loading...

مشاور کنکور 1401 _ حضوری و غیر حضوری

من عاشق درس خواندن هستم ، تو چطور ؟ راهکارهای افزایش بازدهی ذهن در سال آخر کنکور . تکنیک های حل تست با استفاده از رد گزینه . کادر برتر مدارس تهران . لیست اساتید

ازدواج خیالی اما واقعی با درس!!!


سلام

شاید تا موضوع رو دیدین خیلی هاتون مشتاق شدین تا این داستان رو بخونین وشاید خیلی هاتون هم گفتین چه داستان مسخره ای!ولی بهتره زود قضاوت نکنین و صبر کنین تا آخر داستان تموم بشه بعد قضاوت کنین

این داستانی که میخوام براتون تعریف کنم یک داستان واقعی هست که بخشی از خاطرات کنکوری من رو تشکیل داد و شد بهترین خاطرات دوران کنکورم!

پارسال 3 بهمن ساعت 4 عصر بود که به آقای دکتر زنگ زدم.آقای دکتر گفتن اول تو حرف میزنی یا من؟سوالمنم چون خجالت میکشیدم خجالتگفتم اول شما حرف بزنینبه من زنگ بزن!تا اینکه صحبت های آقای دکتر تمام شد و گفتن حالا نوبت تو هست که سوالاتت از من بپرسی من چند لحظه ای سکوت کردم و هر چی فکر کردم یادم نیومد که چه سوالی داشتم بپرسمآخ.آقای دکتر وقتی سکوت من رو دیدن فکر کردن که میخوام دوباره غر بزنم و خودشون شروع کردن به روحیه دادن.منم حرفی نزدم که قضیه اصلا این نیست و من سوالام یادم نمیادقهر.بعد از کلی حرف زدن ،آقای دکتر گفتن "بیا تو تا آخر اسفند درس بخون و هیچی غرنزن اگر پیشرفت نکردی بعد از عید هرچی دلت میخواد غر بزن و منم همه ی غر زدن هات تحمل میکنم"بعد خندیدنخنده و گفتن"ایا بنده وکیلم"اون موقع بود که من خندیدمخنده و گفتم من فعلا میخوام ادامه تحصیل بدماز خود راضیبعد آقای دکتر گفتن تا شب وقت داری جواب رو به من بدیبه من زنگ بزن.منم هر چی زور زدم که بکنمش فردا نشد و گفتن الا و باللا فقط تا آخر شب وقت داری فکر کنی و جواب بدیوقت تمام.بعد از اتمام تماسم نمیدونستم بخندم خندهیا تعجب کنمتعجب.همون حرف آیا بنده وکیلم باعث شد که شب چنین اسمسی به آقای دکتر بدم"سلام ،با اجازه پدر و مادرم بله!از فردا من و همسرم میریم ماه عسل و قراره کلی خوش بگذرنیم و ..."آقای دکتر جواب دادن "خیلی خوبه،قبول میکنم.پس دل بده و بخون"به این ترتیب شخصیت های داستان ما شکل گرفت

