دانلود فیلمclose
رشته پزشکی
رشته پزشکی

نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


به انجمن تخصصی برترین های کنکور 96 خوش آمدید رفع مشکلات کنکوریها . تبادل اطلاعات
ارسال پاسخ
تعداد بازدید 401
نویسنده پیام
azadeh آفلاین


ارسال‌ها : 390
عضویت: 25 /4 /1391
تشکرها : 193
تشکر شده : 304
رشته پزشکی

پنجشنبه 11 دی 1348 - 03:30
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
azadeh آفلاین



ارسال‌ها : 390
عضویت: 25 /4 /1391
تشکرها : 193
تشکر شده : 304
رشته پزشکی
پاسخ : 3 RE مصاحبه مصاحبه با خانم دکتر آزاده انجم روز دانشجوی موفق
مصاحبه کنندگان : امینه راست بالا ، عبدالله رحیمیان

"سرکار خانم دکتر آزاده انجم روز دارنده رتبه 122 کنکور سراسری سال 1389"




کمیته دانشجویی عمادده به منظور معرفی دانش آموزان و دانشجویان موفق و ارائه الگوهای موفق در زمینه های مختلف به دانشجویان و دانش آموزان در صدد است مصاحبه هایی را در این خصوص با چهره های موفق تحصیلی انجام دهد. مهمان اولین مصاحبه ما ، سرکار خانم دکتر آزاده انجم روز فرزند آزاده سرافراز جنگ تحمیلی جناب آقای محمد انجم روز می باشد که توانسته با توکل بر خداوند متعال و سعی و تلاش مثال زدنی خود و با حمایتهای بی دریغ خانواده اش ، با رتبه 122 در کنکور سراسری سال 89 در رشته دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز پذیرفته شود. ضمن تشکر از ایشان و خانواده محترمشان بخاطر همکاری بی دریغشان ، توجه مخاطبان عزیز را به این مصاحبه جلب می نماییم.


1. لطفاً خود را بطور کامل معرفی نمایید

بسم الله الرحمن الرحیم

"و اینکه برای آدمی جز سعی و تلاش او نخواهد بود و اینکه پاداش و سعی انسان بزودی دیده می شود " سوره نجم 39-40.

"به نام آن خداوندی که علم او محیط است به آنچه پیش روی خلق و پشت روی اوست و خلق به هیچ مرتبه ای از علم او احاطه نتوان کرد مگر به آنچه او بخواهد" سوره بقره 255

با عرض سلام ! آزاده انجم روز فرزند محمد انجم روز متولد 1370 ، در کنکور سراسری سال 89 با رتبه 122 در رشته دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز پذیرفته شدم و هم اکنون در این دانشگاه مشغول به تحصیل هستم.


2. مختصری درباره این رشته و علت انتخاب آن نیز توضیح دهید.

قبلاّ به رشته پزشکی علاقه داشتم ولی به پیشنهاد مادرم ، داندانپزشکی را انتخاب کردم . چون پزشکی با 7 سال درس خواندن فقط یک پزشک عمومی می شدم اما دندانپزشکی با 6 سال درس خواندن همه کارها را میتوانم انجام بدهم و مادرم حق داشتند و از این انتخاب درست راضی هستم.


3. رمز موفقیت خود را در چه چیزی می دانید؟

توکل بر خدا ، انس با قرآن ، اراده و پشتکار و حمایت خانواده . بنیان زندگی بر پایه ایمان به خدا و انس با قرآن استوار است. در راه رسیدن به سعادت ، تکیه گاهی محکمتر از خداوند و سرلوحه ای گویانر از قرآن وجود ندارد که اگر اندکی تامل کنیم پی می بریم که چقدر زیبا انسان را در هر زمینه ای راهنمایی و همراهی می کند و رمزگشای هر یک از موانع موجود در زندگیمان می باشد.


4. شما خود را فردی با استعداد بالا می دانید یا اینکه خود را فردی با پشتکار بالا و استعداد معمولی می دانید؟ نقش این عوامل را در قبولی خود چقدر موثر می دانید؟

هیچ چیزی ارزش واقعی خود را به نمایش نمی گذارد مگر آنکه آن را در راهی درست استفاده کرد پس هر کس مغرور استعدادی شود که هیچ بهره درستی از آن نبرده ، باید بداند که گمراهی در پیش گرفته است. سرچشمه موفقیتم نشات گرفته از استعداد بالا نبود بلکه از پشتکار و برنامه ریزی دقیق بود. جا دارد توصیه ای را خدمت دانش آموزان عزیز عرض کنم که " بهترین و دلسوزترین مشاور شما ، خودتان هستید و تنها شمایید که به بهترین نحو ممکن می توانید برای خود برنامه ریزی کنید. زیرا هر کس دارای زندگی هدفمند و نگرش روشن است قطعاً رسیدن به آن هدف برایش ارزشمند خواهد بود و بهترین برنامه ریزی را برای خود طرح می کند."


5. روش درس خواندن شما برای کنکور چگونه بوده است؟

در طی دوران تحصیلی راهنمایی و دبیرستان حتماً قبل از حضور در کلاس ، دروس مربوطه را بصورت روزنامه وار مرور می کردم و در کلاس با دقت گوش داده و نکات مهم را یادداشت می کردم و بلافاصله همان روز درسهای تدریس شده را مرور می کردم. این شیوه به من کمک می کرد تا مباحث در حافظه بلند مدت ثبت گردد و در نتیجه برای یادگیری وقت و انرژی کمتری مصرف می شد.


