close
تبلیغات در اینترنت
رتبه برترها کنکور چه کرده اند ؟

ناحیه کاربری

نام کاربری :
رمز عبور :
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار سایت

    آمار مطالب
    کل مطالب : 513
    کل نظرات : 27216
    آمار کاربران
    افراد آنلاین : 7
    تعداد اعضا : 11786

    کاربران آنلاین

    آمار بازدید
    بازدید امروز : 1,499
    باردید دیروز : 3,340
    گوگل امروز : 23
    گوگل دیروز : 85
    بازدید هفته : 14,839
    بازدید ماه : 52,336
    بازدید سال : 669,113
    بازدید کلی : 10,423,747

خبرنامه

    براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت مشاوره کنکور رایگان عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



محمدرضا مشاک یکی از با اخلاق ترین و سخت کوش ترین دانش آموزان سال گذشته من از اهواز بود .

پسری که در کنار استفاده از امکانات مرسوم و با اتکا به اراده ، تلاش خودش کرد و در نهایت روزهای کنکور 92 رو بخوبی سپری کرد . چون در این چند خط خاطراتش اسم مشاوره اش رو گفته ، مایل نیستم که بیشتر از این ازش تعریف کنم یا رتبه و رشته اش بگم تا برای کنکوری ها بیشتر طرز فکر و عملکردش مد نظر باشه تا اینکه دنبال وسیله و عامل موفقیتش باشن

 این رو بدونین که عامل موفقیت خودت هستی و امثال محمدرضا نمونه های بارز و شاخصی از تلاش و پشتکارند

حالا که به خیر و سلامت این پسر ما به موفقیت منحصر به فرد و قابل توجهی رسیده ، بذارین همین جا پیش شما و خودش (که میدونم منتظر بود حرفاش در سایت بذارم و خودش می خونه) اعتراف کنم که محمدرضا از اواخر زمستون بود که استارت فوق العاده اش زد و در عید بهتر از همه دانش آموزان کلاس های حضوری و اردوهای نوروزی که می شناختم درس خوند  این موقعیت و از همین الان ... وقت شکوفایی محمدرضا های بعدی میتونه باشه .

حالا خود دانی .....


11تیر ماه سال 1391 آغازی بود بر پرونده کنکور من، پرونده ای که من شروعی دلگرم کننده نداشتم.شاید به خاطر این دلگرم کننده نبود که معدل کتبی نهایی ام مرا بین دیگر دوستانم خیلی پایین تر قرار می داد..کتبی نهایی که 17 شد و در بین شاگردان مدرسه 10 یا 11 شدم.

تصمیم گرفته بودم که 2 هفته بعد از امتحانات نهایی شروع کنم و قدم در راه کنکور بگذارم.

با نوشتن برنامه ای ابتدایی برای تیر ماه که چندان هم کامل و جامع نبود درس خواندن را شروع کردم..روز یکشنبه (11/4/91)ماراتن کنکور را آغاز کردم.روز اول پنج ساعت مطالعه کردم.

روز ها می گذشت و من تا پایان هفته اول بیشترین ساعت مطالعه ام 6 ساعت بود. هفته های بعد این ساعت مطالعه را کمی افزایش دادم که در نهایت جمع ساعات مطالعه هفته ام به 36 ساعت رسید. از مرداد ماه ساعت مطالعه ام به میانگین 7 ساعت افزایش پیدا کرد و جمع ساعات مطالعه ام 46 ساعت شد. فهمیدم که افزایش ساعت مطالعه سخت نیست،فقط اراده محکم میخواهد.

هفته ها گذشت و هفته اول شهریور بود که ساعت مطالعه روزانه ام به میانگین نه و نیم ساعت رسید و جمع ساعات مطالعه هفته ام به 63 ساعت رسید.

این شروعی بود برای اینکه به این خودباوری برسم کخ ساعت مطالعه دست را میتوانم افزایش دهم و باید کیفیت مطالعه ام را افزایش دهم.

