close
دانلود فیلم
همایش کنکور95

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

دسترسی سریع

عضویت در کانال

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 434
    کل نظرات : 26712
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 8
    تعداد اعضا : 11332

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 4,082
    باردید دیروز : 5,785
    گوگل امروز : 283
    گوگل دیروز : 441
    بازدید هفته : 21,179
    بازدید ماه : 76,907
    بازدید سال : 2,273,367
    بازدید کلی : 9,398,478

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه

آم
ایمان سرورپور


تمام حس و حال مثبتم در نگارش این دل نوشته ، فقط بخاطر تو بوده ،، تو برام خیلی مهمی

دوست دارم صدای موج انفجارت بشنوم وقتی اینو کامل خوندی



اول از همه از همه دوستان عذر میخوام که نمیتونم خیلی زود به سوالاتشون از طریق ایمیل و نظرات و پیامک و حتی آموزشگاه ها و مدارس تابع خودم پاسخ بدم ؛البته تعدادشون (سوالات و درخواست ها) خیلی زیاد هست ولی این دلیل نمیشه که اگر کسی واقعا احساس کرد داره سقوط میکنه این طرف ها نیاد . دوست ندارم که اینجا فاصله بیفته و دوست ندارم که زمان تغییر شما به درازا بکشه . دوست ندارم وقتی به مطالب نگاه میکنی حسرت گذشته رو بخوری و وقتی نظرات رو میخونی یاد رقبا .خدا نصیب هیچ کس نکنه ، سقوط تو زندگی ... افسردگی .... نا امیدی و بریدن چیز خیلی بدی هست .دوست ندارم از آخرین حضورت اینجا که با خودت عهد بستی شروع میکنی تا بار دیگه ای که اومدی و شروع نکردی فاصله ای بیش از یک روز باشه . دوست دارم یه طناب بندازم به سمتت .... طنابی که از جنس وجود خودت هست و گره اش رو من زدم و خدا خودش برات اونو سفت و محکم گرفته . طناب رو بگیر .... درسته خیلی سر من شلوغ هست ولی تحمل پیامی از تو که با هزار تا آیکون و صورتک گریه و غم برام تو میل میذاری خیلی سخت تره . ببخشید که سوالت رو تند خوندم و به یه قسمتش جواب ندادم ... میدونم ولی تو دوباره بپرس . میدونم شاید یه شبی خسته از سرکار اومدم و نظراتی که خودم جواب میدم رو با بی میلی خوندم و یه راه بیخود پیشنهاد دادم که به دردت نخورده ولی تو دوباره بیا.خیلی سعی می کنم که متفاوت باشم ولی اگر بازم حرفهام تکراری هست و اطلاعاتم خیلی کم ولی به دلت میشینه پیگیرش باش. (حتی یک مقاله آموزشی یا کارگاه مشاوره ای طول امسال و سال های گذشته هم از دست نده لطفن) در کل برام اون حرکت تو مهم هست ... یکم که پیگیر باشی و خودت تلاش کنی از نقطه بحران میگذری و دیگه بقیه راه به خودت بستگی داره . این محیط درسته که مجازی هست ولی روحی در اون نهفته هست که نمیخواد اجازه بده تو دو روزت مثل هم باشه و در خلوت خودت با رخوت و سستی به سر ببری .طوری اینجا رفتار کن و حرف بزن و باش و لذت ببر و استفاده کن که انگار من مشاور خصوصی تو هستم و اینجا غیر از من و تو کسی نیست و خودت قراره اندازه تلاش و زحمتت پیشرفت کنی . پس هر کسی و هر جایی و با هر سطحی که هستی بیا .... با شما کار داریم. اما به خواهش دارم ... لا به لای حرفها و متن ها و جواب ها بگرد ، شاید غیر از جواب سوال خودت چند تا چیز هم بیشتر نصیبت شد .خوب بریم سراغ خودمون


ادامه مطلب را حتما" بخوان



بذارید یکی از مهارت های زندگی رو براتون بگم . داخل اتاقم یه سیبل به دیوار زدم تا هر وقت که لازم شد به مرکزش نگاه کنم و اهداف خودم رو برای خودم زنده کنم . این سیبل برام یه نماد برای تلاش و رسیدن به هدف هست . بعضی وقتها که بچه ها برای مشاوره میان پیشم بهشون یه تیر دارت میدم و میگم بزن .میزنه ... حالا سوای از نتیجه که به کجا میخوره اینبار بهش میگم که فکر کن سیبل تو بجای داشتن 10 دایره و شعاع ، 6 دایره بیشتر نداره ...( یعنی 4 دایره خارجی تر رو در هنگام تمرکز و نشانه روی به حساب نیاره) اونوقت خودش میبینه که با این تصور 100 درصد به داخل یکی از 6 دایره داخلی میزنه و وضعیت خودش رو بهبود میده ... حالا که تیرش رو زد بهش میگم چی کار کردی ؟ میگه زدم به 50 مثلا . زندگی همینه ...شاید تا حالا همه تیرهایی که زدی به خطا رفته ولی اینبار بیا و سیبلت رو کوچکتر فرض کن (نگو فلان درصد و تراز و رتبه در کنکور و پزشکی و روان شناسی و برق و ....) ...( تمرکز روی اهداف) هدفت رو کن یک هفته ای ... اصلا یک روزه .... بعد یه روز بی دلیل مثل اون آدمی باش که فکر میکنی تا الان فوق العاده بوده ....یه روز شبیهش باش ... میتونی ازش بهتر باش //// مهم نیست که تا الان خوب کار نکردی ...فقط یک روز بی دلیل ، خاص باش . از همه چیز خودت بزن و هدف خودت رو بزرگتر و متمرکزتر کن . فکر کن که قراره فردا نتایج کنکور رو بدن و فقط هم همین امروز رو میخوان محاسبه کنند که کی بهتر کار کرده ... با قدرت به سمت هدف یکروزه ات برو ...طوری که خسته بشی ... استراحتت محدود باشه .  از همه چیز خودت بزن ... خودت رو یکروز مثل اونی کن که تو ذهنت دوست داشتی بشی .... بعد آخر شب وقتی خواستی بخوابی سیبل خودت رو بزرگ کن ...ببین که کارهایی که کردی چی بودی ... آیا تونستی در صدها هزار نفر ، جز اون معدودها باشی //حالا وقتش هست ... یه ذره ... بیش از یه ذره خیال پردازی کن خودت رو ببین که اگه همین جوری معرکه باشی رفتی به دانشگاه و رشته مورد علاقه ات و به هدفت رسیدی . بعد فاصله بین خودت و با اونی که میخوای بشی رو کمتر و کمتر کن ... ببین که اون آدم دو ماه دیگه کجاست تو آزمون ها چی کار میکنه ... تا کجا تونسته پیش بره و .... بعد هفته آینده و در نهایت برس به فردا / به فردایی که قراره بازهم مثل این آدم امروز زندگی کنی و دست به کارهای عجیبی بزنی.... نگو چرا تا حالا شروع نکرده بودم .... این شروع نکردم به نفع تو بوده ... چون الان فهمیدی که دویدن به سمت هدف چه حسی داره و ارزش زمان یعنی چی . دختر عزیزم ... پسر خوب


