close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
مرکز مشاوره کنکور علیرضا افشار - 29

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

دسترسی سریع

عضویت در کانال

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 453
    کل نظرات : 27216
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 8
    تعداد اعضا : 11730

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 379
    باردید دیروز : 3,052
    گوگل امروز : 15
    گوگل دیروز : 103
    بازدید هفته : 36,688
    بازدید ماه : 90,548
    بازدید سال : 282,607
    بازدید کلی : 10,037,241

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود


مشاور کنکور همراه

آم

با عرض سلام و ادب خدمت یکایک شما عزیزان

امیدوارم که ایام پیش رو به کام تون باشه و سلامت و پرانرژی در حال سپری کردن بهترین روزهای عمرتون باشین

خوشحالم که امروز بیستم اردیبهشت 92 براتون 2 تا هدیه دارم .

 اولیش ... همایش هفته سوم اردیبهشت ماه با محوریت مسائل انگیزش تحصیلی ، باید ها و نبایدهای این دوران ، چگونگی برخورد با امتحانات تشریحی ، نحوه جمع بندی دروس و ...

دومیش ... دو تا آزمون شبیه ساز جامع برای بچه های رشته ریاضی و تجربی که پیشنهاد می کنم بچه ها رشته مخالف خودشون رو هم دانلود کنن تا از سوالات شیمی و عمومی هاش استفاده کنن .

همونطوری که میدونید آزمون های جامع شبیه ساز تالیفی منبع خوبی برای تمرین و تکرار شما در دوران جمع بندی و فارغ از سوالات دست خورده ای هست که امثالش رو بارها در طول سال حل کردین و شاید از حفظ باشین .

اینم جدولی حقیقی (منبع مجله نیمکت گاج) برای اونایی که میخوان در این 6 هفته پایانی مثل بمب شیمیایی عمل کنن . خدا رو شکر همه نظرات رو هم جواب دادم .


                


دانلود همایش اردیبهشت :


 دانلود آزمون شبیه ساز جامع رشته ریاضی


 دانلود آزمون شبیه ساز جامع رشته تجربی :  

  • 9504 نفر
ادامه مطلب

 


قطار به سرعت گذشت و رفت

فردا کنار ریل ، فانوس شکسته با ریزعلی ریز ریز

این کار پاسخ لوکوموتیوران به جریمه معلم بود که ، چوپان دروغگو را ده دمرتبه مشق گفته بود

 

بازهم روز دیگری از روزهایم از نیمه گذشته، سوگوارانه به غروب نشسته ام . این تن خسته را توان رویش نیست ! ای لحظه های خورشیدی، آخرین ترکش های نور را نثار روح رنجورم کنید.