دو هفته پایانی شهریور را استراحت کردم و به سفری دو هفته ای رفتم. در این هفته ها بود که بعد از 3 ماه درس خواندن برای کنکور فهمیدم که چقدر بهتر میتوانستم از زمانم استفاده کنم و بازدهی ام را بالا ببرم اما بی تجربه بودم. واقعا راضی بودم، تابستان نقطه ی عطفی برای آینده ام شد. فرقی نمی کرد از تیر شروع می کردم یا شهریور و یا مهر، این تجربه برای من سکوی پرتاب برای افزایش کیفیت و افزایش ساعت مطالعه بود که به آن نیاز داشتم، نیازی که از تمام درس خواندن تابستانم برایم ارزشمندتر بود.

در همین تابستان بود که دوستانم با معدل کتبی 19 و 80 صدم در کنار مشاور از اوایل تابستان با روزی 9 ساعت این راه را ادامه می دادند..اما من کار خودم را انجام می دادم و به خودم اعتماد داشتم.

مهر و آغاز مدارس... تمام تلاشم این بود که بعد از تعطیل شدن مدرسه به خانه بیایم و درس بخوانم. روزهای زوج نیز می بایست کلاس های مکمل را تا ساعت 2:30 بعداز ظهر را تحمل می کردم. با سرعت خودم را به خانه می رساندم و بعد از غذا خوردن، ساعت 3:30 شروع به درس خواندن می کردم و تا ساعت 12 شب ادامه می دادم. در همین شرایط بود که ساعت مطالعه هفتگی ام 59 ساعت بود.

چه روز هایی بود... روزهایی که تمام زندگی ام معنایش درس بود و هیچ چیز دیگری برایم معنا نداشت.

در هفته چهارم آبان و اوایل آذر2 روز به خودم استراحت می دادم و هیچ درسی نمی خواندم و به کارهای مورد علاقه ام می پرداختم.در آذر بود که احساس خستگی از اشتیاقم برای درس خواندن کم کرد باعث ضعف در کیفیت و کمیت مطالعه ام شد.

اما دی ماه همزمان که برای کنکور می خواندم امتحانات مدرسه ام را نیز می دادم. خیلی ها میگفتند کنکور و تشریحی باهم فرق دارند اما تجربه تابستانم به من آموخت که طوری درس را بیاموزم که بتوانم آنرا به خوبی به دیگران هم یاد بدهم...تجربه ای که باعث شد قضایای اثباتی گسسته و تحلیلی را سر جلسه امتحان خودم اثبات کنم در حالی که شاید حداکثر یکبار آنها را دیده بودم . نادیده گرفته بودم.

اواسط بهمن ماه بود که تصمیم گرفتم مشاوری داشته باشم تا در ماه های باقیمانده بتواند مرا در این راه یاری دهد... بهترین کسی که به فکرم می رسید آقای افشار بود که مقالاتشان در تابستان مرا انگیزه می داد.

همراه آقای افشار بود که توانستم ساعت مطالعه ام را به طور میانگین به 9:30 ساعت پر بازده برسانم و آنرا ثابت نگه دارم.

هروقت انگیزه ام کم می شد آقای افشار مرا یاری میداد و من هم قول می دادم بهتر شوم و تمام سعی خودم را انجام می دادم تا در ساعت مطالعه رکورد بزنم. رکوردی که به 11 ساعت رسید. در این زمان بود که دوستانم می گفتند ساعت مطالعه عادی آنها 10 و 11 ساعت است. اما من به خودم اعتقاد داشتم و توجهی به این حرف ها نداشتم.

تعطیلات عید فرا رسیده بود.تصمیمی برای افزایش ساعت مطالعه گرفته بودم. بعد از دو روز استراحت شروع به درس خواندن کردم.

تا چند دقیقه قبل از سال تحوبل بود که درس میخواندم و خوشحال از اینکه می خواهم سالی را رقم بزنم که شروعش با درس است.

در این روزها بود که به خودم می بالیدم که سال 91 کبیسه است و 30 روز داردو من یک روز بیشتر از کنکوری های سال قبل فرصت مطالعه دارم! کنکور مرا فرصت طلب کرده بود، از هر لحظه ام به راحتی نمی گذشتم.

در این زمان ها کلاسهای فشرده جبرانی کنکور شروع شده بود. من فقط 2 درس را کلاس میرفتم اما همین 2 درس به خاطر این کلاسهای فشرده مرا اذیت می کرد. روازانه 5 ساعت کلاس بودم و چون وقت برای درس های دیگرم زیاد باقی نمی مانداسترس سراغم می آمد.

