخنرانی مشاوره ای از پیکو فایل


دانلود مشاوره تحصیلی از مدیا فایر




همایش قبل 17 دی ماه


همایش تفکر دی ماه (مخصوص داوطلبان نیمه دوم بازی)

همایش دی ماه استاد افشار


سه شنبه 17 دی ماه 1392
تو دریایی و من همش فکر آب ...

...این روزا سرشارم از امید و حس خوب

...سرشار از خواستن و توانستن

سرشار از عشق ...عشق به هدف ِ زیبام

عشق و امید به روزایی خوبی که در راهه

امید به دستانِ پر از بخشش و مهربونیه یگانه پروردگارم


حالا جاده ی ارزوهات برف شدن و این ردپای زیبای توست که داره تو روزای سخت خودنمایی میکنه...



با قدرت ادامه بده که پشت این روزای سرد...گرمای رسیدنه ...رسیدن به قله ارزوهات ...با اینکه سرمای این روزا پاهاتو بی رمق کرده و دستاتو بی جون اما گرمیه عشق به هدفت تو رگهات جاری میشه و میپاشه به ثانیه هات و یَخِشونو آب میکنه...و بهت شوق دوباره میده ...وقتی برمیگردی و نگاه میکنی به همه روزایی که موندی و ادامه دادی لبخند رضایت  رو لبت میشینه و حس ادامه دادن تو دلت چندبرابر میشه

دانلود همایش از مدیافایر

دانلود از پیکو فایل

پذیرش مشاوره تلفنی ماهانه (برنامه ریزی،نظارت و آموزش)
فقط برای 4 نفر ظرفیت خالی

توسط دکتر افشار
علاقه مندان برای ثبت نام پیامک بفرستن : 09358960503


همایش دی ماه استاد افشار

اگه می خوای رو اوج باشی باید تند تند بال بزنی

منت خدای را عزوجل،که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت.

 

هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات.

 
پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب

سلام به همه

همه ی کسایی که برای زندگی دنبال بهونه میگردن...

اگه می خوای رو اوج باشی باید تند تند بال بزنی

 این روزا  هوای بارونی و برفی فوق العاده و بی نظیره...

و انرژی مضاعفی رو بهمون منتقل میکنه...

 از پنجره به بیرون نگاه می کردم، به بارونی که تند و تند می بارید و

که یکدفعه چشمم افتاد به پرنده هایی که در حال پرواز کردن تو اسمون بودن ،

یه پرنده رو دیدم که با وجود اینکه قطره های بارون

 

تند و تند بهش می خوردند بازم بال میزد اینقدر تند، تند بال میزد که فکر کردم

حتی برخورد ضربه های بارون رو  روی بالهایش حس نمیکنه!

و خیلی سریع اوج گرفت و بالا رفت و کوچیک شد...

چشمم بهپرنده ی دیگه ای افتاد که کمی بال زد و بعد پایین اومد و

رویسقف خونه ای نشست .

 

چند دقیقه اونجا نشست و هیچ حرکتی نکرد ...

بارون دیگه بند اومده بود ولی اون پرنده هنوز نشستهبود.

بعد هم رفت و روی زمین پشت بام یه خونه دیگه نشست..

اما اون پرنده اولی با وجود اون بارونشدید بال زد و بالا و بالا تر رفت...

خدا با پدیده های اطرافمون با ما حرف میزنه ...

همه اینا نشانه ها هستند...

با دیدن اون پرنده ها یادم اومد که:

 اگه می خوای رو اوج باشی  باید تند تند بال بزنی...

 

زندگی جای توقف نیست . اگه وایسی می افتی!

 

می افتی و به عقب میری یا همون جایی که هستی باقی میمونی...

 

یاد جمله ی اقای گابریل گارسیا مارکز افتادم که میگن:

همه دوست دارند که در اوج باشن و در اوج زندگی کنن

 

اما چه زود راه رسیدن به اوج را فراموش میکنند...

 

ادما چه زود یادشون میره هدفشون رو ...

مسیری رو که میدونن چیه و اونا رو به هدفشون میرسونه

 

اما واردش نمیشن!...

نمی خوام نمی خوام که تو مثل اون کبوتر دومی که فقط تماشاگر بالا رفتن و اوج

 

گرفتن بقیه کبوترا بود تماشاگر اوج گرفتن دیگران باشی...