امروز، امروز کی هست ؟! ، نمی دانم . کجا هستم ،آن راهم نمی دانم ، انگار همین دیشب بود که بازهم ساعت 20:30 ؛ ساعت مچی عقربه هایش چرخید و بازهم مجری گفت:"ایرانیان سلام" .....دلم گرفته ... کجاست اون روزها ، آخه کجاست اون روزهایی که فکرش رو می کردم ! بازهم شد ی روز دیگه، ی شروع دیگه ولی من هنوزم در گذشته هایم گم شده ام . خودم ..... کجایی .... ؟ کسی نمی دونه در درونم چی میگذره ... چه آشوبی دارم .... ولش کن ...چرا داری بازم بی صدا حرفات رو زمزمه میکنی .... ولی چی شده ... چرا واقعیت و من انقدر از هم دور شدیم ... من خودم رو جا گذاشتم ... جا گذاشتم تو گذشته ولی نمی دونم کجا .... همین چند وقت پیش بود ... آه .. صدای مامان هنوز تو گوشم میپیچه که میگفت : "از سر پله جایی دیگه نری ها..." .حسودیم میشه وقتی شور و نشاط یه بچه رو تو پارک می بینم که دنبال توپش کرده  توپ هدف اونه ... اما من چی ... ؟ دختری که با صدای چلق چلق النگوهاش یا پوشیدن اولین کفش پاشنه بلندش آنچنان ذوقی می کرد که حتی نمیشد اون رو تو کهکشون ها هم ترسیم کرد کجاست ؟ پسری که ی زمان تمام عشق خریدن باتری قلمی ماشین کنترلیش بود کجاست ؟ حتی دیگه تکراری ترین تکراری ها هم عوض شدن، از وقتی توری سیمی آپارتمان پیش ساخته ، ندامت گاه آشغال های محله رو از پای درخت عوض کرده دیگه پیش نمیاد که شب ها گربه ها دور هم جمع بشن و جک بگن و آشغال ها از خنده بترکن .... کجایی ؟....بوی دود و خاک و خل کامیون نخاله بر خونه همسایه ... همون خونه ای که توش اون درخت قشنگ یاس بود...... آپارتمان شد ... یکی پس از دیگری خراب شد و بازم درست شد ولی من کی باید خود فعلیم رو خراب کنم ؟ دلم گرفته ...!!!! دنیای بعضی ها همیشه یه جوریه. اونم از جور خوبش . مث گربه نارنجی قصر کارلاین  خوش و خرم و با نشاط ولی من فقط به شادی دنیای قرمز پوش 14 فوریه هم راضی هستم ولی آخرش همین ی روز خوشی هم نفهمیدم چجور شد که از دستم رفت نود هم به دقیقه نود خودش رسید و رفتم تو زمان های تلف شده ... چند دقیقه است ؟ خدا می دونه ولی اگه قرار اینجوری باشه امیدوارم که داور خودش زود سوت رو بزنه و تمومش کنه دقایقی که هر کدوم از جنس بیش از 8 هزار ساعت هست امسال سبزه عیدمون(92) مچل تر از حال و روز سر این روزهای بابا بود؛ تو عید هم مزه تلخی بادوم خراب با سالم رو حس نمیکردم ... شاید از همین نشونه ها معلوم بود که امسال عید درس بخون نیستم . من شدم همون پسر ترسویی که تا با دستکاری بازی بازیکن های تیم محبوبش رو قوی نمیکرد ، طرف فوتبال تیم های قدر نمی رفت ...خدا بیامرزه اون زمان ها رو که دیوید بکهام اندازه " کاکرو " کارتون فوتبالیست ها قوی شده بود ...ولی زنده باد پشکار بچه ای که اگه صد بارم نوک زانوش و سر آرنجش زخمی و زیلی میشد اون شلوارک و اون توپ رو ول نمی کرد و هرشب خیس عرق میومد خونه آره اون عاشق بود ... عاشق لذت از بازی ...یادش بخیر بچه که بودم ... وای ... هنوزم عکس کره الاغ کدخدا کتاب داشتان " حسنی میای بریم حموم " تو یادم هست ، داستان دخترک کبریت فروش هم قشنگ بود و البته غم انگیز .. یادمه اون موقع ها سواد نداشتم ولی انقدر کتاب داستانم رو می دادم این و اون برام میخوندن که دیگه خودم از حفظ شون شده بودم و عروسک هام رو میچیدم و براشون قصه میخوندن  الان چی .... فکر کنم از بس که کتاب های کنکورم رو نخوندم که بهشون خمس تعلق گرفته؛.  بازم جام قهرمانان اروپا و رئال و بارسا .. کاش یوونتوس حداقل برای تنوع میومد بالا ... بالاخره میرن دیر یا زود دیگه تیم ها . ولی من هنوز از راز طرح جلد کتاب فیزیک پایه و 3 خیلی سبز مطلع نشدم ... خره ... یا گورخره...و اون بنده خدا انیشتین  ؟ کجایی نمره بیستی که بهونه خوبی برای گرفتن و رسیدن به خواسته ها از بابا بودی ؟ بابا آب داد .... بابا نان داد .... بابا آب و نان با هم داد + شیر یارانه ای و خیلی چیزهای دیگه ... بیچاره بابا ..ولی بابا بیچاره تا کجا باید بده ؟ هنوزم وقتی میخوای از خودت بگی دوس داری از اون دختر شاگرد اول ، سخت کوش نامبروان اسم ببری و حرف بزنی ... هنوزم وقتی اسم اسم تاثیر معدل میاد دوس داری زمان برگرده به زمانی که تو معدلت خیلی بالا بود ...آیا حس میکنی که شایستگی های زیادی داری ... از خیلی ها ... از خیلی هایی که قبل تو رو شکستن و تو رو در پنهان و آشکار تحقیر کردن ؟ هنوزم دوس داری آرزوی اول و آخرشون رو بر آورده کنی ؟ .... خودتم میدونی، در حال حاضر با خودت زیاد غریبه شدی دوست داری همین جا متن رو تموم کنم .... بگو ؟ مطمئن هستم که اگه از اول با دقت خونده باشی دوست نداری اینجا و اینطوری و با یادآوری های روزهای خاکستری و دادن انرژی منفی حرفامون تموم بشه ... پس گوش کن تا بذار در ادامه ی چیزهایی رو به یادت بیارم ... یادت میاد ... اولش شلوار پوشیدن بلد نبودی ... اول بچگی هات منظورمه . جفت پاهاتو میکردی تو ی پای شلوار ... دمپایی هاتو هر طرف برات میذارن پات میکردی و اصلا" چرا راه دور بریم کار با همین کامپیوتر روبروت رو هم بلد نبودی و کار هر روزت بود رفتن تو صفحه نقاشی خب چی شد . آخرش رو بو خودت . شد یا نه ؟ چند شب از ذوق خرید کامپیوتر از اتاقت در نمیومدی بیرون و از خواب و خوراکت میزدی تا بیشتر پاش بشینی یادته دنده یک گذاشتن ماشین برات بود چه مصیبتی ؟ آخر چی شد ... شد ... ؟  ماهیگیر ساعت ها کنار برکه میشینه به شوق لذت بردن از ماهیگیری و ماهی پاداش اون از این حس خوب رو تکمیل میکنه.به برگ های بند انگشتی برخی درختان چنار نگاه کن که میخواد کم کم در بیاد و دست آخر شاید از یک وجب دست هم بزرگتر بشه. همین حالا به یک زاویه تند فکر کن؛ از روزنه نخوندن درس ها انحراف شروع میشه... حالا فکر کن که اگر دو تشکیل دهنده این زاویه رو تا جایی که صفحه اجازه بده امتداد بدیم چی میشه ؟  در عین حفظ شدن اندازه ی زاویه یعنی همون علت اصلی(نخوندن) فاصله دو ضلعش از هم زیاد میشه ... این همون فاصله تو با خود قبلیت هست که در اثر گذشت زمان زیاد شده. اگر میخوای فاصله رو کم کنی باید بری سراغ راس زاویه که همه این انحراف از اونجا نشات میگیره و تغییر رو شروع کنی ... تغییر نه به انگیزه رسیدن به خواست و غایت نهایی، بلکه به انگیزه درست کردن و اتمام شرایط فعلی . به قول ی ضرب المثل ژاپنی "وقتی تو باتلاق هستی به ترکه چوبی که بهت رو میاره اعتماد کن و دنبال سفت و محکم بودنش نباش .. چرا که ذره ای دور شدن از مرگ غنیمته" . این یعنی اجتناب از فریز شدن و سکون.... رسم زندگی همیشه همین هست و در اصل این تغییر هست که هر وقت بجای نتیجه حاصل از تغییر، اصل و اساس باشه پله های نربان تغییر بخوبی چیده میشه و فرد میتونه شرایطش رو بهتر کنه. ولی آخه حرفاتون درست ولی به عشق رسیدن به چی ...؟ مگه میشه ؟ ببین بذار برات بیشتر توضیح بدم. قهرمانی از کشور ما که میخواد بره مسابقات جهانی کشتی 2013 هندوستان متوجه میشه که فدراسیون به نفر اول هر رشته ی خودرو سمند میده ؛ این فرد میره و با طلا برمیگرده .. حالا آیا هدف این فرد سمند بود یا هدف بزرگتری داشت ... آیا افق دید او به همین سمند ختم میشد و میشه ارزش کار او رو با این ماشین جبران کرد ؟ یا این فقط ی پاداش نسبی برای تلاش و فق العاده بودن او هست ؟ اگه هدف لحظه به لحظه تلاش باشه و انگیزه بلعیدن اپسیلون به اپسیلون موقعیت ها باشه هدف نهایی برای ما ارزش پاداش نسبی طی مسیری فوق العاده ای که طی کردیم رو داره؛ اون وقت پرنده تا قبل از خورده شدن توسط مار پشت سرش آواز میخونه و پیر برنا تا زگهواه دانش می جویه و تو در این 70 روز مث پسر بچه ای که در حال سپری کردن 70 روز باقی مونده تابستونش هست در شور و حال و حال و هوای مستانه خودت هستی و از این زندگی لذت میبری و چه بسا هم که بشی ایمون زائد معروف . ((3 تا داربی قبل  بچه های قرمز خوب یادشون هست)) . مطمئن باش که اگر بهترین پازل تو باشی نتیجه تابعی از تو میشه و ایمون زائد بودن فقط باور میخواد ... باور اینکه دستانم را باز کن تا افسار دنیایم را در دست گیرم احساس خفگی کردی ... شیشه رو بشکن ... بچه شو ... هنوزم سرسره بازی دوست داری ... دست بردار ...آخه زشته!!!! ... نه زشت این نقابی هست که به صورتت داری ... بکنش ... همین حالا ... کفش سوتی دوست داری ..؟ شایدم چراغ دار ؟ کدوم .... توییتی یا راد رانر (بیب ، بیب) کارتون ها . آب نبات چطور ... از اونایی که آخرش آدامس هم داشت . راستی هنوز بلدی جیغ بکشی ... امتحان کن .. جیغ بنفش .. از همونایی که سر برادر بد بختت میکشیدی .. شاید فرا بنفش ... راستی بسامد کدوم ببیشتره ؟ بنفش ؟ یا فرا بنفش ؟ نذار سیگار و عادت گناه (خ.ا) بشه مرهم و دلگرمی تصنعی برای درد های ریشه دارت ...شاد باشو و شادی کن ... جایگاه خودت رو تو دنیا پیدا کن ... جایگاهی که توش خوندن املا واژه مسطور/مستور با در سر پروراندن ی نمره بیست دیگه فرقی نداره کاری کن تا کارت هزار آفرین رو شب موقع خواب به خودت بدی

پس خدایا کمکم کن

ای ابرها، ای سایه ها رحمت، من ، زیر باران نور، تن خسته ای را به دست نوازش بادها خواهم سپرد ، احساسم را زیر ترانه های لطیفت پرواز خواهم داد ... ولی ای ... ای خدای مهربان تو بگو ... تا کجاهای آسمان مرا خواهی برد.. زندگی در وجودم جریان دارد ... قدم هایم تند تر میشود و برای رسیدن به حضور زیبایت ، تا لختی دیگر سر از پا نمی شناسم