تا حالا به تغییرات دو دنباله n فاکتوریل و n به توان دو توجه کردی ؟ ؟  


همین الان سه جمله اول از هر کدوم رو بنویس ........ 1 و 2 و 6 سه جمله اول n فاکتوریل و 1 و 4 و 9 سه جمله اول n به توان دو هستن . سرعت رشد و پیشرفت کدوم پس از گذر از سه مرحله بیشتر بود ؟ ...... حالا جمله چهارم رو بنویس .... !!!!! چی شد ؟ .....جمله پنجم رو بنویس ...... خودت فهمیدی منظورم چیه ؟ مطمئنم که فهمیدی . ای کسی که نمیدونم کی هستی ولی الان داری این متن رو میخونی .... دیدی حتی در عالم ریاضی هم میتونه صعود و شروع برای پیشرفت از کمی دیرتر از گام نخست باشه .مهم آخر و نتیجه کار هست ... که ان فاکتوریل برنده هست ... برای همیشه و کسی کاری به اون افت اولش نداره ...... اصلا دوست خوب من ، من عاشق این عقب موندم هستم ... میدونی چرا ... چون این آدمی که عقب مونده مثل یک کشی هست که هی رفته عقب و عقب و عقب ولی من قبل از پاره شدنش دستش رو گرفتم و گفتم رها کن .... ولش کن ... میدونی چی شده ؟ شده رتبه 104 برق شریف . شاید باور نکنی .... و تا این موقع ها بین 120 نفر از دوستاش در مدرسه رده ای بهتر از 80 نداشت ولی یه روز اومد پیشم ... بهش گفتم فلانی دوست داری تغییر کنی ... هیچی نگفت . گفتم ببین دوستای تو که زود شروع کردن و الان قسمتی از راه رو طی کردن چه جاهایی اشتباه کردن ... تو اونا رو تکرار نکن و از تجربه های اونا استفاده کن و راه خودت رو بی نقص طی کن . گفت : آخه گذشته رو چی کار کنم ؟ معدلش هم 16 بود (که میدونی 25% تاثیر مستقیم داشت در کنکور 93) آخه این 3/5 ماه چی میشه که نخوندم . بهش دادم چند تا تیر زد به سیبل .همون سیبل با همون تکنیک بالا دفعات دیگه بهتر زد ... بهش گفتم میدونی چرا بهتر زدی ... چون باور داشتی که سیبل همین اندازه است ...... حالا باور کن که زمان خوندن کافی هم برای کنکور همین کمتر از 9 ماه هست .... او باور کرد ...کاری خیلی از ما نمیکنیم ... رفت ، نتیجه گرفت . میدونی فرق مومن با مسلمون چیه ؟ مومن وقتی دین بهش راه سعادت رو نشون میده نمیگه آره راست میگی ... چقدر قشنگه ...ولی عمل نکنه ..... او عمل میکنه و مثل مسلمون فقط ته دلش اعتقاد نداره و تسلیم نیست و اعتقاد خودش رو نشون میده . تو .....همین خود تو ..... بگو دارم میشنوم .... آخرین باری که قول دادی کی بود ..... یادت بیار .... شاید گوشه دفتری نوشته باشی .... شاید باهاش خاطره داری .... یادت میاد بعد از عروسی فلانی .... بعد از مسافرت تابستون یا بازیهای آسیایی اینچئون ....شاید بعد از اومدن نتیجه های 93 و شاید هم شروع مهر ماه به خودت چیا گفتی .......چرا گوش ندادی ..... ؟ ؟/؟////؟؟؟؟؟؟؟؟ بازم دنبال نقطه عطف کاذب میگردی ؟؟ !!!


