close
تبلیغات در اینترنت
مشاوره تلفنی کنکور علیرضا افشار ـ انتخاب رشته تلفنی کنکور۹۸ - 58
دنبال کردن مطالب از طریق فید RSS دنبال کردن مطالب از طریق تویتر

مشاوره کنکور رایگان علیرضاافشار

*** جهت عضویت در """ کانال تلگرام """ مرکز مشاوره کنکور علیرضا افشار alirezael کلیک کنید ***

اطلاعات کاربری


عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

جستجو مشاوره


مشاوره های پربازدید

متن زیبای (ارسالی)


 سلام . امیدوارم که حالتون خوب باشه و پر انرژی تو فکر درس ها باشین

 هفته ها پیش یکی از دوستان همین سایت خودمون یک متنی رو برام فرستاده بود که خوندش رو به شما هم پیشنهاد میدم

 شاد و پیروز و سرزنده باشید

با تشکر از خانم همت

صفحه اول ( برای بزرگنمایی بروی تصویر کلیک کنید )



صفحه دوم ( برای بزرگنمایی بروی تصویر کلیک کنید )



امیدوارم که بچه های تهران به همایش بچه های شریف برن

دو درخواست کوچولو دیگه هم اینکه لطفا" از چت روم درست استفاده کنید. مال خودتون هست محیطش

دومی هم اینکه اون دسته از کنکوری هایی که میخوان از من وقت مشاوره تلفنی بگیرن تا قبل از عید به شماره خودم پیام بدن 09358960503

 با تشکر از همه شما عزیزان :علیرضا افشار

همایش مشاوره ای اسفند ماه استاد افشار


...در هر لحظه که هستید اجازه ندهید که دچار به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه


بگذارید که بعضی لحظات تاسف بار که برای هر انسانی پیش می آید، شما را به


یاس و ناامیدی بکشاند.


در آرامش تمام سعی خود را در جهت ساختن یک انسان منحصر به فرد انجام دهید


و در نهایت با رضایت بگویید:



 من آنچه در توان داشته ام انجام دادم ام




 

لطفا با ارسال نظرات و بازخوردهای خود و نیز معرفی مجموعه ما به دوستان خود و تکثیر فایل


همایش ها ما را مشمول انرژی های مثبت خود کنید.

و همچنین قلب استاد عزیزمان که چند روزی در بستر بیماری هستند را شاد کنید. تمامی نظرات و سوالات شما عزیزان به مرور تا پایان هفته توسط استاد پاسخ داده خواهند شد.

 از اینکه در کنار شما هستیم و با شما در پیچ خم های پرشیب زندگی همراهیم خرسندیم

  فایل صوتی این جلسه رو در ادامه مطلب دانلود کنید



جهت هماهنگی جلسات مشاوره ای تلفنی فقط از طریق پیامک با شماره مستقیم استاد افشار در ارتباط باشید
09358960503


دانلود فایل همایش لینک اصلی


دانلود فایل همایش لینک کمکی

همایشی متفاوت

با سلام

 با امید توفیق روز افزون برای تک تک شما عزیزان

 امیدوارم که حالتون خوب باشه و تو شبهای زمستون دلاتون گرم باشه

 این همایش متفاوتی هست از یکی از جلسات بهمن ماه از طرف استاد افشار برای اعضای سایت

بزودی هم مقالاتی زیبایی رو برای شما در سایت قرار خواهیم داد .


 لینک دانلود اول                   لینک دانلود کمکی



******www.alirezael.ir*******
شماره تماس استاد افشار جهت مشاوره حضوری ، خصوصی (ماهانه) ، جلسه ای ،تلفنی (شهرستان ها) و همین طور دعوت برای سخنرانی در جلسات : ۰۹۳۵۸۹۶۰۵۰۳

به علت استقبال پرشور شما عزیزان برای دریافت مشاوره های استاد افشار؛ وقت مشاوره های جلسه ای و نوبت دهی آنها به صورت تلفنی به کمتر از دو روز کاهش یافت

 برای رزرو نوبت مشاوره جلسه ای تلفنی یا حضوری به شماره مستقیم ایشون پیامک بدین


09358960503

کارگاه مشاوره ای هفته چهارم بهمن

با سلام . ضمن آرزوی موفقیت برای همه شما کنکوری های عزیز؛ خوشحالیم که بازهم کنار شما در پیمودن راه پیچ و خم موفقیت سهمی کوچکی خواهیم داشت . امیدواریم که به دور از خود درمانی ها و در کنار توصیه های مشاوره ی مفید بتونید گام های محکم و استواری در جهت اعتلا و پیشرفت خود داشته باشید.