6. آیا از کلاسهای کنکور هم استفاده کردید و این کلاسها چه تاثیری در قبولی شما داشته است؟

اصل برنامه ریزی من بر پایه مدرسه ، کلاس کنکور و آزمون های جامع بوده است. تا اسفند ماه از دروس پیش دانشگاهی (هم اختصاصی و هم عمومی) و از دوره دبیرستان تنها دروس اختصاصی را پیش رفتم. بعد از بازگست از دبیرستان و استراحت یک ساعته ، شروع به خواندن می کردم که در چنین روزهایی 6 تا 7 ساعت درس می خواندم و در روزهای تعطیل 12 ساعت درس می خواندم. کلاسهای کنکوری که در آنها شرکت می کردم در حدود 70 تا 80 نفر دانش آموز را شامل می شد که اساتید تنها درس جزوه ارائه می دادند اما هیچ رسیدگی از طرف آنها صورت نمی گرفت. در این شرایط این خود فرد بود که باید می دانست وقت هایش را به بطالت نگذراند و با توجه و دقت خود بهترین بهره را کسب کند و گرنه در این فضای رقابت شدید ، کسی دست دیگری را نمی گیرد. پس با وجود این امکانات ، پیروزی تنها به خود فرد و اراده و پشتکار وی بستگی دارد.


نکاتی هست که باید طی درس خواندن به آنها توجه شود:


- با وضو و رو به قبله درس بخوانبد (مزیت ابن امر از نظر علمی به اثبات رسیده است)


- با تمرکز درس بخوانید و برای انجام این کار تندخوانی کنید چون اگر از مغز کار نکشید خود را مشغول خبالات و اوهام می کند.


- خلاصه برداری نکات و فرمولهای ریاضی و فیزیک را انجام دهید. درس زیست شناسی را همراه با شکل بخوانید و شکلها را به صورت تابلوهای کوچک رسم کرده و به دیوار اتاق نصب کنید تا یطور مرتب مرور شود. اگر در تستهای زیست شناسی اشتباهی کردید نکات مربوط به این تستها را یادداشت کنید.


- لطفاً بعد از اشتباه کردن در یک تست فوراً به پاسخ نامه رجوع نکنید و مطالب را در کتاب دنبال کرده و با این روش به این نکته پی می برید که چقدر در خواندن مطالب کتاب دقت کرده اید و حافظه تصویری شما را تقویت می کند.


- تا بهمن ماه همه مطالب را یاد بگیرید یعنی تکنیکهای یادگیری و تست زنی را بیاموزید و اصلاً از تکنیک سرعت و زمان گیری استفاده نکنید زیرا به هنگام یادگیری و تمرین ، استفاده از تکنیک زمان گیری سبب افزایش استرس و کاهش یادگیری می شود.


- ماه خرداد را فقط دوره کنید و از کنکور سال 90 تا 91 یک روز در میان آزمون بدهید (به این صورت که عیناً در جلسه کنکور هستید و در دادن آزمونها جدی باشید) مزیت استفاده از این روش ، کنترل زمان و ارزیابی از خود می باشد. بعد از پایان آزمون اشتباهات خود را با ذکر نکات به صورت کامل درج کرده و این نکات را یک هفته مانده به کنکور مرور کنید.


- داشتن الگو و راهنمای خوب در راه رسیدن به هدف علاوه بر استفاده از تجربیاتشان ، سبب ایجاد انگیزه در فرد می گردد. من نیز در راه رسیدن به هدفم الگوهای برتری را که همیشه باعث افتخار ما هستند مثل مهندس احمد غلامی ، پروفسور علی پرزیوند و دکتر علی مهری سرلوحه خود قرار دادم.


- هیچ وقت از شکست ها ناامید و از پیروزیها مغرور نشوید چون هم ناامیدی و هم غرور ، انسان را بسوی گرداب شکست پیش می برند.


7. خانواده شما چه تاثیری در قبولی داشته است؟

خانواده نقش بسزایی در موفقیت من داشته اند. ایشان با تمام وجود بر فراهم کردن امکانات تحصیلی و محیط خانه ، بهترین مشوق من در این امر بودند و از هیچ پشتیبانی دریغ نکردند و دعای پدر و مادر همیشه بدرقه راهم بود و من از اینجا از پدر و مادرم کمال قدردانی را دارم.


8. مدرسه شما چه امکاناتی را برایتان فراهم کرده بود که تاثیر بسزایی در قبولی شما داشته است؟

در دوره پیش دانشگاهی طبق برنامه ریزی مدرسه ، قرار بر این شد که تدریس درسهای این دوره از تیرماه آغاز گردد و در اسفند ماه به اتمام رسد. مزیت این برنامه استفاده مفید از تعطیلات تابستان و صرفه جویی در زمان بود.


9. آیا اهل مطالعه غیر درسی هم هستید؟ آخرین کتابی که مطالعه کردید جه بوده است؟

بله ، مجله پیوند ، موفقیت و قلمچی را مطالعه می کنم.


10. توصیه شما به دانش آموزان پشت کنکوری ، خانواده ها ، معلمین و مدیران مدارس؟

هر کسی در گرو عمل خویش است

چرا ما امروز از داشتن معلمی دلسوز ، پزشکی با تجربه و پرستار و مهندس و ...... محرومیم و برای مهیا کردن این امکانات دست به دامن دیگران هستیم. باید گفت تنها در گرو عملی است که نسلهای پیش از ما انجام داده اند و حالا گریبانگیر نسلهای امروز شده است. پس اگر ما نیز دست روی دست بگذاریم و دم از نبود امکانات بزنیم و به انتظار روزی باشیم که کسی این وضعیت جامعه را اصلاح خواهد کرد ، باید گفت که نه تنها چنین شرایطی فراهم نمی گردد بلکه آسیب های مخرب آن آیندگان ما را نیز دچار خواهد کرد. پس بیاییم تا با هم دست به اصلاح شرایط بزنیم و جامعه را از این رکود نجات دهیم .