شاید منتظر بودی که ماه تو آسمون قرمز بشه تا تغییر کنی . نمیدونم چرا فکر میکنی همه چیز تموم شده .....نمیشه ....تو یکی چرا این حرف رو میزنی که تا حالا دو روز درست و حسابی نخوندی ؟ مگه همونی نبودی که تو دفتر عقاید دوستت نوشتی میخوام پزشک بشم . تو چی پسر ... مگه وقتی از اخبار و سایتها جشن ورودی سال اولی های شریف و تهران و نفرات برتر رو دیدی دوست نداشتی یکی از اونا باشی ....به اون کتاب تست هایی که با کلی ذوق خریدی و به یاد بچگی ها ورق هاش رو بو کردی انقدر غضبناک نگاه نکن .... مشکلی پیش اومد ..... نتونستی دو روز برای آزمون جمعه ای که در پیش داری بخونی ... دخترم چرا رفتی و دیگه 4 روز هم از غم اون دو روز درس نخوندی ....واقعا این شخصیت اون مهندس یا پزشکی هست که باید باشی ؟ از ته دل ازت یه چیز میخوام ... اینکه خدا رو شکر کنی که تنت سالم هست و سایه خانواده و پدر و مادری که برات همه کار میکنند پشتت هست و به خاطر خودت در درجه اول و مهربونی های خدا و پدر و مادری که خودت بهتر میدونی برات چه کارایی کردن ، از این حال بیرون بیای . خودت رو دوست داشته باش ... خودت رو بسپار به گرداننده زمین و آسمان و باهاش عهد و پیمانی ببند بگو از من بسم الله ...از تو هم کمک و یاری که به نتیجه ام برسم  (مطمئن باش که معجزات خدا هنوز هم در دنیا ادامه داره ) ... باور کن که فقط خودت مسئول زندگی شخصی خودت نیستی ... آدم سیاسی نیستم . ولی وقتی آدم یه روزایی میبینه یه نفر داره تو دنیا فریاد میزنه و تلاش میکنه که بزنه تو دل دشمن و اون رو پریشان کنه ... بی انصافی هست که بهش کمک نکنی ....ایران ما بهترین جوانان رو داره ... جوانانی که هر کدومشون میتونند دست کمکی بشن برای بهبود این کشور و خاک و اینکه وقتی روی پرچم کشور اسم و نام مبارک الله وجود داره .... این پرچم مثل اسم روش فوق همه پرچم های عالم باشه . این به کار تو بستگی داره .... باور کن .... تا تو باور نکنی .... هنوز هم استان محروم داریم ... هنوز هم فقیر داریم ... هنوز هم کلاه برداری های کلان داریم .... نمیخوای دستی و کاری کنی بگیری ؟ دوست نداری کاری کنی که همه بشریت بهت افتخار کنه .... دلت میخواد خدا از اون بالا پرده ها میان خودش و تو رو برداره و تو ماورای دنیا رو ببینی، دوست داری دعاهای مادرت سر نماز که فقط در حق شما دوتا بچه هاش هست مستجاب بشه ؟؟ !!!

.... پس دو رو نباش .... میان هدف و عملت فاصله ننداز ....