عروس:فاطمه شیرازینیشخند

داماد:درسنیشخند

حاج آقا:آقای دکتر افشارقهقههقهقههقهقهه

خواهر شوهر:قلم نیشخندنیشخند

مادرشوهر:کنکورنیشخندنیشخند

مهریه:رتبه 1 کنکور92،تراز 8000 قلم چی و 1374 سکه تمام نیشخنداز خود راضی

اون شب بعد از چند تا اسمس دادن به آقای دکتر گفتم همسرم داره صدام میکنه و من باید برم .آقای دکتر هم جواب دادن "عجب خانم خوبی هستیااااا ،آفرینتشویق"از فردا صبح زندگی جدید من آغاز شد.من و درس رفتیم ماه عسل عینک!دیگه درس واسم درس نبود واسم همسر بودلبخند.دیگه به کتاب هام به شکل کتاب نگاه نمیکردم چون دیگه شده بود بخشی از زندگی من.صبح که از خواب بیدار میشدم به خودم میگفتم آدم وقتی بیدار میشه به همسرش صبح بخیر میگه پس منم باید به همسرم صبح بخیر بگم و میرفتم چند تا لغت زبان حفظ میکردم به معنای صبح بخیر گفتن به همسرم.هر وقت میخواستم برم بیرون به خودم میگفتم آدم متاهل با همسرش میره بیرون .برای همین حتی داخل خیابون و تاکسی هم کتاب دست میگرفتم و میخوندم.وقتی میخواستم غذا بخورم میگفتم آدم بدون همسرش غذا نمیخوره و سر غذا خوردن هم با همسرم بودم.کل زندگی من شده بود همسرم چون عاشقش بودم.قلباوایل از کارم خجالت میکشیدم خجالتحتی از آقای دکتر.فکر میکردم تو دل خودشون میگن فاطمه چه افکار بچگانه ای داره تا اینکه وقتی یکی از پست های انگیزشیشون در سایت کنکور دیدم آخرش نوشته بودن"اگر میخواهی مثل آهو و خرگوش تر و فرز و زرنگ بشی ، باید پشت سر خودت ترس شیر و روباه رو حس کنی ؛ از شرایط پیش اومده دیگه ناراحت نباش ، چون این شرایط موقعیتی رو برات به وجود آورده که از الان در همین 5 ماه خودت رو نشون بدی . با درست ازدواج کن و تا به اون حس قشنگ رضایت از خودت نرسیدی ، شب نخواب".اون موقع بود که فهمیدم نه تنها نباید خجالت بکشم بلکه باید به وجود چنین همسری افتخار کنم.از خود راضیچون همسرم از همه مشهورتر بود.همسرم تنها کسی بود که تا هزاران سال پیش و هزاران سال بعد حضورش در جامعه لازمه.آدم باید به وجود چنین همسری افتخار کنه.من بهترین همسر دنیا داشتم.داخل مدرسه همیشه معلم ها از همسرم تعریف میکردن و منم با دقت گوش میکردم چون تعریف کردن از همسرم به آدم حس خیلی خوبی میده.دیگه از خراب کردن آزمون های قلم چی ترسی نداشتم چون به خودم میگفتم خواهرشوهر اگر خواهرشوهرگری درنیاره که خواهرشوهر نیستنیشخند.همیشه تلاش میکردم خودم رو برای دیدن خواهرشوهرم آماده کنم .ما هر از دوهفته میرفتیم خونه ی خواهر شوهرم مهمونی.برای همین مجبور بودم در طول هفته همه ی تلاشم بکنم تا دل خواهر شوهرم به دست بیارم چون بالاخره خواهرشوهره و اگه جوابش منفی باشه زیر دل مادرشوهر میره و نمیذاره مادرشوهر رضایت بده.فردای اون روز که به آقای دکتر زنگ زدم به من زنگ بزنبهم گفتن چه خبر از همسرت منم گفتم خیلی خوب هست.آقای دکتر هم گفتن چه خوب!یک روز به آقای دکتر اسمس دادم من از دست همسرم چیکار کنم میترسم از بس تست میخوره چاق بشه!نیشخندخیلی شکمو هست!میترسم از بس چاق بشه از درخونه دیگه نتونه رد بشه!نیشخند

ما هر روز یه جای دیدنی میرفتیم یک روز میرفتیم دریا یک روز جنگل و یه روز دیگه ...

حتی یادمه هر شب به اقای دکتر اسمس میدادم میگفتم کجا رفتیم.