بشینی و برای دیگران دست بزنی ...

 

تو به این دنیا نیومدی که تماشاگر باشی! ،

اومدی که مثال بشی ،

بزرگ بشی و به اوج برسی.

 

خودت میدونی باید چیکار کنی ...

اما قبل از هر چیز اول باید خودت خودتو باور کنی

اگه خودت به اهداف خودت بخندی ، که چه طور ممکنه من به هدفم برسم

انتظار داری کائنات چه جوابی بهت بده ! تو حتی خودتو باور نداری!

اما همش میگی من باید اول بشم و ...

پس قبل از هرچیز به خودت اعتماد کن مطمئن باش که اگه بخوای میتونی

چون غیر ممکن وجود نداره !

اینو خیلیییییییییییی از انسانهای موفق اثبات کردن...

صحنه های پیروزیتو توی ذهنت مرور کن ،

اگه فکر میکنی خودت رو باور نداری از خودت بپرس چرااا؟

چرا من نتونم اول باشم ؟؟!!

 بعد ایراد کارت رو پیدا کن و حذفش کن

اون وقت به خودت ایمان میاری که میتونی اول بشی

چون ایراد کارت رو پیدا کردی...

این جمله ی اقای بیل گیتس رو خیلیییی دوست دارم:

بارها به خود گفته ام وقتی همیشه قرار است یک نفر اول شود

چرا ان نفر مننباشم؟

هیچ وقت برای این سوال جوابی پیدا نکرده ام که مرا وادار به عقب نشینی کند.

اگرقرار باشد کسی اولین باشد ان فرد باید بیل گیتس باشد .

به من بگویید چرا نه؟تا از حرف خودبازگردم...!!

پس با تماااااااااااااام قدرت   بجنگ ،

حتی اگه همه ی اطرافیانت تماشاچی هستن تو بلند شو و

 

                                         پرواز کن...

واسه رسیدن به هدفت نباید ساکن باشی ،

باید تند تند بال بزنی تا نیفتی...

 

و یادت باشه که:

 

 "انسان های موفق کارهای متفاوتی انجام نمیدهند

بلکه کارها را به شیوه ای متفاوت انجام میدهند..."


میخوام یه بار دیگه این سوال رو از خودت بپرسی :

ایا هرچی داشتی واسه رسیدن به هدفت گذاشتی؟!!!( چیز کمی نیست همه ی زندگیشون !

خیلی حرفه ...زندگی ای که فقط  یکبار به هر انسانی عطا میشه ، )

ایا برای دیدن یه لبخند کوچیک

فقط یه لبخند کوچیک کسایی که تمااام زندگیشون رو برای من گذاشتن به اندازه

کافی تلاش کردم؟

                                  فقط یه لبخند کوچیک!


 این پست با پستهای قبلی ام یه کم متفاوته ،

-وقتی که به دنیا اومدم نمیدونم چه شکلی بوم مامانم میگه

خیلیییییییییییییییییییی بامزه و دوست داشتنی بودم!

 

مامانم ایــــــــــــــــــــنقدر دوستم داشت که از همه ی همه ی

ارزوهاش به خاطر من گذشت!


مامان میگفت یه ارزوی خیلی بزرگ داشته ولی

هیچ وقت نتونست بهش برسه...

میگفت

کوهی هست که بالای قله اش گلی هایی هستن که

هرکی بچیندشون همه ی ارزوهاش بر اورده میشه...

اما حیف که من دیگه پیرم و...

یه کم فکر کردم

اره من باید میرفتم و ارزوی مادرم رو براورده میکردم

اخه اگه اون نبود من به هیچ کدوم از ارزوهام نمیرسیدم ...

اگه اون نبود شاید منم هیچ وقت نبودم ...


این بود که تصمیم گرفتم

این تصمیمم رو به  دوستام گفتم اونا بهم خندیدن



چپ چپ نگام کردن!!


گفتن تو ! تو میخوای بری بالا عمرا نمیتونی!

تو هیچ وقت نمیتونی به ان هدفت برسی ، تو کوچکتر از این حرفایی...

تو...

اولش ناراحت شدم اما ...