موضوعات مورد بحث در این همایش یک روزه

افزایش ساعت مطالعه

افزایش تست

ارتقا تراز

خواب آلودگی

تمرکز حواس

تعهد به تصمیم ها

استمرار مطالعه خوب و ثبات انگیزش

اشتباه در جلسه آزمون

و مهمتر از همه بحث های انگیزشی



لینک پیکو فایل 


لینک مدیا فایر  

کارگاه آموزشی، انگیزشی کنکور

با عرض سلام

 بعد از مدت ها بازهم نظر به مساعدت استاد گران قدر بر آن شدیم تا در حد توان ، شما را با جدیدترین جلسات کارگاهی و همایش های مشاوره ای ، آموزشی و انگیزش تحصیلی همراه کنیم

در این جلسه حدودا نیم ساعت اولین جلسه بحث کارگاهی کلوز و ریدینگ زبان انگلیسی (بصورت فشرده) بیان شده است و در حدود چهل دقیقه بحث انگیزش تحصیلی

 نظرات خودتون رو راجب محتوا این فایل صوتی با ما در میان بذارین

 شما می تونید این جلسه رو از لینک یکی از دو آپلود سنتر زیر دانلود کنید .

شماره تماس استاد جهت مشاوره حضوری،خصوصی(ماهانه)،جلسه ای،تلفنی و همین طور دعوت برای سخنرانی در جلسات : 09358960503 . حتما قبل از تماس پیامک(SMS) بدین .در پایان از طرف استاد تشکر می کنم از جو خوب و سالم انجمن سایت .

        

         لینک اول 

         

          لینک دوم 

خدا و لحظات حساس

سلام به دوستان عزیزم؛آیا تا به حال به این موضوع فکر کردین که قرار نیست که هنگام کنکور یا هنگام بیماری یا تنگدستی به یاد خدا بیفتیم ؟



  خدا برای همه ی زندگی ما، قانون و نفشه داده است .اگر ما به آیین نامه ی خدا عمل کنیم آرامش آن نصیب همه ی ما خواهد شد. همه ی زندگی ما کنکور و امتحان است .مگر ازدواج، انتخاب دوست و کار کنکور نیست ؟ مگر کسانی که مبتلا به طلاق شده اند در کنکور زندگی شکست نخورده اند ؟مگر کسانی که دائم شغل شان را عوض می کنند در کنکور کار شکست نخورده اند ؟

اگر ما می خواهیم مسائل زندگی مان را به بندگی تبدیل کنیم سه تا سوال راجع به آنها از منابع دینی بپرسیم : چیستی ، چرایی و چگونگی .ماهیت ،فلسفه و راه کار آنرا بپرسیم .اگر قرار است که کنکور ما بر اساس مسیر دین و بندگی باشد باید ببینیم که کنکور چیست .کنکور یک امتحان است. آیا مطالبی که من خوانده ام قابلیت این را دارد که من را وارد مرحله ی بعدی که دانشگاه است بکند. آیا شما به جوانان مجرد مطالبی را گفته اید که وارد کنکور متاهلی بشوند ؟ آیا آموزه های ما برای حاجی شدن حجاج کافی بوده است ؟پس چیستی کنکور، امتحان است . حالا چرا باید کنکور باشد؟ زیرا تا کنکور نباشد همه خودشان را قبول می کنند و تا امتحان نباشد فرقی بین قبول و مشروط وجود ندارد. معمولا ما در مسائل خودمان را بر حق می دانیم ولی وقتی محکی به میان می آید متوجه کمبودهای مان می شویم .خدا جهاد را قرار داده است تا مجاهد ازغیر مجاهد تشخیص داده بشود، کنکور ابتلاء گذاشته شده است تا صابر از غیر صابر مشخص بشود. در این کنکور یک عده اهل شکایت می شوند وعده ای صابر و عده ای شاکر می شوند. مثلا نقصی در اموال پیش می آید تا ظرفیت انسان مشخص بشود . حالا چگونه باید این کنکور را بخوانیم؟ یکی از مراحل آن خواندن درست درس ها است مثل مطالعه ی عمومی، خلاصه برداری، تست زنی، مباحثه، مرور خلاصه ها، فرمول بندی خلاصه ها  و مرحله ی عمده ی دیگر نیت خانواده و بچه ها است.بیشتر بچه ها بخاطر پدر ومادرهایشان برای کنکور استرس دارند . پدرو مادرها باید بگویند : خدایا رتبه ی بچه ی ما در محضر تو مهم است ، نیت بچه ی ما مهم است ، روحیه خدمت داشته باشد چه در رشته ی پزشکی یا مهندسی یا انسانی یا هنری. ما نباید به بچه مان بگوییم که باید در فلان رشته قبول بشوی زیرا این باعث استرس      می شود و این دستور دین ما نیست .شاید بچه ی شما ظرفیت آن رشته را ندارد .من دعا می کنم که تمام بچه هایی که نیت خدمت کردن را دارند در کنکور قبول بشوند. ما می خواهیم در کنار درس خواندن نیت های مان را درست کنیم. اعمال ما به نیت ماست. توصیه ی دین این است که ما در سحر درس بخوانیم. ما باید در این زمان خوراک مقوی داشته باشیم و ساعات خواب منظم داشته باشیم ،تلاوت قرآن داشته باشیم ،حتما نمازمان را اول وقت بخوانیم ،هنگام رفتن به امتحان ،چهار قل و آیت الکرسی را بخوانیم ،صدقه بدهیم و بگوییم :خدایا فهم ما را زیاد کن. در آخر ما نتیجه را به خدا واگذار می کنیم که اگر قبول نشدیم حتما حکمتی داشته است. اگر نیت ما درست باشد حتی اگز نتیجه هم به دلخواه نباشد ما ناراحت نیستم .شما در کنکور تلاش تان را بکنید و خدا نتیجه اش را به شما می دهد.