نگران صفحه های نخوانده از کتابهایت هستی و روزهایی که به شدت می گذرند ! شاید هم نگران فراموش کردن مطالب و نکته های قبل هستی . نترس . من تمام کائناتم را برای به نظم در آوردن زندگی تو به کار گماشته ام . من تمام نامه ها و یادداشت های کوچکت را که در تکه ای کاغذ می نویسی را خوانده ام . خیلی وقت ها با خودت قول و قرار گذاشتی و از من کمک خواستی .... من هم آن لحظه خواسته ات را اجابت کردم و به تعبیر قرآنم ، گویی آن را در پاشنه در خانه ات قرار دادم ، ولی افسوس که تو در را باز نکردی . در این روزها هرگز نگو که از من خجالت می کشی . حتی اگر مدتی هم به من بی توجه بودی ، الان وقت آن فرارسیده که دستهایت را در دستان من بفشاری و حسم کنی . حسم کنی، آنگونه که هستم . خودت را بی دغدغه به من بسپار . با تمام خوانده ها و نخوانده هایت . با تمام داشته ها و نداشته هایت در این دنیای خاکی مطمئن باش که من بهترین را برای تو رقم خواهم زد ولی از تو می خواهم که تو هم در هر جایگاهی که هستی . حتی اگر تا به حال خواب بودی و درس نخواندی ، تلاش کنی . فقط مرا ببین و از من پاداش تلاشت را بخواه . من می توانم پاسخ سوال های کنکورت را آنگونه ای که تو بهتر پاسخ می دهی به ذهنت بیاورم . من می توانم در سر جلسه به تو آرامش و یقین و ابتکار دهم . در کار من شک نکن . فقط کافیست که تو تلاش کنی و بعد از آن صدایم کنی تا تو را در آغوش بگیرم و تمام فرشتگانم را مامور رساندن موفقیت به تو کنم . همین امشب تصمیمت را بگیر . فرشتگانم از غروب خورشید تا طلوع صبح فردا به سمت تو می آیند . عزیزترینم ، دیدن لبخند تو پس از این همه تلاش حتی در 9 هفته هم همه آرزوی من است . از بعد زمان و مکان بیرون بیا و نگو نمیشه تو 70 روز نتیجه رسید ... نمی دانم که تو چرا این حرف را میزنی ولی این را بدان که همواره راه برای تو باز است . تو از اعماق وجودت بخواه و برای آن تلاش کن و به شب و روز و گذر ایام کاری نداشته باش . مدام فکر قبول نشدن و به هدف نرسیدن را نکن . یک لحظه خود را ببین که به آنچه که علاقه داری رسیده ای ! این علاقه و هدف گذاری این موقعیت و این موفقیت را من در ذهن تو قرار داده ام و این کار را حکیمانه انجام دادم ؛ زیرا قبل از اینکه ذهنت را درگیر هدفی بزرگ کنم ، تونایی رسیدن به آن را در وجودت قرار دادم . پس تو هم شک نکن که میتوانی . از خواسته هایت دل نکن و تا آخرین لحظه برای آن تلاش کن .

زندگی طلوع خورشیدیست، تا طلوع خورشید در دل ها جاریست، باید بود ، باید خواند و به دنبال زندگی روان شد

از خداوند نیرو خواستم ... به من سختی های را داد تا مرا نیرومند کند. اینو بدون که تو فوق العاده ترین وجود کائنات هستی ، خداوند متعادل در آفرینش تو مطمئن بود که اشتباه نکرده ، پس تو نیز خودت را قبول داشته باش و با ایمان به عرض زندگی ات (24 ساعت های موعودی که در آینده مثال اش برایت بارها تکرار خواهد شد) با همه وجود جلو برو ... تضمین راه تو جذب احساسات مثبت از طرف منبع همه خوبی های به توست . مهم اینه که ببینی و بهت ثابت بشه که موفقیت چیزی نیست جز کنارزدن فکر منفی گذشته و بخشیدن گذشته خودت و تلاش برای آینده ات .


جهت هماهنگی جلسات مشاوره ای تلفنی فقط از طریق پیامک با شماره مستقیم استاد افشار در ارتباط باشید


09358960503


(ایناهم بیاد قدیم ها و ی بهونه واسه لبخند تو)


 

 

  • 7687 نفر
ادامه مطلب



برنامه کنکور بعد از عید

سخت کوشی در کنکور سراسری

من برنامه های بعد از عید را بر اساس کلیدواژهی محبوبم، “سخت کوشی در کنکور”  تنظیم کرده ام. این کلمه به من حس خوب رفتن و رسیدن میدهد.  روزهای پایانی فروردین و روزهای ابتدایی اردیبهشت ممکن است همراه  با وقفه های مطالعاتی باشد که گاه و بیگاه از آشفتگی یا عقب ماندگی احتمالی از برنامه یا نرسیدن به سرفصل آزمونها ناشی شود. دوستان عزیزم همیشه گفتیم نابرده رنج گنج میسر نمیشود. امروز برای رسیدن به گنج خودتون تلاش کنید و خستگی ناپذیر هم تلاش کنید.

 

فراشناخت در کنکور سراسری

من برای دوران جمعبندی برنامه های ویژه دارم و اولویت های خود را  به خوبی میشناسم. “فراشناخت” کلیدواژهی محبوب من است. برای خارج شدن از سردرگمی بدونین دارید چیکار میکنید. برنامه داشته باشید. برنامه تعیین کنید که تا کی نیم سال دوم رو میخواهید بخوانید. از کی برنامه سه روز یکبار را شروع میکنید و چطور برای جمع بندی نهایی دروس را مرور میکنید؟ این برنامه ها را بنوسید تا کاملا از سردرگمی خارج شوید.

 

رعایت تعدل اختصاصی و عمومی در مطالعه برای کنکور سراسری

بعد از عید باید تا بالاترین حد ممکن به تقویت درسهای عمومی بپردازم.

البته من هنوز تعادل مهم مطالعاتی بین درسهای عمومی و اختصاصی را  فراموش نکرده ام. “رعایت تعادلها” کلیدواژهی محبوب من است.

 

سعی کنید رفته رفته زمان بیشتری را به عمومی ها اختصاص بدهید ولی در همه حال توجه داشته باشید که همواره دروس اختصاصی باید به میزان بیشتری مطالعه شوند.

 

نظم و پشتکار در مطالعه برای کنکور سراسری

در آزمونهای آزمایشی به هیچ وجه از برنامه جدا نخواهم  نشد. این یک استراتژی پیروزمندانه است؛ درست مثل همراهی ام با برنامه  در انتهای نیمسال اول. به خاطر دارم که آن زمان هم تا قبل از  امتحانات به خوبی مطالب را در کنار آزمونهای مبحثی مطالعه کردم و به  آزمونهای نیمسال اول رسیدم. “همراهی با برنامه ی آزمون” هم کلیدواژه ی  محبوب من است. جدا شدن از برنامه آزمون ها فقط و فقط باعث سردرگمی شما میشود.

 

پیش به سوی موفقیت در کنکور سراسری

با آزمونهای نیم سال اول به خوبی از بابت نیمسال اول آسوده خاطر  شده ام. حاال برای ۶۰ روز آینده تصمیم دارم در کنار برنامه ی آزمون، آرام و پیوسته، موفقیت بزرگم را بسازم و بارور کنم. این همان هدف بزرگ ابتدای  سال تحصیلی من بود. هدفهای بزرگ و موفقیتهای بزرگ همیشه با هم رابطه ی مستقیم داشته اند. باور کنید موفقیت برای شماست و قدرتمندانه به پیش برین.

 

کلیدواژه های برنامه کنکور بعد از عید

کلیدواژههای محبوبم، سخت کوشی و تعادل و فراشناخت و نظم و پشتکار  را در کنار این بیت زیبای قیصر امینپور یادداشت کردهام و هر روز با خواندن
آن پر از انرژی و امید میشوم:
موجیم و وصل ما از خود بریدن است
ساحل بهانه ای است، رفتن رسیدن است



منبع : مکتبستان

  • 1007 نفر
ادامه مطلب
                               

تعطیلات عید نوروز هرساله برای داوطلبان کنکور و دانش آموزان مورد توجه است. به‌طوری که بسیاری از داوطلبان و دانش‌آموزان که در طی ماه‌های گذشته کم کاری کرده‌اند, در تعطیلات عید، به امیدجبران هستند اما چگونه باید استفاده کرد ؟!