مسئله دیگری که وجود دارد تشویق دانش آموزان برتر و ایجاد انگیزه در آنها از طرف مدرسین محترم می باشد که از معلمین و مدرسین عزیز خواهشمندم که دانش آموزانی که از سطح علمی بالاتر و تلاش و تکاپوی بیشتری هستند را به مسئولین و خیرین گرامی معرفی کرده و با دادن بورس های دانش آموزی به شهرهای بزرگ بفرستید و با فراهم کردن زمینه رشد و ترقی آنها از طرف شما عزیزان ، افرادی تحصیل کرده را برای خدمت به جامعه پرورش داده تا اینکه به یاری خداوند و با همکاری یکدیگر جامعه ای موفق را بسازیم.


11. برای آینده خود چه برنامه ای دارید؟

و آنچه به شما داده شده است متاع اندک زندگی دنیا و زیور آن است و آنچه نزد خداوند است برتر و باقی تر است و از آنجا که برترین و باقی ترین کارها نزد خداوند خدمت به مردم است من نیز به عنوان عضو کوچکی از جامعه امیدوارم که بتوانم وظیفه خود را در قبال مردم عزیز به بهترین وجه انجام دهم و در راه آبادانی مرز و بوم خود از هیچ تلاشی دست برندارم و خدمتگزار مردم در راه علم و پیشرفت جامعه باشم.


12. سخن آخر

با تشکر از شما و با آرزوی موفقیت و سربلندی برای همه همشهریان

منبع: وبلاگ کمیته دانشجویی عمادده www.maidehstudents.blogfa.com

سه شنبه 18 آذر 1393 - 21:08
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
azadeh آفلاین



ارسال‌ها : 390
عضویت: 25 /4 /1391
تشکرها : 193
تشکر شده : 304
رشته پزشکی
پاسخ : 6 RE مصاحبه مصاحبه ی اختصاصی با اولین دانشجوی دوره تخصص چشم پزشکی از شهرستان جم
امتیاز کاربران ضعیف عالی توضیحات دسته: اخبار دانشگاهی منتشر شده در چهارشنبه, 30 -3443 04:00بازدید: 870آینه جم؛مصاحبه ی اختصاصی با اولین دانشجوی دوره تخصص چشم پزشکی از شهرستان جم به گزارش خبرنگار آینه جم،مهسان اسدی متولد سال ۶۴ از محله مالچه ،شهر جم است وی در خصوص مراحل درسی خود گفت: دوران ابتدایی در مدرسه شهید دانیال محله مالچه ،سال اول راهنمایی در مدرسه خدیجه کبری بودم اما دوم وسوم راهنمایی در مدرسه ام البنین شهرک توحید گذراندم دبیرستان هم در مدرسه حضرت مریم بودم(سال ۸۲) .بعد از اتمام دوران دبیرستان وپیش دانشگاهی ام در همان سال (۸۲) در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهربا رتبه عالی قبول شدم.دکتر مهسان اسدی افزود سال ۸۹ از دانشگاه علوم پزشکی بوشهر فارغ التحصیل شدم۲سال طرحم هم در مرکز تحقیقات علوم پزشکی بوشهردر سمت کارشناس پژوهشی در جوار استاد عزیزم جناب آقای دکتر نبی پور گذراندم.(لازم است توضیح بدهم که بچه های پزشکی بعد از فارغ التحصیلی ۲سال باید طرح بگذرانند که معمولادر مراکز بهداشتی درمانی روستاها می باشد ولی بنده به علت استعداد برتر پژوهشی،(سال ۸۶ پژوهشگر برتر استان وسال ۸۷ پژوهشگر برتردانشگاه به علت داشتن بالغ بر ۱۰ مقاله در ژورنال های معتبر) می توانستم در مرکز تحقیقات طرح بگذرانم)وی بیان داشت امتحان تخصص امسال در تاریخ ۵ اردیبهشت برگزار شدکه نتایج اولیه آن اواسط خرداد ماه اعلام شد حدود یک هفته فرصت انتخاب رشته داشتیم که بنده به علت رتبه خوبی که داشتم شانس قبولی در همه رشته ها را داشتم روز ۲۸ تیر نیز نتیجه نهایی را اعلام کردند که در رشته چشم پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران پذیرفته شدم.دکتر اسدی در خصوص علت انتخاب تخصص چشم پزشکی گفت: در مورد علت انتخاب رشته چشم پزشکی ۱) علاقه شخصی خودم بود ۲)با توجه به تعداد کمی که در این رشته می پذیرند وهمچنین نداشتن کشیک های سنگین ۳)به علت نبود چشم پزشک بومی وحتی کمبود چشم پزشک غیر بومی در استان ودانشگاه ۴)و به علت راهنمایی های برادرم آقای دکتر مجید اسدی،که اصولا کمبود های استان برای ایشان خیلی مهم است و به تمامی دانشجویانش گوشزد می کند، این رشته را انتخاب کردم لازم است یادآوری کنم قبولی در چشم پزشکی بسیار سخت است ،بعد از چشم ، رشته رادیولوژی و بعد از آن هم پوست را انتخاب کرده بودم.دکتر مهسان اسدی با یادآوری کمک های برادرش(دکتر مجید اسدی) در خصوص مشوقینش اظهار داشت در مورد اساتیدم الگوومشوق من در تمام مراحل تحصیل و زندگی ام برادرم(آقای دکتر مجید اسدی) می باشد هرچند من هیچ وقت قابل قیاس با برادرم نیستم ونخواهم بود ، ایشان واقعا یک دانشمند ونخبه بین المللی هستندوشاید روزی نباشد که افتخاری نیافریده باشد ،برادرم پشتکار عجیبی دارند امکان ندارد چند ساعت در روزبا تمام مشغله ایی که دارند به نگاشتن مقاله و کار تحقیقاتی اختصاص ندهد،ایشان نه فقط یک برادر بلکه خیلی فراتر از آن برای من بودند وخواهند بودوی در خصوص تاثیر پذیری از دکتر مجید اسدی گفت: دکتر اسدی به قول خودشان دلخوشی اش کاری جدید در هر روز است. در بعضی هفته ها، ۳-۴ مقاله هم در مجلات بسیار معتبر چاپ می کنند .ایشان بعضی کارهایشان را با دانشگاههای برتر دنیا مثل هاروارد و استانفورد به طور مشترک دنبال می کند و مسولیت های مهم بین المللی در آمریکا و اروپا دارند که حتی من هم بعضی از آنها نمیدانم. در صحبت های برادرم در جمع خانواده ایشان همیشه صحبت از درس و تحقیق و کارهایی که باعث پیشرفت می شود می باشد که خوب این خیلی بر روی اعضای خانواده تاثیر داشته است.مجید در صحبت هایش هیچوقت حرف از مقایسه با تهران و شیراز و یا داخل کشور نمی زند و همیشه بر مقایسه با بهترین ها در دنیا تاکید دارد.من همه موفقیت هایم را مدیون ایشان می دانم هرچند در کنارش که باشی فکر می کنی همیشه عقبیپژوهشگر برتر استان در سالهای ۸۶ و ۸۷ در ادامه در خصوص زحمات مادرش تصریح کرد: در مورد مادرم که نمیدانم چه باید بگویم و یا چطوراز ایشان تشکر کنم فقط می توانم یگویم هیچ وقت نمی توانم زحمت هایش را جبران کنم ولی همین که با قبولی ام باعث خوشحالی اش شدم واشک شوقش رادیدم خوشحالم ،انشالله که بتوانم همیشه خوشحالش کنم.وی در ادامه با گلایه از خانواده هایی که مانع ادامه تحصیل دخترانشان می شوند یاد آور شد جوانان ما در هر رشته ای که می توانند ادامه تحصیل دهند و خانواده ها از آنها پشتیبانی نمایند تا همه بتوانیم درتوسعه شهرمان سهیم باشیمبرگزیده آزمون تخصصی پزشکی کشور در سال ۹۲ در پایان گفت: حقیر این موفقیت را مدیون لطف پروردگار و معلمان واساتید ودر کل مردم خوب جم واستان بوشهر می دانم و خدمت به آنها را یک توفیق و وظیفه می دانم و از خانواده عزیزم که سختی های زیادی برای من کشیدند ممنونم و جا دارد از مسئولین محترم شهرستان جم ،اعضای محترم شورای شهر ،شهردار محترم،ریاست محترم مرکز بهداشت شهرستان وهمچنین تمام عزیزانی که با تبریک هایشان موجب خوشحالی ودلگرمی ام شدند تشکر نمایم./آوای جم