فرمول بعدی این است که از خودمان بپرسیم محدودیت(قانونمندی)عادلانه است یا محرومیت .عقل می گوید که خودت را در خوردن آب محدود بکن تا محروم از سلامتی نشوی ،هر آبی را نخور، آب سالم بخور وهر غذایی را نخور. ما درعرصه ی زندگی مان این محدودیت ها را قبول کرده ایم . مثلا کسانی که مشکل قند یا چربی خون دارند، قبول کرده اند که بعضی از غذاها برایشان خوب نیست زیرا سلامتی شان به خطر می افتد و از  آنها پرهیز می کنند. در سیستم رانندگی همه ی ما محدویت سرعت و خوب رانندگی کردن را قبول کرده ایم تا از سلامتی محروم نشویم، در سیستم دانشگاه هم این محدودیت ها را قبول می کنیم تا از اداره ی تحصیل محروم نشویم، در سیستم سیاسی احزاب هم محدودیت ها را قبول کرده ایم. عقل ما می گوید که محدودیت های قانون را قبول کن تا از بهره ی آن محروم نشوی .تبدیل زندگی به بندگی یعنی من قانون هایی که خدا برایم گذاشته است را قبول می کنم تا از وعده های خدا محروم نشوم .ما محدودیت هایی که دست ساز بشر است را قبول می کنیم بنابراین باید محدودیتی که دست ساز خدا است را هم قبول کنیم. کنکوری ها محدودیت هایی دارند مثلا نمی توانند با خودکار بنویسند یا با خودشان موبایل ببرند یا باید سرموقع بروند و این محدودیت را سازمان سنجش گذاشته است و هیچ کس نمی پرسد که چرا باید سر ساعت هشت در سالن ها بسته بشود ولی ما می پرسیم که چرا باید نماز صبح را قبل از طلوع سپیده ی فجر بخوانیم .اگر ما خلافی بکنیم عذرخواهی می کنیم و اعتراض نمی کنیم . پس ما به قانون پلیس اعتماد داریم . اگر ما این اعتماد را به خدا داشته باشیم کمتر اعتراض می کنیم و می پذیرم که خطا کرده ایم و عذرخواهی می کنیم .