همین فشردگی در کنار 11 تا 13ساعت مطالعه در روز که گاه به 14 ساعت می رسید مرا از لحاظ روحی روانی خسته می کرد. فکرم بر خلاف اهدافم عمل می کرد. همین فکر مرا 3 روز با استرس از مطالعه دور نگه داشت. روزهای بسیار سختی بود... فشار روانی از یک طرف و خانواده ام نیز که فکر می کردند بریده ام از طرف دیگر...

ساعت 10 شب 12 فروردین 92 بود، با آقای افشار احساساتم را در میان گذاشتم... به آقای افشار قول دادم که فردا رکورد جدیدی در ساعت مطالعه ام ثبت کنم و روز 13 فروردین 92 را روزی تاریخی برای عمرم رقم خواهم زد.

از 2 شب 13 فروردین شروع به خواندن کردم. 3 ساعت خواندم و بعد از خواب 5 یا 6 ساعته شروع به درس خواندن کردم.یک حسی مرا نمی گذاشت که دست بکشم. روزی کولاک سر راه من بود. ساعتها می گذشت و هنگامی که 6:30 صبح روز بعد فرا رسیده بود ساعت مطالعه ای شاهکار تر رقم زده بودم.خستگی چشمانم برایم مهم نبود. به خودم افتخار می کردم و با زدن رکورد 17 ساعت مطالعه در روز شادی عجیبی در آن خستگی به من دست داده بود...

ماه های پایانی بود، تمام وعده ها، قرار ها، درس های نخوانده، مرور ها، آزمون ها.... همه و همه می بایست رقم می خورد.

زمان می گذشت... گریه ها، استرس ها، شادمانی ها، غرور، رقابت و ... به معنای واقعی کلمه احساس می شد.

خرداد بود... ذهنم خسته شده بود... چند روز دیگر نیز مرا از درس خواندن نگه داشت تا بتوانم استرس و عذاب وجدان را با تمام وجودم حس کنم. سخت گذشت....اما گذشت....لحظه به لحظه تجربه بود...شاید اگر آن روز ها درس میخواندم سرنوشتم طوری دیگر رقم می خورد...

باورش سخت بود اما خودم را به خط پایان نزدیک میدیدم...

بالاخره روز کنکور فرا رسید، همانطوری که انتظار داشتم ، همان وقت، همان تیپ سوال، همان آرامش شکننده و ...

تمام شد و 12 سال سال زندگی من در 4 ساعت خلاصه شد.....

سایه دراز لنگر ساعت...

روی بیابان بی پایان در نوسان بود...

می آمد-می رفت

می آمد- می رفت

و نگاه انسانی به دنبالش می دوید (( سهراب سپهری ))






برای مشاهده کامل مقالات و فایل های صوتی مشاوره کنکور خصوصی مشاوره دکتر افشار لطفا" عضو شوید


براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :
  • 5222 نفر

برچسب ها

مطالب پیشنهادی ما

دیدگاه های شما

  1. tayebeh می‌گه:

    salam ostad

    kheyli khub bud

    ostad jun man in vaghte sal k bayad bishtar bkhunam angizamo az dast dadam va saat motaleam payin umade ghablan ruzi 10 ya 11.5 saat mikhundam ama alan az vaghti k shadidan mariz shodam va fasele oftad beyne man va dars injuri shodam hamash afkare bad miad tu zehnam mitarsam ostad kheyli negaranam man mitunam alan beresam b ruzi 11.5 ya 12 saat?!?!?!
    ostad yeki az bachehaye parsal k konkur 92 dadan va alan dandan pezashki mikhunan rajebe dars zist migoft faghat ketab ro khunde va migoft tedade dor moheme va zist1 ro 6 dor karde ishun rotbash 2900 shode va zahedan ghabul shodan albate bumi budan
    man nahve khundanam ro b ishun goftam aval goft na eshtebah mikoni faghat dor kon....
    man mikhunam gheyda ro mazhiki mikonam albate az har ketab zist 2 ta daram va ba ghalat gir ham gheyda ro migiram va ruze bad kamel mikonam
    nokte nevisi ham mikonam
    nahve khundane man vase konkur aya monaseb nist?? شکلکشکلکشکلکشکلک
    ostad man hamayesh ha ro alan dl kardam mamnun babate hame zahamatetunشکلکشکلکشکلکشکلک

    rasti dastane khanume shirazi ham jaleb bud ishala movafagh bashan daseshun dard nakoneشکلک

  2. hasti96 می‌گه:

    lما که دوریم ز یاران خدا یاورشان...