اما من همون لحظه یاده مادرم افتادم که  برای اینکه

من به ارزوهام برسم

از همه ی زندگیش گذشت...


دیگه صدای اونا رو نمیشنیدم...

انگار نا شنوا شده بودم

از اونا جدا شدم و با خودم عهد بستم

 

 باید ارزوشو بر اورده کنم

حتی اگه بمیرم...!!!

به بهترین دوستم گفتم


اون بهم هیچی نگفت و رفت...

چند روز بعد دیدم که اون خودش عزم سفر کرده و رفته  تا گل ارزو بچینه!

خیلییییییییییییییییییی عصبانی و ناراحت شدم یه حس عجیبی داشتم ،


رفتم خونه وشروع کردم به گریه

مادرم که تعجب کرده بود منو دید و گفت چی شده؟

من همه چیزو براش گفتم و او گفت:

حالا میخوای چیکار کنی پسرم؟

گفتم :من تصمیمم رو گرفتم مادر میخوام برم و هر طور که شده اون

رو از قله میارم پایین

تمااااااااااام تلاشم رو میکنم و اونو به پایین میکشم ، تمام هدفم اینه ...

مادرم دستم رو گرفت و من رو نزدیک رشته کوهای متعدد اون ناحیه برد


نگاه کن پسرم چی می بینی؟

نگاه کردم ، روی هر قله ای افراد مختلف و زیادی بودن که

هر کدوم مسیر خودشون رو میرفتن...


یکی با چوب

یکی با طناب

یکی با دستاش

یکی....

گفتم اوه مامان چقدر زیادن...

مادر گفت : ببین پسرم هیچ کس نمیتونه جلوی تو رو برای رسیدن

به هدفت بگیره

تو مسیره خودت رو داری و دوستت هم مسیر خودش

قله ی تو برای تو ائه

حالا این تویی که تصمیم میگیری که برسی به اوج قله ات یا 

پشت کنی به قله ات و

بالا رفتن دیگران رو ببینی همه ی زندگی و هدفت رو بذاری

برای پایین کشیدن دیگران که

در این صورت اونا مسیر خودشون رو میرن بالا اما تو همونطور

پایین ایستادی تا بتونی

دیگران رو هم بیاری پایین...

برای چی؟

ایا اینطوری تو میری بالا و به هدفت میرسی؟؟

ایا بالا رفتن یا پایین رفتن دیگران تاثیری در رسیدن تو به هدفت داره؟؟

یا میتونی بایستی پایین و برای بالا رفتن انها دست بزنی و بگی ،

اون طناب داشت و...

من نداشتم

اون ...

هیچ چیزی جز تلاش و پشتکار تو نمیتونه تو رو به اوج قله ات برسونه... 

کافیه خودت رو + توانایی هایت ( که فقط مخصوص توائه)

باور داشته باشی...

حسادت فقط تو رو پایین قله ات نگه میداره...

اینم یادت باشه هیچ وقت هیچ کس نمیاد و بگه

بفرمایید این موفقیت شماست تقدیم به شما و

تو رو بالا ببره!!


خودت باید به دستش بیاری!!!

یه کم فکر کردم ، حق با مادر بود ...

تصمیمم رو گرفتم

متشکرم مادر من اون گل رو به دست میارم

مادرم گفت برو پسرم ولی یادت باشه

وقتی خسته شدی واینسا بدو!!!!!


از کوه بالا رفتم با قدرت و پر انرژی خیلی از مسیر رو بالا رفتم

به نیمه های راه رسیده بودم

خسته بودم ...

توی راه یکی از دوستای قدیمیم رو دیدم

کمی باهاش صحبت کردم که یکدفعه 

شروع کردم به قضاوت کردن راجع به یکی از دوستام

داشتم ادامه میدادم که دوستم گفت وایسا !

چرا قضاوت میکنی؟

تو چه میدونی چرا ؟! و دلیلش چیه؟!

اصلا به ما چه ربطی داره!

مهم نیست دیگران چیکار میکنن

یادت باشه وقتی که میذاری واسه انالیز دیگران

فقط تو رو ازهدفت دور میکنه چه سودی داره

قضاوت کسی که جاش نبودی

دوستم راست میگفت اشتباه کردم

من باید فقط به فکر هدفم باشم...


توی این مسیر درسای زیادی گرفتم

هیچ وقت از حقم نگذرم...