تعطیلات نوروز در بهترین حالت بین 14 تا 16 روز است و با تعطیلی مدارس و کلاس‌های آموزشگاه برای اکثر داوطلبان و دانش‌آموزان موقعیت فوق‌العاده‌ای جهت رفع مشکلات درسی به نظر می‌رسد. اما واقعیت این‌جاست که عید بیشتر به جهت موقعیت زمانی , یک نقطه‌ی عطف است و افرادی که در این برهه‌ی زمانی جهت حرکت خود را اصلاح می‌کنند، وضعیت بهتر و مساعد‌تری دارند.

داوطلبان سال‌های گذشته که در این زمان تغییری در فعالیت‌های خود ایجاد کرده و نتیجه‌ی قابل قبولی گرفته‌اند، از عید و بعد از آن به خوبی یاد می‌کنند و دانش‌آموزان و داوطلبان فعلی را هم به دوران عید متوجه می‌سازند.

اصولاً افرادی که از همین دوره‌ی زمانی دو هفته‌ای خوب استفاده می‌نمایند، در هر شرایط درسی، به جمع‌بندی تمام منابع مطالعاتی خود امیدوار می‌شوند. همین امیدواری و روحیه‌ی مضاعف سبب می‌شود که این داوطلبان و دانش آموزان با توان مطالعاتی بیشتری فعالیت‌های درسی شان را به پیش می‌برند. و اما متاسفانه ...

اكثر دانش آموزان با شروع تعطيلات نوروزي از كتاب هاي درسي خود فاصله گرفته و نسبت به انجام تكاليف ومرور درس هاي خود بي ميل هستند و يا برنامه اي براي مطالعه نوروزي خود ندارند.

داشتن يك برنامه سنگين و غيرواقع بينانه و استفاده از محصولات سودجویان بازار کنکور (dvd های کم کیفیت ) نه تنها نتيجه مثبتي در بر نخواهد داشت، بلكه انگيزه مطالعه را از بين خواهد برد. براي همين دانلود توصیه های پيشنهادي زير مي تواند كمكي براي دانش آموزان باشد.

همایش اسفند کنکور 

لینک دانلود همایش اصلی


لینک کمکی دریافت همایش کنکور

جهت هماهنگی وقت مشاوره و اخذ برنامه دوران طلایی نوروز و راهنمایی در مورد بهترین شکل برنامه ریزی به شماره مسقیم دکتر افشار پیامک بدین.

با توجه به موقعیت حساس زمانی نوروز92 برای داوطلبین عزیز ، طبق این اطلاعیه سایت برای آخرین بار در طی سال 91 اقدام به ثبت نام مشاوره و برنامه ریزی تحصیلی سه ماهه پایانی تا موعد کنکور سراسری 92 را برای داوطلبین جامانده و مستعد پیوستن به بهترین ها میکند. ارائه جزوات رایگان،برنامه ریزی و نظارت روزانه، اختصاص بالاترین زمان مشاوره خصوصی بصورت تلفنی برای هر نفر و ...

ظرفیت بسیار بسیار محدود

 مشاوره ها تا پایان تعطیلات به علت حضور استاد در همایش های مختلف فقط بصورت تلفنی امکان پذیر می باشد.همچنین برای مشاوره تک جلسه ای(40 یا 60 دقیقه ای) در مورد چگونگی برنامه ریزی منسجم در سه ماهه آخر سال تحصیلی و مشورت در مورد چگونگی مطابقت اولویت های دوران عید در برنامه نوروز شما (دوران طلائی) هم با ارسال پیامک وقت بگیرید. با تشکر

شماره تماس: 09358960503

  • 7985 نفر
ادامه مطلب


 با سلام و آرزوی موفقیت برای یکایک شما عزیزان

در این جلسه همایش با شما خواهیم بود با : تکلونوژی موفقیت در کنکور در مدت زمان کنونی و تکنیک های کسب سرعت عمل در محاسبات عددی

 

لطفا با ارسال نظرات و بازخوردهای خود و نیز معرفی مجموعه ما به دوستان خود و تکثیر فایل همایش ها ما را مشمول انرژی های مثبت خود کنید.

 از اینکه در کنار شما هستیم و با شما در پیچ خم های پرشیب زندگی همراهیم خرسندیم

  فایل صوتی این جلسه رو در ادامه مطلب دانلود کنید



جهت هماهنگی جلسات مشاوره ای تلفنی فقط از طریق پیامک با شماره مستقیم استاد افشار در ارتباط باشید


09358960503


دانلود همایش دکتر افشار . انگیزشی / برنامه سازی مدت باقی مانده / بخش نخست کارگاه محاسبات سریع ریاضی کنکور


لینک اصلی



 لینک کمکی

  • 3909 نفر
ادامه مطلب


 سلام . امیدوارم که حالتون خوب باشه و پر انرژی تو فکر درس ها باشین

 هفته ها پیش یکی از دوستان همین سایت خودمون یک متنی رو برام فرستاده بود که خوندش رو به شما هم پیشنهاد میدم

 شاد و پیروز و سرزنده باشید

با تشکر از خانم همت

صفحه اول ( برای بزرگنمایی بروی تصویر کلیک کنید )



صفحه دوم ( برای بزرگنمایی بروی تصویر کلیک کنید )



امیدوارم که بچه های تهران به همایش بچه های شریف برن

دو درخواست کوچولو دیگه هم اینکه لطفا" از چت روم درست استفاده کنید. مال خودتون هست محیطش

دومی هم اینکه اون دسته از کنکوری هایی که میخوان از من وقت مشاوره تلفنی بگیرن تا قبل از عید به شماره خودم پیام بدن 09358960503

 با تشکر از همه شما عزیزان :علیرضا افشار

  • 2290 نفر
ادامه مطلب


...در هر لحظه که هستید اجازه ندهید که دچار به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه


بگذارید که بعضی لحظات تاسف بار که برای هر انسانی پیش می آید، شما را به


یاس و ناامیدی بکشاند.


در آرامش تمام سعی خود را در جهت ساختن یک انسان منحصر به فرد انجام دهید


و در نهایت با رضایت بگویید:



 من آنچه در توان داشته ام انجام دادم ام




 

لطفا با ارسال نظرات و بازخوردهای خود و نیز معرفی مجموعه ما به دوستان خود و تکثیر فایل


همایش ها ما را مشمول انرژی های مثبت خود کنید.

و همچنین قلب استاد عزیزمان که چند روزی در بستر بیماری هستند را شاد کنید. تمامی نظرات و سوالات شما عزیزان به مرور تا پایان هفته توسط استاد پاسخ داده خواهند شد.

 از اینکه در کنار شما هستیم و با شما در پیچ خم های پرشیب زندگی همراهیم خرسندیم

  فایل صوتی این جلسه رو در ادامه مطلب دانلود کنید



جهت هماهنگی جلسات مشاوره ای تلفنی فقط از طریق پیامک با شماره مستقیم استاد افشار در ارتباط باشید
09358960503


دانلود فایل همایش لینک اصلی


دانلود فایل همایش لینک کمکی

  • 3475 نفر
ادامه مطلب

با سلام

 با امید توفیق روز افزون برای تک تک شما عزیزان

 امیدوارم که حالتون خوب باشه و تو شبهای زمستون دلاتون گرم باشه

 این همایش متفاوتی هست از یکی از جلسات بهمن ماه از طرف استاد افشار برای اعضای سایت

بزودی هم مقالاتی زیبایی رو برای شما در سایت قرار خواهیم داد .