ما محدودیت های الهی را رعایت نمی کنیم و هوس وعده های الهی را هم داریم و می خواهیم که تا خدا را خواندیم، خدا ما را اجابت کند. اربابی به رعیت خودش گفت که امسال گندم نکار و بجای آن جو بکار .بعد از مدتی ارباب دید که رعیت گندم کاشته است و به او اعتراض کرد .رعیت گفت : من گندم کاشته ام و دعا می کنم که جو در بیاید. ارباب تعجب کرد و خندید. رعیت گفت : من می بینم که توحرام می خوری و دروغ می گویی و قانون خدا را راعایت نمی کنی ولی دعا می کنی که به بهشت بروی، اگر با این کارها تو به بهشت بروی ، با دعا، از این گندم ها هم جو بوجود می آید. اگر شما قانون اسلام را در زندگی پیاده بکنید بنده می شوید.حضرت یوسف برای احترام به پدرش دیر از اسب پیاده شد، خدا نسل او را از پیامبری محروم کرد. پیامبران بعد از یوسف از نسل بنیامین است. خدا با کسی تعارف ندارد .اگر ما محدودیت ها را بپذیریم زندگی مان به بندگی تبدیل می شود.پس ما نباید فقط موقع امتحانات و کنکور نماز بخوانیم و دعا بخوانیم. ما عهد بسته ایم که بنده ی خدا باشیم و خدا هم ما را اجابت کند ولی ما به عهدمان عمل نکردیم و نتیجه اش این است که دعای مان اجابت نمی شود. نتیجه ی دست زدن به سیم لخت برق،برق گرفتگی است .اگر کسی این کار را انجام بدهد نتیجه ی کار خودش است. دکتر پرهیز می دهد یا توصیه می کند ولی بیماری یا سلامتی نمی دهد. ما باید در افکارمان محدودیت داشته باشیم .فکر ما باید قانونمند باشد .از فکر رها اندیشه های الحادی در می آید، از توی فکر رهای بدون کنترل ،سوء ظن به مردم و خدا از آن درمی آید. ما باید فکرمان را با قانون خدا تنظیم کنیم. دل و اعضای و جوارح ما هم باید کنترل بشود. اگر افکار، احساس و رفتار ما طبق قانون خدا باشد ، ما بنده می شویم. اگر من بزبان بگوییم که ای خدا، من بنده ی فقیر و ذلیل تو هستم ولی افکار و رفتار خودم را کنترل نکنم، در واقع خودم را مسخره کرده ام. ما گیج شده ایم و در طول سال با دستهای مان گناه می کنیم و می خواهیم در روز عاشورا با همین دستها سینه بزنیم. کسانی که قانون های دیگر را قبول دارند، باید قانون خدا را هم قبول داشته باشند زیرا خدا خالق همه ی عقل هاست، چرا ما ملتزم به این قانون نمی شویم ؟ ما همه دنبال آرامش هستیم. 


الابذکر الله تطمئن القلوب

حجت الاسلام استاد محمدمهدی ماندگاری

پیام مدیر


سلام

 چند روزی میشه محسوس و نامحسوس میام چت روم سایت و اوضاع رو رصد میکنم تا ببینم از چه قراره

یه جورایی برانگیخته شدم که برگردم به کار ولی بازم انگار هنوز بستر آماده نشده

 من صبرم زیاده ولی فرصت شما دوستان محدود هست . پس بچه های طالب کار و اهل کار خیر برای زمان گذاشتن و تبادل اطلاعات مفید در چت روم دور هم جمع بشن تا بحث های نامتعارف کنونی کم کم اک جمع بشه

 امیدوارم که نظرم به سمت اقدام های کوچک شما عزیزان دل جلب و از ساختن یک جمع مستعد با کمک شما در نیمسال دوم خاطر جمع بشم

 به همه اونایی هم که با انگیزه و اراده تصمیم دارن این نیمه بازی رو قوی و پر انرژی و کم نقص حرکت کنن خوش آمد و از همه دوستانی که خودشون رو ته خط رسیده فرض می کنند و روحیه تکاپو در آنها از بین رفته و دیگه کاری با 92 ندارن ، با کمال تاسف خداحافظی می کنم / دعا می کنم که همگی تون متوجه بشین ، چه کارهای بزرگی هنوز هم در این مدت باقی مونده ازتون برمیاد . توکل بخدا . در این روزهای سرد سلامت و دلگرم باشید


در آخر از همه بچه های فعال انجمن هم ممنون هستم و همه دوستانی که دورادور به دوستان شون کمک میکنن و مطمئنن خداوندچند برابر کار خیر را به صاحب آن باز می گرداند انشاا...

  افشار ( مدیر سایت )

نظرات این مطلب رو هم به احترام با ادبان جمع مون که تعدادشون هم میدونم کم نیست ، باز میذارم . تا با انرژی و قول هایی که بهم میدن اثبات کنن که هنوز هم می تونیم دوستان خوبی برای هم باشیم