یک شب حدود ساعت 8 بود که بهشون گفتم من و همسرم اومدیم پارک.آقای دکتر فکر کردن پارک واقعی.بهم گفتن باشه ولی زود برگرد.منم گفتم چرا؟؟؟سوالآقای دکتر هم که تازه متوجه شدن پارک خیالی گفتن آهان!از اون پارک ها!پس بمونچشمک!منم گفتم اگر پلیس نگرفتمون 1 شب برمیگردیمنگران.دیگه با دوستام کمتر حرف میزدم چون به خودم میگفتم همسرم راضی نیست این قدر با دوستام رفت و آمد کنم و سعی میکردم بیشتر پیش همسرم باشم.خلاصه سرتون درنیارم اینجوری بود که کل زندگی ما شد همسرم!اولین دیدارمن با خواهر شوهر بود که با کلی استرس رفتم .طبق عادتی که داشتم نتیجه آزمونم رو خودم نگاه نمیکردم و آقای دکتر میدیدن و اشکالاتم میگرفتن چون وقتی نتیجه ایده آلم نبود خیلی ناراحت میشدم و درس نمیخوندم!عصر اون روز بود که به آقای دکتر اسمس دادم میدونم خواهر شوهرم من رو نپسندیده دل شکستهولی من به عشق همسرم بازم تلاش میکنم.تو دلم هزارتا فحش به خواهر شوهرم میدادمعصبانی .دلم از دستش پر بود و هی بهش توهین میکردمعصبانی.داخل مدرسه با بچه ها زیاد شوخی میکردیم یکی از اون شوخی ها همسر خیالی بود ولی هسر خیالی من واقعی تر بود .فردای اون روز که رفتم مدرسه بچه ها گفتن چه خبر از همسرت؟(اون ها قضیه رو نمیدونستن و برای شوخی میگفتن)منم گفتم دیروز با خواهر شوهرم دعوام شدقهر و همش سر همسرم خالی کردم و بعدشم خندیدمخنده.اون موقع بود که یکی از دوستام بهم چیزی گفت که تا همین الان فراموشش نکردم گفت همسرت چه تقصیری داشته سر اون خالی کردی!!!!اون به شوخی گفت ولی من جدی گرفتمش و از حرفش خیلی خوشم اومد.همسرم من رو دوست داشتقلب و نباید به همسرم چیزی میگفتم.ظهر که برگشتم از مدرسه دیدم آقای دکتر اسمس دادن که آفرینتشویق و ترازت این شده.با کلی استرس استرسجواب دادم بدون غلط؟گفتن نه با غلط که بدون غلط مسلما خیلی بیشترم میشه!از شدت تعجب تعجبرفتم پای اینترنت و تا خودم کارنامم ندیدم باور نکردم.وقتی ترازم رو دیدم کلی دعا جون خواهر شوهرم کردم بغلو به خودم میگفتم چه خواهرشوهر خوبی داشتم و خودم خبر نداشتم.متفکر

یادم رفت از مادرشوهرم براتون بگم.مادرشوهرم خارج از کشور زندگی میکرد و قرار بود تیر بیاد ایران.6 تیر اومد خونمون برای خواستگاری و بعد از 1 ماه تحقیقنیشخند درمورد من 12 مرداد خبر رضایتش رو بهم داد.من و همسرم ازدواج کردیم و 21 شهریور بچه دار شدیم .اسم بچمون رو گذاشتیم آی تی.حالا ما شیراز زندگی میکنیم و ی زندگی ایده آل داریم.یک زندگی بدون دغدغه!از ازدواجمون خیلی راضی هستیم و به خودمون میبالیم که چنین خانواده ای داریملبخند

داستان زندگی ما این بود.شاید از نظر خیلی هاتون مسخره بیادسبز ولی خواهش میکنم زود قضاوت نکنین و تا آخر بخونین.شاید این طرز تفکر خیلی مسخره بیاد سبزولی همین طرز تفکر باعث شد که روزی 14 ساعت بخونم،از درس خوندن خسته نشم وبا لذت بخونم،همه جا  درس بخونم و هیچ وقت اتلافی نداشته باشم واز همه مهم تر بعد از 5 ماه به تراز دلخواهم برسم!شاید اگر اون طرز تفکر نداشتم به چنین خوشبختی نمیرسیدم!من حاضرم همسرم رو به همتون ببخشمبغل.نه به این خاطر که دوسش نداشته باشم!نه!!!!!من عاشق همسرم هستمقلب .ولی دلم میخواد شما هم از این همسر خوب استفاده کنین.به قول خیلی ها همسر خوب نعمته!حتی اگر بخواین میتونم آقای دکتر رو راضی کنم دفتر مشاورشون رو به دفتر اسناد رسمی تبدیل کنن و برای تک تک شما صیغه ی عقد بخونننیشخندنیشخندنیشخندمن حتی حاضرم هزار تا هوو داشته باشم!این انتخاب با شماست.دوست دارم بیاین همین جا داخل نظرات با خودتون عهد ببندین و فقط جواب بدین بله و زندگی جدیدتون رو آغاز کنین.بیاین یک بار هم که شده درس رو نه به خاطر کنکور بلکه به خاطر دوست داشتن بخونیم

روش های انگیزه گرفتن هر کسی با کس دیگه ای فرق داره.چرا همیشه منتظرین تا کسی بیاد بهتون انگیزه بدهناراحت.چرا خودتون برای خودتون انگیزه ایجاد نمیکنین؟فکر نمیکنم کسی روش من اجرا کرده باشه؟من همیشه با چیزهایی انگیزه میگرفتم که مسخره بود ولی حسابی بهم انگیزه میداد.یکی با تشویق مامان و یکی با ترس بابا و یکی مثل من هم با ازدواج یا جشن تولد و...