قبولی در دانشگاه های برتر

کاری کن که با عملت تو دنیا فریاد بزنی . تو این راه از حاشیه های غیر الهی دور باش .... خیلی ها نمیخوان و دوست ندارن که تو موفق بشی ... یکی از اونا همین نفس تو .... شاید این حرفها از دهن مشاور کنکور هیچ جا نیاد بیرون ولی دوست دارم هر چیزی که لازم هست رو یکبار بهت بگم تا حقی به گردن من نباشه . تو دنیای شما خیلی چرخیدم ... همه نوع آدم رو دیدم ... همه نوع جوان رو دیدم ... همه نوع گمراهی رو دیدم ... ولی متاسفانه هیچ چیزی بدتر از یک گناه کبیره ندیدم . جای تاسف هست که وقتی یه وبسایت با محتوای غیر انسانی راه اندازی میشه تا قبل از فیلتر شدن اون آمار بازدیدش نجومی میشه ولی اینجا .... امیدوارم که روزی بشه تا جای حق و باطل به درستی معلوم و قابل تشخیص بشه . باباجون این آقا پسرها کجا هستن ؟ والا هر جا که نشستیم و بلند شدیم گفتیم پسرها شیرن ...الان دیگه حرف دخترها ثابت شد که پاکتی هستن .... اینجا انقدر دختر خانم ها میان که تو حسرت این موندم یه شیر مرد بیاد .... شیر پاکتی که هستین ولی یه شیر مرد درسی بیاد ، بزنه تو کار تراکم خوانی (واژه مصطلح خرخونی) آبرو داری کنید .... همین بس نیست که دانشگاه ها شده الان دخترونه .... واقعا برای ما مردها افت داره بچه ها .... بجنبید . خوب بریم این طرف میدون چند تا دختر خانم باز هم نشستن و مضطرب هستن.... بچه ها چه خبر ؟ هیچی تا دیروز خوب خوندیم امروز رفتیم سایت ( کانون/ گزینه دو ) کارنامه نفرات برتر رو دیدیم ... اعصابمون بهم ریخت . چرا ؟ مگه از دشمنان آب و اجدادی شما بودن اون بندگان خدا ؟ نه ، ولی خوب شما بگین من میخوام دندون پزشکی قبول بشم ...اینم پزشکی ... تا اونا هستن ما میشیم آخه ... معلوه دیگه من خیلی خانمی کنم و بخونم ترازم رو بکنم 6500 ولی اون چی الان 6700 کمتر نمیشه . خوب از کجا حساب کردی و بهم گفتی که فوقش میشی 6500 ؟ خوب دیگه آقای افشار هر چند آزمون تازه اگه خوب بخونم و مشکلی پیش نیاد 100 تا میره بالا . ببخشید اونوقت پیش خودتون این میزان ثابت هست دیگه ؟ یعنی هیچ راهی نداره که هر آزمون 200 تا بهترش کنی تا برسی به  6000 ؟ خوب نه دیگه ... آخه بچه های پارسال اینجوری گفتن و من دیگه وقت بیشتری برای خوندن ندارم ...............خوب پس جریان از این قراره .... شنیدیم که از دیگران الگو برداری می کنند و نه اینکه دیگه دیگران حرفشون بشه وحی الهی و رد خور نداشته باشه . کسب تجربه از با تجربه ها چیزی خوبی هست ولی همه اونا یک اتفاقی هست که فقط برای خود اونا افتاده .... حتی مشاور و روان شناس هم مجموعه ای از مطلب علمی و تجربیاتش از انسانهای مختلف رو به تو میگه .... مثال می زنم بیشتر وقت ها بچه هایی که برای اولین بار با آقای رامین نیکخو صحبت می کنند ایشون از مثال یک دانش آموزی که سال 85 داشتن و کار فوق العاده ای انجام داد صحبت می کنند ولی حالا بیاد و امسال با کسی آشنا بشن که کارش خاص تر از اون یکی باشه ... مسلما الگو این آقای مشاور تغییر میکنه و دیگه از اون یکی استفاده میکنه ... پس برای خودت و در ذهن و فکرت این مثال ها و الگوها رو چارچوب قرار نده .... اینا باز و فراتر از اون چیزی هستن که تو فکر میکنی و در دنیا میلیاردها تا از اونا وجود داره و هر کسی میتونه شگفتی بهتر و بیشتر و برجسته تری رو خلق کنه ... چون پتانسیل و توانایی بی کران الهی در ما وجود داره . مهم اینه که اون خواستنه چی باشه .... هدف داشتن به تنهایی محرک نیست ... خیلی از شما میاین و میگین هدف من مثلا فلان چیزه ..... خوب باشه .... آفرین .... ولی آیا کار الانت نمود و نشانگر هدفی هست که در ذهن داری ؟ آیا تمام سلول .... سلول بدنت تشنه این هست که پنج دقیقه ای که دست کم بچه ها زودتر از معلم سر کلاس میان رو ، تو دو دقیقه اش رو استفاده کنی و بدون توجه به جو شلوغ کلاس به همین دو دقیقه خوندنت افتخار کنی ؟ آیا همون داوطلبی هستی که برای بهتر شدن انگیزه و انرژی های درونی خودش با خرید یه مجله موفقیت ، حتی به فکر اوقات استراحت خودش هم هست ؟ آیا تو میتونی یه روز حواست رو به ساعت رو دیوار جمع نکنی و تا جایی که عشق میکنی و شور داری برای حرکت ، دنبال ساعت هیچ کار و برنامه ای نباشی ؟ آیا آدمی هستی که صبح زود یک روز تعطیل وقتی که ساعت زنگ میزنه مثل فشنگ بری و یه مشت آب به صورتت بزنی و بعدش بیای شروع کنی و بخونی ....با این دیدگاه که میدونم الان همه خواب هستن ... خدا رو شکر که به من توفیق دادی این صبح زود بیدار بشم و در راستای اون چیزی که تو از من انتظار داری ظاهر بشم و عمل کنم ؟ آیا آدمی هستی که الان که این متن رو خوندی ... دیگه نذاری مثل دفعه قبلی بعدا بری درس بخونی و بری زودی کتابت رو باز کنی و بگی از الان خودم رو پیدا کردم .... مهم نیست برای آزمون 25 مهر کانون به 70 درصد مباحث نرسیدم ولی برام اون 30 % هدف هست ؟ اگه تو همون دانش آموز خارق العاده ای هستی که حاصل کار 11 سال گذشته ات همه نمرات و معدل های خوب هست ...پس به خودت بگو که این آدم من نیستم... این جزئی از شخصیت من نیست و این قسمت رو مثل فیلمی از زندگی خودت ببر . اگر هم کار سالهای گذشته تو انقدر خوب و چشم گیر نبوده ... با خودت عهد کن که با همین یکسال خوندن نتیجه بگیری و خودت رو در سال آخر متحول کنی ....تحولی که تعداد کمی تونستن انجامش بدن و اگه تو جز اونا باشی چشم ها رو خیره میکنی و مورد تحسیت و افتخار خودت و همه میشی و آینده ات رو عوض میکنی و از اون سود میبری .پس هدفت سیال و روان باشه و دقیقا همین لحظه هایی باشه که همچو ابرها در گذرند .

وایسا !! با این دستمال سیاه چشمانت رو محکم ببند .چند بار دور خودت بچرخ . آنگاه بازی شروع میشه ...

مشت هایت را محکم در هوا چنگ بزن . بچه ها رو صدا بزن . همه رفته اند . بازی تمام شد و تو آنها را پیدا نکردی. صدای قار قار کلاغ می گوید که صبح شده

اما ...امروز فرداست .

سیروان :

باور کن زندگی همین امروزه ... لحظه ای که تکرار نمیشه ... فرصتی که هیچ وقت نداشتی



   

 آخر خط می بینمت عزیز جان

شاید هنوز قابلیت هات رو نشون ندادی

شاید تو وجودت (مثل این خاک) چیزای با ارزشی داری



پذیرش مشاوره تحصیلی و برنامه ریزی تلفنی کنکور95 مستقیما" با استاد افشار بصورت تلفنی
هرماه 10 جلسه مشاوره،برنامه ریزی شخصی،آموزش کامل
(ظرفیت بسیار محدود می باشد)
پیامک "وقت مشاوره ماهانه" به شماره ایشون 09358960503


(کیفیت نمونه مشاوره های تخصصی چندساله سایت تبلیغات عملی ماست)




برای مشاهده کامل مقالات و فایل های صوتی مشاوره کنکور خصوصی مشاوره دکتر افشار لطفا" عضو شوید


براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
  • 21373 نفر

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

  1. fatemeh1998 می‌گه:

    سلام استاد من ازهمه دنیا ناامیدم اومدم کمکم کنین استاد من یه دانش اموزموفق از لحاظ درسی واخلاقی بودم همه تحسینم میکردن اما از سال دوم دبیرستان خودمو وارد چیزایی کردم ک نباید والان خیییییلی پشیمونم😭😭😭😭😭😭 باورتون میشه شاگرد اول مدرسه ک توهمه زمینه های غیردرسی ودرسی نفر اول بود شد نفر اخر😞😞😞 حرفاتون بهم این امیدو داد که باز برگردم سمت خدا همون خدایی که سه سال پیش یهش پشت کردم وخیلی کارای اشتباه کردم که باعث شد اولین نفر بشه اخرین نفر😔 ولی دیگه از این اخر بودن خسته شدم از ته دلم گریه کردم خواستم خدا ببخشتم همش مدیون حرفای شماهستم توهمایش هاتون دکتر امسال پیش دانشگاهی تجربیم یادمه اول دبیرستان مشاورم وقتی اون نمره های خوبمو دید گفت بخون که 3سال دیگه دانشگاه تهران ببینمت اما چیشد همون موفقه شد شکست خورده معدله 19.94شد13.52 اما دیگ نمیخام اینجور باشم میخام ب ارزوی بچگیم برسم اما نمیدونم از کجاشروع کنم ترمیم معدل شرکت کنم یانه؟! وضعیت مالیمونم خوب نیس که بخوام مشاوره بگیرمو کلاس برم اما هرجور شده میخام بشم مثله سه سال پیش خواهش میکنم کمکم کنین بگین از کجاشروع کنم چجورشروع کنم ازتون خوااااااااااااهش میکنم جوابمو بدین کمکم کنین😞

  2. می‌گه:

    ممنونم.
    ممنونم بابت اینکه حرفایی روکه نوشته بودمو تاییدکردین.
    دوست دارم فک کنم چون طولانی بود جوابمو ندادین.وکمکم نکردین.
    دلم نمیخاد اینجوری فک کنم که چون شناختین کمکم نکردین.
    بین معلمایی که توشهرمادرس میدن یه رسمی هس.یه نفراگه یه سال رکلاسشون باشه باهاش رفتارشون خیلی خوبه.حتی اگه چندسالم ازاون یه سال گذشته باشه جوری رفتارمیکنن انگار همین امسال شاگردشونه.اگه چندسال شاگردشون باشه دیگه رفتارشون خیلی خیلی خوبه باهاشون.
    من درمورد شماهم همچین فکری میکردم ولی انگاراینطورنیس.
    فقط دوس دارم یه چیزی بگم.کسایی هستن هرصبح بااین امید که شماقراره بایه حرفی یه راهکاری کمکشون کنید چشمشونو بازمیکننو ازخواب بیدارمیشن وسریع میان سایتتونو قسمت نظرات.دیدنه اینکه سوالشون نیس یابهشون جوابی داده نشده سخته.وحتما ناراحت میشن.این نشونه ی مهم بودنه شماس.
    توی همین متن که من خیلی دوسش دارم هس که اگه کمک نیازداشتی اگه احساس کردی داری سقوط میکنی حتما این طرفا بیا.
    علته همه ی حرفای منم همین بود.
    ممنونم ازتون به خاطره صبربیش ازحدتون.
    ببخشید.طولانی شدن.
    ولی خیلی چیزا یادگرفتم.ممنون.

    پاسخ : سلام
    ممنون از اینکه اینهمه وقت گذاشتی و نوشتی
    حرف های شما خواندم و دیدم اگر فقط تلگرام نا قابل نصب کنی انقدر مشاوره و ویس و ... هست اونجا که بتونه بهت کمک کنه و هر وقت سوال داشتی همین جا در همین پست بپرس

  3. می‌گه:

    سلام.
    من یه دخترم.دختری که شما میشناسیدش.
    دختری که 2ساله که میشناسیدش.یه نفرکه لهجه داره.حتی وقتی مینویسه هم معلوم میشه که ترکه.
    یه دختری که به ترک بودنش مینازه.
    یه کسی که به شهرستانی بودنش مینازه.حتی اگه مسخره اش کنن.
    اصلا دوس ندارم اسممو بگم.ولی اینارو گفتم تااگه باچیزایی که میخام بگم منو شناختین.بدونین حتما به کمکتون نیاز داشتم که اومدم وخاستم اینارو اینجا بنویسم.
    دختری که از رفتاره امسالش به خاطره مشکلای روحی که براش پیش اومده بود شرمنده بود.ازتون کلی معذرت خاست ولی حتی جوابشو ندادین.
    یادمه یه بار به یه ویسی گوش میدادم میگفتین کمترپیش میاد کسی بهمون انگیزه هایی بده که خیلی خوبن.مثله اینکه یه نفری شب وقتی نماز میخونده زجه میزده وگریه میکرده ومیگفته خدایا کمکم کن که بفهمم چیکارکنم.درمورد درس خوندن وکنکور دادن بوده.بعدا فرداش میره مدرسه وشماره ی شمارو تو گوشی دوستش میبینه.یادمه میگفتین خدارو شکرکه من این وسیله هستم.
    هیچ وقت دوس ندارم ازاین حرفا بزنم.ولی وقتی ساله 93کنکور دادم.یکی ازدوستام میخاس باهررتبه ای که اورده ,انتخاب رشته کنه وبره دانشگاه.هررشته ای که شد.به خدا درسش ازمن ضعیف تربود.ولی بهم گف تو نمیتونی پزشکی قبول شی.انتخاب رشته کن برو دانشگاه درستو بخون.تو نمیتونی.الانم میگه.یادمه خیلی اذیت شدم ازحرفش.من که از دوم راهنمایی فکروذکرم اوردنه یه رتبه ی خوب بود.حالا چه حرفی شنیدم.گریه ام گرفته بود.ماه رمضون بود.یادمه گفتم خدایا کمکم کن بتونم.اشتباهای ساله قبلمو تکرار نکنم.جوری شماره شما دستم رسید که همه توخونه هاج وواج مونده بودن.اینو گفتم تا اگه انگیزه ای توش باشه بهتون برسه.بااینکه من به جایی نرسیدم.ولی ایراد تو کاره شما نیس.من مشکل دارم.میخام مشکلمو حل کنم ولی نمیدونم چه جوری.
    من بااینکه فقط یه خواهر دارم که ازم 5سال بزرگتره.ولی بابام سنش زیاده.از بچگی بچه های فامیل مسخره ام میکردن.وقتی میرفتم مدرسه خیلی مسخره ام میکردن.خیلی اذیتم میکردن.یادمه هروقت دلم میشکست ازحرفاشون.میگفتم بذاربگن من اونقدر خوب درس میخونم که بفهمن من محکم تراازاین حرفاس.
    از وقتی که به دنیا اومدم مریضیای جوروواجور داشتم.خیلی اذیتم میکردن.جوری که این بچه از طرفه خدا برا عذابه این خونواده اومده.یادمه همه میگفتن اومده تابااین مشکلاتش بااین مریضیاش باباومامانشو پیرکنه.یاپیرمیکنه.
    خیلی اذیت میشدم.همیشه میگفتم روزی باعثه افتخارشون میشم.
    یادمه وقتی پنجم میخوندم.من سردردای شدیدی داشتم.دیگه اونقدر مریض میشدم که کسی باور نمیکرد جدی میگم.داییم که دکتره میگف حتما میخاد ناز کنه.بالخره یه علایمی دیده شد.وما دکتررفتیم وتشخیص دادن که من توی سرم مشکل دارم.یه مشکلی که خطرای خیلی بدی داره.یه مشکلی که فکرمیکردن امکان زنده موندنش خیلی کمه.حالا من 10ساله زندم.اوم موقع مامانم میگف دیگه نمیخام درس بخونی.دیگه نمیخام بری امتحان.معلممون گف ما بعدا ازت امتحان میگیریم ولی من بایه عالمه گریه که تورو خدابذارین درسمو بخونم رفتم امتحانامو دادمو وقتی براشون حتی قبولیم هم مهم نبود.من معدلم 20شد.وقتی از خیلی از جاها قطع امید شد خواهرم نذر کرده بود که اگه خوب شم نذری بدیم روزه تاسوعا.وقتی یه هفته مونده به تاسوعا رفتیم دکتر وعکس وام ارای گفتن که معجزه ای هس که امکانش خیلی کمه.یعنی زنده موندنم بی دلیل نیس دیگه؟؟منکه عذاب نیستم الان دیگه.میخام ومیخاستم که دکتربشم.ازهمون روز تصمیم گرفتم دکتربشم تا دله مامانی مثله مامانه منو نلزرونم.تا همراهشون باشم.تا غمخوارشون باشم.منکه فقط خاستم خوب باشم.اگه برااین جامعه اگه برااین مردم لازم نبودم براچی دوباره زنده شدم؟؟
    خیلی حالم بده.خیلی گرفته ام.اخه احساس میکنم این همه درد این همه سختی برام کافیه.ولی انگار کافی نیس که من الان 1سال ونیمه وشاید 6سال ونیمه که فقط فک میکنم من نمیتونم.هستن کسایی که ازمن خیلی بهترن.اخه چرا اینجوری شدم که هربرنامه ای رو فک میکنم من نمیتونم اجراش کنم.من نمیتونم تمومش کنم.به خداسخته.به خداخسته شدم.به خدا خیلی سخته از کسی که 2ساله مشاورته.میدونی کارشون درسته بشنوی باید پیشه روانکاو بری وقتی حالت خیلی بده.به همه شاگرداتون که مدرسه میرن بگین قدره تک تک لحظه هاشو,ثانیه هاشو بدونن.به خدا مدرسه خیلی خوبه.اخه یعنی معلما دروغ گفتن؟؟یعنی معلما همینجوری رفتارشون بامن خیلی خوب بود.یعنی 20تاالکی بود.یعنی وقتی اونا هرجور سوالی که به ذهنشون میرسید حتما جوابشو میدادم یعنی خواب بود.یعنی رویا بود.چرا بهم الکی میگفتن زرنگم.باهوشم.پراز استعدادم.مخه ریاضی وفیزیکم.پس کو این مخ واستعداد وهوش وزرنگی.پس کو اون همه اراده وشور واشتیاق برا20گرفتن.حالا که لازمشون دارم کجان.دلم برا معلمام خیلی تنگ شده.یادشون بخیر.یادش بخیرکه میگفتن زیر 500 میاری تو.کو.3سال گذشت ومن توخوابم.نمیدونم تشخیص این معلمای مدرسه درست بوده یا تشخیص مشاوری که گفتن من ضعیف ترین دانش اموزیم که تاحالا دیدن.من واقع نمیدونم.اخه من که همیشه تست زدم.منکه ازدوم دبیرستان کلاس رفتم.من که خیلی خاستم خوب باشم ولی وقتیم که کلاس رفتم فکر کردم بقیه ی بچه ها ازمن زرنگ ترن.خودم نخاستم فرزانگان برم ولی اون موقع فکر میکردم بالخره اینا فرزانگانین.
    منیکه مایه ی امیده بابابزرگیم که 2تا بچه ی جوونشو ازدست داده ومیگه من فقط به امید دکترشدنه تو زندم چون فکرمیکنم نمیتونم.چون فکرمیکنم نمیدونم چیکارکنم که ذهنم که دلم اروم بگیره درس نمیخونم الان 1سال ونیمه که اینجوریم.
    منی که به خاطره اینکه حالم خوب شه وقتی دیدم بهترین مشاور کشورمون ازخوب شدنم قطع امید کرده خیلی یهویی رفتم مشهد تا شاید امام رضا دستمو بگیره.تاشاید ایشون دلمو ارروم کنه.بهم ارامشی بده ازجنسه حیاطه حرمش.ازاونجایی که وقتی رسیدم مقابل گنبده طلاش دیگه چشام امون نداد ومثله بارون اشکام سرازیر شدن.نمیدونم حاجتتون چی بود.نمیدونم اون موقع ازخدا چی میخاستین ولی وقتی داشتم دعا کی ازجمله هاتون یادم افتاد.خیلی عادی رد شدم.روزه دوم دوباره اتفاق افتاد.براتون اونجا دعا کردم.بااینکه من گناهم خیلی زیاده.ولی دعا کردم.
    ولی انگار شونم نتونسته کمکی بکنه.
    منی که بابام به تنها چیزی که افتخار میکنه اینه که من پزشکی قبول شم.ولی شدم شبیه افسرده ها.شدم پراز افکاره منفی.پراز تنبلی.پراز اشتباه.میدونم اشتباهه ولی تکرارش میکنم.
    منی که وقتی درس میخونم چشای مامانو بابام برق میزنه.وقتی شب بیدارم بابام پراز لبخنده رضایته.وقتی صبح زود بیدارمیشم مامانم پراز شور وشوقه میگم نمیدونم چیکارکنم.وهمینا باعث میشن کاری نکنم.
    خیلی خسته ام.ارزومه که ازته دلم بخند.ارروم بخوابم.پراز حسه خوب باشم.ارزومه که پراز ارامش باشم.ارزومه که بادرسام با کتابایی که من عاشقشونم حال کنم.نه اینکه ازشون بترسم.
    نمیدونم مگه میشه یه نفر کلی زخم زبون بشنوه ازهمه.ازهرکسی که میشناسه ولی به خودش نیاد.
    میترسم خیلی میترسم.بعضی وقتا فک میکنم شایدگناهی کردمو علته این مشکلا اونه.یه عالمه فک میکنم که دله کی رو شکستم.کی رو رنجوندم.نکنه ازاین گناهایی که شماهم میگین جوونا میکنن منم میکنم .بعدا میبینم من اصلا نمیدونم اونا چین.دیگه نمیدونم ندونسته هم میشه انجام داد؟؟
    فقط میدونم من که تا 5سال قبل همیشه نمازه اول وقت میخوندم.وتا3سال قبل همیشه نمازمیخوندم.الان 3ساله خیلی راحت نماز نمیخونمو عینه خیالمم نیس.وبه نظرم خیلی بده.
    خیلی خسته ام.ازخودم.از زندگی ای که براخودم ساختم.ازاینکه دیگه کسی باهام دوست نیس.اززندگی ای که براخونوادم ساختم.ازاینکه معلمه شیمیون ازاینکه مشاوره خوبمون ازم قطع امید کردن.
    ازاینکه شدم ادم بده ی دنیا درحالی که میخاستم ادم خوبه بشم.ازاینکه قرار بود باعثه افتخاربشم الان باعثه عذاب شدم.ازاینکه قراربود باعثه جوونیه امانو بابام بشم باعثه پیرشون شدم باعثه خجالتشون شدم.ازاینکه کم اوردم.ازاینکه اشتباه میکنمو عین خیالم نیس.ازاینکه بیخیال نیستم ولی معلوم نیس چمه.ازاینکه یه خرجایی کردم تا ادم حسابی بشم ولی الان شدم ادم بده.....
    خسته ام.
    اومدم بگم لطفا کمکم کنین.
    میدونم خیلی طولانی شد.خیلی زیاد....
    ببخشید.شرمنده.ولی خیلی اذیت میشدم بابتشون.ببخشید.
    امیدوارم کمکم کنین.