تولدی دیگر برای کنکوریها

ی پست نسبتا" طولانی ولی با ارزش    

 در ضمن ممنونم از همه بچه هایی که در جهت تقویت جو اینجا تلاش می کنن


خوب چی بگم ... اصلا نمیدونم از کجا بخوام شروع کنم ولی باید بگم ... باید بگم چون دیگه نمی تونم تو خودم نگه دارم ... ولش کن چرا این حرفارو میخوای بگی ... ولش کن ... تو آدم بشو نستی . خدا چی بگم .. چی کار کنم ... بازم شد یه غروب جمعه بازم اون غم همیشکی ... یادمه اوایل خیلی ذوق و شوق داشتم وقتی جمعه میشد به خیال خودم فکر میکردم شنبه ، آره شنبه اول هفته بالاخره فردا میاد ... ولی الان چی ...یادش بخیر گفتم که از آزمون اول قلم میرم و ثبت نام میکنم و باهاش میخونم و ال و بل و ....بیچاره بابام هم حرفی نزد .. گفت اگه فک میکنی لازمه من حرفی ندارم ... الان چه جوری تو چشمام نگاه کنم ... آخه دیگه سنی ازش رفته ... خودم هم میدونم که بعد از بازنشستگی دیگه اون شغل سنگین رو انتخاب نمی کرد ... همش به خاطر من بود ... بنده خدا دلش خوشه داره برای من خرفت شرایط فراهم میکنه که درس بخونم .... خاک بر سرت ... با بابات هم رو راست نبودی ... بیچاره چقدر جلوم شرمنده شد وقتی اول سال خرج و دخل کلاس کنکورهای بچه های مردم رو بهش گفتم و ازش بازخواست کردم که چرا منو از اول نفرستاده غیرانتفاعی توپ . ولی داشت چک و قرارداد خرج و دخل کلاس کنکور و آزمون را میداد و امضا میکرد ، دقیقا میشد از چهره اش خوند که چقدر استرس پاس کردن اونا رو داره . بالاخره نمیگم وضعمون خیلی بده ولی خوب پول تو خونه ما از اولش با حساب و کتاب اومده . دیگه خسته شدم این پارک هم شده برام مرور جمعه های یه هفته در میون که از 7 از خونه میزنم بیرون و دم ظهر برمیگردم ... مث مترسک ... آره مثلا باید میرفتم آزمون میدادم ...دیگه روم نمیشه اونجا هم برم .. آخه چی شد ... چی شد به من ؟ دیگه از مرورش هم خسته شدم خیر سرم اون همه ادا و افه اومدم که من دانشگاه آزاد برو نیستم و جنمش رو دارم و میخونم واسه دولتی ... الان فکر میکنم که همون آزاد هم اگه ازم امتحان بگیرن هیچی نمیشم ...بدتر از همه اینه که وقتی اون خواهر کوچکترم ازم یه سوال درپیت حتی اول ، دوم دبیرستان هم میپرسه به خیال خودش چون من کنکوری ام و دیگه الان اینا رو فوت آبم ... اولش نمیتونم حلش کنم ... به قول خودمون لازمه یه تقلب به درسنامه اش بزنم. برام تکراری شد روزها و هفته ها ... دیگه کارم از امروز و فردا کردن و شنبه کردن ها و ... گذشته ... من انگار محکوم شدم به فنا ....آخه چند سال باید عقب بمونم ... چقدر باید به خودم و خدا قول بدم و بازم دست دست کنم ... از خودم متنفرم ... دیگه بدم میاد ولی این غرور لعنتی و ترس اجازه نمیده بیام و جلوی بابام و مامانم بگم ... " منو میبینی ... میبینی پشت کنکور موندم ... آره هیچی نشدم ... هیچی ... همون پارسالشم بهونه آوردم که کنکور اتفاقی خراب شد ...." دیگه ... کلاس کنکور کارم شده چاپ کردن از رو تخته وایت برد و هیچی نمی فهمم ... آخه خودم میدونم که چیزی از قبلش نخوندم ... سر آزمون ها هم فقط تو فکر تقلب و اینکه چشمای دزدم یه لحظه بره رو پاسخنامه کناری و از روش چند تایی رو شکار کنم ... امتحانات دی ماه هم که نگو ... از الان تو افسردگی پاس کردن فیزیک هستم . البته تابلو هست که معدله زیر 16 هست ولی خوب بازم برای اون بیچاره ها گفتم که مامان من من دارم واسه کنکور میخونم و معدل چهارم مهم نیست و حتی شاگرد اولمون هم کم شده ... خیلی برام سنگینه وقتی پسر خاله و عمه میپرسن که خسته نباشی ... چه خبر از کنکور ... داری کور میشی انقدر که درس میخونی و منم با فراموشی مدرن خودم و با یه لبخند تصنعی میگم بله ... قسمت بدش اینه که که میگن ایشالا امسال تهرانی دیگه .... نه دیگه هیچ جوری امیدی نیست ...این همه کتاب و .... تازه فک میکردم میتونم واسه هر درس همش رو بخونم و کار کنم ... خیر سرم ...ولی الان فقط باید یه دستمال بردارم و برم تار عنکبوت هاش رو پاک کنم . تازه یه چیز جالب بین خودمون باشه با این همه فلاکت چه شخصیت نارسیستی (خود شیفتگی) هم دارم. خودت هم میدونی هیچی نیستی ... هیچی ... الان همش فکر و خواب و خیال هست . انقدر سستی ها درم ریشته دونده که رفتم به سمت مسکن ها ... هم مسکن های جسمی و هم روحی . دلم میخواد گریه کنم که چرا ولی میدونم که هیچ چیز تغییر نمیکنه و درست نمیشه .. همون جور که از اول سال تا حالا هیچی تغییر نکرد . دیگه یه جورایی برام همه چیز محرز شده که این روزها هم میاد و میره و تموم میشه . همون جوری که روزها و هفته های و ماه های تقویم رو دیوار اومد و رفت و چیزی نشد. چقدر امید داشتم به اینکه این آرمون رفت ولی میشیم و درست و حسابی واسه آزمون بعدی میخونم و از این به بعد .... چی بگم که هر روز پول بستنی دابل چاکلت بالا و بالاتر میره و بازم لیونل مسی توپ طلاش رو گرفت و گل محمدی هم با پرسپولیس نتیجه میگیره و دختران حوا هم به جاهای جالبش داره میرسه و مذاکرات 5+1 و ایران در راه هست و آخر دی ماه و... هم گذشت ؛ ولی من هنوز تو مرحله مقدماتی خودم موندم . یه روزایی آزمون نمیدادم و میگفتم تابستون بیشتر از آزمون میخونم و پیش میرم ولی آخرش دیدم هیچی ...حتی کار بجایی رسید که گفتم تو خونه بمونم و فردا جمعه آزمون ندم ... چرا ؟ چون فکر میکردم که برم چون ترازم بد میشه ... حالم گرفته میشه ... کم کم این تبدیل شد به اینکه نمی رفتم ... چون اصلا چیزی بلد نبودم که برم و ازش تستی جواب بدم و وقتم گرفته میشد ... خودمونیم چه دم از وقت هم میزدم انگار تو اون چهار ، پنج ساعت اگه خونه بودم می شستم و درس می خوندم.