یاد گرفتم اگه از یه مسیر رفتم و نشد از یه مسیر دیگه برم

اما نایستم و ناامید نشم...

  نباید تحت هیچ شرایطی کم می اوردم ...

آخرای مسیر پاهام خیلی درد میکرد خیلییییییییی

کفش هام رو در اوردم ...

فقط چشمام رو بستم و چهره ی مادرم و تلاشهایش 

برای من رو یادم میومد ...

یادم اومد به خاطر من پا گذاشت رو ارزوهاش

حالا من چطور میتونم از زندگیم براش نگذرم

چطور میتونم برگردم توی و چشمای پر از امید و مهربونش

نگاه کنم و بگم

نتونستم!!!!

نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

هرگز نمیذارم

تا وقتی که نفس میکشم نمیذارم

پاهام زخم شده بود

و خون میومد اما با وجود درد بالا رفتم

رفتم

رفتم

و بالاخره به اوج قله رسیدم و ...


دستام کوچیک بود

ولی تونستم

و لبخند واقعی شو دیدم


 

 برای همــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ی

دنیام جنگیدم

و میجنگم...

تو برای همه ی دنیات آنطور که باید میجنگی؟؟؟؟



به هدفت و اینکه بهش میرسی باور داشته باش.
حس پیروزی رو تو چهره ات نشون بده.بگذار بقیه هم با دیدن تو قانع شوند که

تو میتوانی..

چشم رو هم بزاری تیر93 اومده و باید نتیجه ی 1 سال زحمتتو ببینی...

بیا ماشین زمان رو بگیر دستتو خودتو ببر به تیر93...

ببین از خودت راضی هستی؟!ببین این 1سال واقعا بهش می ارزید؟!

بخدا اگه بدونی چه لذتی داره پیروزی....

چه لذتی داره وقتی 1سالتو نگاه کنی و پشیمون نشی.

تا حالا شده از 1 اتفاقی پشیمون شی اما بهت فرصت بدن که جبرانش کنی؟

بیا این فرصتو به خودت بده.

بزار تیر93 خوشحال باشی.هی افسوس نخوری .اگه اینکارو میکردم!!!اگه کمتر smsبازی میکردم!!!!!اگه یه خورده مهمونیو tvرو کمتر میکردم!!!!حتی اگه اینترنت انقدر نمیومدم!!!!و هزارتا اگر دیگه که وقتی ده هزاربارم تکرار کنی چیزی عوض نمیشه.


پس فرمون زندگیتو دست بگیر.

بلند شو ...استارت بزن...

زاویه ی دیدتو عوض کن.


بزار متفاوت باشیو البته قابل تحسین.

و این همیشه یادت باشه که

پنیر مجانی فقط تو تله موش پیدا میشه.

پس بیا تصمیم بگیرو به خودت قول بده زندگیتو خودت بسازی نه تقدیر.

و تو این راه کسی بیشتر از خدا همراهت نیست.

بهترینها مال شماست اگر فعل خواستن رو صرف کنید.


اگه تو بخوای مطمئن باش که میتونی

کافیه که بخوای چون

impossible is impossible


- از شکستت درس بگیر و فکر نکن که با دست روی  دست گذاشتن و نا امید شدن

چیزی عوض میشه. نه دنیا داره میره و منتظره تو نمیمونه پس نذار که این ثانیه هات

هم از دست برن.

یه جمله است که شاید خیلی شنیده باشید ولی دوست دارم دوباره بگم تا یادتون

بیاد :انسان ها هیچ وقت شکست نمیخورند بلکه تلاش کردنشون رو متوقف می کنن.

پس تلاشتو متوقف نکن چون توام به سهم خودت میتونی خیلی چیزا رو تو این دنیا

عوض کنی...

چون تو منحصر به فردی پس باید و باید منحصر به فرد حرکت کنی.

با توکل به خدا شروع کن چون خدا تنها کسیه که تا ته ته دنیا

باهاته و دستت رو میگیره تا تو رو به هدفت برسونه. پس توام دستشو محکم بگیر و

رها نکن...

و نهاااااااااااااااااااااایت تلاشت رو انجام بده تا به اهدافت برسی.

شخصی از اقای ساکریت اسرار موفقیت او را پرسید ...