سه شنبه 18 آذر 1393 - 21:09
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
azadeh آفلاین



ارسال‌ها : 390
عضویت: 25 /4 /1391
تشکرها : 193
تشکر شده : 304
رشته پزشکی
دختر با اراده علیرغم مرگ مادرش در شب کنکور، در رشته پزشکی دانشگاه تهران قبول شد

دیر یا زود کسانی برنده می شوند که تصور می کنند ، می توانند برنده شوند. پریناز حسینی علیرغم درگذشت مادرش در یک روز مانده به برگزاری کنکور سراسری سال گذشته موفق به کسب رتبه 43 کنکور شده است. روحیه این دختر جوان و موفقیت خیره کننده او باعث شده است تا نشریه فرهنگی و آموزشی دانشگاه ، مصاحبه ای اختصاصی با او داشته باشد. پریناز اکنون دانشجوی سال دوم رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران است.


پریناز از اینکه در این مصاحبه شرکت کرده ای از تو سپاسگزارم.
من هم از حسن توجه شما سپاسگزارم .

پریناز از آن اتفاق غم انگیز بگو ؟ آیا درگذشت مادرت آنهم درست یک روز قبل از شرکت در آزمون سراسری، بصورت ناگهانی رخ داد یا او بیماری خاصی داشت؟
ایشان مدتها بود که از بیماری قلبی رنج می برد. درست یک هفته مانده به کنکور سراسری جراحی سختی بر روی قلب وی انجام شده بود . بعد از انجام عمل، پزشکانش به ما گفتند که جراحی با موفقیت انجام شده و حال او رو به بهبودی است. اما یکروز مانده به کنکور حال مادرم رو به وخامت گذاشت و عصر همانروز بود که او به رحمت خدا رفت.

یعنی در لحظاتی که نیاز به آرامش روحی داشتی تا خودت را برای شرکت در آزمون روز بعد آماده کتی، شاهد مرگ یکی از عزیزانت بودی؟
بله همینطور است. من در لحظه ای که مادرم به رحمت خدا رفت، در کنارش بودم . هیچگاه آن لحظه از ذهنم پاک نمی شود. من و تنها خواهرم که دانشجوی رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر است، یکدیگر را در آغوش گرفته بودیم و به شدت می گریستیم. پدرم هم مات و مبهوت به جسد بی روح مادرم خیره شده بود و بگونه ای عاشقانه به او نگاه می کرد.