 لینک دانلود اول                   لینک دانلود کمکی



******www.alirezael.ir*******
شماره تماس استاد افشار جهت مشاوره حضوری ، خصوصی (ماهانه) ، جلسه ای ،تلفنی (شهرستان ها) و همین طور دعوت برای سخنرانی در جلسات : ۰۹۳۵۸۹۶۰۵۰۳

به علت استقبال پرشور شما عزیزان برای دریافت مشاوره های استاد افشار؛ وقت مشاوره های جلسه ای و نوبت دهی آنها به صورت تلفنی به کمتر از دو روز کاهش یافت

 برای رزرو نوبت مشاوره جلسه ای تلفنی یا حضوری به شماره مستقیم ایشون پیامک بدین


09358960503

  • 4463 نفر
ادامه مطلب

با سلام . ضمن آرزوی موفقیت برای همه شما کنکوری های عزیز؛ خوشحالیم که بازهم کنار شما در پیمودن راه پیچ و خم موفقیت سهمی کوچکی خواهیم داشت . امیدواریم که به دور از خود درمانی ها و در کنار توصیه های مشاوره ی مفید بتونید گام های محکم و استواری در جهت اعتلا و پیشرفت خود داشته باشید.


موضوعات مورد بحث در این همایش یک روزه

افزایش ساعت مطالعه

افزایش تست

ارتقا تراز

خواب آلودگی

تمرکز حواس

تعهد به تصمیم ها

استمرار مطالعه خوب و ثبات انگیزش

اشتباه در جلسه آزمون

و مهمتر از همه بحث های انگیزشی



لینک پیکو فایل 


لینک مدیا فایر  

  • 4557 نفر
ادامه مطلب

با عرض سلام

 بعد از مدت ها بازهم نظر به مساعدت استاد گران قدر بر آن شدیم تا در حد توان ، شما را با جدیدترین جلسات کارگاهی و همایش های مشاوره ای ، آموزشی و انگیزش تحصیلی همراه کنیم

در این جلسه حدودا نیم ساعت اولین جلسه بحث کارگاهی کلوز و ریدینگ زبان انگلیسی (بصورت فشرده) بیان شده است و در حدود چهل دقیقه بحث انگیزش تحصیلی

 نظرات خودتون رو راجب محتوا این فایل صوتی با ما در میان بذارین

 شما می تونید این جلسه رو از لینک یکی از دو آپلود سنتر زیر دانلود کنید .

شماره تماس استاد جهت مشاوره حضوری،خصوصی(ماهانه)،جلسه ای،تلفنی و همین طور دعوت برای سخنرانی در جلسات : 09358960503 . حتما قبل از تماس پیامک(SMS) بدین .در پایان از طرف استاد تشکر می کنم از جو خوب و سالم انجمن سایت .

        

         لینک اول 

         

          لینک دوم 

  • 6029 نفر
ادامه مطلب

سلام به دوستان عزیزم؛آیا تا به حال به این موضوع فکر کردین که قرار نیست که هنگام کنکور یا هنگام بیماری یا تنگدستی به یاد خدا بیفتیم ؟



  خدا برای همه ی زندگی ما، قانون و نفشه داده است .اگر ما به آیین نامه ی خدا عمل کنیم آرامش آن نصیب همه ی ما خواهد شد. همه ی زندگی ما کنکور و امتحان است .مگر ازدواج، انتخاب دوست و کار کنکور نیست ؟ مگر کسانی که مبتلا به طلاق شده اند در کنکور زندگی شکست نخورده اند ؟مگر کسانی که دائم شغل شان را عوض می کنند در کنکور کار شکست نخورده اند ؟

اگر ما می خواهیم مسائل زندگی مان را به بندگی تبدیل کنیم سه تا سوال راجع به آنها از منابع دینی بپرسیم : چیستی ، چرایی و چگونگی .ماهیت ،فلسفه و راه کار آنرا بپرسیم .اگر قرار است که کنکور ما بر اساس مسیر دین و بندگی باشد باید ببینیم که کنکور چیست .کنکور یک امتحان است. آیا مطالبی که من خوانده ام قابلیت این را دارد که من را وارد مرحله ی بعدی که دانشگاه است بکند. آیا شما به جوانان مجرد مطالبی را گفته اید که وارد کنکور متاهلی بشوند ؟ آیا آموزه های ما برای حاجی شدن حجاج کافی بوده است ؟پس چیستی کنکور، امتحان است . حالا چرا باید کنکور باشد؟ زیرا تا کنکور نباشد همه خودشان را قبول می کنند و تا امتحان نباشد فرقی بین قبول و مشروط وجود ندارد. معمولا ما در مسائل خودمان را بر حق می دانیم ولی وقتی محکی به میان می آید متوجه کمبودهای مان می شویم .خدا جهاد را قرار داده است تا مجاهد ازغیر مجاهد تشخیص داده بشود، کنکور ابتلاء گذاشته شده است تا صابر از غیر صابر مشخص بشود. در این کنکور یک عده اهل شکایت می شوند وعده ای صابر و عده ای شاکر می شوند. مثلا نقصی در اموال پیش می آید تا ظرفیت انسان مشخص بشود . حالا چگونه باید این کنکور را بخوانیم؟ یکی از مراحل آن خواندن درست درس ها است مثل مطالعه ی عمومی، خلاصه برداری، تست زنی، مباحثه، مرور خلاصه ها، فرمول بندی خلاصه ها  و مرحله ی عمده ی دیگر نیت خانواده و بچه ها است.بیشتر بچه ها بخاطر پدر ومادرهایشان برای کنکور استرس دارند . پدرو مادرها باید بگویند : خدایا رتبه ی بچه ی ما در محضر تو مهم است ، نیت بچه ی ما مهم است ، روحیه خدمت داشته باشد چه در رشته ی پزشکی یا مهندسی یا انسانی یا هنری. ما نباید به بچه مان بگوییم که باید در فلان رشته قبول بشوی زیرا این باعث استرس      می شود و این دستور دین ما نیست .شاید بچه ی شما ظرفیت آن رشته را ندارد .من دعا می کنم که تمام بچه هایی که نیت خدمت کردن را دارند در کنکور قبول بشوند. ما می خواهیم در کنار درس خواندن نیت های مان را درست کنیم. اعمال ما به نیت ماست. توصیه ی دین این است که ما در سحر درس بخوانیم. ما باید در این زمان خوراک مقوی داشته باشیم و ساعات خواب منظم داشته باشیم ،تلاوت قرآن داشته باشیم ،حتما نمازمان را اول وقت بخوانیم ،هنگام رفتن به امتحان ،چهار قل و آیت الکرسی را بخوانیم ،صدقه بدهیم و بگوییم :خدایا فهم ما را زیاد کن. در آخر ما نتیجه را به خدا واگذار می کنیم که اگر قبول نشدیم حتما حکمتی داشته است. اگر نیت ما درست باشد حتی اگز نتیجه هم به دلخواه نباشد ما ناراحت نیستم .شما در کنکور تلاش تان را بکنید و خدا نتیجه اش را به شما می دهد.