  4. نرگس می‌گه:

    سلام استاد من 1،2،3 دبیرستانم رو منطقه 3بودم الان پیش مجبورم برم منطقه 2 .الان برای کنکورم چه جوری حساب میشه؟!

    پاسخ : سلام
    منطقه 2 حساب میشی

  5. ساغر می‌گه:

    سلام استادعزیز
    بین هزارتا دوراهی گیرافتادم به حدی تزلزل وتردید دارم توی تصمیماتم برای ادامه راه که حدی ندارد امسال برای دومین بارکنکوردادم دررشته تجربی وعلیرغم تلاش بیشتری که امسال داشتم نتیجه ای بد شبیه پارسال اتفاق افتاد به جایی رسیدم که میگم هررشته ای باشه میرم اما ازطرفی به خودم میگم این من نیستم این منی نیست که تااینجا به جزرشته های خیلی عالی به چیزی حتی فکرنمیکرد وازطرفی به فکر رشته موردعلاقم که داره درگوشه ای ازذهنم خاک میخوره وتاحالا به فکرش نبودم کنکوررشته انسانی هستم نمیدانم نمیدانم به عبارتی هدفم را گم کرده ام نمیدانم چه میکنم حواسم نه به خودم ونه به آینده ام نیست چه کنم استادکمکم کنید لااقل بدانم چه میخواهم ؟

  6. پوریا می‌گه:

    سلام
    میشه راجع به دانشکده اطلاعات اطلاعاتی بدین؟
    رشته خوبیه یا نه؟
    ممنون