دخترم

مگه تو همون کسی نبودی یه دفتر خوشگل از اون فانتزی ها داشتی به نام دفتر عقاید و توش کلی سوال بود ... " البته سوالات غیر مجاز هم بود" اونجا خودم دیدم که نوشته بودی میخوام پزشک بشم ... یادت میاد به همه دوستات هم اونو دادی تا برات پر کنند تا براتون بشه یه یادگاری از دوران شیرین راهنمایی و دبیرستان ... کجاست ... کوش اون دختر ؟؟؟ یادت میاد آقا پسر عزیز ... آره خود تو سوم راهنمایی بودی عشق چی بودی ... بذار بهت بگم ... کانتراستریک ... عجب بازی بود ... به قول خودت کنار در A خف میکردی با اسنایپر و از اونجا منتظر گروه سیتی ها بودی ... یادت میاد چه حالی داشت اون لحظه طرف هد شات میشد ..... الان کجایی الان فرگت چنده ؟؟؟؟ بگو ببینم دمیجت تو بازی هم میشد 10 از 100 بازی رو ریست میکردی ... دلت میومد از اون مرحله به اون سختی که خیلی خوب ازش گذشتی دل بکنی ... ؟؟؟ کجاست اون رمز آسپیرین تو ؟ کجاست اون روحیه و انگیزه تو واسه اینکه بتونی بازم پیش بری ... خسته نشی و کولاک باشی .... کجاست اون دسته آتاری و میکرو که باهاش سوپر ماریو ( قارچ خور ) بازی میکردی ... ؟ الان لذت داشتن اتم تو بازی جنرال یا اون جک و جونورهای تخیلی بازی وار کراف رو وقتی توش برنده میشدی رو داری ... ؟ من عاشق اون موقع ات بودم ... میدونی چرا ؟ چون وقتی کم میاوردی بازم مرد بودی ... میرفتی و بازم باهاش کلنجار میرفتی با پیروز بشی ... تو همون آدمی ... دخترم تو همون دختر دل نازکی هستی که وقتی تو پارک ارم پیر مرد دست فروش رو دیدی به خودت گفتی من در مقابل این آدم مسئولم ... دلت سوخت و رفتی بهش کمک کردی ... با این حال که خودت پول همراهت نبود ... رفتی از مامانت گرفتی و بهش دادی ... الان تو کجایی بچه ....... الان که خودت همه چیز رو داری ... میدونی چقدر لذت داره اگه دکتر بشی ... دکتر خدایی ... همون کار خیر از دستت میاد برای اون آدم چند برابر انجام بدی .... پس بدون و درک کن که تو الان باید حرکت کنی .... حرکت کن .... خودت میدونی باید چی کار کنی ... میدونم که الان هم عروسک های بچگیت رو گذاشتی تو کمدت .... پیش خودمون بمونه ... با یکی شون ولی داری هر شب هم میخوابی . اگه داداشت به اون بی احترامی میکرد تو جیغت میرفت هفت آسمون ... انقدر به نسبت یه جسم بی جون احساس داری ... به یاد احساسات قشنگت بیفت که تو واقعا میتونی دل خیلی ها رو بدست بیاری و با شروع و تولد خودت مایه خیر و برکت های فراوون بشی . هنوز هم چشم اون پیر مرد فرسوده ... اون مادر فقیر و پدر شرمنده پیش خنواده اش به تلاش و دستای تو هست که بتونی کاری کنی. یادت میاد با اون دختر همسایه تون که یه روز در میون میرفتین خونه هم دیگه ، کاسه بشقاب ها و وسایل خاله بازی و پخچال و ماشین لباسشویی و سماور پلاستیکی و .... رو برمیداشتی و باهاش همون سناریوی بازی دفعه قبل رو اجرا میرکردی و چقدر لذت میبردی ؟ پس چرا میگی الان از کنکور و خوندن خسته شدم ؟ یادت میاد اون بچگی ها چقدر از دیدن یه کارتون لذت میبردی و حتی اگه مث راد رانر ( بیب ... بیب ) تکراری هم بود بازم نگاهش میکردی الان هم ولت کنند دوست داره عمو قناد و شکرستون ببینی .. مگه نه ؟ ولی خوب الان بزرگ شدی و باید با همون ذوق بچگی بچسبی به چیزای دیگه ای که میخواد آینده ات رو بسازه ....