فرمول بعدی این است که از خودمان بپرسیم محدودیت(قانونمندی)عادلانه است یا محرومیت .عقل می گوید که خودت را در خوردن آب محدود بکن تا محروم از سلامتی نشوی ،هر آبی را نخور، آب سالم بخور وهر غذایی را نخور. ما درعرصه ی زندگی مان این محدودیت ها را قبول کرده ایم . مثلا کسانی که مشکل قند یا چربی خون دارند، قبول کرده اند که بعضی از غذاها برایشان خوب نیست زیرا سلامتی شان به خطر می افتد و از  آنها پرهیز می کنند. در سیستم رانندگی همه ی ما محدویت سرعت و خوب رانندگی کردن را قبول کرده ایم تا از سلامتی محروم نشویم، در سیستم دانشگاه هم این محدودیت ها را قبول می کنیم تا از اداره ی تحصیل محروم نشویم، در سیستم سیاسی احزاب هم محدودیت ها را قبول کرده ایم. عقل ما می گوید که محدودیت های قانون را قبول کن تا از بهره ی آن محروم نشوی .تبدیل زندگی به بندگی یعنی من قانون هایی که خدا برایم گذاشته است را قبول می کنم تا از وعده های خدا محروم نشوم .ما محدودیت هایی که دست ساز بشر است را قبول می کنیم بنابراین باید محدودیتی که دست ساز خدا است را هم قبول کنیم. کنکوری ها محدودیت هایی دارند مثلا نمی توانند با خودکار بنویسند یا با خودشان موبایل ببرند یا باید سرموقع بروند و این محدودیت را سازمان سنجش گذاشته است و هیچ کس نمی پرسد که چرا باید سر ساعت هشت در سالن ها بسته بشود ولی ما می پرسیم که چرا باید نماز صبح را قبل از طلوع سپیده ی فجر بخوانیم .اگر ما خلافی بکنیم عذرخواهی می کنیم و اعتراض نمی کنیم . پس ما به قانون پلیس اعتماد داریم . اگر ما این اعتماد را به خدا داشته باشیم کمتر اعتراض می کنیم و می پذیرم که خطا کرده ایم و عذرخواهی می کنیم .

ما محدودیت های الهی را رعایت نمی کنیم و هوس وعده های الهی را هم داریم و می خواهیم که تا خدا را خواندیم، خدا ما را اجابت کند. اربابی به رعیت خودش گفت که امسال گندم نکار و بجای آن جو بکار .بعد از مدتی ارباب دید که رعیت گندم کاشته است و به او اعتراض کرد .رعیت گفت : من گندم کاشته ام و دعا می کنم که جو در بیاید. ارباب تعجب کرد و خندید. رعیت گفت : من می بینم که توحرام می خوری و دروغ می گویی و قانون خدا را راعایت نمی کنی ولی دعا می کنی که به بهشت بروی، اگر با این کارها تو به بهشت بروی ، با دعا، از این گندم ها هم جو بوجود می آید. اگر شما قانون اسلام را در زندگی پیاده بکنید بنده می شوید.حضرت یوسف برای احترام به پدرش دیر از اسب پیاده شد، خدا نسل او را از پیامبری محروم کرد. پیامبران بعد از یوسف از نسل بنیامین است. خدا با کسی تعارف ندارد .اگر ما محدودیت ها را بپذیریم زندگی مان به بندگی تبدیل می شود.پس ما نباید فقط موقع امتحانات و کنکور نماز بخوانیم و دعا بخوانیم. ما عهد بسته ایم که بنده ی خدا باشیم و خدا هم ما را اجابت کند ولی ما به عهدمان عمل نکردیم و نتیجه اش این است که دعای مان اجابت نمی شود. نتیجه ی دست زدن به سیم لخت برق،برق گرفتگی است .اگر کسی این کار را انجام بدهد نتیجه ی کار خودش است. دکتر پرهیز می دهد یا توصیه می کند ولی بیماری یا سلامتی نمی دهد. ما باید در افکارمان محدودیت داشته باشیم .فکر ما باید قانونمند باشد .از فکر رها اندیشه های الحادی در می آید، از توی فکر رهای بدون کنترل ،سوء ظن به مردم و خدا از آن درمی آید. ما باید فکرمان را با قانون خدا تنظیم کنیم. دل و اعضای و جوارح ما هم باید کنترل بشود. اگر افکار، احساس و رفتار ما طبق قانون خدا باشد ، ما بنده می شویم. اگر من بزبان بگوییم که ای خدا، من بنده ی فقیر و ذلیل تو هستم ولی افکار و رفتار خودم را کنترل نکنم، در واقع خودم را مسخره کرده ام. ما گیج شده ایم و در طول سال با دستهای مان گناه می کنیم و می خواهیم در روز عاشورا با همین دستها سینه بزنیم. کسانی که قانون های دیگر را قبول دارند، باید قانون خدا را هم قبول داشته باشند زیرا خدا خالق همه ی عقل هاست، چرا ما ملتزم به این قانون نمی شویم ؟ ما همه دنبال آرامش هستیم. 


الابذکر الله تطمئن القلوب

حجت الاسلام استاد محمدمهدی ماندگاری

  • 2913 نفر
ادامه مطلب


سلام

 چند روزی میشه محسوس و نامحسوس میام چت روم سایت و اوضاع رو رصد میکنم تا ببینم از چه قراره

یه جورایی برانگیخته شدم که برگردم به کار ولی بازم انگار هنوز بستر آماده نشده

 من صبرم زیاده ولی فرصت شما دوستان محدود هست . پس بچه های طالب کار و اهل کار خیر برای زمان گذاشتن و تبادل اطلاعات مفید در چت روم دور هم جمع بشن تا بحث های نامتعارف کنونی کم کم اک جمع بشه

 امیدوارم که نظرم به سمت اقدام های کوچک شما عزیزان دل جلب و از ساختن یک جمع مستعد با کمک شما در نیمسال دوم خاطر جمع بشم

 به همه اونایی هم که با انگیزه و اراده تصمیم دارن این نیمه بازی رو قوی و پر انرژی و کم نقص حرکت کنن خوش آمد و از همه دوستانی که خودشون رو ته خط رسیده فرض می کنند و روحیه تکاپو در آنها از بین رفته و دیگه کاری با 92 ندارن ، با کمال تاسف خداحافظی می کنم / دعا می کنم که همگی تون متوجه بشین ، چه کارهای بزرگی هنوز هم در این مدت باقی مونده ازتون برمیاد . توکل بخدا . در این روزهای سرد سلامت و دلگرم باشید


در آخر از همه بچه های فعال انجمن هم ممنون هستم و همه دوستانی که دورادور به دوستان شون کمک میکنن و مطمئنن خداوندچند برابر کار خیر را به صاحب آن باز می گرداند انشاا...

  افشار ( مدیر سایت )

نظرات این مطلب رو هم به احترام با ادبان جمع مون که تعدادشون هم میدونم کم نیست ، باز میذارم . تا با انرژی و قول هایی که بهم میدن اثبات کنن که هنوز هم می تونیم دوستان خوبی برای هم باشیم