ساکریت به او گفت که با او به رودخانه برود تا به او بگوید.ساکریت داخل اب راه رفت

و از مرد خواست که با او برود... وقتی اب رودخانه بالا امد تا به شانه ی ان ها رسید

ساکریت گردن ان مرد را گرفت و او را به داخل اب غوطه ور کرد! مرد دست و پا زد...

اما ساکریت قوی بود . بعد از چند ثانیه ساکریت به او کمک کرد و او را بالا کشید.

مرد نفس عمیقی کشید . در ان لحظه ساکریت از او پرسید :

در هنگامی که داخل اب بودی چه می خواستی؟

مرد جواب داد :هوا 

ساکریت سری تکان داد و گفت این کلید موفقیت است.

وقتی موفقیت ان قدر برایت مهم است که مثل هوا به ان نیاز داری انگاه به تنهایی

ان را به دست می اوری. راه دیگری وجود ندارد.

- پس باید هدفمون اینقدررررر برامون مهم باشه که واسه ی رسیدن بهش تمام

 

تلاشمونو را بکنیم و هر چی داریم بذاریم ...

اگر تو بخوای میتونی همه ی داستانو عوض کنی یه جمله ی خیلی زیبا از

اقای بیل گیتس هست که میگه :

مهم نیست که فقیر به دنیا میاید ،ولی خیلی مهمه که فقیر زندگی می کنید یا نه ...

دوست داری در اینده چه جوری باشی ، چه جوری زندگی کنی؟؟؟

پس همون کارهایی رو انجام بده که تو رو تبدیل می کنه به چیزی که دوست داری

باشی ...

گذشته ها رو فراموش کن ، هرکی در گذشته است ، در گذشت است...

از همین الان نه از فردا ، همین الان شروع کن و واسه هدفت تمام تلاشت رو

انجام بده ...

از همین الان...

هرگز داشته هايت را دست كم نگير...

 

قبل از اینکه در مورد کسی قضاوت کنید
لطفا چند قدم با کفش هایش راه بروید

به امید موفقیت شما عزیزان و دوستان از طرف سعید از مناطق (دوستان گفتن دیگه نگیم این قسمت رو )استان ایلام .....



اگه می خوای رو اوج باشی باید تند تند بال بزنی

هر وقت هرچی داشتی گذاشتی خدا اولت میکنه ،

 

 

 

 

 

سلام یه سلام پر از انرژی ........

امیدوارم امروزتو عالی گذرانده باشی و وقتی سر تو رو بالش میذاری بگی خدایا

شکرت، امروزم عالی بود امروز خیلییییییییی از خودم راضی بودم .....

اگه از خودت راضی نیستی چرا یه کاری نمیکنی که این رضایت به دست بیاد؟؟؟!

چرااا؟ مگه چقدر فرصت داریم که این همه هم یه جوری بگذرونیم که اخرشم از

خودمون راضی نباشیم ...

مگه یادت رفته که چه هدف های بزرگی داشتی و داری؟

مگه یادت رفته که واسه رسیدن به هدفت باید بجنگی؟؟؟

 چرا نشستی و به حرفای اطرافیانت توجه میکنی ..

به انرژی های منفی شون ...  

فرصتتو از دست نده و برای رسیدن به آرزوهات بجنگ..

و یادتون باشه که: غیر ممکن غیر ممکنه...

 

- یک سوال ازتون دارم:

1. آیا الان و توی این لحظه از خودتون راضی هستید یا نه؟

 و اگه نه چرا؟


این داستان بی نظیر داستان

 

زندگیما ادماست  که 3 دسته شدیم،

یه دسته محکم و استوار

یه دسته تا یه جاهایی از مسیر رو              

      

میرن ولیبعد...

یه دسته هم که بازنده شدن براشون

مهمنیست و  ...

شما جز کدوم دسته هستید؟

هر وقت خسته شدی و ناامید ، یاد

چهره یکساییبیافت که تماام

زندگیشون روبرایتو گذاشتن...

یاد لبخند مادرت که وقتی موفقیتت

رومیبینهانگار  تمام دنیارو بهش دادن ،

و همه ی زندگیشو برات  گذاشته که تو ....

یاد دستای پدرت که با تمام وجودش

زحمت میکشهبه امید اینکه تو به ارزوهات برسی...