چگونه با آن حال روحی بدی که داشتی، تصمیم گرفتی که فردای آنروز در کنکور سراسری شرکت کنی؟
خب من علیرغم اینکه از سال سوم، تحت هدایت مدبرانه دکترسیناتهرانی مشاور خوبم برای موفقیت در کنکور و کسب رتبه تک رقمی زحمت کشیده بودم اما با مرگ مادر عزیزم دیگر قادر نبودم به شرکت در آزمون فکر کنم.

اما تو سرانجام روز بعد در کنکور شرکت کردی!
بله هنوزم هم وقتی به آن روزها فکر می کنم ، می بینم که شرکت من در کنکور یک معجزه بود. احساس می کنم خواست خدا بود که یک کسی مثل آقای تهرانی را در سر راه زندگی من قرار داد تا در آن شرایط سخت و دردناک خودم را نبازم و تصمیم عاقلانه ای بگیرم.
آنروز آقای تهرانی با من تماس گرفتند تا مطابق روال آنروزها که هر روز چند دقیقه ای با شاگردانش صحبت می کرد و به آنها آرامش می داد ، جویای وضعیت روحی من نیز بشود. ضمن آنکه ایشان از چند روز قبل می دانستند که مادرم قرار است جراحی قلب داشته باشند و لذا حساسیت خاصی بر روی وضعیت روحی من داشتند.
در آن ساعات، به قدری شرایط روحی من بهم ریخته بود که قادر به صحبت کردن با ایشان نشدم ، به همین خاطر همسر خواهرم گوشی مرا جواب داد و خبر فوت مادرم را به جناب سیناتهرانی دادند.
ساعاتی بعد هم ایشان در بیمارستان حاضر شدند و در یک حرکت هوشمندانه و عجیب مرا مجاب کردند که در کنکور شرکت کنم.


مگر ایشان چه کردند؟
من با دیدن آقای تهرانی بر شدت گریه هایم افزودم ، چون همانند سایر شاگردانش، ایشان را نه تنها یک مشاور خوب ، بلکه یک استاد و دوست بسیار خوب می دیدم که هرگاه مشکلی داشتم با وی در میان می گذاشتم. وقتی ایشان گریه های مرا دیدند، دقایقی سکوت کردند و سپس مرا به اتاقی بردند که مادرم در آن آرمیده بود.
آقای تهرانی پارچه سفیدی که روی جسد مادرم کشیده شده بود را از روی صورت وی به کناری زدند و گفتند: نگاه کن پریناز ، می بینی ! مادرت خیلی آسوده خوابیده است !!! زیرا او مطمئن است که تو به قولی که به او داده ای عمل خواهی کرد!
ایشان ادامه دادند: مگر تو به مادرت قول نداده بودی که یک متخصص قلب موفق بشوی و قلب مادران دیگر را معالجه کنی؟
صحبتهای آقای دکتر برایم خیلی عجیب بود چون تنها مادرم از قولی که به او داده بودم مطلع بود. آقای دکتر بگونه ای صحبت می کرد که انگار با روح مادرم در حال صحبت کردن است. لحظات معنوی عجیبی بود. احساس می کردم مادرم زنده شده و به من می گوید: پریناز ! دخترم! من روی قول تو حساب کرده ام.
آقای دکتر گفتند: پریناز ! یادت هست مادرت چقدر پیگیر درسهایت بود ؟ او می خواست تا تو دختر موفقی بشوی. اکنون نیز روح او منتظر است ببیند تو می خواهی چکار کنی؟ حال نوبت توست که خودت را نشان دهی و با قبولی در رشته پزشکی روح مادرت را شاد کنی .
مطمئن باش اگر تو پزشک خوب و موفقی بشوی و قلب مادران دیگر را معالجه کنی، ثوابش برای مادر خودت نیز منظور می شود و چه ثوابی بالاتر از اینکه با کار عاشقانه ات مادرت را شاد کنی و جایگاه او را در جهان اخروی ارتقا دهی. از طرفی این ضایعه به اندازه کافی برای تو و خانواده ات دردناک است و تو می توانی با کسب یک رتبه خوب و عمل کردن به قولت، تا حد زیادی از سنگینی این بار عظیم بکاهی!
صحبتهای آقای دکتر که خودشان نیز انسان موفقی هستند، مانند همیشه اثر مثبت و سازنده خود را بر روی من گذاشت و من تصمیم گرفتم تا روز بعد در کنکور سراسری شرکت کنم.

حرکت مشاورت خیلی هوشمندانه و به موقع بود ، اما باید اعتراف کنم که واقعاً سخت است که با آن شرایط روحی بتوان در سر جلسه آزمونی به آن مهمی که تمرکز و آرامش درونی زیادی می خواهد، شرکت کرد. تو در آن وضعیت چگونه بودی؟ آیا درگذشت غمبار مادر ،مدام در ذهنت مرور نمی شد؟
شاید باور نکنید اما برای خودم هم عجیب بود. با آن کار هوشمندانه ای که مشاور عزیزم کرده بود، تنها به شاد کردن ایشان، خانواده و روح مادرم فکر می کردم . من احساس می کردم مادرم زنده است و منتظر است تا من به قولم عمل کنم. خوشبختانه تا انتهای وقت آزمون ، آن روحیه مبارزه طلبی و موفقیت را در خودم حفظ کردم و وقتی از سرجلسه بیرون آمدم به پدرم که روز قبل با تأیید صحبتهای دکتر تهرانی مرا به شرکت در آزمون تشویق کرده بود، گفتم که از آزمونی که داده ام خیلی راضی هستم.