  • 8013 نفر
ادامه مطلب

ی پست نسبتا" طولانی ولی با ارزش    

 در ضمن ممنونم از همه بچه هایی که در جهت تقویت جو اینجا تلاش می کنن


خوب چی بگم ... اصلا نمیدونم از کجا بخوام شروع کنم ولی باید بگم ... باید بگم چون دیگه نمی تونم تو خودم نگه دارم ... ولش کن چرا این حرفارو میخوای بگی ... ولش کن ... تو آدم بشو نستی . خدا چی بگم .. چی کار کنم ... بازم شد یه غروب جمعه بازم اون غم همیشکی ... یادمه اوایل خیلی ذوق و شوق داشتم وقتی جمعه میشد به خیال خودم فکر میکردم شنبه ، آره شنبه اول هفته بالاخره فردا میاد ... ولی الان چی ...یادش بخیر گفتم که از آزمون اول قلم میرم و ثبت نام میکنم و باهاش میخونم و ال و بل و ....بیچاره بابام هم حرفی نزد .. گفت اگه فک میکنی لازمه من حرفی ندارم ... الان چه جوری تو چشمام نگاه کنم ... آخه دیگه سنی ازش رفته ... خودم هم میدونم که بعد از بازنشستگی دیگه اون شغل سنگین رو انتخاب نمی کرد ... همش به خاطر من بود ... بنده خدا دلش خوشه داره برای من خرفت شرایط فراهم میکنه که درس بخونم .... خاک بر سرت ... با بابات هم رو راست نبودی ... بیچاره چقدر جلوم شرمنده شد وقتی اول سال خرج و دخل کلاس کنکورهای بچه های مردم رو بهش گفتم و ازش بازخواست کردم که چرا منو از اول نفرستاده غیرانتفاعی توپ . ولی داشت چک و قرارداد خرج و دخل کلاس کنکور و آزمون را میداد و امضا میکرد ، دقیقا میشد از چهره اش خوند که چقدر استرس پاس کردن اونا رو داره . بالاخره نمیگم وضعمون خیلی بده ولی خوب پول تو خونه ما از اولش با حساب و کتاب اومده . دیگه خسته شدم این پارک هم شده برام مرور جمعه های یه هفته در میون که از 7 از خونه میزنم بیرون و دم ظهر برمیگردم ... مث مترسک ... آره مثلا باید میرفتم آزمون میدادم ...دیگه روم نمیشه اونجا هم برم .. آخه چی شد ... چی شد به من ؟ دیگه از مرورش هم خسته شدم خیر سرم اون همه ادا و افه اومدم که من دانشگاه آزاد برو نیستم و جنمش رو دارم و میخونم واسه دولتی ... الان فکر میکنم که همون آزاد هم اگه ازم امتحان بگیرن هیچی نمیشم ...بدتر از همه اینه که وقتی اون خواهر کوچکترم ازم یه سوال درپیت حتی اول ، دوم دبیرستان هم میپرسه به خیال خودش چون من کنکوری ام و دیگه الان اینا رو فوت آبم ... اولش نمیتونم حلش کنم ... به قول خودمون لازمه یه تقلب به درسنامه اش بزنم. برام تکراری شد روزها و هفته ها ... دیگه کارم از امروز و فردا کردن و شنبه کردن ها و ... گذشته ... من انگار محکوم شدم به فنا ....آخه چند سال باید عقب بمونم ... چقدر باید به خودم و خدا قول بدم و بازم دست دست کنم ... از خودم متنفرم ... دیگه بدم میاد ولی این غرور لعنتی و ترس اجازه نمیده بیام و جلوی بابام و مامانم بگم ... " منو میبینی ... میبینی پشت کنکور موندم ... آره هیچی نشدم ... هیچی ... همون پارسالشم بهونه آوردم که کنکور اتفاقی خراب شد ...." دیگه ... کلاس کنکور کارم شده چاپ کردن از رو تخته وایت برد و هیچی نمی فهمم ... آخه خودم میدونم که چیزی از قبلش نخوندم ... سر آزمون ها هم فقط تو فکر تقلب و اینکه چشمای دزدم یه لحظه بره رو پاسخنامه کناری و از روش چند تایی رو شکار کنم ... امتحانات دی ماه هم که نگو ... از الان تو افسردگی پاس کردن فیزیک هستم . البته تابلو هست که معدله زیر 16 هست ولی خوب بازم برای اون بیچاره ها گفتم که مامان من من دارم واسه کنکور میخونم و معدل چهارم مهم نیست و حتی شاگرد اولمون هم کم شده ... خیلی برام سنگینه وقتی پسر خاله و عمه میپرسن که خسته نباشی ... چه خبر از کنکور ... داری کور میشی انقدر که درس میخونی و منم با فراموشی مدرن خودم و با یه لبخند تصنعی میگم بله ... قسمت بدش اینه که که میگن ایشالا امسال تهرانی دیگه .... نه دیگه هیچ جوری امیدی نیست ...این همه کتاب و .... تازه فک میکردم میتونم واسه هر درس همش رو بخونم و کار کنم ... خیر سرم ...ولی الان فقط باید یه دستمال بردارم و برم تار عنکبوت هاش رو پاک کنم . تازه یه چیز جالب بین خودمون باشه با این همه فلاکت چه شخصیت نارسیستی (خود شیفتگی) هم دارم. خودت هم میدونی هیچی نیستی ... هیچی ... الان همش فکر و خواب و خیال هست . انقدر سستی ها درم ریشته دونده که رفتم به سمت مسکن ها ... هم مسکن های جسمی و هم روحی . دلم میخواد گریه کنم که چرا ولی میدونم که هیچ چیز تغییر نمیکنه و درست نمیشه .. همون جور که از اول سال تا حالا هیچی تغییر نکرد . دیگه یه جورایی برام همه چیز محرز شده که این روزها هم میاد و میره و تموم میشه . همون جوری که روزها و هفته های و ماه های تقویم رو دیوار اومد و رفت و چیزی نشد. چقدر امید داشتم به اینکه این آرمون رفت ولی میشیم و درست و حسابی واسه آزمون بعدی میخونم و از این به بعد .... چی بگم که هر روز پول بستنی دابل چاکلت بالا و بالاتر میره و بازم لیونل مسی توپ طلاش رو گرفت و گل محمدی هم با پرسپولیس نتیجه میگیره و دختران حوا هم به جاهای جالبش داره میرسه و مذاکرات 5+1 و ایران در راه هست و آخر دی ماه و... هم گذشت ؛ ولی من هنوز تو مرحله مقدماتی خودم موندم . یه روزایی آزمون نمیدادم و میگفتم تابستون بیشتر از آزمون میخونم و پیش میرم ولی آخرش دیدم هیچی ...حتی کار بجایی رسید که گفتم تو خونه بمونم و فردا جمعه آزمون ندم ... چرا ؟ چون فکر میکردم که برم چون ترازم بد میشه ... حالم گرفته میشه ... کم کم این تبدیل شد به اینکه نمی رفتم ... چون اصلا چیزی بلد نبودم که برم و ازش تستی جواب بدم و وقتم گرفته میشد ... خودمونیم چه دم از وقت هم میزدم انگار تو اون چهار ، پنج ساعت اگه خونه بودم می شستم و درس می خوندم.