یاد ستاره دریاییت که باید نجاتش بدی حتی اگه یه دونه است...

یاد کسایی که با تلاش تو بشه که دنیاشون عوض بشه ...

یاد...

یاد خیلیا که دیدن لبخند و خوشحالیشون به اندازه ی تمام دنیا می ارزه ...

یاد خودت که به خودت قول دادی که ...

یاد خدای بزرگی  که بهت فرصت داده که ارزوهاتو بسازی...

یادت باشه که:

هر وقت هرچی داشتی گذاشتی

خدا اولت میکنه ،

شک نکن ...

وقتی پاهات خسته شدن

با قلبت بدو...



با قلبت بدو

نه با پاهات ...

 

 

باور کن میتونی هر ناممکنی رو ممکن کنی ،

وگرنه هیچ وقت بهت فرصت داده نمیشد!!

"شما نمیتوانید زمانیکه لباس شکست پوشیده اید

از نردبان موفقیت بالا روید"

هیچ مانعی را باور نکن

the dream isnt what you see in  sleep

dream is the thing which dosent let you sleep

 

هر جا هستی و توی هر رشته ای که فعالیت میکنی بهترین باش ... بهترین

سعی کن تمام تلاشتو انجام بدی که بهترین در کاری که در حال حاضر در حال

انجام اون هستی تبدیل بشی...

"اگر کسی رفتگر خیابان است باید طوری خیابان را جارو کند که میکل انژ

مجسمه سازی میکرد و بتهوون سمفونی می ساخت ... شکسپیر شعر

می سرود ... و ....او باید طوری خیابان را جارو کند که رهگذران اسمانی و

زمینی توقف کنند و بگویند اینجا یک رفتگر بزرگ زندگی می کند که کارش را

فوق العاده انجام میدهد".                                    

                                                                              "Martin Luther king"


نبرد های زندگی همیشه به نفع قویترها پایان نمی پـذیرد، دیر یا زود برد با آن کسی است که بردن را باور دارد ...
بردن را باور داشته باش!


                                                                                                                 (ناپلئون بناپارت)

 

از دفتر روزنامه ای که در آن مشغول به کار بود اخراج شد
 
چرا که رئیسش فکر میکرد تخیل خلاقیت و ایده های خوب ندارد.
 
والت دیزنی: موسس شهر بازی دیزنی لند و شرکت والت دیزنی 
 
(آفریننده میکی موس سفید برفی و..) برنده ۲۲ جایزه اسکار .

 

 

پس از جدایی از همسر از دست دادن شغل و مرگ مادرش کتابی نوشت

که دوازده بار توسط انتشارات مختلف رد شد

 
جی کی رولینگ نویسنده سری کتابهای هری پاتر : پردرآمد ترین 
 
نویسنده تاریخ و برنده عنوان “تاثیر گذار ترین زن بریتانیا”.


 
 
معلم مدرسه اش به او گفته بود که زیادی احمق است و هیچ چیز یاد نخواهد گرفت.
توماس ادیسون دارنده امتیاز ۲۵۰۰ اختراع که مهم ترین آنها لامپ الکتریکی است.

 

 

توسط کمپانی سازنده موسیقی رد شدند چرا که کمپانی از صدا و

موسیقی با گیتار آنها خوشش نیامد

گروه بیتلز: تاثیر گذار ترین گروه موسیقی قرن بیستم با فروش جهانی

تا ۱ میلیارد نسخه از آثار.


 
 
تا سن چهار سالگی قادر به حرف زدن نبود.اطرافیان او را “فردی غیر اجتماعی با
 
رویاهای احمقانه” میشناختندآلبرت انیشتن نظریه پرداز نسبیت و برنده جایزه نوبل فیزیک. 

 

 از تیم بسکتبال دبیرستانش اخراج شد و به قول خودش بارها و پشت سر هم

 
شکست خورد
مایکل جردن بسکتبالیست حرفه ای سابق و معروف با عنوان بهترین
 
بسکتبالیستی که تا به حال بوده است.

نگذارید هیچ چیز و هیچ کس جلوی شما را برای رسیدن به موفقیت

بگیرد……

تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتند تا ببینند

چند ساعت دوام میاورند،حداکثر زمانی که موشها توانستند دوام بیاورند

17 دقیقه بود.