  7. e s می‌گه:

    سلام,اقای افشار,اگه میشه لطف کنیدوراهنماییم کنید,باورکنیدخیلی محتاج یک نظری هستم که من روازاین حالت دربیاره نمیدونم بایدچه جوری روحیه موبدست بیارم وبتونم زیادبخونم,من سال دوممه وتا2ازمون قبل میانگین ترازم 6200بودولی این ازمون شدم5800باوجوداینکه تلاشمم بیشترکردم وحتی شایدبگم3برابریکی ازدوستام درس خوندم اون15ساعت درس خونده تویک هفته این ازمون جهش کردوترازش1000تاازمن بهترشد,رفتم پیش یکی ازمشاورهای خیلی خوب شهرمون که مشاوررتبه ی 1هم بوده,بافکراینکه ازاین وضع دربیام ولی بهم گفتن خوب درس خوندیببین چرانتیجه نگرفتی وکلابعدازاین ازمون نمیتونم بشینم درس بخونمایشون میگن همه ی درساروجمع کن تواین 1ماه ودرسی روحذفنکن

    پاسخ : سلام
    منم تا بررسی نکنم و همه جزئیات ندونم نمی تونم نظری بدم در مورد بهبود وضعیت شما ولی تا جایی که امکانش هست سعی کن صورت مساله پاک نکنی و همه تلاشت کنی برای اینکه با حل تست بیشتر و دوره خوب از مباحث کم تسلط مشکل حل کنی

  8. sh می‌گه:

    سلام اقای افشار.میدونم الان شما خیلی سرتون شلوغه و همایش دارید و به افرادی که باهاتون کار کردن و پیش اومدن مشاوره میدین.اما خواهش میکنم اگه وقت داشتین لطف کنید کمکم کنید. من امسال دومین ساله که کنکور شرکت میکنم.پارسال 8000شدم.امسال به امید این که پزشکی بیارم دوباره شروع کردم.اما امسالم دارم ازدست میدم.اصلا نمیخوام بهونه بیارم من خودم میدونم اولین دلیلش تنبلی خودم بودواین که قدر فرصتو ندونستم.ازمون قلم چی میرفتم اولین ازمون ترازم شد6300روزی حتی دوازده ساعتم میخوندم اما اصلا نمیدونم چی شد بهم که اینجوری شدم.بخدا افسردگی گرفتم دیگه.الان ترازم شده5000.روزی دو سه ساعت بزور میخونم.اول سال خوب پیش میرفتم ولی بعدش همش کم وکمترشد الان یا مباحثو نخوندم یا اگرم خوندم انقد بی کیفیت بوده و انقد کم تست کار کردم که اصلا در حد نخونده ها حساب میشه.الان من صفر صفرم.امسال فکرمیکردم بهتر از پارسال شه ولی از پارسال بدتر شده حتی رتبه پارسالم نمیارم.خواهش میکنم اگه میتونید بهم کمک کنید یخورده از این وضع دربیام.من با وضع الانم میدونم تو این مدت نمیشه پزشکی اورد.من مجبورم سال یگم دوباره پشت کنکور بمونم.اما این حرفم به این معنی نیست که این مدتو دیگه ول میکنم.شما خودتون همیشه میگید ادم باید هدفشو تو لحظه نشون بده.من میخواeم این مدتم تموم تلاشم کنم که حداقل یه رتبه خیلی پرت نیارم که واسه سال بعدم تاثیر منفی بزاره روم.معدل نهاییم 19/57بود.

    پاسخ : سلام

    مشمل خیلی از بچه های خوب سال های قبل در موفقیت کنکور آفت کامل گرایی هست

    اینکه باید حتما بدون بهترین راه و بهتری کار چیه و بعد تلاشم شروع می کنم آفت خیلی خیلی بدی هست که گریبان گیر بعضی از کنکوریها میشه و از ترس اینکه نکنه کارشون / برنامه شون / منابع شان و ... اشتباه و اشکال دار باشه کلا دست به سیاه سفید نمی زنند و کار نمی کنند و این بدترین نوع کامل گرایی هست که یا همه یا هیچ

    اول این ویس گوش کن تا اون مشکل شخصیتی ات حل بشه

    http://s3.picofile.com/file/8199650476/shurue.mp3.html

    بعد بیا این روش های جمع بندی شناور بهش عمل کن


    http://s6.picofile.com/file/8247662000/Dr_Afshar_jame_bandi_95.mp3.html

  9. مببنا می‌گه:

    سلام اقاي دكتر.ببخشيد شرايط اينكه ينفر ك منطقه دويي هستش منطقه سه بشه جيه؟

    پاسخ : سلام
    از منطقه غیر مرفه بیای بالا مشکلی نیست . مثلا منطقه 3 هستی اگر چهارم دبیرستان بری جای دیگه میشی همان منطقه
    اما وقتی هر سه سال رو در یک منطقه باشی ، همان بحساب میای و برگشتی در کار نیست

    اگر خواستی از 3 به 2 و 1 بری
    یا از منطقه 2 به 1 بری راه بازه

  10. نوید می‌گه:

    سلام استاد . خسته نباشید. استاد من روش تست زدن در درس های اختصاصی رو نمیدونم منظورم اینه که مثلا من الان زیست شناسی پیش فصل 1 رو خوندم آیا بلافاصله تست بزنم؟ یا فرداش؟ و در درس های دیگه نیز همین مشکلو دارم

    پاسخ : سلام
    روش کار خودت دقیق بگو تا رفع اشکالش کنم

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار

از مرکز مشاوره کنکور استاد علیرضا افشار حمایت کنید
به ما امتیاز دهید