دخترم

مگه تو همون کسی نبودی یه دفتر خوشگل از اون فانتزی ها داشتی به نام دفتر عقاید و توش کلی سوال بود ... " البته سوالات غیر مجاز هم بود" اونجا خودم دیدم که نوشته بودی میخوام پزشک بشم ... یادت میاد به همه دوستات هم اونو دادی تا برات پر کنند تا براتون بشه یه یادگاری از دوران شیرین راهنمایی و دبیرستان ... کجاست ... کوش اون دختر ؟؟؟ یادت میاد آقا پسر عزیز ... آره خود تو سوم راهنمایی بودی عشق چی بودی ... بذار بهت بگم ... کانتراستریک ... عجب بازی بود ... به قول خودت کنار در A خف میکردی با اسنایپر و از اونجا منتظر گروه سیتی ها بودی ... یادت میاد چه حالی داشت اون لحظه طرف هد شات میشد ..... الان کجایی الان فرگت چنده ؟؟؟؟ بگو ببینم دمیجت تو بازی هم میشد 10 از 100 بازی رو ریست میکردی ... دلت میومد از اون مرحله به اون سختی که خیلی خوب ازش گذشتی دل بکنی ... ؟؟؟ کجاست اون رمز آسپیرین تو ؟ کجاست اون روحیه و انگیزه تو واسه اینکه بتونی بازم پیش بری ... خسته نشی و کولاک باشی .... کجاست اون دسته آتاری و میکرو که باهاش سوپر ماریو ( قارچ خور ) بازی میکردی ... ؟ الان لذت داشتن اتم تو بازی جنرال یا اون جک و جونورهای تخیلی بازی وار کراف رو وقتی توش برنده میشدی رو داری ... ؟ من عاشق اون موقع ات بودم ... میدونی چرا ؟ چون وقتی کم میاوردی بازم مرد بودی ... میرفتی و بازم باهاش کلنجار میرفتی با پیروز بشی ... تو همون آدمی ... دخترم تو همون دختر دل نازکی هستی که وقتی تو پارک ارم پیر مرد دست فروش رو دیدی به خودت گفتی من در مقابل این آدم مسئولم ... دلت سوخت و رفتی بهش کمک کردی ... با این حال که خودت پول همراهت نبود ... رفتی از مامانت گرفتی و بهش دادی ... الان تو کجایی بچه ....... الان که خودت همه چیز رو داری ... میدونی چقدر لذت داره اگه دکتر بشی ... دکتر خدایی ... همون کار خیر از دستت میاد برای اون آدم چند برابر انجام بدی .... پس بدون و درک کن که تو الان باید حرکت کنی .... حرکت کن .... خودت میدونی باید چی کار کنی ... میدونم که الان هم عروسک های بچگیت رو گذاشتی تو کمدت .... پیش خودمون بمونه ... با یکی شون ولی داری هر شب هم میخوابی . اگه داداشت به اون بی احترامی میکرد تو جیغت میرفت هفت آسمون ... انقدر به نسبت یه جسم بی جون احساس داری ... به یاد احساسات قشنگت بیفت که تو واقعا میتونی دل خیلی ها رو بدست بیاری و با شروع و تولد خودت مایه خیر و برکت های فراوون بشی . هنوز هم چشم اون پیر مرد فرسوده ... اون مادر فقیر و پدر شرمنده پیش خنواده اش به تلاش و دستای تو هست که بتونی کاری کنی. یادت میاد با اون دختر همسایه تون که یه روز در میون میرفتین خونه هم دیگه ، کاسه بشقاب ها و وسایل خاله بازی و پخچال و ماشین لباسشویی و سماور پلاستیکی و .... رو برمیداشتی و باهاش همون سناریوی بازی دفعه قبل رو اجرا میرکردی و چقدر لذت میبردی ؟ پس چرا میگی الان از کنکور و خوندن خسته شدم ؟ یادت میاد اون بچگی ها چقدر از دیدن یه کارتون لذت میبردی و حتی اگه مث راد رانر ( بیب ... بیب ) تکراری هم بود بازم نگاهش میکردی الان هم ولت کنند دوست داره عمو قناد و شکرستون ببینی .. مگه نه ؟ ولی خوب الان بزرگ شدی و باید با همون ذوق بچگی بچسبی به چیزای دیگه ای که میخواد آینده ات رو بسازه ....هنوز هم عاشق اون پسر بچه شکمو هستم که وقتی خوراکی میومد تو خونه تا تهش رو در نمیاورد بی خیال نمیشد ..... یادت مامانت اون رو کجا قایم کرده بود از دست تو ؟؟؟ ولی تو انقدر برات مهم بودی و انقدر تیز بودی که یک دو سه پیداش کردی ... الان خمود وخسته و مرده شه چرا .... ؟ به تک تک لحظلات قبلت نگاه کن .... دم به ساعت تو کوچه بودی ... از استپ هوایی زوو ... گل کوچیک گرفته و شاید هم قبلش کارت بازی و تیله بازی .... تمام عشقت این بود که پسر خوبی بشی تا اولین ماشین کنترلیت رو برات بخرن ... ار همونایی که پسر داییت داشت ... یادت میاد شب و روز خوابش رو میدیدی ... من از تو همون آدم او انتظار دارم ... کسی که با هدفش زندگی کنه  .... خودت رو پیدا کن .... پسر عزیزم ... پا عوض کردن رونالدینیوی و دریبل زیدانی رو چقدر تمرین کردی که بتونی تو مدرسه انجام بدی... یادت میاد رفتی تی شرت ورزشی پرسپولیسی ها که تبلیغات اون روزاش "تیدی" بود رو خریدی و شماره بازیکن محبوبت رو تا بخوای خودت رو به شخصیت و استیل بازی اون نسبت بدی ، پس چرا الان خودت رو شبیه یه کنکوری تاپ و فوق العاده نمی کنی ؟ ... یادت میاد سر یه گل با رفیقات بحث میکردی و بعضی وقت ها هم بازی بهم میخورد ... الان هم همون اندازه پیگیر باش ...قلعه وجودیت رو الان هم میتونی انقدر قوی بسازی تا مث خلیفه و پیگ و رت تو بازی جنگ های صلیبی غافل گیر بی انگیزگی ها نشه ... دخترکم تو هم که عاشق بازی وسطی بودی قدیما ... یادت هست به یه توپ که به سمتت میومد چطور نگاه میکردی ... یا میتونست بهت بخوره و بسوزی و بری بیرون و یا زرنگی کنی و بگیری و بشه برات " یه بل دارم دوسش دارم ، منتظر ...." اون موقع از اون توپ که شاید باعث سوختنت بشه میترسیدی که کلا بازی نمی کردی ؟ پس چرا الان به مشکلات به چشم همون توپی که میتونه برات بشه یه بل نگاه نمیکنمی .... ؟ بذار دیگه تیر آخر رو بزنم و دیگه چیزی نگم ... تو قبلا اگه احتمال شانس هم وسط بودی کلی ذوق و شوق داشتی و انگیزه ... یادت میاد با چه بد بختی از بابات یا پول تو جیبی و قلکت میرفتی آدامس TOY BOX و لپ لپ و تخم مرغ شانسی از اونایی که تو دلش یه قوطی زرد نگ بود میخریدی و تموم فکرت به اون جایزه اش بود ... الان که وقتش هست و حتی شانسی هم نیست ... عزیز دل بخونی و دل بدی ... مث همون سابق  بچه گی هات شک نکن که میشه و میتونی به همه هدف هات برسی ... من اون دختر کوچولویی رو دوست داشتم که انقدر تو خیابون نق میزد تا به بستنی قیفیش برسه ... الان هم نق بزن ... به مدل خودت ... زوم کن رو خواسته هات ... کجایی عزیز ... ؟ باور داشته باش که خدا نزدیک تو هست و عاشق اینه که تو همون پویایی رو داشته باشی .... خیلی بده اگه بخوای بری تو نا امیدی و طرف شیطون رو بگیری ... خدا به بنده هاش میگه : من به خاطر تو اون رو از درگاهم روندم و بیرونش کردم ، شیطان گفت خدایا من مخلص تو هستم و به تو تا آخر عمر بندگی و عبادت و سجده می کنم ولی به انسان نه ... و خدا هم انقدر که تو براش مهم بودی قید شیطون با اون همه سال سابقه نیک و پسندیده رو زد .. بعد حالا انصافه تو بری و دست بندازی گردن شیطون و به خدا توجه نکنی ...

وارد بازی شو ! چه چیزی را از دست می دهی ؟ همه با دست های خالی آمده ایم و با دست های خالی از این دنیا می رویم .. سرزنده باش تا با هم ترانه ای از زیبایی ها بخوانیم و فرصت هم هم اکنون هست و آری ، این گونه است که هر لحظه غنیمتیست .

تاخیر یکی از بزرگترین توهین ها نسبت به خداست و هستی است ؛ خداوند اکنون آماده است ... تو میگویی فردا ! خداوند اکنون میخواد که تو موفق شوی  ((((()))))) پس، نگو فردا"شنبه" . باید هم اکنون اتفاق بیفتد ...زمان دیگری وجود ندارد ؛ این همان جان کلام است ... اگر میخوای بالاتر از فرشته ها بروی ......

تولدی دیگر به پایان رسید ... مراقب خودت باش ((افشار))

روز تغییر من 22 دی 91

  • 13018 نفر
ادامه مطلب

حمایت از همایش ها

مشاوره استاد افشار

از مرکز مشاوره کنکور استاد علیرضا افشار حمایت کنید
به ما امتیاز دهید