سری دوم موشها را با توجه به اینکه حداکثر 17 دقیقه می توانند زنده بمانند

به همان استخر انداختند،اما این بار قبل از 17 دقیقه نجاتشان دادند.

بعد از اینکه زمانی را نفس تازه کردند دوباره انها را به استخر انداختند.

حدس بزنید چقدر دوام آوردند؟

26ساعت !!!!!!!!!!!!

پس از بررسی به این نتیجه رسیدند که علت زنده بودن موش ها این بوده است که

انها امیدوار بودند تا دستی باز هم انها را نجات بدهد و توانستند این همه دوام بیاورند!


امید، قوه محرک زندگی است.

ساموئل اسمایلزو

 


هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون
اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید !

همیشه به
قدرت کلمات فکر کنید .
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره...


پس :

همیشه ....

مثبت فکر کنید !

و بالاتر از اون

کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید !

و همیشه باور داشته باشید :
 
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم...


به امید لذت هدف و موفقیت شما عزیزان و دوستان از طرف سعید از مناطق فوق محروم استان ایلام .....



 

 


هر وقت هرچی داشتی گذاشتی خدا اولت میکنه ،

میتونی دنیات رو عوض کنی...

سلام مجدد .........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادیسون قبل از رسیدن به موفقیت 1000 بار شکست خورد

شما بعد از چند بار شکست تسلیم شدید؟!!!!

فقط بعد از یکبار؟!

روزی خبرنگار جوانی از ادیسون پرسید اقای ادیسون شنیده ام برای

اختراع لامپ تلاش های زیادی کرده اید اما موفق نشدید .

چرا پس از ۹۹۹ بار شکست همچنان به فعالیت خود ادامه می دهید؟

ادیسون با لحن خونسردی جواب میدهد "

ببخشید اقا  من ۹۹۹ بار شکست نخورده ام بلکه ۹۹۹ روش یاد گرفته ام

که لامپ چگونه ساخته نمیشود.

"اشخاص عادی با تجربه اولین شکست دست از

تلاش بر میدارند و به همین دلیل است

که در زندگی با انبوه اشخاص عادی و

تنها با یک ادیسون رو به رو هستیم.

                                                                                                      "ناپلئون هیل"

تنها راز

موفقیت

تویی!

خودت رو باور کن

فقط اگه خودت رو باور کنی

میتونی دنیات رو عوض کنی...

یه وقتایی خسته و ناراحت میشی و شاید نا امید !

اما بلند شو و

چشمات رو ببند چهره ی کسی رو تصور کن که

تو مسئولی

لبخند رو رو لباش بنشونی ،

شادی رو چشماش بیاری و

ارزوهاییش رو که به خاطر تو فراموش کرده برایش بسازی

تو رو خدا برای ارزوهات ، برای ارزوهاش

بجنگ....

خودت باش اونطور که دوست داری

 

اونطور که ارزوته

 

اونطورکه خوشحال هستی

 

 

بزرگ فکر کنیم و یه جوری به اطرافمون نگاه کنیم که :


"کاش عظمت در نگاه تو باشد


 نه در ان چیزی که به ان مینگری"

"من اگر در پوست گردو اسیر و محدود باشم باز می توانم خود را

پادشاه فضای
بیکران بدانم"
                                          

 

                                              "شکسپیر کتاب هملت نمایش ۲"

همه رویاهای ما می توانند محقق شوند، مشروطبر

اینکه ما شجاعت دنبال کردن آنها را داشته باشیم.

                                                                                                       "والت دیسنی"

وقتی یه کاری رو شروع کردی حق نداری نیمه کاره رهایش کنی ...

تا اخرش باید بری

برنده ها کسایی نیستن که خوب شروع میکنن بلکه

کسانی هستن که خوب تموم میکنند..





"قدرت قلبی ایمان داشتن به موفقیت ،

اگر باور نداشته باشی

مهارتت هم به چشم نمیاد!!!

زمان برای تو به عقب برگشته

از همین حالا شروع کن

و اونی شو که باید بشی..."

به امید موفقیت شما عزیزان و دوستان از طرف سعید از مناطق فوق محروم استان ایلام .....



میتونی دنیات رو عوض کنی...