هنوز هم عاشق اون پسر بچه شکمو هستم که وقتی خوراکی میومد تو خونه تا تهش رو در نمیاورد بی خیال نمیشد ..... یادت مامانت اون رو کجا قایم کرده بود از دست تو ؟؟؟ ولی تو انقدر برات مهم بودی و انقدر تیز بودی که یک دو سه پیداش کردی ... الان خمود وخسته و مرده شه چرا .... ؟ به تک تک لحظلات قبلت نگاه کن .... دم به ساعت تو کوچه بودی ... از استپ هوایی زوو ... گل کوچیک گرفته و شاید هم قبلش کارت بازی و تیله بازی .... تمام عشقت این بود که پسر خوبی بشی تا اولین ماشین کنترلیت رو برات بخرن ... ار همونایی که پسر داییت داشت ... یادت میاد شب و روز خوابش رو میدیدی ... من از تو همون آدم او انتظار دارم ... کسی که با هدفش زندگی کنه  .... خودت رو پیدا کن .... پسر عزیزم ... پا عوض کردن رونالدینیوی و دریبل زیدانی رو چقدر تمرین کردی که بتونی تو مدرسه انجام بدی... یادت میاد رفتی تی شرت ورزشی پرسپولیسی ها که تبلیغات اون روزاش "تیدی" بود رو خریدی و شماره بازیکن محبوبت رو تا بخوای خودت رو به شخصیت و استیل بازی اون نسبت بدی ، پس چرا الان خودت رو شبیه یه کنکوری تاپ و فوق العاده نمی کنی ؟ ... یادت میاد سر یه گل با رفیقات بحث میکردی و بعضی وقت ها هم بازی بهم میخورد ... الان هم همون اندازه پیگیر باش ...قلعه وجودیت رو الان هم میتونی انقدر قوی بسازی تا مث خلیفه و پیگ و رت تو بازی جنگ های صلیبی غافل گیر بی انگیزگی ها نشه ... دخترکم تو هم که عاشق بازی وسطی بودی قدیما ... یادت هست به یه توپ که به سمتت میومد چطور نگاه میکردی ... یا میتونست بهت بخوره و بسوزی و بری بیرون و یا زرنگی کنی و بگیری و بشه برات " یه بل دارم دوسش دارم ، منتظر ...." اون موقع از اون توپ که شاید باعث سوختنت بشه میترسیدی که کلا بازی نمی کردی ؟ پس چرا الان به مشکلات به چشم همون توپی که میتونه برات بشه یه بل نگاه نمیکنمی .... ؟ بذار دیگه تیر آخر رو بزنم و دیگه چیزی نگم ... تو قبلا اگه احتمال شانس هم وسط بودی کلی ذوق و شوق داشتی و انگیزه ... یادت میاد با چه بد بختی از بابات یا پول تو جیبی و قلکت میرفتی آدامس TOY BOX و لپ لپ و تخم مرغ شانسی از اونایی که تو دلش یه قوطی زرد نگ بود میخریدی و تموم فکرت به اون جایزه اش بود ... الان که وقتش هست و حتی شانسی هم نیست ... عزیز دل بخونی و دل بدی ... مث همون سابق  بچه گی هات شک نکن که میشه و میتونی به همه هدف هات برسی ... من اون دختر کوچولویی رو دوست داشتم که انقدر تو خیابون نق میزد تا به بستنی قیفیش برسه ... الان هم نق بزن ... به مدل خودت ... زوم کن رو خواسته هات ... کجایی عزیز ... ؟ باور داشته باش که خدا نزدیک تو هست و عاشق اینه که تو همون پویایی رو داشته باشی .... خیلی بده اگه بخوای بری تو نا امیدی و طرف شیطون رو بگیری ... خدا به بنده هاش میگه : من به خاطر تو اون رو از درگاهم روندم و بیرونش کردم ، شیطان گفت خدایا من مخلص تو هستم و به تو تا آخر عمر بندگی و عبادت و سجده می کنم ولی به انسان نه ... و خدا هم انقدر که تو براش مهم بودی قید شیطون با اون همه سال سابقه نیک و پسندیده رو زد .. بعد حالا انصافه تو بری و دست بندازی گردن شیطون و به خدا توجه نکنی ...