  3. azade می‌گه:

    استاد منتظر باش میخوام گرد و خاک به پا کنم
    تا یکشنبه میام میگم چه کارا کردم
    من امسال قبولم اونم دارو تهران

  4. باران می‌گه:

    خیلی خوب بود ..کمی به خودم اومدم....ایکاش منم بتونم با اقای افشار صحبت کنمشکلکواقعا سردرگم شدم...اگه امسالم نشه فاجعه اسشکلک

  5. حمید می‌گه:

    بابا تورو خدا جواب بدین

  6. elahe می‌گه:

    ممنون از همه ی کسایی که باید ازشون ممنون بود...واقعا فوق العاده بودشکلکشکلک

  7. حمید می‌گه:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    بنده سه کتاب دارم یکی برای فیزیک پایه ویکی دیگه اش برای فیزیک پیش و یکی هم برای حسابان خریده ام
    کل تست های 1595 تا هست مال گاج هست
    راستش تو این کتاب 3 تست مختلف از سراسری و ازاد و تالیفی هست میخواستم بدونم فقط تست ها سراسری و ازاد بزنم یا باید کل تست هارو بزنم بزنم
    ...
    ..
    .
    برای کتاب فیزیک پیش 3109 تا تست هست اونم مال گاج هست
    برای این هم 4 جور تست گذاشته سراسری و ازمایش سنجش و ازاد و تالیفی گذاشته
    برای اون هم از تست سراسری و ازاد بزنم یا کل تستهارو بزنم
    ...
    ..
    .
    برای کتاب فیزیک پایه نیز همچنین 3026 تا تست هست اونم مال گاج هست
    برای این هم 4 جور تست گذاشته سراسری و ازمایش سنجش و ازاد و تالیفی گذاشته
    برای اونم از تست سراسری و ازاد بزنم یا کل تستهارو بزنم
    خواهش میکنم زود جواب بدین من خیلی استرس دارم
    وقت کافی هم برای حل کردن همه ی این تست ها ندارم خواهش میکنم کمکم کنید
    کلا برای تست ها از کدام تست ها استفاده کنم از سراسری یا ازاد یا سنجش یا ازاد
    استادجان چرا جواب نمیدین تورو خدا جواب بدین

  8. حمید می‌گه:

    با عرض سلام و خسته نباشید
    بنده سه کتاب دارم یکی برای فیزیک پایه ویکی دیگه اش برای فیزیک پیش و یکی هم برای حسابان خریده ام
    کل تست های 1595 تا هست مال گاج هست
    راستش تو این کتاب 3 تست مختلف از سراسری و ازاد و تالیفی هست میخواستم بدونم فقط تست ها سراسری و ازاد بزنم یا باید کل تست هارو بزنم بزنم
    ...
    ..
    .
    برای کتاب فیزیک پیش 3109 تا تست هست اونم مال گاج هست
    برای این هم 4 جور تست گذاشته سراسری و ازمایش سنجش و ازاد و تالیفی گذاشته
    برای اون هم از تست سراسری و ازاد بزنم یا کل تستهارو بزنم
    ...
    ..
    .
    برای کتاب فیزیک پایه نیز همچنین 3026 تا تست هست اونم مال گاج هست
    برای این هم 4 جور تست گذاشته سراسری و ازمایش سنجش و ازاد و تالیفی گذاشته
    برای اونم از تست سراسری و ازاد بزنم یا کل تستهارو بزنم
    خواهش میکنم زود جواب بدین
    خیلی استرس دارم میترسم همه ی تست هارو نرسم بزنم

  9. امین ذوالقدر می‌گه:

    سلام استاد یه دنیا حرف بود کلی روحیهشکلکشکلکشکلک

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

حمایت از همایش ها