به حرفام فکر کنین

منتظر نظراتتون هستم(دوست دارم هزار تا عروس یا هزار تا داماد  داخل این پست داشته باشیم)

 

سه بهمن سالروز ازدواج من و درس مبارک باد

 

دوست دارم نظراتتون رو یا اینجا یا وبلاگ خودم بگین

منتظر نظرات خوشکلتون هستم

برای نمایش این مطلب لطفا عضو شوید و در صورتی که قبلا عضو شدید از وارد شوید
عضویت در سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
fshirazi بازدید : 9547 پنجشنبه 03 بهمن 1392 زمان : 11:51 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
این نظر توسط آلاگل در تاریخ 5 سال پیش و 18:09 دقیقه ارسال شده است

چقدر جالب بودشکلک)

این نظر توسط مهناز محمدی در تاریخ 5 سال پیش و 0:46 دقیقه ارسال شده است

سلام استاد...خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
دیروزبرای اولین بار این مطلبو میخوندم با خودم گفتم نمیشد یه ذره زودتر می اومدی خواستگاری شکلک
ولی خب همین الانشم خدا روشکر سه هفته تا کنکور مونده و من تو این سه هفته خیلی کارا می تونم بکنم
امشب شب قدره از خدا خواستم خودش خطبه ی عقدمونو جاری کنه
و منم امشب عقد کردم و بعله ای گفتم که همه ی فرشته هاش بشنون
مهریه هم مشخص کردیم ولی نمیگم چون دوس دارم خودم زنگ بزنم و بهتون بگم استاد
التماس دعا
تاریخ عقد:95/4/5_19رمضان
یاعلی مدد
پاسخ : شکلک

موفق باشین

این نظر توسط یاسر در تاریخ 5 سال پیش و 17:28 دقیقه ارسال شده است

استاد شما هم سرتون شلوغه ها!
عجب دانش آموزایی پیدا میشه!
عجب ایده هایی پیدا میشه!
خیلی ایده عجیب و غریبی بود!
یعنی شما میگی ما با درس ازدواج کنیم؟مگه میشه؟! مگه داریم؟!
استاد حالا ته این ازدواج چی شد؟جواب داد؟

این نظر توسط سولماز سعادت در تاریخ 6 سال پیش و 8:17 دقیقه ارسال شده است

شما خانم شیرازی هستین یا خانم مطیع؟یک خانم مطیع بود داخل همایش زنگ تفریح دانشگاه شیراز ! شما هستین؟ اگه شما باشین باید منو بشناسین!من همون کسیم که گفتم به زور خانواده دارم میرم رشته برق ولی خودم به هنر علاقه دارم و گفتم سال دیگه دوباره میخوام کنکور بدم!
تو رو خدا اگر شما همون خانم مطیع هستین جواب بدین
بازم به کمکتون نیاز دارم!
پاسخ : سلام
بله فاطمه مطیع شیرازی خانم آی تی من
یکی از بهترین های کنکور 92 بودن
من متاسفانه در این برنامه نیستم

از طرف من خیلی خیلی سلام برسان و بگو دکتر گفت خیلی عزیزی

این نظر توسط حسن در تاریخ 6 سال پیش و 9:14 دقیقه ارسال شده است

انگیزشی ترین چیزی بود که تا حالا خوندم!
بیست بیست!
تاریخ عقد ما رو هم بزن 22/12/94

این نظر توسط Yasaman در تاریخ 6 سال پیش و 11:11 دقیقه ارسال شده است

سلام فاطمه جان
وااااااااااااای عالیییییییییی بود!
خیلی باحالی!خوشم اومد ازت!
الان دیگه حتما یک پا مهندس شدی برای خودت!
خوشبحالت که از این مخمصه با موفقیت رد شدی
و خوشبحال دکتر افشار که دانش آموز گلی مثل تو رو داشته!
با اجازت هووت شدم!
خوشحالم که همسرم درسه چه جوری میتونم باهات ارتباط داشته باشم و ازت تجربه کسب کنم؟ ایمیلی شماره تلفنی تلگرامی و....
پاسخ : سلام . خانم فاطه مطیع شیرازی
خیلی از بهترین شاگردان من در 3 سال پیش
الان مهندس آی تی دانشگاه شیراز داره میشه کم کم و یکی از اون فوق العاده ترین هاست