وارد بازی شو ! چه چیزی را از دست می دهی ؟ همه با دست های خالی آمده ایم و با دست های خالی از این دنیا می رویم .. سرزنده باش تا با هم ترانه ای از زیبایی ها بخوانیم و فرصت هم هم اکنون هست و آری ، این گونه است که هر لحظه غنیمتیست .

تاخیر یکی از بزرگترین توهین ها نسبت به خداست و هستی است ؛ خداوند اکنون آماده است ... تو میگویی فردا ! خداوند اکنون میخواد که تو موفق شوی  ((((()))))) پس، نگو فردا"شنبه" . باید هم اکنون اتفاق بیفتد ...زمان دیگری وجود ندارد ؛ این همان جان کلام است ... اگر میخوای بالاتر از فرشته ها بروی ......

تولدی دیگر به پایان رسید ... مراقب خودت باش ((افشار))

روز تغییر من 22 دی 91

صفحات سایت

تعداد صفحات : 68


درباره وبلاگ


ثبت نام کنکور ۹۹ آغاز شد ... مشاوره کنکور رایگان استاد علیرضا افشار اولین سایت مشاوره ای حرفه ای در جهت گسترش عدالت آموزشی با ارائه جلسات آموزشی_مشاوره ای محتوا محور و بدون تبلیغات؛ برای استفاده از همایش های انرژیک و مقالات آموزشی سایت از آرشیو ۱۰ساله کارگاه های استاد افشار دیدن فرمایید. _ مشاوره و برنامه ریزی تلفنی (تک جلسه،ماهیانه) ویژه شهرستانی ها مشاوره کنکور ۹۹ _ مشاوره تک جلسه حضوری (تهران و کرج) _ دعوت در همایش ها ، برنامه های آموزشگاه ها ، مدارس و ... جهت همانگی وقت تماس تلفنی و ثبت نام مشاوره ماهانه و همکاری در اجرای برنامه های آموزشی برترین مشاور پروازی کنکور ایران

آمار سایت

آمار مطالب
کل مطالب : 540
کل نظرات : 27216


آمار کاربران
افراد آنلاین : 6
تعداد اعضا : 11790

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 4,427
باردید دیروز : 9,539
گوگل امروز : 22
گوگل دیروز : 71
بازدید هفته : 4,427
بازدید ماه : 75,679
بازدید سال : 777,413
بازدید کلی : 10,532,047

کدهای اختصاصی

حمایت از همایش ها

برای تبادل لینک از

انتهای صفحه و تبادل لینک

هوشمند استفاده کنید و برای

حمایت از مرکز مشاوره تحصیلی

و استفاده هرچه بیشتر داوطلبان

کنکور از کلاس های رایگان مشاور

کنکور استاد علیرضا افشار،

بنر ما را در سایت خود قرار دهید

بنر 1 

بنر 2 

بنر 3


بنرسایت مشاور کنکور 

انتخاب رشته

مشاوره تلفنی تحصیلی
مشاوره دکتر علیرضا افشار

شماره تماس : مشاوره تلفنی۰۹۳۵۸۹۶۰۵۰۳

لینکدونی