خودت انتظار چه رتبه ای را داشتی ؟ آیا از رتبه ات راضی هستی؟
علیرغم آن وضعیت روحی که برایم پیش آمده بود ، انتظار رتبه تک رقمی را داشتم ، اما با همین رتبه 43 نیز به هدف اصلی ام که همان پزشکی دانشگاه تهران بود، دست یافتم و قلب مشاور عزیز، پدر، خواهر و نیز روح مادرم را شاد کردم.

به نظر خودت برای کسب یکی از رتبه های زیر 100 ، روزی چند ساعت باید درس خواند؟
آن اوایل که می خواستم برای کنکور درس بخوانم از دبیران و دانش آموزان می شنیدم که باید روزی 14 الی 15 ساعت در تابستان و روزهای تعطیل و در روزهای مدرسه نیز بدون احتساب ساعاتی که در مدرسه هستیم، بطور متوسط 8 ساعت درس خواند.
اما بعدها مشاورم گفت که اصلاً ذهنت را درگیر میزان ساعات مطالعه نکن و در این مورد نیز خودت را با هیچ کس ،حتی نفرات برتر کنکورهای سالهای قبل مقایسه نکن. مهم کیفیت مطالعه و برنامه ریزی هوشمندانه است که اهمیت بسیار زیادی دارد و میزان ساعات مطالعه نقش چندانی برای کسب رتبه های زیر 100 ندارد.
من خودم هم تقریباً بطور میانگین روزی 9 ساعت در روزهای تعطیل و روزی 6 ساعت در روزهایی که به مدرسه می رفتم درس میخواندم که به نظر مشاورم بسیار خوب و منطقی بود. البته به این نکته نیز باید اشاره کنم که لازم است تا هر کس بر مبنای توانایی های علمی، جسمی و روحی خود، میزان ساعات مطالعه اش را تعیین کند و پیشنهاد می کنم در این مورد حتماً از یک مشاور تحصیلی آگاه کمک بگیرد.

آیا تو عضو کانون فرهنگی آموزش یا همان قلمچی بوده‌ای؟ چون اسمت در فهرست رتبه های برتر کانون نیز درج شده است؟
من عضو کانون نبودم و از کلاس‌ها و پشتیبان‌های کانون هم استفاده نکردم؛ فقط سال سوم که بودم نماینده کانون به مدرسه مان آمد و یک پیش ثبت نام از بچه ها به عمل آورد و تبلیغات موسسه شان را به ما داد و رفت. ظاهراً آنها از همان پیش ثبت نام سوء استفاده کرده و نام مرا در فهرست رتبه های زیر صد شان اعلام کرده اند. بقول دوستم اگر کسی حتی یکی از کتابهای آنها را ورق زده باشد، اما با اراده و تلاش خودش موفق شده باشد ، بازهم آنها می خواهند موفقیت او را به نام خودشان ثبت کنند.
من هیچ معذوریتی برای خودم ندارم که بگویم بدون کمک دیگران در کنکور موفق شده ام و لذا صادقانه می گویم که جز بهره گیری از سیستم برنامه ریزی و مشاوره های دکتر تهرانی، در هیچ کلاس یا آزمون آموزشگاه یا موسسه کنکوری دیگری شرکت نکرده ام و برای یادگیری مفاهیم درسی از دبیران خوبم در مدرسه بهره می‌بردم. چون اساس کار مشاورم بر شرکت شاگردانش در کلاس های مدرسه و مطالعه کتب درسی استوار بود.

پس می خواهی بگویی سیستم برنامه ریزی کانون را قبول نداری؟
نه منظور من این نبود. من اطلاع چندانی از سیستم کاری آنها ندارم و به همین خاطر هرگز بخودم اجازه نمی دهم که روش کاری شان را زیر سوال ببرم. اما معتقدم موسسه ای به آن عظمت و گستردگی که انصافاً در بسیاری از موارد کتابهای کنکوری خیلی خوبی هم منتشر کرده، برای جذب مشتری راههای بهتری هم دارد و نیازی نیست با سوء استفاده از اسامی نفرات برتر کنکور، دیگران را نسبت به خود بدبین کند.

آیا تو خودت را یک نابغه یا تیزهوش می دانی؟
نخیر، من هرگز خودم را یک نابغه یا تیزهوش نمی دانم. من معتقدم ، این هوشمندانه زندگی کردن است که از یک فرد انسان موفقی می سازد وگرنه اینهمه انسان تیزهوش و نابغه در جهان وجود دارد که در زندگی شان موفقیت چندانی کسب نکرده اند. اما در عوض انسانهای معمولی بسیاری هستند که با درایت و هوشمندی خود به قله های رفیع موفقیت دست یافته اند.

روش درس خواندنت چگونه بود؟ آیا رسیدی تا همه کتابها را بصورت کامل بخوانی؟
خب من به روش سیستم عصبی سیبر که آقای تهرانی آموخته بود، مطالعه می کردم. مزیت این روش این بود که اولاً مطالعه ای با تمرکز بسیار بالا داشتم و ثانیاً خلاصه برداری بسیار خوبی از مطالب می کردم که باعث می شد هم عمق یادگیری و انتقال مطالب به نیمکره سمت راست مغزم بسیار بیشتر از روشهای سنتی و حتی جی 5 باشد و هم از مرورهای اضافی جلوگیری می شد.
بعد از مطالعه هم به روش تکنیک سایکو مطالب را به حافظه بلند مدتم می دادم. در طول هفته هم با حل مسائل تشریحی و زدن تستهای استاندارد از منابعی که مشاورم تعیین کرده بود ، قدرت و سرعت انتقال مطالب در زدن تست ها را بالا می بردم.
البته اینرا هم باید اضافه کنم که مشاورم برای خواندن هر درس یک روش منحصربفرد آموزش داده بود اما پایه و اساس همه آن روشها، همان سیستم عصبی سیبر بود.
با این روش در پایان اسفندماه موفق شدم همه درسها را یکبار بصورت کامل بخوانم و از روزهای ابتدایی فروردین نیز از روی برگه های خلاصه برداری ای که کرده بودم، همه درسها را یک بار بصورت کامل مرور کردم و در چند آزمون جامع هم شرکت کردم. از اواسط اردیبهشت ماه نیز به توصیه مشاورم یک سری تست هدفمند در هر درس زدم که به نظرم خیلی خوب بود.