این نظر توسط شبنم در تاریخ 6 سال پیش و 21:22 دقیقه ارسال شده است

سلام
هعیییی شکلک
من معدلم 10 رشته ی ریاضیه.تجربی شرکت کردم پرستاری ازاد اوردم نرفتم موندم ک ملی بیارم
هی ب خودم میگم ازاد تهران پزشکی قبول شم...هی ب خودم روحیه میدم اما یه حس دروووونی.یه حس مسخره از ته دلم میگه کم خیال بافی بکن دیگه بابا...بخون همون پرستاریو بیاری شکلک
پاسخ : سلام

در حدی تلاش کن تا موفقیتی که مد نظرت هستبرات دست یافتنی بشه
هر روز تا جایی کار کن تا از خودت راضی بشی

این نظر توسط tums در تاریخ 6 سال پیش و 13:56 دقیقه ارسال شده است

سلام اقای افشار من امسال کنکورو با وجود اینکه خیلی براش تلاش کردم وبیدار خوابی کشیدم ورنج خوردم اما به هزار ویک دلیل که شاید اغلب شون تقصیر من نبودرتبه در حد پزشکی نیاوردم و نتونستم پزشکی قبول شوم الان هم میخواهم کنکور95 شرکت کنم اما تقریبا یک ماهه که به طور جدی شروع نمیکنم و هی دست دست میکنم و میندازم برای فردا خودمم خسته شدم هر بار که برنامه رو چک میکنم میبینم که چقدر عقبم و میخواهم جبران کنم اما دوباره فردا هیچ تحرک خاصی از خودم نمیبینم {در ضمن من تو شهر خودمون با یک مشاور کار میکنم و یک تفکر بدی که دارم اینکه فکر میکنم اون مشاور با برنامه ای که میده میتونه مشکلات منو و عقب افتادگی هامو جبران کنه اما متاسفانه این اشتباه بزرگیه که هنوز هم باهاش دست به گریبانم و این تفکر رو هنوز شاید برای توجیه نخوندنم دارم )خواهش میکنم یه راهکار به من بدین که هم از این تفکر رها بشم هم اینکه خواندنم روی غلطک بیفته و بتونم امسال به هدفم برسم (هدفمم رسیدن به پزشکی دانشگاه تهرانه که انصافا پارسال خیلی براش تلاش کردم اما شاید صلاحم نبود که قیول شم ) به هر حال خواهشا کمکم کنید
ممنون
پاسخ : سلام . خودت همه جانبه شروع به کار کن
همه تلاشت کن برای بهتعر شدن
مطمئن باش که مشاورت هم کمکت میکنه و اگر ببینه تو مستعد هستی سر ذوق و شوق میاد برای پیشرفت هرچه بیشترت

این نظر توسط یه نفر در تاریخ 6 سال پیش و 22:38 دقیقه ارسال شده است

سلام .اه چرا من همش باید عقب بیفتم ای کاش زودتر این پستو میخوندم خیلی خوشم اومد شکلکولی میدونید چیه فک نکنم همسر خوبی برل درس باشم چون تو این تابستون هزارتا قول به خودم دادم کلی برنامه ریختم ولی به هیچکدوم عمل نکردم سال96 کنکور دارم من فک میکنم خیلی یادگیری ضعیفی دارم اصلا بیخیال مبارک همتون باشهشکلکشکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : سلام
حالا شما هم همه تلاشت کن
شاید شدی ها !!!

این نظر توسط فاطمه در تاریخ 6 سال پیش و 19:37 دقیقه ارسال شده است

سلام،یه سلام گرم به استاد عزیزم و فاطمه جون.مطلبتون خیلی خوب بود بهم انرژی زیادی داد.انشاا...تصمیم گرفتم متاهل شم برام دعا کنین که بتونم برا همسرم ،همسر خوبی بشم شکلکاگه استاد زحمت بکشن و صیغه ی عقد و بخونن ما بریم سر خونه زندگیمونشکلکشکلکشکلکشکلکمنتظرررررررمشکلک
پاسخ : خانم فاطمه جز بهترین های ما بود


تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
ثبت نام کنکور 1401 آغاز شد ... اولین سایت مشاوره ای حرفه ای در جهت گسترش عدالت آموزشی با ارائه جلسات آموزشی_مشاوره ای محتوا محور -کاملا رایگان و بدون تبلیغات؛ برای استفاده از همایش های انرژیک و مقالات آموزشی سایت از آرشیو 11 ساله کارگاه های استاد افشار دیدن فرمایید. _ مشاوره و برنامه ریزی تلفنی (تک جلسه،ماهیانه) ویژه ی کنکوریهای 1401 و 1402 _ مشاوره تک جلسه حضوری (تهران و کرج) _ دعوت در همایش ها ، برنامه های آموزشگاه ها ، مدارس و ... جهت همانگی وقت تماس تلفنی و ثبت نام مشاوره ماهانه و همکاری در اجرای برنامه های آموزشی مدارس برترین مشاور پروازی کنکور ایران با بیشترین تعداد همایش ها و سمینارهای آموزشی در 28 استان کشور منشی : واتساپ 09358960503 www.alirezaafshar.org
اطلاعات کاربری
آرشیو
  • مهر 1400
  • شهريور 1400
  • مرداد 1400
  • تير 1400
  • خرداد 1400
  • ارديبهشت 1400
  • فروردين 1400
  • اسفند 1399
  • بهمن 1399
  • دی 1399
  • آبان 1399
  • مهر 1399
  • شهريور 1399
  • مرداد 1399
  • تير 1399
  • خرداد 1399
  • ارديبهشت 1399
  • فروردين 1399
  • بهمن 1398
  • دی 1398
  • آذر 1398
  • مهر 1398
  • شهريور 1398
  • مرداد 1398
  • خرداد 1398
  • ارديبهشت 1398
  • فروردين 1398
  • اسفند 1397
  • ارديبهشت 1397
  • فروردين 1397
  • اسفند 1396
  • دی 1396
  • آذر 1396
  • مهر 1396
  • شهريور 1396
  • مرداد 1396
  • تير 1396
  • ارديبهشت 1396
  • اسفند 1395
  • آذر 1395
  • آبان 1395
  • مهر 1395
  • شهريور 1395
  • مرداد 1395
  • تير 1395
  • خرداد 1395
  • ارديبهشت 1395
  • فروردين 1395
  • اسفند 1394
  • بهمن 1394
  • دی 1394
  • آذر 1394
  • آبان 1394
  • مهر 1394
  • شهريور 1394
  • مرداد 1394
  • تير 1394
  • خرداد 1394
  • ارديبهشت 1394
  • فروردين 1394
  • اسفند 1393
  • بهمن 1393
  • دی 1393
  • آذر 1393
  • آبان 1393
  • مهر 1393
  • شهريور 1393
  • مرداد 1393
  • تير 1393
  • خرداد 1393
  • ارديبهشت 1393
  • فروردين 1393
  • اسفند 1392
  • بهمن 1392
  • دی 1392
  • آذر 1392
  • آبان 1392
  • مهر 1392
  • شهريور 1392
  • مرداد 1392
  • تير 1392
  • خرداد 1392
  • ارديبهشت 1392
  • فروردين 1392
  • اسفند 1391
  • بهمن 1391
  • دی 1391
  • آبان 1391
  • مهر 1391
  • شهريور 1391
  • مرداد 1391
  • تير 1391
  • خرداد 1391
  • ارديبهشت 1391
  • فروردين 1391
  • اسفند 1390
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 752
  • کل نظرات : 27216
  • افراد آنلاین : 6
  • تعداد اعضا : 11813
  • آی پی امروز : 249
  • آی پی دیروز : 358
  • بازدید امروز : 900
  • باردید دیروز : 2,517
  • گوگل امروز : 64
  • گوگل دیروز : 86
  • بازدید هفته : 3,417
  • بازدید ماه : 30,921
  • بازدید سال : 577,189
  • بازدید کلی : 12,339,784
  • حمایت از همایش ها

    برای تبادل لینک از

    انتهای صفحه و تبادل لینک

    هوشمند استفاده کنید و برای

    حمایت از مرکز مشاوره تحصیلی

    و استفاده هرچه بیشتر داوطلبان

    کنکور از کلاس های رایگان مشاور

    کنکور استاد علیرضا افشار،

    بنر ما را در سایت خود قرار دهید

    بنر 1 

    بنر 2 

    بنر 3


    بنرسایت مشاور کنکور 


    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی :
     
    کد امنیتی
     
    بارگزاری مجدد