آیا از تکنیک های تست زنی به روش معکوس و روشهای این چنینی نیز استفاده می کردی ؟
خب من از روش های تست زنی مشاورم که مبتنی بر مدیریت زمان و شناسایی تله های روانشناسان و طراحان سوالات کنکور بود استفاده می کردم ، با تمرین زیاد این روشها در طی ماههای قبل از کنکور، در آزمون سراسری توانستم با شناسایی تله های روانشناسان آزمون ، زمان خود را بخوبی مدیریت کنم و لذا خوشبختانه به سراغ روشهایی که ذکر کردید، نرفتم.
البته بهتر است از کسانی که رتبه شان بهتر از من شده است بپرسید شاید آنها اینکار را کرده باشند. هرچند بعید می دانم که کسی بخواهد طراحان حرفه ای سوالات کنکور را دست کم بگیرد و بجای درس خواندن و مطالعه صحیح کتب درسی به سراغ چنین روشهایی که مبتنی بر آزمون و خطاست ، برود.


فرآوری : فردا نیوز

سه شنبه 18 آذر 1393 - 21:09
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
azadeh آفلاین



ارسال‌ها : 390
عضویت: 25 /4 /1391
تشکرها : 193
تشکر شده : 304
رشته پزشکی
● رشته پزشکي از زبان رتبه‌ي 38 کنکور
آيدين باغباني اسکويي، دانشجوي رشته‌ي پزشکي دانشگاه علوم پزشکي شهيدبهشتي تهران، رتبه‌ي 38 منطقه‌ي 1 و رتبه‌ي 91 کشوري کنکور تجربي 90
- چرا اين رشته را انتخاب کرديد؟
دليل علاقه‌ي خود و ويژگي‌هايي را که در شما بوده و باعث به وجود آمدن اين علاقه شده توضيح دهيد. من از بچگي دوست داشتم بتوانم به مردم خدمت کنم و جان کسي را نجات بدهم. اين هدف سراسر وجودم را فراگرفته بود، به طوري که هميشه تصورم از آينده اين بود که صبح تا شب مشغول طبابت بوده و مي‌توانم به درد مردم بخورم. حتي تصور مي‌کردم که شب‌ها آرامش ندارم و دائم براي موارد اورژانسي احضار مي‌شوم! پدر و مادرم نيز همواره مشوق بنده بودند و با قوت قلب ايشان کم کم به خودم اعتماد پيدا کردم.
به خاطر اين علاقه همواره با پزشکان خانواده‌‌ام به بحث مي‌پرداختم و اين بحث‌ها علاقه‌ي مرا به پزشکي چندين برابر کرد. البته مي‌دانستم مسير اين رشته بسيار طولاني و پرزحمت است و خيلي‌ها به اين علت سعي مي‌کردند مرا منصرف کنند اما من چون به تلاش و پشتکار خودم اعتماد داشتم نظرم را تغيير ندادم. در انتخاب اين رشته بايد به اين نکته نيز توجه کرد که يک پزشک علي‌رغم نجات جان بسياري از مردم، در مقابل بسياري از مرگ‌ها و درمان‌هاي خطا نيز مسئول خواهد بود و بيمار مي‌تواند از او شکايت کند. پس بايد کاملاً مسئوليت‌پذير و دقيق بود.

2- آيا تصورتان از اين رشته قبل از دانشگاه، با شناختي که در اين چند سال تحصيل از آن به ‌دست آورده‌ايد، يکسان است؟
تصورم خيلي سطحي‌تر و کلي‌تر بود؛ اما اکنون که فقط يک مرحله از اين رشته را پشت سر گذاشته‌ام ديدگاهم بسيار فرق کرده است. رشته‌ي پزشکي بسيار حجيم‌تر و گسترده‌تر از آن چيزي بود که فکر مي‌کردم. من تصور مي‌کردم امکان اين وجود دارد که تمام ابعاد و درس‌هاي آن را به طور کامل بياموزم و هيچ نکته‌اي از آن باقي نماند اما اين گونه نيست. به علت حجم بسيار زياد درس‌ها حتي اگر مطلبي را ده بار هم خوانده باشيد باز هم اگر به طور تجربي و عملي آن را فرا نگيريد در خاطرتان نخواهد ماند. متأسفانه اين مشکل در دوران علوم پايه بيش‌تر به چشم مي‌خورد ولي در دوران باليني تا حدي حل مي‌شود. تصور ديگري که مرا هميشه نگران کرده بود اين بود که فکر مي‌کردم بايد تمام زندگي‌ام را وقف اين رشته کنم و فقط درس بخوانم در حالي که اين گونه نبود. با برنامه‌ريزي مي‌توان علاوه بر درس‌ خواندن، به زمينه‌ها و علايق ديگر نيز پرداخت. هيچ گاه فکر نکنيد که زندگي‌تان به تمامي وقف دانشگاه خواهد شد.

3- در مجموع آيا از انتخاب خود راضي هستيد؟
کاملاً راضي هستم و هيچ گاه از اين انتخاب پشيمان نشده‌ام. بعد از روبه‌رو شدن با درس‌هاي دانشگاه و آشنايي بيش‌تر با اين رشته علاقه‌ام زيادتر شد و نسبت به علوم پزشکي تشنه‌تر شدم. مثلاً در هر ترم واحدهاي بيش‌تري از ترم‌هاي بالا علاوه بر واحدهاي مربوط به آن ترم گرفتم و نهايتاً يک ترم جلوتر افتادم. از طرف ديگر در کلاس‌هاي اختياري تحقيق و پژوهش در حيطه‌ي پزشکي شرکت کردم. اگر کسي نسبت به انتخاب اين رشته کمي ترديد دارد (علاقه‌ي زيادي ندارد) يا بيش‌تر به فکر درآمد است بهتر است رشته‌هاي دندان‌پزشکي و داروسازي را انتخاب کند که آسان‌تر بوده و زودتر به نتيجه و درآمد مي‌رسد.

4- ويژگي‌هاي اين رشته و گرايشات آن را توضيح دهيد. شما کدام گرايش را انتخاب کرده يا خواهيد کرد و چرا؟
7 سال اول که براي همه يکسان و دوره‌ي عمومي است. بعد از اين دوره آزمون داده و بر اساس رتبه گرايش خود را مشخص خواهيم کرد. من به رشته‌ي جراحي مغز و اعصاب با وجود سختي و پيچيدگي آن، بسيار علاقه‌مندم؛ اما اين تصميم قطعي نيست. از امسال که به بيمارستان و بخش‌هاي مختلف خواهيم رفت با گرايش‌هاي گوناگون بيش‌تر آشنا خواهيم شد و جنبه‌ها و ابعاد آن‌ها را براي انتخاب، بهتر ارزيابي خواهيم کرد. ويژگي ديگري که من دارم اين است که هميشه دنبال سخت‌ترين و پرزحمت‌ترين رشته و گرايش هستم؛ گرايشي که کم‌تر کسي به خود جسارت انتخاب آن را مي‌دهد. هميشه مي‌گويم بايد دنبال آن چيزي باشم که مردم به آن نياز دارند ولي به علت پيچيدگي و سختي زياد، افراد کم‌تري در آن زمينه فعاليت دارند.

5- فرصت‌هاي شغلي رشته‌ي شما چيست؟
تا چه مرحله‌اي امکان ادامه‌ي تحصيل در اين رشته وجود دارد؟ بعد از فارغ‌التحصيلي مي‌توان در بيمارستان‌هاي خصوصي و دولتي فعاليت کرد. علاوه بر اين هر پزشک با کسب مجوز از وزارت بهداشت و درمان مي‌تواند در مطب خود به درمان بيماران بپردازد. دانشجويان نمونه و برتر آزمون‌هاي تخصصي مي‌توانند عضو هيئت‌علمي دانشگاه‌هاي کشور شوند و در بالين به دانشجويان پزشکي بياموزند.

6- چه درس‌هايي در اين رشته از اهميت بيش‌تري برخوردار هستند و ضرورت دارد دانش‌آموز زمينه‌ي آموزشي خوبي در آن درس داشته باشد؟
به نظر من همه‌ي درس‌هاي اختصاصي براي يک پزشک موفق لازم و ضروري است. به هيچ درسي نبايد بي‌توجهي کرد. مهم‌ترين درس‌هاي دوران علوم پايه فيزيولوژي، آناتومي و ايمونولوژي است. در بالين نيز تک تک درس‌ها اهميت بسياري دارند و هيچ کدام کم‌اهميت نيستند.

7- توانمندي‌هاي لازم براي موفقيت در اين رشته‌ي دانشگاهي چيست؟
علاقه‌ي شديد و پشتکار! پزشکي رشته‌ي سختي نيست ولي حجيم است؛ يعني اگر دانشجو براي درس‌هاي آن وقت بگذارد حتماً از پسشان برمي‌آيد و نتيجه مي‌گيرد؛ زيرا مطلب مبهمي در آن نيست. اين رشته انگيزه و اراده‌ي زيادي مي‌طلبد. البته فقط علاقه کارساز نخواهد بود زيرا دانشجو ممکن است بعداً به علت طولاني بودن مسير از آن خسته شده و دانشگاه را رها کند. من بسياري از دانشجويان را مي‌شناسم که در کنکور رتبه‌ي خوبي کسب کرده بودند اما در دانشگاه موفق نشدند ؛ اما در کنار آن‌ها افرادي هم بودند که رفته رفته وضع درسي‌شان بهبود يافت و توانستند در امتحان تخصص رتبه‌ي زير 10 کسب کنند! کسي که مي‌خواهد پزشک موفقي شود بايد صبور باشد و با حرف ديگران و حاشيه‌ها کاري نداشته باشد. مسير طولاني است اما فوق‌العاده ارزشمند است. اگر به توانايي‌هاي‌تان اعتماد داريد با خيال راحت مي‌توانيد پزشکي بخوانيد.

منبع:http://migna.ir

سه شنبه 18 آذر 1393 - 21:09
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :

شرکت مجازی در کلاس و همایش های مشاوره کنکور استاد افشار www.alirezael.ir وقت مشاوره تلفنی کنکور با استاد علیرضا افشار پیامک " وقت مشاوره " بدین به : 09358960503
Powered by Tem98 | Copyright © 2009 Rozblog Group